The first 104 lines.
« ...آنچه در مندلوری گذشت »
بهم گفتن تو میدونی كجا میشه مندلوریهای دیگه رو پیدا كرد
بیخیال. زشته بلافاصله بریم سراغ بحثِ كاری
خیلیخب، وایسا! بهت میگم كجاست
تو شهرِ موسپلگو. به گاترا قسم میخورم
داشتم از نگرانی واسه این كوچولو سكته میكردم
كمكت رو لازم دارم. موسپلگو كجاست؟
چیزِ زیادی توش نیست. فقط یه سكونتگاه معدنیِ درب و داغونه.
زره رو از كجا آوردی؟
از چندتا جاوا خریدمش
بدهاش به من
ببین رفیق، مطمئنم جایی كه ازش اومدی به همه امر و نهی میكنی،
ولی اینجا، من كسی هستم كه به بقیه میگم چیكار كنن
كمكم كن بكُشمش تا زره رو بهت بدم
اون اژدهای كریاته. خیلی بزرگتر از اونیه كه فكر میكردم.
این كاملاً حقتـه. ممنون
« زیرنویس از علی اکبر دوست دار و آرین » :. Ali 99 & Cardinal .:
بچه رو بردار!
وایسا! به بچه صدمه نزن
اگه یه مو از سرش كم بشه،
زیر سنگم كه قایم بشی پیدات میكنم
میتونیم توافق كنیم. بین این آهنپارهها چیزای باارزشِ زیادی هست
هر چی میخوای انتخاب كن
ولی بچه رو ول كن
باشه
بیا. مال تو
برش دار
چیزی نیست
خوبی؟
« قسمت ۱۰: مسافر »
نمیدونم. انگار یكی دست خالی برمیگرده خونه
بالأخره یه مندلوری پیدا كردی و كُشتیش؟
طرف مندلوری نبود. ولی زرهش رو ازش خریدم
- چقدر پات آب خورد؟ - واسهش اژدهای كریات رو كُشتم
همهش همین؟
آخرین سرنخی كه برای گیر آوردن بقیۀ مندلوریها داشتم همون بود
باشه. خب، احتمالاً شانست زده
دكتر مندیبل میگه میتونه تو رو ،با یكی كه میتونه كمكت كنه، آشنا كنه
البته اگه پول این دورش رو بهش بدی. اینو گفت
چنده؟
- ۵۰۰۰ تا - ریسكش خیلی بالاست
آهای، اون رو نوارِ بُرده
پولِ رو میز جوره؟
دست برنده! رد كن بیاد، بدقواره!
به خیالم گفتی رو نوار بُرده
گریه نكن. آهنت زنگ میزنه ها
خیلیخب. میگه رابطش توی آشیانه باهات ملاقات میكنه
بهت میگه كجا میتونی چند تا مندلوری پیدا كنی
همینو میخواستی دیگه، آره؟
- آره - باشه بابا، زانوی غم بغل نگیر
از همه مهمتر، گوشت اژدها نیاوردی؟
بهتره كرمك نداشته باشه. از كرمك خوشم نمیاد
آهای، تردول، زیادی سرخش نكن. دوست دارم نیمپز باشه!
محض رضای خدا، من كه رودین نیستم
خیلیخب، قرارمون اینه
یه پناهگاه مندلوری همین نزدیكیهاست. توی همین بخش، یه منظومه عقبتر
همونهایین كه از نوارو رفتن؟
نمیدونم. فقط میدونم رابطـه تو رو میبره پیششون
- چقدر خرج برمیداره؟ - خب، خبر خوب همینه. هیچی
البته به جز اجرت من كه پیداش كردم
- خبر بد چیه؟ - هیچی. خبر بد نداریم
باشه
ولی، میخواد یه كاری براش بكنی
- چی؟ - رابط میخواد بره اون منظومه
- تضمینش میكنی؟ - با جونم
- باشه - و...
با سرعت اَبرنور نرو
میخوای با سرعت زیرنور حركت كنم؟ قرارمون منحلـه
فقط یه بخش اونورتره
سرعت تنها چیزیـه كه منو در امان نگه داشته
شرایط خاصیـه
منظورت از «خاص» چیه؟
- من راننده تاكسی نیستم ها - میدونم، میدونم، متوجهم
ولی میتونم تضمینش كنم
محمولهش چیه؟
تخمهاشه. باید ایكوناكس تخمهاش رو بارور كنه
وگرنه نسلش منقرض میشه. اگر با سرعت اَبرنور بری، میمیرن
گفت كه همسرش توی قمر آبیِ ترسك
توی منظومۀ گازی كُل آیبن مستقر شده
- تمام اینا رو گفت؟ - تعبیر خودم بود
مطمئنـه مندلوریها اونجان؟
گفت همسرش اونجا دیدتشون
همسرش رو میشناسی؟
نه. ۱۰ دقیقه قبل از اینكه بیای باهاش آشنا شدم
خیال كردم گفتی با جونت تضمینش میكنی
والا شناختم از آدمها خیلی خوبه
خب، محكم سر جات بشین
مسافرت با سرعت زیرنور این روزها یه خرده خطرناكه
چه دزدها بگیرنت، چه جنگسالارها،
یا یه پول قلمبهای ازت میكَنن یا سفینهت رو از چنگت در میارن
من زبونت رو بلد نیستم. زبون هاتیزی بلدی؟
خب، میرم بخوابم. مسیر رو تنظیم كردم
یه مدت طول میكِشه. پیشنهاد میكنم یكم استراحت كنی
بچه؟
نه، نه، نه!
این غذا نیست. دیگه این كارو نكن
وقت چُرته
ریزور كرست، اِم-۱۱۱. جواب بده، ریزور كرست. دریافت میكنی؟
ریزور كرست صحبت میكنه. مشكلی پیش اومده؟
متوجه شدیم كه پاسخگرت سیگنالی نمیفرسته
آره، از نیروهای باقیماندۀ قبل از امپراطوریم
ملزم به سیگنال دادن نیستم
اون مال قبلاً بود. این بخش الان تحت حاكمیت جمهوری جدیده
تمام سفینهها مؤظفن سیگنال بدن
No comments yet. Be the first to leave one.