The first 200 lines.
ترجمه و زیرنویس از مرتضی ریواز و محمد ریواز
،"خیلیخب، "نیک
.داریم به آخر کار نزدیک میشیم
اما حالا داریم وارد یک بخش جدید میشیم
چیزی که بهش میگن .«تفسیر جمله»
متوجهی این شدی؟
میدونی تفسیر یک جمله چه معنایی داری؟
.نه
فقط یک کلمهی شیک برای
اینه که بگی کلمات چه معنایی برای تو دارن
.خیلیخب - .خیلیخب -
،و چیزی که اینها هستن
اینها عبارات رایجی هستن که مردم
.گاهیاوقات میگن
ممکنه در خیابان این عبارات رو بشنوی
،ممکنه در تلویزیون دیده باشیشون
،آه، شاید یک دوست
.شاید مادربزرگت
خب پس، من چندتایی از اون عبارات رو برای تو میخونم، خیلیخب؟
.خیلیخب - .بسیار خب -
،آه، اولین اینه
«جوجه هایت را قبل از آن که از تخم در بیایند نشمار»
،این چه معنایی برای تو داره این عبارت؟
جوجه هایت را قبل از آن که از تخم در بیایند نشمار»؟»
.جوجههات رو نشمار
.خیلیخب
داری روی برگه چی مینویسی؟
خب، دلیل اینکه من دارم از تو این سؤالات رو میپرسم اینه که
...چون من باید بنویسم
،میدونی ...پاسخها رو روی برگه بنویسم
،آره .اما حرف من همینه
چرا داری اینها رو روی برگه مینویسی؟
.خب، محض احتیاط که بعداً فراموشش نکنم
اما من خوشم نمیاد بعد از اینکه از جایی برم
.مردم درمورد من حرف بزنن
...من تو رو سرزنش نمیکنم. من .و من درمورد تو حرفی نمیزنم
.این فقط برای منـه .اینها یادداشتهای خود من هستن
.کسی جز من اونها رو نمیبینه
...از این خوشم نمیاد، ولی
.بسیار خب، این هم از یکی دیگه
"ماهی را هر وقت از آب بگیری تازهست"
این عبارت برای تو چه معنایی داره؟
قبلاً هیچوقت این رو شنیده بودی؟
نیک"؟"
خیلیخب، "نیک"، میدونی چیه؟
چرا از این بخش رد نشیم
و فقط وارد بخش بعدی نشیم؟
.بخش بعدش درواقع مفرحتره .آسانتره
.«بهش میگن «مقایسه کلمات
درباره دو کلمهست که بهظاهر بهم وابسته نیستن
و بعد تو چیزی که فکر میکنی رو میگی وقتی
کلمات رو با هم میشنوی. خیلیخب؟
خیلیخب
بسیار خب. اولی اینه
.گربه و موش
این تو رو به چه فکری وا میداره؟
.اونها از همدیگه خوششون نمیاد
درسته. اونها بهنوعی
دشمن همدیگه هستن، درسته؟
.من همین رو گفتم
...خیلیخب، آم
قیچی و قابلمه چطور؟
میتونی با هر دوی اونها به خودت صدمه بزنی
.خیلیخب
نمک و آب چطور؟
.ساحل
.ساحل
.این یه پاسخ خوبه
...آم
اشکال نداره، میتونیم برگردیم
به قیچی و قابلمه؟
...آم
وقتی گفتی ،میتونی به خودت صدمه برسونی
...چی بود منظورت چی بود؟
تو تا حالا فکر کردی به خودت صدمه بزنی؟
چرا به صدمه دیدن فکر کردی؟
،چون من به قابلمه دست زدم .و به دستم صدمه زدم
،اوه، خب .این کاملاً با عقل جور درمیاد
چه اتفاقی افتاد؟
بهخاطر داری این اتفاق برای چه زمانی بود؟
نمیخوای درمورد این حرف بزنی؟
من اونجا نشسته بودم و میخواستم غذا بخورم
،و اون شروع به داد زدن سر من کرد من رو هل میداد
و فقط به من میگفت نمیتونم غذا بخورم
این مادربزرگ تو بود که این حرفها رو زد؟
آره، و بعد .اون وسیله سمت من پرت کرد
اون طرف تو اشیاء پرت کرد؟ - .آره -
،بعد من قابلمه رو برداشتم .و سمت اون پرتش کردم
تو سمت مادربزرگت پرتش کردی؟
.سمت دیوار پرتش کردم
اوه، سعی نداشتی تا مادربزرگت رو بزنی؟
وقتی قابلمه رو پرت کردی خودت رو سوزوندی؟
نیک"؟"
نیک"، این خوبه که ما باید" درمورد این حرف بزنیم
این چیزهای خوبیه
.که ما داریم درموردش حرف میزنیم
ببخشید - تو "پیتر" هستی؟ -
بله، هستم. ما وسط یه جلسه هستیم. آهای؟
نیک"، داری چیکار میکنی؟"
ما اینجا وسط یهکاری هستیم
.وسط یه معاینه - !بجنب، بلند شو -
..."هی، "نیک"، "نیک - اون داره از من درمورد -
،وسایل، قابلمه سؤال میکنه
.و جوجه - !صبر کن، لطفاً -
خوشت میاومد اگه من تو رو به گریه میانداختم، هان؟
از این خوشت میاومد؟ - ...نه، خوشم نمیاومد. ولی -
به من گفتن که باید اینکار رو بکنم
!بلند شو. بریم. بریم
...اما اون درموردم نوشت !اون همهچیز من رو داره
!پس اون زهرماری رو پاره کن
.این کار منـه این متعلق به منـه، خیلیخب؟
،اوه ."شرم بر تو، "کانی
شرم بر من؟ شرم بر تو - .تو کمکی نمیکنی -
!شرم بر تو
.بجنب - ،جنیس"، لطفاً" -
میتونی فوراً "مارک" و "متیو" رو بفرستی؟
این چیزیـه که تو فکر میکنی هستی؟
چی؟
.یا خدا
...متأسفم. فقط مادربزرگ گفت که
دیگه نمیخوام درمورد مادربزرگ بشنوم، خب؟
"گوربابای مادربزرگ، "نیکی
.فقط تو و من هستیم من دوست تو هستم، خب؟
دوستت دارم، خب؟
|| خوش دوران ||
.بس کن. بس کن .انقدر دستکاریش نکن
نفر بعد؟
.هیچ حرفی نزن. زنگ هشداری رو به صدا درنیار .این یک سرقته
من میخوام 65 هزار دلار بدون هیچ ...مشکلی در این کیف گذاشته بشه. مطمئن شو که پول
!این همهی چیزیـه که دارم !سیاستکاریـه
ما مسلح هستیم !بقیهی پول رو فوراً بیار
درمورد چی فکر میکنی؟
.هیچی
.تقریباً تمومـه
.آرام بمون
.نه، نه. بدون دویدن
.هی
.ماسک - چشه؟ -
.ماسک .میخوام درش بیارم
هان؟ - .میخوام ماسک رو در بیارم -
.تا دو دقیقهی دیگه درش میاریم .دو دقیقه
،کار دیگه تموم شد .و همهچی کاملاً روبراهـه
!"نیک"! "نیک"
کجا؟ - پایین این کوچه -
.کمکم پیرآهنت رو در بیار
.در نمیاد
.در نمیاد
!کانی"، کمک! کمک" .نمیتونم نفس بکشم
.نمیتونم نفس بکشم
یادته چطوری ماسک رو سر کردیم؟
انگشتها رو ببر زیر پوست .و بیارش بالا
!بکشش بالا. بکشش بالا
!بکشش بالا، بکشش بالا !بکشش بالا
.تو خیلی باورنکردنی بودی
.تو باورنکردنی بودی فهمیدی؟
.آره - .جدی میگم -
فکر میکنی میتونستم اینکار رو بکنم
بدون اینکه تو کنارم ایستاده باشی، قوی؟
.نه
حسش کردی، "نیک"؟
تو هم حالا بهاندازهی حس خوشی که من دارم احساس خوشی میکنی؟
.آره، من سردمه - سردته؟ -
.آره - .هی، گورباباش -
.بریم به «ویرجینیا»، پسر - .خیلیخب -
یعنی چی؟
.نیک"! "نیک"! بیا اینجا"
.پیش من بمون
اون کجا رفت؟
تو کجایی؟
اون کنار بانکـه؟
داری دور میزنی؟ .من توی تقاطع هستم
من توی تقاطعی هستم که تو من رو پیاده کردی
باید همینحالا برگردی اینجا
.من بیرون «مانگو ریکو» هستم
.آره، آره، آره، آره
اون اینجاست؟
.سوار ماشین شو - .آره -
.خیلی شرمندهام .پلیسها، اونها من رو از اینجا حرکت دادن
.نمیخواستن اونجا باشن - .غصهاش رو نخور -
.بریم
هنوز هم به اداره بندر میریم؟
،آره، هیچی عوض نشده .دقیقاً همون جا
میخوای نگهش داری؟
.آره. برام مهم نیست
اون صدای چی بود؟
چه غلطی کردی؟
.صورتم. صورتم
.صورتم، صورتم .صورتم داره میسوزه
.صورتم داره میسوزه - صورتت درحال سوختن نیست -
.صورتم داره میسوزه - .هی، به من نگاه کن، به من نگاه کن -
.کانی"، صورت من داره میسوزه" - .به من نگاه کن -
.صورتت درحال سوختن نیست .تو چیزیت نمیشه
.ببین، ببین، ببین
.صورتم
...صورتم، "کانی". صورت - .فقط نفس بکش. فقط نفس بکش -
داریم برای پیادهروی میریم؟ - .نه، نه -
فکر کنم بالا بیارم
.قرار نیست بالا بیاری. بجنب
.بالا میارم
.نه الان بهت چی گفتم؟
No comments yet. Be the first to leave one.