The first 193 lines.
روانی اند و دیوانه
رازگونه اند و باورنکردنی
جملگی عجیب و غریبند
آدامز فامیلی
خونه شون موزه است
وقتی به دیدنشان می آیند
مردم یکسر جیغ و داد می شوند
آدامز فامیلی
تمیز
لطیف
فینگیلی
پس شال جادوگری بپوشید
و سوار دسته جارو شوید
می رویم سری بزنیم
به آدامز فامیلی
زیرنویس از: گابریل Subtitles by: GabrielX
صبح بخیر کلیو پاترا
بیا عزیزم
قورت ندی
کریدا
عزیزم، صبحانت خوب بود؟
کاملا خوشگوار - خوشحالم -
تمام صبح قارچ سمی جمع می کردم برای املت ات
بذار تقدیر خودم رو نشونت بدم
با پیمان نامه جدید زندگی ام که تو رو تنها ذینفع اعلام می کنه
چه خوشفکر، عزیزم
یک میلیون دلار
چه عدد رُند خوبی، بو به له
تیش، می دونی چیکارم می کنی وقتی بهم میگی بو به له
عزیزم، تازه صبحونه خوردی که
راست میگی
یه قاعده رُند مبلغ دوبل هم داره این قرارداد
واقعاً؟ مفهومش چیه؟
اگه اتفاقی رخ بده دو برابر مبلغ رو دریافت می کنی
میدونم که این باعث نمیشه فکر هایی به سرت بزنه
!گومز
فقط یک شوخی بود، عزیزم
باید بگم که حالا ها در خدمت هستم
به مدت خشمگین کننده ای مدید
با این برنامه سلامتی جدیدم
عزیزم، این میل های زورخونه رو از کجا آوردی؟
همه از کجا میل زورخونه گیر میارن؟
!از زور خونه
!عزیزم
آسیب دیدی؟
گومز، حالت خوبه؟
گومز کیه؟ - تویی -
بو به له - بوبله چیه؟ -
وحشتناکه حافظه ات از دست رفته؟
نمی دونم، چیزی یادم نمیاد
اوه، عزیز بیچارۀ من
خانم، فکر نکنم همدیگه رو بشناسیم
گومز، من مرتیشا ام زنت
من ازدواج کرده ام؟ - البته -
با تو؟ - بله -
پس چرا سیاه پوشیدی؟
عزیزم، من همیشه سیاه می پوشم
خودت گفتی بهم میاد
من گفتم؟
مطمئنی ما ازدواج کرده ایم؟
..البته
ببین این برگه بیمه رو برای من خریدی
یک میلیون دلار
خوب، خوشحالم که حداقل پول دارم
بیا عزیزم، بذار بلندت کنم
بیا
اسمت گومز آدامزه
و همین الآن صبحانه ات رو خوردی
و توی خونه خودت هستی
خیلی افسرده کننده است
دوستش نداری؟
مثل موزه ایه که محکوم شده باشه
اوه، عزیزم
باید یه کاری کنم که فکرت برگرده
حرفم راست بود خونه داره فرو می ریزه
صدا زدید؟
اون چیه؟ - خدمتکار مون، لرچ -
واقعیه یا بلندش کردی؟
!گومز
آقای آدامز انگار حافظه اش رو از دست داده، لرچ
بهتره یک فنجون شوکران داغ بیاری
!شوکران
فقط یک لیوان شیر بیار
شیر؟
از یک گاو؟
دیگه اینقدر زیاده روی لازم نیست
شیر گوزن کافیه
بی خیال
به این برج زهرمارت بگو بره اعصابم رو خراب می کنه
گومز، احساسات لرچ رو جریحه دار کردی
شاید دیدار با بچه ها آرومت کنه
بچه ها؟ کدوم بچه ها؟
بچه های ما، عزیزم
..خانم، یعنی میگی
که ما فراتر از دوست بوده ایم؟ - گومز، ما زن و شوهریم -
اوه، یادم رفت
بیا، عزیزم
بچه ها، به پدرت تون سلام کنید
سلام پدر - سلام پدر -
چطورید؟
به بازی ادامه بدید مزاحم شما نمی شیم
مطمئناً بچه های خودت رو یادت میاد؟
نه، ولی دختره شبیه توئه
و پاگزلی کپی خودته
واقعاً؟ - طبیعتاً. توی آینه نگاه کن -
می ترسم
این دیگه چیه؟
لوسیفر، حیوون خانگی منه
خیلی خوب و لیزه
برات یه عروسک مو طلایی میگیرم که روش نوشته ماما
مگه من چیکار کردم؟
هیچی - پس چرا داری تنبیه ام می کنی؟ -
تنبیه ات نمی کنم
می خوام از شر این آفت خوفناک خلاص بشی
بله، بله، عزیزم
پاگزلی، چرا نشون پدرت نمیدی چیکار می کنی با قطارها
اینو داشته باش، پدر
تخریب باحالی بود، مگه نه؟
تخریب باحال؟
یکی به داد این بچه برسه
پول تو جیبی ات رو قطع می کنم تا پول اون قطارها رو بدی
ولی من پول تو جیبی نمیگیرم
از امروز پول توجیبی میگیره که بتونم قطعش کنم
این خونه سراسر دیوانگیه
بچه ها، پدرتون خودش نیست
و تا وقتی خوب بشه باید باهاش خوب باشیم
ما درک می کنیم - پدر خل شده -
!پاگزلی
!باید بگم درسته
چرا به من زل زدی؟ - کی زل نمیزنه؟ -
خوشحالم که تو و دایی فستر با هم صحبت می کنید
دایی فستر
امیدوارم از سمت خانواده تو باشه
باید ببخشی دایی فستر
ضایعه حافظه پیدا کرده و یک شوک بهش وارد شده
چند تا شوک
نیاز به تمرین توی اتاق بازی داره
یک نیم ساعت روی تخت خار بخوابه... به خوبی من میشه
دیگه نگران شدم
بیا عزیزم شاید حالت خوب شد، بیا
این اتاق بازیه؟
البته
مکانی برای شادی و خنده
اون نمی خنده - لرچ خنده هاش رو داخل نگه میداره -
بیارش بیرون، لرچ
برش گردون، لرچ
سردردت چطوره، دایی فستر؟
یه چند دور دیگه بپیچه درست میشه
عزیزم، تو همیشه عاشق این اتاق بوده ای
دیگه دوستش نداری؟
بــرنده است
این اثر هنری چوبی جالبیه
من اثر هنری ام؟ - !زنده است -
ماما، اون خاطره اش رو از دست داده
فکر کنم بذاریمش روی تخت
فکر خوبیه چند تا پیچ راستش می کنه
چند تا پیچ؟
آره، عزیزم ما دست ها و پاهات رو می بندیم
و لرچ چرخ رو می پیچونه
و این حالم رو خوب می کنه؟ - قد بلند تر هم میشی -
می خوای منو بکشی
اوه، نه عزیزم - ..که پول بیمه رو بگیری -
نه، نه، نه
تو از خفاش های همۀ غارهای جهان برام عزیز تری
بهم اعتماد کن، گومز
باشه
ولی سوار اون رک نمیشم
باشه، عزیزم مجبور نیستی
شاید اگه توی کارهای روزمره مشارکت کنی
بهتر جواب بده که حافظه ات برگرده
فهمیدم. می خوای کمک کنی به گیاها غذا بدیم؟
آره، بنظر بیخطر میاد - خیلی خوب -
ماما، تو هم میای؟ - نه، نمی تونم -
باید یک ساعت دیگه توی تخته بند بمونم
جزو برنامه زیبایی منه
!دو ساعتش کن
یالا عزیزم بهش غذا بده - با همبرگر؟ -
پس با چی؟ زود باش
این سعی کرد منو بخوره - مضحکه -
آدم ها بهش سوء هاضمه میدن
به بابا نشون بده چقدر دوستش داری، کلیوپاترا
داره خفه ام می کنه
مضحکه داره در آغوشت می گیره
!می خوای منو بکشی که پول بیمه رو بگیری
اوه، کلیوپاترا
میدونم، عزیزم
می دونم چه حسی داره که دست رد بهت بزنن
باید باورم کنی، گومز
آزار من به تو کمتر از آزار کرکرس در آشیانه ست
کرکس! هیچی نشده اومدند؟
البته که نه، بو به له
دیگه منو با این اسم مسخره صدا نکن
قبلاً که سرحالت می آورد
No comments yet. Be the first to leave one.