The first 185 lines.
ا
او
اوج
اوج
اوج خ
اوج خـ
اوج خـو
اوج خـوش
اوج خـوشـ
اوج خـوشـب
اوج خـوشـبـ
اوج خـوشـبـخ
اوج خـوشـبـخـ
اوج خـوشـبـخـت
اوج خـوشـبـخـتـ
اوج خـوشـبـخـتـي</b
اوج خـوشـبـخـتـي
ت
تق
تقد
تقدي
تقديم
تقديم
تقديم ب
تقديم به
تقديم به
تقديم به س
تقديم به سا
تقديم به ساي
تقديم به سايت
تقديم به سايت
تقديم به سايت
تقديم به سايت T
تقديم به سايت To
تقديم به سايت Top
تقديم به سايت Topf
تقديم به سايت Topfi
تقديم به سايت Topfil
تقديم به سايت Topfilm
تقديم به سايت Topfilm.
تقديم به سايت Topfilm.i
و
و
و ت
و تق
و تقد
و تقدي
و تقديم
و تقديم
و تقديم ب
و تقديم به
و تقديم به
و تقديم به د
و تقديم به دو
و تقديم به دوس
و تقديم به دوست
و تقديم به دوست
و تقديم به دوست ع
و تقديم به دوست عز
و تقديم به دوست عزي
و تقديم به دوست عزيز
و تقديم به دوست عزيزم
و تقديم به دوست عزيزم
و تقديم به دوست عزيزم
و تقديم به دوست عزيزم i
و تقديم به دوست عزيزم iM
و تقديم به دوست عزيزم iMA
و تقديم به دوست عزيزم iMAN</font
و تقديم به دوست عزيزم iMAN
براي کسي که به دنبال صعود است
نردباني وجود داره که اون رو از ادني درجات به اعلي درجات ميرسونه
از يک شخص فاضلابي تا به يک قهرمان نردباني به نام شجاعت
در محله هاي فقير نشين پاريس
درجايي زير خياباني که به نام The Hole in the Sock ... شناخته ميشد
T
Tr
Tra
Tran
Trans
Transl
Transla
Translat
Translate
Translated
Translated
Translated b
Translated by
Translated by:
Translated by:
Translated by: H
Translated by: Ha
Translated by: Ham
Translated by: Hami
Translated by: Hamid
Translated by: Hamidr
Translated by: Hamidre
Translated by: Hamidrez
Translated by: Hamidreza
Translated by: Hamidreza9
Translated by: Hamidreza95
Translated by: Hamidreza958</font
Translated by: Hamidreza958
Translated by: Hamidreza958
Translated by: Hamidreza958
!چيکو"، اينجا رو نيگاه کن"
اون آقاي "گوبين" هست سوفور شهرداريه
اين چيزيه که من بايد باشم، رات !سوفور
اون بالا؛ توي آفتاب بين مردم
،از اين حرفها که بگذريم من آدم خاص و فوق العاده اي هستم
اينقدر زجه و ناله نزن اينو بگير و برو برام يه بطري شراب بخر و بيار
جاي اشتباهي اومدي براي اينکه بخواي حرف از خدا و پيغمبر بزني
من خبرهاي خوبي برات آوردم، فرزندم
بالاخره بعد از گذشت سالها عمه و عموت از اقيانوس جنوبي برگشتن
اون فرد پولداريه و مي خواد تو و خواهرت رو ببره خونه خودش
پدرجان، چِلوين تو اميد تازه اي به زندگي من دادي
ما فردا آماده رفتنيم
جناب سرهنگ "بريساک" عزيز
من متحريم از اينکه برادرزاده هاي خودم رو توي همچين محله اي مي بينم
چه بوي خوبي ميديد شما !بوي صندل و لباس هاي نو
!بوي خونه ميديد
بگو ببينم، خودتون رو تر و تميز کرديد؟
اوه، بله عمو جان! ونمي دونيد که چقدر سخت بود که توي همچين مکاني خودمون رو تر وتميز کنيم
!"من توقع دارم که حقيقت رو بهم بگي، "ديان
اگه تو و "نانا" دخترهاي خوبي نباشيد
من شما رو توي خونه ام نگه نميدارم
الان مي تونيم با آرامش بيشتري دربارش بحث کنيم
قول ميدي که با اين دختره ديگه بدرفتاري نکني؟
اگه ببينم يه بار ديگه اين کار رو باهاش بکني !جيگرت رو درميارم و سرخش مي کنم
تو زندگي اونو نجات دادي، چيکو
"ولي نجات دادن به درد بخوري هم نبود، پدر "بائول موجودي مثه اين همون بهتر که بميره
مثه ماهي مرده اونجا نيوفت که گند بزني به پارتي ما
! اون بنفشه رو بده به من
مشکل تو اينه که نمي خواي مبارزه کني ! و ترسو هستي
!من !من از هيچي نمي ترسم
چون که من يه آدم فوق العاده اي ام
تو به خدا اعتقاد داري خدايي که ناظر اعمال ماست
!پس بهم بگو ببينم
اون خدا باعث شده که اين دختر اينجوري، مثه بدبخت بيچاره ها بيوفته گوشه اين خيابون،کنار فاضلاب؟
اون خدا من رو خلق کرده؟
و اون رو ؟
خب، بالاخره هر کسي ممکنه هر ازگاهي اشتباهاتي هم داشته باشه
ديــن، هـــان !؟ !منم قبلا اهلش بودم
يکي دو بار هم خدا رو تست کردم
اول بهترين کليساي توي پاريس رو انتخاب کردم پنج فرانک براي خريد شمع خرج کردم
من از خدا خواستم تا منو از اين فاضلاب بکشه بيرون
و بشم سوفور
ولي اون کار رو برام کرد؟
منم يه فرصت ديگه بهش دادم پنج فرانک ديگه خرج کردم براش
ازش يه زن خوب با موها طلايي خواستم
زرشـک! تنها چيزي که خدا سر راه من قرار داد !! يه موجودي مثه اين دختره اس
من ده فرانک رو حروم کردم
واسه همينه که من خدا رو قبول ندارم !اون ده فرانک به من بدهکاره
پسرم، من فکر نميکنم تو به اون بدي باشي که خودت فکر ميکني
اين برگه انتصاب تو واسه سوفوري هست، چيکو
و بدهيت هم پرداخت شده
و الآن من ازت مي خوام که از اينا نگهداري کني
نشانه هاي مذهبي ؟
به اونها بي اعتنايي و اهانت نکن
شهروند سوفور، شايد يه روزي به دردت خوردن کي ميدونه !؟
! بزن بريم يه پيک شراب بزنيم واسه جشـن
! خوش اومدي، رفيق
! ممنونم، رفيق
!با چاقوي من !من چاقو مي خوام
تو چرا مي خواستي خودکشي کني؟
چون من اينجوري نميتونم زندگي کنم بدون داشتن هيچ اميدي
اگه تو از چيزي که هستي متنفري و بدت مياد به معناي اين نيست که تو آدم بدي هستي
مي دوني، من برات متاسفم
!باز هم که همون اشتباه رو تکرار کردم !هميشه حرفهايي ميزنم که نمي دونم معنيش چيه
اون خواهر منه! اونم آدمي بهتر از من نيست !اونم دستگير کنيد
! اون زن منه
آدرست بررسي و تحقيق ميشه اگه دروغ گفته باشي تو بد دردسري ميوفتي
چرا من همچين کاري کردم!؟ !زندگيم به فنا ميره
اونا ميان خونه ام و متوجه ميشن که من زن ندارم
بعدش هم من شغلم رو از دست ميدم
نمي تونم تا موقعي که پليس ها ميان بيام تو خونه ات بمونم؟ و بعدش برم
! عجب مخي داري تو بشر
!تو هم يه قلب خيلي مهربوني داري
!ماشينت رو روشن کن "اليوس" که بايد بريم
!ماشينت رو روشن کن "اليوس" که بايد بريم
! صد نار بده آش به همين خيال باش
اجازه مي خوام تا به شما معرفي کنم،خانم چيکو، رو ! همسرم خوب و دوست داشتني ام
سوار بشين !قبل از اينکه "اليس" پشيمون بشه
يادت باشه تو نبايد اين قضيه رو جدي بگيري
تو که نمي خواي از من سوءاستفاده کني؟
تو خيابون ها يه چرخي بهمون بده و بعدش هم ببرمون خونه
No comments yet. Be the first to leave one.