The first 200 lines.
رنچ ساکارو
شیر محلی تازه
کِرپ
بستنی سنتی
! سلام عرض شد
کِرپ
! ببین کی اومده
! سوزو - چان ! خوشاومدی
. یه کِرپ شیری بدید لطفا
. حتماً
. راستی ، یه منوی خاص هم داریما
! تعداد محدود ! همین حالا سفارش بدید
کِرپ مخصوص ساکورا موچی
ین
800
ساکورای موچی
ماچا ماکارون
کوکی ساکورا
ماچا بستنی
! تعداد محدود ! همین حالا سفارش بدید
کِرپ ساکورا موچی
ین
800
! محدود . . . خیلی خوشمزه به نظر میاد
کِرپ
. . . ولی ، همون همیشگی رو میخوام
. تخفیف خوبی بهت میدم
! پس ، جفتش میخوام
. چشم
چطوری میتونی انقدر بخوری ؟
! برای کِرپ جایه اضافی دارم
. . . هوووو ؟ اون دختره
. آیاکاشی
. دیوهایی عجیب ، نهان از دید انسان
میان تمام موجودات بیپایان که در کنار ما میزیستند
میگویند که برخی برخی از آنها . به نزاع با بشر برخواستهاند
، برای از بین بردن این آیاکاشیهای دیو صفت
کسانی هستند که از ازل . در سایهها به مبارزه برخواستهاند
. . . اونها به عنوان
! نینجاهای جنگیر شناخته میشن
! هــــــــــــوم
! خوشمزهاس ! چه صفایی داره
قسمت اول : ماتسوری ، سوزو ، و آیاکاشی
! بریم سراغ بعدی
! عـــاره ، شکی توش نیست
. . . هرچی بیشتر به این دختر نگاه میکنم
! بیشتر میخوام بخورمش
. هیچکی نیست که بتونه جلومو بگیره
. حالا نوبت منه
. حالا نوبت منه
!کار کی بود ؟
. نینجای جنگیر ، کازاماکی ماتسوری
نینجای جنگیر ؟ از قبیله کازاماکی ، شوخیه ؟
. میـــــــو
! ولم کن
اسکل من شیروگانۀ بزرگم ، میفهمی ؟
. به یه ورم
خونوادهام با آیاکاشیهای تسخیره شده . که مفت هم نمیرزن سر و کار داره
چطوری خودت نینجای جنگیر صدا میکنی درحالی که من نمیشناسی ؟
! چهار صد ساله دارم اینورا میپلکم
. مثِ اینکه دلت میخواد بمیری ، خغله
واسه گربه خیکیای مث تو . خیلی حرف گندهای بودح
. بیا ببینم چند مرده حلاجی
چی شده ؟ میخواستی اینطوری بکشیم ؟
! ماتسوری
داری چیکار میکنی ، ماتسوری ؟
چطور میتونی با همچین گربه نازی انقدر بد رفتار کنی ؟
. . . سوزو
، گوش کن ، اون چیزه شاید شبیه گربه باشه . ولی یه آیاکاشیه
. گونهای که فقط ما میتونیم ببینمیش
! بسه ، انقدرش رو خودم میفهمم
. از دور داشت یواشکی دید میزدت
، انرژی شیطانیش ضعیفه . ولی خیلی مشکوک میزنه
! اکثر آیاکاشیها اینجورین
. ببین چقدر ترسیده
. دیگه جات امنه
. شرمنده ، مارشملویه پشمالویه من
فقط میخواستی بازی کنی ، نه ؟
. میــــــو
. خب ، بیا بریم
! هـــــ هوی
! سریعه
! صبر کن ، سوزو
، همونطور که بهت گفتم
. باید از آیاکاشیها دوری کنی
، درسته که میتونیم ببینیمشون
ولی مردم نباید باهاشون ! دم خور بشن
. . . تو فقط از گونه بیخطرشون خبر داری ، پس
. . . سوزو . . . تو
چــــ چی ؟
!پاهات همیشه به این کلفتی بودن ؟
!نگو که . . . هیچی نشده طلسم شدی ؟
! ای کودنِ اعظم
! اخیراً خودمم متوجهشون شده بودم
این یارو اسکلی چیزیه ؟
هوم ؟
! چوب شد
. تکنیک تغییر حالت
حال کردی ؟
درحالی که نینجاها ، در قدرتهای ماورائی تخصص دارن
! ماهم از نسل هموناییم
خب ، بااینحال لگدم خوابید رو صورتت ، نه ؟
. چوبه بیفایده بود
. هه ؟ ولی لگد زدن به چوب به پات آسیب میزد
، از بابت نگرانیت ممنونم . ولی بیدلیله
. حالا هرچی ، میخوام یه جای امنی ولش کنم
! هوی ، سوزو
. قبلنا اینجوری نبودی
. . . و اون لباسا
داشتی میرفتی یکی رو جنگیری کنی ، نه ؟
. موفق باشی ، ماتسوری
. تو و اون بچه به نظر نزدیک میاید
اوه ، یکی از اونایی که میتونه حرف بزنه ؟
. ماتسوری . . . خب ، دوست دوران بچگیمه
. نزدیک هم زندگی میکردیم
. . . ولی بیشتر از اینا
. یه وجه اشتراکی داشتیم
! بچهها ، بیاید بیرون
. میدونم ، میدونم
. همتون ناز میکنم
میدونستی ؟
. اون دختره کاناده سوزو ، خیلی چاخان میکنه
! میگه با ارواح دوسته
داشت میگفت و میخندید . درحالی که هیچکی دورش نبود
! عجیبالخلقه
! اوه ، داره نگامون میکنه
! چندش
دارن از دستش میدن ، هاه ، سوزو ؟
! نمیتونن همچین چیزایه باحالی رو ببینن
حق با توئه ؟
. خیلی خوشحال بودم
. . . خیلی برای هم خاص بودیم
تنها دوستایی که دنیا رو . به یه چشم میدیدن
اون تنها دلیلی بود که من تو دبستان . از همه متنفر نشدم
. . . ولی همین که اومدیم راهنمایی رو شروع کنیم
! لعنت بهتون ! سوزو رو ولش کنید
! ماتسوری ، انقدر اذیتشون نکن
! برید گمشید
! ماتسوری
! باید ازشون فاصله بگیری ، سوزو
ولی . . . چرا ؟
!چرا همیچین چیزی رو میگی ؟
بعداً فهمیدم
که ماتسوری تصمیم گرفته بود . حرفه پدربزرگش رو ادامه بده
. که یه نینجای جنگیر بشه
اونا جنگیرایی هستن که . آیاکاشیهای اهریمنی خلاص میکنن
احتیاط ناحیه پر حادثه
. نینجاهای جنگیر هم جزوشونن
. سه سالی شده که مشغول این شغلم
! دارم به آیاکاشیهای خطرناک عادت میکنم
، خانوادهام ، قبیله کازاماکی . متخصص تکنیک باد هستن
: هنر جنگیری
کونای باد
! کونای باد
. عنکبوت نیمه انسان
تو بودی که موجب این همه تصادف میشدی مگه نه ؟
اَهـــــــه ، دردسرسازایی مث این . همش پیداشون میشه
قبل از اینکه درباره سوزو چیزی بفهمن . باید از شرشون خلاص شم
. میکشمت
. میکشمت . میکشمت
! عوق ، حرف از چندش شد
. میکشمت
. . . ولی ، خب
. تقصیر تو که نیست
اکثر آیاکاشیهای اهریمنی . از گناهان انسان به دنیا میان
: تکنیک کازاماکی ، هنر نینجای جنگیر
! شکوفه گردباد پراکنده
شکوفه گردباد پراکنده
احتیاط ناحیه پر حادثه
. در باد پراکنده شو ، و از نو شروع کن
. میگما ، درک میکنم
میدونم که یه سری آیاکاشیه بد هم . هستن که باید نابود بشن
. ولی اونایی که دورم بودن همشون خوب بودن
لازم نبود چون میخواست یه جنگیر بشه . شروع کنه از همشون متنفر بشه
شروع به دور کردن هر آیاکاشیای . که میومد دورم کرد
. که اینطور
. اون جغله . . . میدونه
. از فردا هم دبیرستان رو شروع میکنیم
ولی این چند وقته هرچی همُ دیدیم . فقط داشتیم میجنگیدیم
جانم ؟ مگه همین الان انقده چیز نخورد ؟
انقدری بزرگ شدیم که بریم . . . دبیرستان . درست میگم
وقتش شده چیزا بینمون اتفاق بیفتن ؟
. میدونی که ، چیزا
!جانم ؟ دختره عاشق اون جغله شده ؟
داره خیال بافی میکنی ؟
! نخیر . . . میتونم بگم ، بیشتر از ایناس
بچهها این دوره زمونه . . .هیچی نشده ! میخوان آتیش بازی کنن ؟ چه جلف
. واسه همینه آبم با آدما تو یه جوب نمیره
. مهم نیست . شما دوتا هیچ وقت بهم نمیرسید
. . . چونکه
. صدآفرین ، ماتسوری
کازاماکی
. اون عنکبوت کله انسانی دیگه خطرساز نیست
. جدیداً خیلی پیشرفت کردی
خب ، سه سالی میشه که دارم . تمرین میکنم
. قبلنا اینجوری نبودی
پَعَه . یعنی منظورش چی بوده ؟
هوم ؟ سوزو - چان چیزیش شده ؟
. . . آه . . . عِم ، میدونی
یه آیاکاشی گربه ؟
No comments yet. Be the first to leave one.