The first 136 lines.
We've always been this to free all the pain هميشه همين طور بوده ايم تا از درد فرار کنيم
We've always been this to free all the pain هميشه همين طور بوده ايم تا از درد فرار کنيم
benri benri banzai benri benri banzai !بي خيالي، بي خيالي، آره! بي خيالي، بي خيالي، آره
benri benri banzai ningen !بي خيالي، بي خيالي، آره! انسان
benri benri banzai benri benri banzai !بي خيالي، بي خيالي، آره! بي خيالي، بي خيالي، آره
benri benri banzai ningen !بي خيالي، بي خيالي، آره! انسان
hora biribiri ikarasu ka biribiri ikarasu ka !ببين، داره واست شاخ مي شه! شاخ مي شه
biribiri ikarasu ka ningen !شاخ مي شه! انسان
hora biribiri ikarasu ka biribiri ikarasu ka !ببين، داره واست شاخ مي شه! شاخ مي شه
biribiri ikarasu ka ningen !شاخ مي شه! انسان
WHAT'S UP fuanzai ippai hanzai kienai towa ni !چه خبره؟ اين همه نگراني، گناه هرگز پاک نمي شه
WHAT'S UP fuanzai ippai چه خبره؟ اين همه نگراني براي چيه؟
urami ni wana, dare daun کي گول شيطونو خورده؟
WHAT'S UP fuanzai ippai hanzai kienai towa ni !چه خبره؟ اين همه نگراني، گناه هرگز پاک نمي شه
WHAT'S UP fuanzai ippai چه خبره؟ اين همه نگراني براي چيه؟
HEY HEY ningen SUCKER !هي! هي! انسان پست
ah ningen ningen FUCKER !اي... اي مخلوق کثيف
HEY HEY ningen SUCKER !هي! هي! انسان پست
ah ningen ningen FUCKER !اي... اي مخلوق کثيف
HEY HEY ningen SUCKER !هي! هي! انسان پست
ah ningen ningen FUCKER !اي... اي مخلوق کثيف
HEY HEY ningen SUCKER !هي! هي! انسان پست
ah ningen ningen FUCKER !اي... اي مخلوق کثيف
HEY HEY ningen SUCKER !هي! هي! انسان پست
ah ningen ningen FUCKER !اي... اي مخلوق کثيف
HEY HEY ningen SUCKER !هي! هي! انسان پست
ah ningen ningen FUCKER !اي... اي مخلوق کثيف
HEY HEY ningen SUCKER !هي! هي! انسان پست
ah ningen ningen FUCKER !اي... اي مخلوق کثيف
HEY HEY ningen SUCKER !هي! هي! انسان پست
WHAT'S UP PEOPLE !چه خبره، جماعت؟
WHAT'S UP PEOPLE !چه خبره، جماعت؟
WHAT'S UP PEOPLE !چه خبره، جماعت؟
WHAT'S UP PEOPLE !چه خبره، جماعت؟
...از وقتي که اولين اسمو نوشتي
چقدر گذشته؟
.سي و پنج
.سي و شش
.سي و هفت
.سي و هشت
!سي و نه
!نيئر، پيروزي از آن منه
!چهل
جهاني نو
.نمرديم
!يک دقيقه گذشت... و ما هنوز زنده ايم
.بهتون گفتم که هيچ کس قرار نيست بميره
...چرا
!چرا نمي ميرن؟
!خ...خدا... من طبق فرامين شما عمل کردم
!لستر، جوآني، ميکامي رو بگيريد
.جوآني، دفترچه
.لطفا با چشم هاي خودتون ببنيد
،چهار اسم اول که به لاتين نوشته شدن .بدون شک، به اعضاي اس.پي.کي تعلق دارن
...و اسم تنها فردي که اينجا نوشته نشده
.ياگامي لايته
،ميکامي تو رو خدا خطاب کرد .و گفت که طبق فرامين تو عمل کرده
.ثابت شد
!پاپوش! اين يه پاپوشه
!اين پاپوشيه که نيئر برام دوخته تا منو گير بندازه
چطور ممکنه اسم شخصي تو دفترچه نوشته بشه و شخص نميره، عجيب نيست؟
!اين ثابت مي کنه که همه چي از پيش تعيين شده بوده
مگه بهت نگفتم که تو دفترچه دست بردم، و به هيچ وجه نمي ميريم؟
!نه... حقيقت نداره
.اشتباه مي کني
...غير قابل باوره
!اين يه تله ست! من اصلا اين مرد رو نمي شناسم
.لايت-کون، ديگه دير شده... نيئر پيروز شد
.و تو فرياد زدي پيروزي از آن منه
.اين خودش يه اعتراف محسوب مي شه
...لايت-کون
چرا؟
!برو... برو کنار
...ياگامي لايت
...ال
...کيرا
.تو شکست خوردي
...همين الان بود که گفتي پيروزي از آن منه
...اگرچه در اصل تو بايد پيروز مي شدي
.و من محکوم به شکست بودم
در تموم اين مدت، ما همون طور که ...تو پيش بيني کرده بودي، عمل کرديم
.و فقط تو دفترچه ي جعلي دست برديم
...اما، وقتي گفتم تو دفترچه دست بردم
.منظورم دفترچه ي واقعي هم بود
...تغيير کوچيکي تو دفترچه ي جعلي داده شده بود
.ولي دفترچه ي واقعي مخفيانه جايگزين شده بود
.دفترچه ي واقعي اينجاست
!ام...امکان نداره
...با همون قلمي که ميکامي استفاده کرده بود
...با همون دست خط
.ظاهر دفترچه، محتواش، همه چي شبيه به دفترچه ي واقعيه
.جوآني اينو تو يه شب برامون درست کرد
...و چون به اين دفترچه دست زدم
.قادرم شينيگامي رو ببينم
.شينيگامي-سان، از ديدنتون خوشوقتم
.من نيئر هستم
.از ديدنتون خوشوقتم
.من ريوک هستم
.داره با ريوک حرف مي زنه
.و اين يعني اينکه دفترچه ي واقعي دست اونه
.به نظر مياد چند برگ از دفترچه ي واقعي کم شده باشه
اگه اسم شخصي روي برگ پاره شده نوشته بشه، آيا شخص مي ميره؟
.بله، مي ميره
.فکرشو مي کردم
.به نظر مي رسه راههاي زيادي براي استفاده ازش وجود داره
...نمي دونم تا به حال چند نفر رو کشتي
.و يا چند بار ما رو فريب دادي
...ياگامي لايت
.تو کيرا هستي
...يعني کجا اشتباه کردم
امکان داره ميکامي منو فروخته باشه؟
.اشتباه مي کني
.همش به خاطر ملو بود
.تا حالا خودتم بايد فهميده باشي
!گفت ملو؟
.لطفا به اين صفحه خوب نگاه کن
!اسم تاکادا تو دفترچه نوشته شده
...اوني که تاکادا رو کشت من بودم
!و زمان اين يکي يه دقيقه بعد بود
...يعني امکان داره اون وقت ميکامي هم
.خدا، شما گفته بوديد که تحت نظر هستيد
...چون تاکادا در اون وضعيت بود
...وظيفه ي خودم دونستم که
احمق! بهت گفته بودم تا امروز !به هيچ وجه از دفترچه ي واقعي استفاده نکن
.درسته
بيست و ششم، بعد از شنيدن خبر .دزديده شدن تاکادا... ميکامي به بانک رفت
...براساس تحقيقات من
.ميکامي فقط بيست و پنجم هر ماه به بانک مي رفت
دو روز پشت سرهم رفتن به بانک، براي .آدم دقيقي مثل ميکامي عجيب به نظر ميومد
...تعقيبش کردم تا به قسمت امانات رسيد
.و همون لحظه بود که بهش مشکوک شدم
...تونستم خودمو به صندوق امانات برسونم
.و داخل صندوقچه... دفترچه ي واقعي وجود داشت
.اسم تاکادا هم داخلش نوشته شده بود
...ياگامي لايت
اگرچه تونستي تاکادا رو با يه ...تيکه کاغذ از دفترچه بکشي
No comments yet. Be the first to leave one.