The first 200 lines.
میای؟
ما روی اون لکه های خون تطابق دی ان ای پیدا کردیم
دخترت، کورا
دی ان ای اون روی کل پتو هستش
سوالاتی که متهم به قتل کورا تینتی رو احاطه کرده
تشدید شد
ورا، میتونی بفهمی که این قضیه
اصلا برات خوب به نظر نمیاد
من کسی رو نکشتم
منظورت دیگه س؟ تو کس دیگهای رو نکشتی
نمیخوام دیگه ادامه بدم
باید از خونه بری
به نظر وکیلم باید پیشنهادی که میدن رو قبول کنم
نه، فعلا کاری نکن
احتمالا یه سرنخ داشته باشم
این موضوعی که ازت شنیدم راجع به
گشتن دور و بر بورویک چیه؟
ترجمه از رضا حضرتی DeathStroke
911، مورد اورژانسیتون چیه؟
سلام، کمک لازم دارم
یه نفر تیر خورده
جاده هارن 4245
آقا؟
هنوز پشت خط هستین؟
راستش اینا رو واسمون خریدم که باهاش بریم تو آب
اینو که میدونی، نه؟
آره، این...
من اینجوری ازشون استفاده میکنم
حالت خوبه؟
بیشتر
هری؟ هری؟
هری؟
خدا لعنتش کنه
هری؟
باید میگفتی بس کنم
من خوبم
هی، چیزی نیست
چه مرگته؟
هیچی
چون این اتفاقی که الان افتاد... بیهوش شدنت...
این دیگه به کل یه چیز دیگهس
حداقل میتونستی باهام حرف بزنی
این فقط...
همیشه بهم پول ندادی
خیلی خب
وایسا
دیگه نمیخوام ادامه بدم
جدی میگم
بسه
کارمون تمومه
نه، باید کل جاده رو مسدود میکردی
از اون گوشه شروع کن
و باید به خبرنگارا هم بگی که نزدیک پمپ بنزین پارک کنن
- باشه - خب؟
خسته به نظر میرسی
توی ون قهوه داریم
بهت گفتم که اونو وارد این جریان نکنی
یه روز بعد از اینکه ازش بازجویی کردی
از نزدیک تیر میخوره
یکی هست که انگار داره نگران کورا تینتی میشه
اون زن مثل یه عنکبوت تو مغزت میمونه
بدترین بخشش اینه که از تو تغذیه میکنه
جداً...
یه فنجون قهوه بخور
با دیانای تو روی اون پتو
با اتهام قتل دوم بهت حمله میکنن
هنوز پیشنهاد دادستانی رو داری
من به چیزی اعتراف نمیکنم که یادم نمیاد
ببین، بدون یه اعتراف دادستانی هم باهام همکاری نمیکنه
و مگه اینکه چند تا مدرک جدید و خوب داشته باشیم
نمیتونیم دادخواستت رو تغییری بدیم و بری به دادگاه
به نظرم باید واقعبین باشیم و به همینی که داریم راضی باشیم
میخوام با کاراگاه آمبروس صحبت کنم
واقعاً فکر میکنی اون الان به نفعته؟
حداقل داره یه کاری میکنه
کورا، میخوام کمکت کنم
ولی کار زیادی از دستم برنمیاد
نمیدونم اون هدفش چیه
ولی سعی میکنم گزینههای واقعیای بهت پیشنهاد بدم
ببین، اگه چیزی لازم داشتی...
یه چیزی که بخونی، یا کسی که باهاش حرف بزنی...
زنگ بزن
یه کپسول گاز با یه دوربین امنیتی
پایین بلوک خونهی مقتول پیدا کردیم
میسون تینتی؟
یه کارمند سیستم تهویه و کولر یه نفرو میکشه
چوون زنش قبل از ازدواج با اون با یارو قرار میذاشته؟
جور در نمیاد
شاید محاسباتت بهتر از من باشه
سوم جولای 2012
کورا میره با جی دی لمبرت ملاقات کنه
کسی که اون زمان باهاش قرار میذاشته
ولی اون شب کلا خونه نمیاد
در واقع، تا دو ماه بعدش
در پنجم سپتامبر، دیده نشده
ولی در کلینیک ریورساید ولنس پیدا شده
و بعدش اون واحد پزشکی
با یه روانشناس کار میکنه
یادش میاد که با یه زن جوون آشنا میشه
مدلین بیچم
دوست دختر سابق جی دی
و الان پنج ساله که گم شده
و بعدش کورا یه چیزایی از اون جنگل رو یادش میاد
که ما رو به جسدی رسوند
که نزدیک کلاب بورویک پیدا شد
کلابی که سابقهای از اقدامات جنسی
با گروهی بزرگ داره
ولی هر چی اونجا براش اتفاق افتاده
به وسیله وکیل بورویک مخفی مونده
اون همون کسیه که از جی دی لمبرت دفاع کرد
و الان کمی بعد
جی دی لمبرت مرد
محاسبات اینه
تنها چیزی که شنیدم...
زنان گمشده
معتادهای مواد، اقدامات جنسی
و یه کلاب خصوصی بوده
ولی هیچکدوم درمورد سوالی که مهمه نیست
این سوال که چرا کورا تینتی
فرانکی بلمونت رو کشت؟
نمیدونم
کاش میتونستم یه شب توی بدنت زندگی کنم
کل شهرو با ماشین دور بزنم
کاش اینطوری بود ولی...
فکر نکنم سالم میآوردیم خونه
ولی شب به یادموندنیای میشد
بازم میخوای بری فلوریدا؟
معلومه که میخوام
هیچوقت درموردش حرف نمیزنی
دیگه پولی پس انداز نمیکنیم
این مدت یکم سرم شلوغ بود
آره
با جی دی و آلت کوچیکش
کوچیک نیست
من از کجا بدونم
خب شاید نمیخوام همهی جزئیات زندگی جنسیم رو
بهت بگم
الان دیگه زندگی جنسی هم داری؟
از سر درد دارم میمیرم
اگه میخوای نمیرم. میتونم بمونم
بمون
نه
خدایا، چقدر از شوبرت متنفرم
خوشت میاد؟
میخوای؟
آره
آره
ادامه بده
باید ازم بخوای
خواهش میکنم
خواهش میکنم، خواهش میکنم
کفشام کجان؟ قسم میخورم دیشب اینجا موند
مدی
داری چیکار میکنی؟
دنبال کفشام میگردم
بدون اونا نمیتونم برم خونه
بیا اینجا
بیا اینجا
فکر میکردم درموردش صحبت کردیم
حسادت نمیذاره به پتانسیلت برسی
تو بهتر از این حرفایی
همه توی این جریان باهمیم
مگه نه؟
این همون چیزیه که خودت گفتی
مگه نه؟
آره
میشه لطفاً یه لحظه من و کورا رو تنها بذاری؟
دو نفرو دیدم که با یه پونتیاک سیاه رفتن
بعدش رفتم داخل
جسدش رو کنار میز برش دیدم
دستگاهش هنوزم داشت کار میکرد
همینطوری وارد خونه شدی؟
میدونم که نباید میرفتم داخل ولی...
این یارو به پدرم حمله کرده بود، برای همین...
رفتی انتقام بگیری
نه
رفتم که بهش بگم...
عقب بکشه، والسلام
مسلح بودی؟
بله
هری، داری چیکار میکنی؟
دارم درختم رو آب میدم
داره بارون میاد
بهش نیاز دارن و کسی که بهش نمیرسید، برای همین...
پنج دقیقه دیگه میرم
نمیشه که هر وقت خواستی بیای
این درختها رو خودم کاشتم. نمیذارم خشک بشن
پس بذارشون تو ماشینت و ببرشون
دیگه ریشه گرفتن
نمیشه از زمین جداشون کرد
خب پس بد شد
تو تصمیم گرفتی که این کارو بکنیم
تقصیر اونا که نیست
برای همین دارم آبشون میدم
باید بری
همین حالا
عادلانه نیست
حق نداری که خودت تصمیم بگیری
No comments yet. Be the first to leave one.