French Girl

French Girl

Download Farsi Persian Subtitle

Release info

French Girl 2024 720p AMZN WEBRip 800MB x264 GalaxyRG
A Commentary by erfanalaei

Tags

webrip
web
x264
720p
720
BRip
Published on: 2024-05-01
Downloads: 64
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 176 lines.

همینه ایول

گوردون ؟ همم؟

چرا بوی نون تست سوخته میاد ؟

چون من برات صبحونه درست کردم

عزیزم

آره نگاه کن چی درست کردم

این چیه ؟

منظورت چیه که میگی این چیه ؟ معلومه دیگه تخم مرغ بندیکت ئه

اوه واو آره

می خواستم یه کار خاص و ویژه برات انجام بدم

آره امتحانش کن . همم

سس مایونز ؟

آره توی دستور غذا گفته بود سس هالونز

ولی مگه هالونز همون فرانسوی مایونز نیست ؟

مایونز توی فرانسوی هم میشه همون مایونز

اوه پس هالونز چیه ؟ هالوندز

هالوندز . باید برات غلات درست میکردم . بس کن

توی عکس بهتر بنظر می رسید . هی هی هی

بس کن بیا اینجا

عالیه . آخرین روز مدرسه مبارک

چند روز دیگه ، ما توی کوه های آدیرونداکس هستیم و

کلی غذای فوق العاده می خوریم

و کلی شراب خفن می نوشیم

و سکس

یه عالمه سکس می کنیم . تو یه معجزه ای

چرا الان سکس نکنیم ؟

آب مغز استخوان من کجاست ؟

هویج ها عالی هستن دخترا

صبح بخیر جری

کفش های خفنیه

آقای کینسکی ! بله رفیق . ببخشید

آقای کینسکی مرسی بخاطر زمان اضافه ای که دادی

شما یه نجات دهنده ای

گذاشتی لحظه آخر تاد . میدونستم که توانایی این کار رو داری

واو ببین کی اینجاست . سلام وینی

نقد و بررسی رستورانت رو دیدم پس فک کنم دیگه نتونم یه میز رزرو کنم

حالا که روزنامه تایمز

فکر میکنه تو ، نانسی سیلورتون بعدی هستی / توضیح : نانسی سیلورتون سر آشپزی معروف

وقتی بهترین سبزیجات و میوه های شهر رو داری

همیشه یه میز گیرت میاد

اگه قبلا باهات کار میکرده ، چی ؟

روبی ...... سلام ! سلام سوفی

خیلی وقته همدیگه رو ندیدیم . آره واو

تقریبا سه سال

تو عالی بنظر میای

اوه مرسی آم خوشگل کردم

اوه چقدر خوشگل کردی ؟

توی نیویورک چیکار میکنی ؟ راستش دنبال تو می گشتم

اوه پسر

شک کن که ستارگان آتشند

شک کن که خورشید حرکت میکنه

شک کن که حقیقت ، دروغگو است

اما هرگز شک نکن که دوست دارم . آیا این جمله از بیلی آیلیش بود ؟

بیلی شکسپیر . بزرگترین شاعری که تا به حال دنیا به خودش دیده

حالا ، آیا کسی از شما ها میدونه که چرا من تصمیم گرفتم بیشتر آثار خودم رو

در قالب مصرع های پنچ ضربی بنویسم ؟

نه

به این دلیل که ضربان قلب انسان رو تقلید میکنه

دی دام ، دی دام ، دی دام

چه راهی بهتر برای ابراز عشق ....... و فقدان

و کوتاهی عمر انسان

بهتر از ساعتی که توی سینه همه ما وجود داره و تیک تاک میکنه هست ؟

ببخشید خانوم من داره بهم اشاره میکنه

اووووه

آم فقط درباره شکسپیر حرف بزنید . قول میدین این کارو بکنید ؟ قطعا نه

تعطیلات تابستونی تقریبا یه ساعت دیگه شروع میشه

همم یکم میچرخی ؟

هان ؟ اوه

میدونی که این لباس با من چیکار میکنه

خب حدس بزن چی ؟ من میخوام

این لباس رو هم برای تعطیلاتمون بیارم

آم

چیه ؟ چرا هیچی نمیگی ؟

هنوزم چیزی نمیگی لطفا یه چیزی بگو

از من خواستن که

برای سمت سرآشپز توی فورتناک مصاحبه کاری انجام بدم

فرانتک ! این عالیه

همون مکان جدید توی گرین پوینت ئه درست میگم ؟

من نمیدونم چی می پزن فقط میدونم که یه رستوران ترکیبی هستن / توضیح : رستوران ترکیبی غذاهای مختلف از کشور های مختلف ارائه میده

اونا یه چیزی رو با هم ترکیب میکنن . نه

این جایی که میگم شاتو فورتناک توی شهر کبک ئه

شهر کبک ، توی کانادا . آره

کمی جلوتر توی شمال . اونا دارن یه رستوران جدید افتتاح میکنن

با دختری که من قبلا باهاش کار میکردم

روبی کالینز . من به اون اشاره ای کردم ؟

نه نه به من چیزی نگفتی راجبش . نه ؟

من دستیار سرآشپز اون بودم و حالا اون خیلی موفق شده

رستورانش ستاره گرفته

و کتاب های آشپزی داره و برنامه تلویزیونی خودش رو داره و

پس ، بر میگردی به خونت

اوه خدای من نه . این یه پیشنهاد نیست

اون فقط از سه تا سرآشپز دعوت میکنه تا می دونی منوی اون رو اصلاح کنن

و بعد اون تصمیم میگیره که چه کسی این شغل رو تصاحب کنه

و کی ... چه زمانی همه این اتفاقا افتاد ؟

من هنوز نگفتم بله

من آم می خواستم اول با تو صحبت کنم

چون این کار مانع سفرمون به شمال نیویورک میشه

خب عزیزم شوخیت گرفته ؟ معلومه که باید بگی بله

این همه چیزیه که تو براش کار کردی

یعنی قطعا

این قضیه بنظر یه موقعیت بزرگ و عالی میاد

اگه اون شغل رو بگیرم چی ؟

بابا ! بابا لطفا خونه باش عجله دارم

تا کلاس بعدیم 17 دقیقه وقت دارم

زندگیم بین زمین و آسمون مونده بابا

قسم خوردم تا نوشتن فصل پنجم

رو تمام نکردم خونه رو ترک نکنم

که این قضیه به من یاد آوری میکنه که تو باید بری داروی نقرس من رو بگیری

حرف زدن پای آیفون رو تموم کن . عجله دارم در رو باز کن بیام داخل

من اینقدر نزدیک بودم گورد . نه که بخوام بهت احساس گناه بدم

ولی همیشه اینکارو میکنی ..... اما من همونجا بودم

من در آستانه کشف دلیل اینکه چرا آقای دورو

به طور ناگهانی توسط معشوقه اش به جایگاه فراخوانده شده بود ، بودم

اما صحبت راجبه کتاب مزخرف من بسه

کار اورژانسی تو چیه ؟ یکم برای اسکاچ خوردن زود نیست بابا ؟

با توجه به نقرسی که داری

نه وقتی که دو ماه دچار سد نویسندگی شده باشی و چیزی ننوشته باشی

باید به آتش خلاقیت دامن زد . از خودت پذیرایی کن

می دونی اونا اخم می کنن وقتی این وقت روز

توی مدرسه راهنمایی تدریس میکنی نوشیدنی الکل دار بخوری . من میخوام باهات .... حرف بزنم

درباره ی سوفی ..... آه

خب معلوم بود رابطه اتون دوام نمیاره . نه ما از هم جدا نشدیم

خب وقتی این اتفاق افتاد ، من اینجام و وقتمو برای یه رمان هدر میدم که

حتی بدرد کیوسک فرودگاه هم نمیخوره

میشه یه ثانیه به حرفام گوش کنی؟

سوفی به تازگی یه مصاحبه شغلی بزرگ بهش توی شهر کبک پیشنهاد شده

و چه اون شغل رو بدست بیاره یا نه ، من فهمیدم اون همون کسی هست که میخوام

من دیگه نمی خوام با هیچ کس دیگه ای باشم

و ..... من میخوام باهاش پرواز کنم برم اونجا

پرواز کنی ؟ آره

تو از زمانی که 13 سالت بود دیگه سوار هواپیما نشدی

یادت هست چطوری حمله عصبی بهت دست داد ؟ میدونم

خوشبختانه برای مسافرها

بازو های کوچک من به اندازه کافی قوی نبودن

تا بتونن دریچه اضطراری رو باز کنن

ولی میخوام اینکارو انجام بدم

و این موضوع دلیل واقعی بودن من اینجا رو میرسونه

حلقه ی مامان

خدای من . آره

پسر من نابغه است

چطور ؟ ازدواج با سوفی برای دریافت شهروندی کانادا

عالیه ! نه بابا من

گرفتن پاسپورت برای پدر پیرت باید تشریفاتی داشته باشه

این کشور توی یک سقوط آزاد لعنتی قرار گرفته

از زمان حمله به ویتنام ! ما باید بریم اونجا

و وقت رو از دست ندیم . این یه ترفند مهاجرتی نیست اون نیمه گمشده ی منه

همینطوری به آدم هایی که توی مرز هستن بگو این حرفتو

بابا حلقه کجاست ؟ حلقه ... حلقه

آره معلومه حلقه

آقای دورو اون رو توی کالسکه دافنه جا گذاشت

اینجوری معشوقه اش میدونست

اینطوری من این فصل لعنتی رو تموم می کنم

من میرم اتاق خوابت رو چک کنم

من مشتاق دیدنت هستم

می دونم مامان

اونم برای دیدن همه ی شما هیجان زده است

درباره روبی بهش گفتی ؟

آره درباره روبی بهش گفتم

چطوری واکنش نشون داد ؟

خب تمام ماجرا رو بهش نگفتم ولی

تو باید بهش بگی

گوش کن مامان من باید برم . میشه به بابا بگی .... که

به من گوش کن

نه تو گوش کن

به بابا بگو ساعت 4 پروازمون فرود میاد

بهش میگم ولی تو هم قول بده بهش میگی قضیه روبی رو

دوستت دارم . منم دوست دارم خداحافظ

لعنتی

این حلقه خفن رو ببینید . چی ؟

میدونم مال مادر ، مادر بزرگم بوده

گرترود . اون تمام مسیر از ایرلند رو با کشتی تایتانیک اومد

دیوونه کننده نیست ؟ بر خلاف تمام موانع ، نجات پیدا کرد

با وجود اینکه اون کلاس سوم بود

با لئو میرقصیده . این حلقه قشنگ نیست ؟

واو واو واو

باشه کی با چشم داره می بینه حلقه رو ؟

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left