The first 200 lines.
قسمت سيزدهم
بله
خوب به نظر ميام؟
البته
اضطراب دارم گيونگ مين
براي چي؟
اين اولين دفعه اس که
دارم والدينت را بعد تمام شدن درمان ها ميبينم
نگران نباش
والدينم و مامان بزرگ
از ديدنت خوشحال ميشن
مامان بزرگت اينا را دوست داره؟
البته ، اينا از طرف تو اند
اون به طور خوشايندي سوپرايز ميشه
جون زمان زيادي گذشته
از آخرين باري که گل دريافت کرده
واقعا؟
يه بار بهم گفت
اون هيچوقت گل نگرفته
از زماني که يه بهار پدربزرگ براش
گل ياس زرد چيده بوده
بايد بهش گل ميدادي
ميدونم
مامان ، داري چيکار ميکني؟
داريم يه سري لباسها را مرتب ميکنيم
که بديم به يتيم خونه
گيونگ ساک
فکر نميکنم
اينا کافي باشن
درسته مادر
بايد تعداد بيشتري از فروشگاه بخريم
قبل از اينکه بريم براي ديدن
کي ميتونه باشه؟
خانم ، گيونگ مين و نامزدشون هستن
نامزد؟
بايد روبي باشه
روبي ؟
اون نمي خواست هفته ديگه بياد؟
مامان بزرگ ، پدر ، روبي اينجاست
- سلام - خوش اومدي
حالت چطوره؟
ازتون ممنونم
الان احساس خيلي بهتري دارم
من از تمام کمکها و توجه هاي شما
سپاسگذارم
حرفش نزن
بيا بشين
مامان ، روبي اينجاست
مامان بزرگ روبي اينجاست
چقدر خوبه که مي بينمتون
شنيدم قراره هفته ديگه بياي
چرا اينقدر زود اومدي؟
به خاطر اينه که
اون نمي تونست صبر کنه تا شما را ببينه
اينجا يه هديه براي شماست
يه هديه؟
اونها همان طوري اند که شما دوست دارين
پس من اونا را گرفتم
اونا کهنه و پلاسيده بودن؟
در هر صورت ممنونم
تو درمان شدي ، درسته؟
بله
روبي حتي زيباتر از
قبلش شده
چقدر خوب
شما هنوز شام نخوردين درسته؟
نه هنوز ، ما گشنمونه مامان
باشه ، ميرم و همه چيزو آماده ميکنم
ما هم هنوز شام نخورديم
منم کمکتون ميکنم
نيازي نيست ، کمي صبر کنين
من خوبم
گيونگ مين به اين گلا چي ميگن؟
اونا ياس اند؟
اونا کارا اند
کارا؟
اسمشون منو ياد اون گروه دختر مي اندازه
کارا ، درسته؟
آره ، اين گلا کارا اند
روبي گفت اونا خيلي برازنده اند
درست مثل شما
برازنده؟
گمان کنم نسبتا برازنده باشم
چانگ گيون
اونا واقعا شبيه منن؟
البته مامان
کارا
لطفا امتحانش کنيد
خيلي خوشمزه اس
چطوري مي دوني که خوشمزه اس
وقتي هنوز هيچي ازش نخوردي؟
من امتحانش کردم وقتي داشتم به
مادر کمک ميکردم
خانم
اين بانو جوون دوست داشتني
تو آشپزخونه خيلي زحمت کشيدن
اون دوست داشتني نيست
با وجود اين همه پولي که براش خرج شده
اون به خوبي که قبلا بود به نظر نمي رسه
يه چيز خيلي عجيبي در موردش هست
اين يه تعارفه درسته؟
روبي الان خيلي خوشگله
پس اگه دارين ميگين که اون خوشگل نيست
دارين ميگين که
اون قبلا يکم زيبا بوده
پس منظورتون اينه مامان
مادر ، اون لباس هاي بچه
براي چي اند؟
داريم اونا مي بريم به يتيم خونه
جايي که کاراي خيرخواهانه مي کنيم
يه يتيم خونه؟
مامان و مادر بزرگ زمان
زياديه که اونجا داوطلبند
متوجهم
منم دوست دارم باهاتون بيام
نيازي نيست
تو هنوز کاملا خوب نشدي
خودتو به زحمت ننداز
من خوبم
باهاتون ميام و کمکتون ميکنم
فراموشش کن
تو هنوز عضو خانواده ي ما نيستي
نيازي به اومدنت نيست
کوتاه بيا
بيا بخوريم قبل از اينکه غذا سرد بشه
.:.:(zshkoo)ترجمه و زيرنويس: زهرا :.:.
فکر نمي کنم که مادر بزرگت
با من موافقت کنه
فکر نميکنم اون مثل قبلش باشه
حدس ميزنم چي شده
به خاطر اينه که اون هنوز
ارزش واقعي تو را نمي دونه
مطمئنم که اون براي
هميشه بهت علاقه مند ميشه
اتاقت کجاست؟
نشونم بده
مي خوام بدونم که چه شکليه
آخرين باري که اومدي اينجا اونو ديدي
آه درسته يادم رفته بود
نميدونم چه مرگم شده
مثل يه احمقم
مشکلي نيست
تو از پس يه مشکل خيلي وحشتناک براومدي
اين طبيعيه که
الان يه کم گيج باشي
اين اتاقته نه؟ عجب
من فقط احمقم ، بهت فهمونده بودم ، نه؟
مي دونم اتاقت کجايه
اين برخلاف توئه
تو هيچوقت شوخي زننده نمي کردي
براي چي داري همه چيزو بررسي ميکني
انگار هيچوقت اينا را قبلا نديدي؟
چرا نمياي اينجا
همه چيز به نظر خيلي جديده
ممکنه که هيچوقت ديگه اونا را نبينم
ميتونم بازش کنم؟
تو واقعا شگفت انگيزي
سبک سليقه ات سوال برانگيزه
اين چيزيه که دوستش داري؟
روبي؟
ما بايد سليقه ات را بهتر کنيم
اين خيلي زشته
دوباره احمق شدي؟
هان؟
بهم نگو که اين
پوليور را يادت نمياد
خيلي سريعي
چه اتفاقي برات افتاده؟
منو ترسوندي
واقعا فکر کردم که يادت نمياد
البته که يادمه
اين پوليور خيلي
برامون پر معنيه
تو بهم مشکوک شدي ، نشدي
ناراحت شدم
بهت مشکوک نشدم
فقط يه کم گيج شدم
گيونگ مين
مادربزرگ مي خواد روبي را ببينه
ما هيچوقت شانس اينو نداشتيم که خصوصي صحبت کنيم
براي همينه که خواستم ببينمت
بله خانم
چيزاي زيادي هست که ميخوام بهت بگم
اما کوتاهش ميکنم
مامان
مادربزرگ در مورد چي مي خواد
با روبي صحبت کنه؟
مطمئن نيستم
اون اخيرا درمورد روبي خيلي حرف نمي زنه
شما که فکر نميکني که اون داره
سعي ميکنه که ما را از ازدواج منصرف کنه ، نه؟
ببخشيد؟
آيا من بي منطقم؟
من اهميتي به يه
ازدواج پيچيده و ديوانه کننده نميدم
اما
اما براي چي فکر ميکني
من اين همه راه را تا چان چئون رفتم؟
نشنيدي؟
من خودمو بعد از اون کنار کشيده بودم
No comments yet. Be the first to leave one.