The first 200 lines.
سامي2
..آنچه گذشت
!آبجو
تو کي هستي؟
1..2..3..4..5
!من ساميام
معاون کميسر جديد شهر تيرونلولي
...من يه پليس نيستم
!يه دغل بازم
منم پونا
!چي شده دختر فلفلي؟
من هيچي نميخوام
فقط اجازه بديد با دخترتون ازدواج کنم همين براي من کافيه
!قربان
پارمال پيتچاي وايسين-
من رئيس هشت حزب و 92تا نماينده مجلسام
!منم که دولت رو کنترل ميکنم
!اين قدرت منه
هرجايي، هرکاري لازم هست براي برقراري عدالت انجام بده
!حتي اگه لازم باشه بکُشي !اين اصلاً اشتباه نيست
!بيا من رو دستگير کن
زنده دستگير کردن تو مثل يه تهديد براي مردم شهر ميشه
اگه من تو رو بعد کشتن دستگير کنم آدمهات مجسمه تو رو مثل قديس ميسازن
و اين راه رو براي ده تا پرمال پيتچاي ديگه باز ميکنه
کل تيرونلولي بايد بدونه که تو يه ترسو و بزدلي که فرار کرده
!تو بايد از ترس سامي فرار کني
!و اين بايد در پرونده پليس گزارش بشه
...سامي به شکارش ادامه ميده
!قربان
!قربان
!قربان
!قربان چي شده؟ -
قربان اينها عاشق همديگه هستن
ولي اهل دو فرقه مختلف هستن
خانواده دختر شديداً مخالف اين رابطهست
ميخوان که ازدواج کنن ولي خيلي ترسيدن
من آوردمشون اينجا قربان
آبروي خانواده رو تو شهر برده
تو اداره پليس قايم شدن بايد جلوشون رو بگيريم
!صبرکنيد! وايسيد
چه خبر شده؟ !وايسيد
اين پسر با دخترم فرار کرده من زندهش نميذارم
جناب سامي اينجا هستن الان بريد بعداً بيايد
همين حالا از اينجا بريد
آقا پسر کاروپيا با برادرزادهتون الان تو اداره پليس هستن
چي؟
...قربان
!بريد کنار
چي شده داداش؟
اونا همديگه رو دوست دارن هردوشون هم به سن قانوني رسيدن
پس مشکل درست نکنيد و از اينجا بريد
اگه دختر خودت بود ساکت ميموندي؟
مورگسه حواست باشه !چطور حرف ميزني
!تو يکي خفه
!با احترام حرف بزن
!اونا رو تحويل بديد
وگرنه ايستگاه پليس رو جوري نابود ميکنم که حتي خاکسترش هم باقي نمونه
!حالا نگاه کنيد
!بريد اونا رو بياريد
!هي!صبر کنيد!وايسيد
!هي
!هي وايسيد
!اون رو تيکه تيکه کنيد و دختر رو بيار
:ترجمه تخصصي از رسانه فرهنگي هنري ما مترجمين: بينگسا و فاطمه
!جلوش رو بگيريد
چطور جرأت ميکني آدمهاي منو بزني؟
بهت ياد ندادن که چطور بايد با يه زن حرف بزني؟
بهت ياد ندادن که چطور بايد با بزرگترت حرف بزني؟
چي بهش گفتي؟
!چي گفتي؟
ميدوني چطور بايد خطابش کني؟
...جانشين بازرس
!خانم
حتي با زنت هم بايد با احترام حرف بزني
همون جوري که ميخواي بهت احترام بذارن !بايد احترام بذاري
شماها شرمنده نيستيد؟
اينجوري با فرقههاي ديگه رفتار ميکنيد؟
خجالت نميکشيد؟
...قبلاً همين کار باعث شد
مانع رفتن شما به معبد بشن و باهاتون مثل برده رفتار کنن
مگه دويست سال عليهش مبازه نکرديد؟
ولي باز امروز همون اشتباه رو ميکنيد!؟
...همه چي عوض شده
شما کي عوض ميشيد؟
بياين اينجا
...سلوي
من ميتونم ازدواجشون رو برگزار کنم
ولي چون به احساسات شما احترام ميذارم اين کار رو نميکنم
برو
برو
مامان سلوي عزيزم-
به احساسات دخترتون احترام بذاريد اجازه بديد با کسي که ميخواد ازدواج کنه
افکارتون رو عوض کنيد و کار درست رو انجام بديد
ديگه ميتونيد بريد
باشه قربان
خوش اومديد قربان
بهت گفته بودم امروز ساعت 4.30 بياي خونه
ولي ساعت 5.30 با لبخند اومدي
...هي دختر فلفلي
يه مشکلي تو اداره پليس پيش اومده بود که بايد حلش ميکردم
يه کوچولو دير اومدم
دوستام از تيرونلولي براي ديدنم اومدن
خوش اومدين
سلام قربان بفرماييد بشينيد-
حالتون چطوره؟ خوبيم-
ما براي آزمون خدمات دولتي ثبت نام کرديم
فردا آخرين فرصت ثبت نامه هست
اومديم به پونا خبر بديم
ولي اون نميخواد ثبت نام کنه
من خبر ندارم
اين آرزوي اون بود که يه افسر بخش دولتي بشه
ولي الان چون ازدواج کرده نميخواد ثبت نام کنه
!بهم نگفته بودي
...آخه چي؟ -
نميدونستم اگه بگم چه واکنشي نشون ميدي
...به خاطر همين
...روياي تو اينکه يه افسر دولتي بشي
فکر ميکني من انقدر شوهر بديام که مانعت بشم؟
براي آزمون ثبت نام کن
فرم رو بگير اينجا هست-
آمادهست قربان خب پس-
گفتم براي منم بگيرن آهان-
باشه برو بيارش
!مرسي سامي
!خواهش ميشود
!هي دختر فلفلي مراقب باش
!حواست کجاست
چرا دختر فلفلي صداش کردين؟
عشق و خشمم رو اينجوري بهش نشون ميدم
جدي؟ ميشه يه بار ديگه با عشق صداش کنيد؟
!هي دختر فلفلي
اومدم عزيزم
"دخترفلفلي، عشق من"
"دلبر من، دختر فلفلي من "
همون جوري که منو دوست داري منم عاشقتم" "آتيش عشق ما هنوز زنده ست
"دخترفلفلي، عشق من"
عشق تو مثل يه آتيش " "قلب من رو ميسوزونه
"تو عشق مني دختر"
" ميخوام که براي هميشه مال من باشي"
"قول ميدم که هميشه همراهت باشم"
وقتي نگاهم ميکني" "نميتونم دوباره عاشقت نشم
"دخترفلفلي، عشق من"
"دخترفلفلي، عشق من"
همون جوري که منو دوست داري منم عاشقتم" "عشق تو مثل آدرنالين ضربان قلب منو بالا ميبره
"تو تپش قلب مني"
"عطر وجودت هميشه همراه منه"
"تو قلب منو دزديدي"
"تو قلب منو دزديدي"
من تا حالا کسي رو به زيبايي تو نديدم" "همراه من شو، من تو رو ميخوام
جذب مردونگي تو شدم" "همراه من باش تو رو ميخوام
"اجازه بده بوسه بارونت کنم"
"بذار تو رو عشق بارون کنم"
..."پس بايد"
"دخترفلفلي، عشق من"
"دخترفلفلي، عشق من"
"دخترفلفلي، عشق من"
..."وقتي زير بارون منو در آغوش ميگيري"
"مطمئن ميشم که هيچوقت تنهام نميذاري"
..."وقتي از کنار بوتههاي گل سرخ رد ميشي"
"کنارت مراقبم خاري به پاهات نره"
"به هرچي نگاه ميکنم تو رو ميبينم"
"پس با من تا آخر عمر همسفر شو"
..."آخه اي"
"دخترفلفلي، عشق من"
"دخترفلفلي، عشق من"
"دخترفلفلي، عشق من"
الان يک سال شده
که هيچ خبري از آناچي نيست
مطمئنم که آناچي رفته پيش زن دومش تو کلمبو
از زن دومش بچه هم داره؟
سه تا پسر
اولي ماهندرا پيتچاي
دومي دويندار پيتچاي
!و راوانا پيتچاي
!نه
!نه!التماس ميکنم
چي گفتي؟
چطور جرأت کردي به باباي من بگي بزدل؟
با همين زبون اين حرف رو زدي؟
!مامان
!مامان
اينجا همه ميگن که بابا فرار کرده
اونوقت شما اينجا نشستين غذا ميخوري؟
!مامان
بابا واقعاً يه بزدل بود؟
!پدر شما بزدل نيست
!اون خيلي هم شجاع هست
!اصلاً نبايد بترسي
...حتي اگه جفت چشمهات رو از دست دادي
بايد مطمئن باشي که دشمنت هم چشمهاش رو از دست ميده
فهميدي!؟
!من بايد بفهمم که چه اتفاقي براي بابا افتاده
... راوانا
زمان به نفع ما نيست
انگار يه مشکلي براي بابات پيش اومده
شماها بايد به تيرونلولي بريد
باشه مامان
:اينستاگرام و تلگرام رسمي رسانه ما @BollyCineOfficial
...آقاي شانگومنام
چه اتفاقي افتاده؟
No comments yet. Be the first to leave one.