The Mandalorian

The Mandalorian

Download Farsi Persian Subtitle

Season 2

Release info

The Mandalorian S02E02 Chapter 10 The Passenger [1080p x265 10bit Joy]
The Mandalorian S02E02 Chapter 10 The Passenger 2160p WEB-DL DDP5 1 Atmos x265-MZABI
A Commentary by MorgotH
تشکر از مترجمین عزیز .. من با نسخه ذکرشده هماهنگ کردم .. 00:39:32

Tags

Web-DL
web-dl
web
WEB-DL
x265
Published on: 2020-11-10
Downloads: 232
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 104 lines.

« ...آنچه در مندلوری گذشت »

‫بهم گفتن تو می‌دونی كجا ‫میشه مندلوری‌های دیگه رو پیدا كرد

‫بیخیال. زشته بلافاصله بریم سراغ بحثِ كاری

‫خیلی‌خب، وایسا! ‫بهت میگم كجاست

‫تو شهرِ موس‌پلگو. ‫به گاترا قسم می‌خورم

‫داشتم از نگرانی واسه ‫این كوچولو سكته می‌كردم

‫كمكت رو لازم دارم. ‫موس‌پلگو كجاست؟

‫چیزِ زیادی توش نیست. ‫فقط یه سكونتگاه معدنیِ درب و داغونه.

‫زره رو از كجا آوردی؟

‫از چندتا جاوا خریدمش

‫بده‌اش به من

‫ببین رفیق، مطمئنم جایی كه ازش اومدی ‫به همه امر و نهی می‌كنی،

‫ولی اینجا، من كسی هستم ‫كه به بقیه میگم چیكار كنن

‫كمكم كن بكُشمش تا زره رو بهت بدم

‫اون اژدهای كریاته. ‫خیلی بزرگ‌تر از اونیه كه فكر می‌كردم.

‫این كاملاً حقتـه. ممنون

« زیرنویس از علی اکبر دوست دار و آرین » :. Ali 99 & Cardinal .:

‫بچه رو بردار!

‫وایسا! به بچه صدمه نزن

‫اگه یه مو از سرش كم بشه،

‫زیر سنگم كه قایم بشی پیدات می‌كنم

‫می‌تونیم توافق كنیم. ‫بین این آهن‌پاره‌ها چیزای باارزشِ زیادی هست

‫هر چی می‌خوای انتخاب كن

‫ولی بچه رو ول كن

‫باشه

‫بیا. مال تو

‫برش دار

‫چیزی نیست

‫خوبی؟

« قسمت ۱۰: مسافر »

‫نمی‌دونم. انگار یكی دست خالی برمی‌گرده خونه

‫بالأخره یه مندلوری پیدا كردی و كُشتیش؟

‫طرف مندلوری نبود. ‫ولی زره‌ش رو ازش خریدم

‫- چقدر پات آب خورد؟ ‫- واسه‌ش اژدهای كریات رو كُشتم

‫همه‌ش همین؟

‫آخرین سرنخی كه برای گیر آوردن ‫بقیۀ مندلوری‌ها داشتم همون بود

‫باشه. خب، احتمالاً شانست زده

‫دكتر مندیبل میگه می‌تونه تو رو ،‫با یكی كه می‌تونه كمكت كنه، آشنا كنه

‫البته اگه پول این دورش ‫رو بهش بدی. اینو گفت

‫چنده؟

‫- ۵۰۰۰ تا ‫- ریسكش خیلی بالاست

‫آهای، اون رو نوارِ بُرده

‫پولِ رو میز جوره؟

‫دست برنده! رد كن بیاد، بدقواره!

‫به خیالم گفتی رو نوار بُرده

‫گریه نكن. آهنت زنگ می‌زنه ها

‫خیلی‌خب. میگه رابطش توی آشیانه ‫باهات ملاقات می‌كنه

‫بهت میگه كجا می‌تونی ‫چند تا مندلوری پیدا كنی

‫همینو می‌خواستی دیگه، آره؟

‫- آره ‫- باشه بابا، زانوی غم بغل نگیر

‫از همه مهم‌تر، گوشت اژدها نیاوردی؟

‫بهتره كرمك نداشته باشه. ‫از كرمك خوشم نمیاد

‫آهای، تردول، زیادی سرخش نكن. ‫دوست دارم نیم‌پز باشه!

‫محض رضای خدا، من كه رودین نیستم

‫خیلی‌خب، قرارمون اینه

‫یه پناهگاه مندلوری همین نزدیكی‌هاست. ‫توی همین بخش، یه منظومه عقب‌تر

‫همون‌هایین كه از نوارو رفتن؟

‫نمی‌دونم. فقط می‌دونم رابطـه ‫تو رو می‌بره پیش‌شون

‫- چقدر خرج برمی‌داره؟ ‫- خب، خبر خوب همینه. هیچی

‫البته به جز اجرت من كه پیداش كردم

‫- خبر بد چیه؟ ‫- هیچی. خبر بد نداریم

‫باشه

‫ولی، می‌خواد یه كاری براش بكنی

‫- چی؟ ‫- رابط می‌خواد بره اون منظومه

‫- تضمینش می‌كنی؟ ‫- با جونم

‫- باشه ‫- و...

‫با سرعت اَبرنور نرو

‫می‌خوای با سرعت زیرنور حركت كنم؟ ‫قرارمون منحلـه

‫فقط یه بخش اونورتره

‫سرعت تنها چیزیـه كه منو در امان نگه داشته

‫شرایط خاصیـه

‫منظورت از «خاص» چیه؟

‫- من راننده تاكسی نیستم ها ‫- می‌دونم، می‌دونم، متوجهم

‫ولی می‌تونم تضمینش كنم

‫محموله‌ش چیه؟

‫تخم‌هاشه. باید ایكوناكس ‫تخم‌هاش رو بارور كنه

‫وگرنه نسلش منقرض میشه. ‫اگر با سرعت اَبرنور بری، می‌میرن

‫گفت كه همسرش توی قمر آبیِ ترسك

‫توی منظومۀ گازی كُل آیبن مستقر شده

‫- تمام اینا رو گفت؟ ‫- تعبیر خودم بود

‫مطمئنـه مندلوری‌ها اونجان؟

‫گفت همسرش اونجا دیدت‌شون

‫همسرش رو می‌شناسی؟

‫نه. ۱۰ دقیقه قبل از اینكه بیای ‫باهاش آشنا شدم

‫خیال كردم گفتی با جونت تضمینش می‌كنی

‫والا شناختم از آدم‌ها خیلی خوبه

‫خب، محكم سر جات بشین

‫مسافرت با سرعت زیرنور ‫این روزها یه خرده خطرناكه

‫چه دزدها بگیرنت، چه جنگ‌سالارها،

‫یا یه پول قلمبه‌ای ازت می‌كَنن ‫یا سفینه‌ت رو از چنگت در میارن

‫من زبونت رو بلد نیستم. زبون هاتیزی بلدی؟

‫خب، میرم بخوابم. ‫مسیر رو تنظیم كردم

‫یه مدت طول می‌كِشه. ‫پیشنهاد می‌كنم یكم استراحت كنی

‫بچه؟

‫نه، نه، نه!

‫این غذا نیست. دیگه این كارو نكن

‫وقت چُرته

‫ریزور كرست، اِم-۱۱۱. ‫جواب بده، ریزور كرست. دریافت می‌كنی؟

‫ریزور كرست صحبت می‌كنه. ‫مشكلی پیش اومده؟

‫متوجه شدیم كه پاسخگرت سیگنالی نمی‌فرسته

‫آره، از نیروهای باقی‌ماندۀ قبل از امپراطوریم

‫ملزم به سیگنال دادن نیستم

‫اون مال قبلاً بود. این بخش الان ‫تحت حاكمیت جمهوری جدیده

تمام سفینه‌ها مؤظفن سیگنال بدن

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left