Tatu and Patu: An Oddsville Christmas

Tatu and Patu: An Oddsville Christmas

Kanelia kainaloon, Tatu ja Patu!

Download Farsi Persian Subtitle

Release info

Kanelia Kainaloon Tatu Ja Patu 2016 720p BluRay x264-FiCO
Kanelia Kainaloon Tatu Ja Patu 2016 1080p BluRay x264-FiCO
Kanelia Kainaloon Tatu Ja Patu 2016 BDRip x264-FiCO
A Commentary by Cla30ic
.::::: 30nama.us :::::.

Tags

bdrip
bdr
x264
BDR
Published on: 2017-06-28
Downloads: 44
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

ارائه‌ایی از بزرگ‌ترین و کامل‌ترین سایت دانلود فیلم و سریال 30NAMA.us

تــرجـمــه و زیـرنـویــس از «XiXi»

:تمامی فیلم‌ها و سریال‌ها رو "رایگان" دانلود کنید 30NAMA.us

دیرمون میشه هان؟

‫ باید اونا رو هم ببریم، ‫ کیارو؟

‫تتو و پتو. چند بار باید بهت بگم؟

‫خیلی خب، سر راه یه سری به داروخونه میزنم.

‫میرکو، ماشین درست کار نمیکنه...

‫روشن نمیشه، بهت که گفته بودم

‫دیروزم همینطوری شد. ‫تعجبی ندار، باکش خالیه.

‫یعنی واقعا چراغ هشدارو ندیدی؟

‫ ندیدم ‫ آره ، درسته

‫ پس بیا یه تاکسی بگیریم. ‫ فکر میکنی لازمه؟

‫ من زنگ میزنم! ‫ همه ی اینا برای تتو و پتوئه.

‫اونا تو آدزویل زندگی میکنن، ‫از وضعیت اینجا خبرندارن.

‫لیسو، صبر کن...

‫تو که به تاکسی زنگ نمیزنی؟

‫ مسافرین عزیز، به هلسینکی خوش آمدید

‫ما توی ایستگاه شنیدیم که...

‫که بعضی از مسافرانی که اینجا هستن ‫اینهمه راه رو از آدزویل اومدن

‫عالیه، من میخوام به تمامی بازدیدکنندگان ‫جدید و قدیمی خوش آمد بگم

‫شما الان تو هلسینکی هستید

‫موفق باشید

‫هلسینکی! اینجا بودن عالیه.

‫اینا همش موسیقی کریسمسه ‫ زمان کریسمس

‫دارم میشنوم که این تعطیلات فوق العادست. ‫ این دقیقا چیه؟

‫ببین، تو گل سنبل میپزی و جوراب میخوری

‫و تو رو زیر بغلت دارچین میپاشی!

‫تو این فکرم که ویرا کجاست. ‫ باید میومد تا ما رو ببینه.

‫دقت میکنی که همه اونا اصالتا اهل هلسینکی هستن؟

‫خیلی جالب به نظر میان.

‫چطوری! مو خفن ‫ پرپشته، نه؟

‫بریم یکم استراحت کنیم؟ ‫ آره داداش.

‫کفشای خوبی دارس! ‫ یکم کوچیکه، ولی باحاله.

‫چه جالب حرف میزنن. ‫آره

‫بیا تا ویرا بیاد رسم و رسومشونو یاد بگیریم.

‫هر دوشون ریش داشتن. ‫فقط یه راه واسش وجود داره:

‫کاشتن مو!

‫معذرت میخوام.

‫چطور پیش میره؟ ‫ خوب

‫چطوری مو خفن؟ ‫ کفش ها!

‫خوبن.

‫نگاه کن! چطوری؟ ‫کفش ها!

‫هان؟ ‫ببخشید که مزاحمت میشیم، ولی واسه هدیه کریسمس مناسبه؟

‫تو چی فکر میکنی؟ ‫ که واسه هدیه کریسمس مناسبه!

‫درسته.

‫یادته ویرا چی گفت؟ ‫ گفت واسمون یه سورپرایز داره.

‫اگه کادوشو بگیریم، ‫ما هم واسه اون یه سورپرایز داریم.

‫یه جعبه بزرگ با یه کاغذ کادو رنگی! ‫ویرا خوشحال میشه.

‫شما ها دیوونه اید؟ ‫اگه انیطوری تکونش بدین میشکنه.

‫همه کادو ها اینطورین.

‫جعبه داخلش یه سورپرایز داشت.

‫طبق رسم و رسوم، هر کسی که شرور ‫و حریص باشه تو کریسمس کادو میگیره.

‫یا هر کسی که خوب و مهربون باشه؟ ‫ حتی دوست داشتنی!

‫به هر حال، ‫هدیه ها قسمتی از کریسمس هستن.

‫بیا واسه ویرا یه کادو بخریم. ‫ تو نابغه ای!

‫دیرمون میشه، مامان. ‫ نمیشه ترافیکو کاریش کرد.

‫ولی من بهشون قول دادم که ‫تو ایستگاه ببینمشون.

‫متاسفانه همه بیرونن و دارن خرید میکنن.

‫چقد ممکنه طول بکشه؟ ‫نمیدونم، ولی مطمئنم که بالاخره میرسیم.

‫متوجه نیستی؟ من بهشون قول دادم.

‫و این یعنی من باید سر وقت اونجا باشم! ‫ولی ما اینجا گیر افتادیم.

‫من نمیتونم کاری بکنم. ‫ باشه، خودم میرم.

‫نمیتونی از ماشین بری بیرون!

‫من پیاده میشم، کرایه چقدره؟

‫"موزه هنر مدرن کیاسما".

‫" با پر جایزه ترین هنرمند مدرن فنلاند رافائل آنگست ملاقات کنید "

‫ما واسه هنر وقت نداریم. ‫باید واسه ویرا یه هدیه پیدا کنیم.

‫رو تابلو نوشته "پر جایزه ترین ‫پس یعنی اون کلی هدیه و جایزه داره!

‫معذرت میخوام، ‫کجا میتونیم هنر مند کی آستما رو پیدا کنیم؟

‫نه، برادرم میخواد بدونه که نمایشگاه هدیه ها ‫"اسکیسم" کجاست؟

‫همنجاست. ‫ درسته!

‫بزن قدش!

‫تو چته ویرا؟ ‫تو هیچوقت اینطوری نیستی.

‫هیچوقت اینطوری از ماشین نمیزنی بیرون.

‫و باید کرایه تاکسی رو بدی. ‫وگرنه پلیس میاد دنبالمون.

‫اونا دیگه اینجا نیستن. ‫ شاید تو راست میگی.

‫شاید اصلا نیومدن ‫ اونا به قولشون عمل میکنن.

‫شاید یه اتفاقی افتاده. ‫بیا بریم داروخونه.

‫لیسو دارو احتیاج داره.

‫چیکار داری میکنی؟ بذارش سر جاش. ‫ اینو ببین!

‫این یه چسب کاشت موئه. ‫ چی؟

‫و خالیه. پس فقط میتونه یه معنی داشته باشه: ‫ چی؟

‫تتو و پتو ریش دارن.

‫چسب تازه ست. ‫ بذارش اینجا.

‫گوش کن مامان، تتو و پتو تا حالا ‫کلی چیز اختراع کردن.

‫چیزایی مثل رشد دهنده مو

‫حبابی که نمیترکه، و کلی چیز دیگه ‫ معلومه که کردن.

‫مامان!

‫مارتی!

‫همونجا وایسا.

‫خاموشش کن!

‫صبر کن ، مارتی... ‫ چیشده، لیسو؟

‫نان زنجبیلی خشک داری؟ ‫ شاید. اینو دیدی؟

‫یه ماشین برف روبه، با توان 13 اسب بخار

‫من خیلی بخاطر ویرا خوشحال بودم ‫و خواستم واسه اینستاگرام یه عکس بگیرم

‫ولی نان زنجبیلیم شکست.

‫یه نان زنجبیلی بابانوئلی بود. ‫شکستمش.

‫مطمئنم لازم نبود خمیر رو تو فریزر بذاری.

‫من باید برف های حیات لتین رو تمیز کنم. ‫رفتن تعطیلات.

‫من باید قبل از اینکه میکو و ویرا برسن خونه ‫یه نان زنجبیلی جدید درست کنم.

‫اگه نشه، باید از اینجا بریم.

‫من میرم فر رو روشن کنم. ‫ منم خمیر میارم

‫ پر جایزه ترین هنرمند مدرن فنلاند رافائل آنگست.

‫شاید ما میتونستیم، ‫نه... شکل پاهاش خراب میشه.

‫درسته. باید صاف وایسه.

‫بذار یه نگاه بندازم. ‫حالا خوک کجه.

‫یکم بیارش بالاتر. ‫به طرف شماله.

‫و از اینجا چطور دیده میشه؟

‫ناراحت دبه نظر میاد، ‫و قصد ما این نیست.

‫اون یه خوک مغروره ‫صافش کن.

‫شما همون هنرمندی هستین که کلی جایزه و هدیه داره؟

‫خب... اینطور میگن.

‫مطالعه ی اخیرم ‫"دسر بحران"

‫به طور واضح نشون میده که...

‫هدیه دارین یا نه؟ ‫ شما چی میخواین؟

‫ما باید یه کادو واسه ‫دوست خوبمون ویرا پیدا کنیم.

‫شاید شما بتونین یکی بهمون بدین. ‫ شما از طرف خبرگزاری ها اومدین؟

‫نه، نه! دسر بحران!

‫نگران نباشین. ‫ ما تمیزش میکنیم.

‫مرد میکروفیبری! ‫ کاپیتان جارو!

‫ما اینجاییم تا نجاتتون بدیم، یالا!

‫ایول! بزن قدش!

‫عین همن؟

‫خب، یه جورایی.

‫موقعیت دست نسبت به سر یکم متفاوت بنظر میرسه.

‫خدای من، یعنی اشتباهه؟ ‫نه، عین خودشه.

‫به نظر میاد یه دروغ مصلحتی بود. ‫ولی خب اشکالی نداره. ‫ عالیه.

‫تموم شد. ‫ شبیه یه آدمک نان زنجبیلیه مخصوصه.

‫دارن بزرگترین مرکز نان زنجبیلی رو تو ‫لینانماکی درست میکنن.

‫ویرا یه چیزی درست کرده بود، ‫کجا گذاشتمش؟

‫میتونی روش خامه بمالی؟ ‫ این جزو مهارت هام نیست!

‫الو؟ منم.کجایین؟

‫ما نزدیک کیاسماییم. ‫داریم دنبال تار موهای کاشته شده میگردیم!

‫یکی دیگه پیدا کردم. ‫ عالیه!

‫باید بدونی که تتو و پتو الان ریش دارن.

‫دیدینشون؟ ‫ اونا وجود ندارن!

‫درسته، ویرا فقط داره اونارو تصور میکنه

‫اونا فقط تو خیالاتشن ‫درسته .

‫ویرا به اندازه کافی ‫بزرگ شده که حقیقت رو بشنوه...

‫این یه جرمه که ‫تو ظاهر کسی تغییر ایجاد کنید

‫من خیلی زننده به نظر میام.

‫مجرم ها کین؟ ‫ یکیشون مرد میکروفیبری بود.

‫اونیکی کاپیتان جارو.

‫مرد میکروفیبری؟ ‫ درسته! و کاپیتان جارو

‫معذرت میخوام، دیدین کجا رفتن؟ ‫از اونطرف رفتن

‫دنبال هدیه میگشتن. ‫ ممنونم!

‫متوجهید که ‫من یه اثر هنری هستم؟

‫مفهوم من رو میفهمید؟

‫بیا بریم! ‫وایسا! ‫باید برم. ببخشید .خداحافظ

‫نگاش کن.قشنگه ‫مرد عنکبوتیه؟

‫نه. معلومه که این... ‫ بابا نوبله!

‫نوئل. ‫ بابا نوئل.

‫و یکی تزئینش کرده. ‫ درسته

‫بیا یکی واسه ویرا بخریم. ‫ فکر خیلی خوبیه.

‫یکی دوتا بابا نوئل میخوای؟ ‫یکی کافیه ‫ این یکی.

‫اونطوری نه.

‫اونا پری هستن، پدر؟ ‫ نمیدونم

‫دارن چیکار میکنن؟

‫خیلی محکم چسبیده.

‫بابا نوئل چوبی!

‫اوه نه، توش خالیه!

‫حتما یه بابا نوئل قلابیه.

‫باید واسه ویرا یه واقعی شو گیر بیاریم!

‫اگه به واقعیش حساسیت اشته باشه چی؟ ‫ پلاستیکی شو نمیگیریم.

‫حتی بوش هم یه جوریه. من میگم یه واقعی شو گیر بیاریم، ‫یکی که تو جنگل رشد کرده باشه.

‫واسه سرمای کریسمس مناسب باشه. ‫یکی شو پیدا میکنیم. ‫ از کجا؟

‫اونجا! ‫ با این قلابیه چیکار کنیم؟

‫بیا تعمیرش کنیم. ‫ فکر خوبیه!

‫تو متوجه نیستی. تتو و پتو همون مرد میکروفیبری ‫و کاپیتان جارو هستن.

‫اون نمایشگاه رافائل آنگست بود. ‫تو روزنامه راجبش خونده بودن.

‫"دسر بحران".

‫تو متوج نمیشی. ‫ اینطوری نگو

‫باید بهم توضیح بدی. ‫سعی کن زیاد سخت نگیری

‫شاید یه دوچرخه واسه کسی به سن تو مناسب نباشه

‫و شاید هدیه های دیگه بگیری.

‫کریسمس مبارک، جسپر ‫ کریسمس مبارک، بابا نوئل

‫اون یه بابا نوئل واقعیه؟ ‫آره، واقعیه!

‫پوستش گرم و نرمه. ‫چشماش حرکت میکنه.

‫اون زندست!

‫خیلی بو میده، به هیچ عنوان پلاستیکی نیست ‫اون واقعیه

‫حالا، گوش کن، اینجا... ‫باید ببینم اندازش درسته یا نه.

‫شش فوت! ‫خوبه

‫یکمی لاغره... ‫ولی عوضش فضای کمتری میگیره.

‫گوش کن، رفیق ‫ بذار مطمئن شم پوسیده نیست.

‫نیست! ‫ یکم خشکه.

‫واقعا ‫ آره.

‫بینندگان عزیز، ‫یادتون باشه که به بابانوئلتون آب بدین.

‫اونا به مایعات زیادی ‫احتیاج دارن.

‫اگه مرتب بهشون آب بدین ‫احتمالا تا عید پاک دووم میارن.

‫بعد، یه تست تکون دادن ازش میگیریم.

‫تا ببینیم ریش هاش میریزه یا نه!

‫بعدش، نتیجه رو چک میکنیم.

‫یچ ریزشی نیست! ‫این قعطا یه بابانوئله تازست.

‫بنظرم این زیاده رویه. ‫اون با تتو و پتو خو گرفته.

‫راجب اختراعاتشون چاخان میگه. ‫رشده دهنده مو و ازاین چیزا.

‫حتی برگزار کنندگان نمایشگاه های هنری هم ‫یه جورایی با موجودات خیالی در ارتباطن.

‫باید بهش بگیم این چرندیاتو تموم کنه. ‫ مامان!

‫دیوونگی بسه.

‫من از اون عینکای صورتی میخوام که اون پریه داشت.

Tatu and Patu: An Oddsville Christmas subtitles in other languages

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left