The first 200 lines.
رازِ موفقیت در هنرهای رزمی اینه که
سرت رو خم نکنی
دست از سر سریعتره
دستها سبک هستن
سر سنگینه
دست یا سر، کدوم سریعتره؟
دست
یه بار دیگه
همین حالا هم شکستش دادی
برد یا باخت
توی تیانجین رسمه که آکادمی میزبانی کنه
قهوه میخواستی؛ اینهمه راه رو بهخاطرش اومدیم
نمیشه کمی با ملاحظهتر باشی؟
ظاهراً همینطوره
مبارزها فقط از حرف زدن دربارهی فوتوفنِ کارشون لذت میبرن
یه بار دیگه
تو ردیفش میکنی؟
البته
سال ۱۹۱۲ اولین آکادمی هنرهای رزمی تیانجین متولد شد
تا سال ۱۹۳۲، تیانجین خانهی انواع سبکهای مختلف شد
از سبکهای مبارزه در سراسر چین
اون چه سبکی بود؟
وینگ چون
تا حالا نشنیده بودم
این یه رشتهی بهشدت حفاظتشده در جنوب چینه
که فقط افراد معدودی ازش خبر دارن
میخوای وینگ چون رو توی تیانجین مشهور کنی؟
این کار رضایت شما رو میطلبه
امروز غافلگیرم کردی
هیچ آدم معمولیای نمیتونه به سطح مهارت تو برسه
بذار ببرمت یه جایی
من تنها رزمیکاریام که اونجا بوده
میبینی؟
اون رقصندهی بلاروسی خیرهکنندهست
دقتِ حرکاتش
کنترل ظریف عضلاتش
درست مثل یه هنر رزمیه
وقتی یادگیری کونگفو رو شروع کردم
قسم خوردم که از رازهایمان محافظت کنم
واقعاً؟
بله، اینکه در طول عمرم حداکثر دو تا شاگرد بگیرم
اگه بهزودی شروع به آموزش رازهایمان نکنیم
خارجیها به ترفندهای ما پی میبرن
نوههای ما در خطر خواهند بود
خب، پس آموزش بده
نمیتونم
هیچکدوم از اساتید تیانجین جرئت ندارن آداب و رسوم رو به چالش بکشن
ما به یه غریبه نیاز داریم، کسی که بتونه تابوها رو بشکنه
اگه قول بدی که رازها رو آموزش بدی
بهت اجازه میدم یه آکادمی باز کنی
سی ساله که استاد بزرگ تیانجین هستم
میخوام یه کار ارزشمند انجام بدم
قبل از اینکه بازنشسته بشم
سی سال زمان زیادیه
چرا الان؟
گمان کنم با بالا رفتن سن، عقل آدم هم بیشتر میشه
سه روز دیگه توی رستوران کیسلینگ بیا دیدنم
بهترین رستوران غربی تیانجین
پیدا کردنش راحته
هر تصمیمی که بگیری
باید یه وعده غذا رو با هم بخوریم
دربارهش فکر کردم
برای حفظ یکپارچگی وینگ چون
رازهایم رو فاش نمیکنم
نون اینجا توی کیسلینگ رایگانه
این تنها غذای مجانیه که توی تیانجین پیدا میکنی
بهجز دعای خیر شما، یه قانون قدیمی هم هست
اگه قهرمانهای هشت تا آکادمی رو شکست بدم
میتونم مدرسهی خودم رو راه بندازم
تا حالا هیچکس بیشتر از پنج نفر رو شکست نداده
هیچکس هم تا حالا بیشتر از پنج قرص نون کیسلینگ نخورده
گارسون، نون لطفاً
هشت تا قرص
استادم تمامِ عمرش با احتیاط رفتار کرد
دمِ آخر
وقتی مست میکرد، به خودش بد و بیراه میگفت
نمیخوام با حسرت بمیرم
نخور دیگه
از مردهای مفتخور بدم میآد
باشه
طبق قوانین پیش برو
اگه بیشتر از این صبر کنم
برای مبارزه کردن خیلی پیر میشم
لازم نیست تو مبارزه کنی
اگه تو مبارزه کنی
اخراج میشی، حتی اگه ببری
باید به یه شاگرد آموزش بدی تا اون به جات بجنگه
من رو قبول نمیکنن، ولی اون رو قبول میکنن؟
شاگردت باید بومی باشه
مردم تیانجین هوای همدیگه رو دارن
میتونم برای انتخاب کردنش کمکت کنم
تربیت کردن یه نفر حداقل سه سال طول میکشه
نمیتونم اینقدر صبر کنم
چارهی دیگهای نداری
زنِ نجیبی نیست
خانوادهش فقیر بودن
برای همین رفت به مدرسهی مبلغان مذهبی
توی هفده سالگی، بچهای به دنیا آورد
که چینیِ خالص نبود
پدر و مادرش بچه رو غرق کردن
با اون آوازهی بدی که داشت، نمیتونست ازدواج کنه
من باهات ازدواج میکنم
سه سال توی تیانجین میمونم
و بعدش؟
با من برمیگردی کانتون
اگه نخواستی بیای
برات یه مقداری پول میذارم
چقدر؟
قابل مذاکرهست
این اون آیندهای نیست که من میخوام
توی زندگیِ رویاهام
با یه برزیلی ازدواج میکنم که من رو با خودش ببره
به آمریکای جنوبی تا کاکائو بکاریم
قبوله؟
قیمتش اینه
من ضمانتت رو کردم
اگه پولش رو ندی، اون میآد سراغ من
و این آخرین باریه که بهت کمک میکنم
خیلی بهم بدهکاری
فقط محض روشن شدنِ قضایا
نپرس که توی تیانجین چیکار میکنم
اگه هم فهمیدی، به کسی چیزی نگو
من زنت میشم، نه صیغهات
از کجا بدونم بهم وفادار میمونی؟
از وقتی پانزده سالم بود
هر روز ۵۰۰ ضربه با این چاقوها تمرین کردم
این عدد ذهنم رو از حواسپرتی دور نگه میداره
از این به بعد
تو همون عدد میشی برای من
ماهی یه بار میخوام برم خرید
و برای شام خرچنگ بخورم
ما داریم توی محلهی فقیرنشین زندگی میکنیم، پس باید طبق همون هم رفتار کنیم
میریم خرید ولی چیزی نمیخریم
و در مورد خرچنگها
تیانجین نه تا رودخانه داره
خرچنگ حتی از برنج هم ارزونتره
خب، پس
میتونی هر چقدر که دلت میخواد بخوری
تو که معمولاً سیگار نمیکشیدی
هر کسی یه عادت بد داره
اینم مالِ منه
باشه
زود باش! حرکت کن
به نظر حرفهای میآد
کنجکاوم بدونم چطور روی اعصابِ اون اراذل رفته؟
حدسم اینه که بهخاطر زنِ خوشگلشه
لباسهاشون خیلی شیکتر از اونیه که اهل اینجا باشن
همین که صورتش رو دیدی، میریم
خانوم؟
اومدم که مردت رو به دوئل دعوت کنم
صورتت رو بشور
حالا حالاها برنمیگرده
اون صورت ارزشِ کتک خوردن رو داره
بزن به چاک
ها؟
میخوای تماشا کنی که چطور لتوپار میشم؟
دعوای با مشت کسلکنندهست
با چاقو چطوره؟
اینها به قدر کافی خوب هستن؟
کار رو راه میندازن
حیف میشد اگه هنرهای رزمی رو یاد نمیگرفتی
از این به بعد میتونی پیشِ من یاد بگیری
متوجه نشدی شاگردت چطوری داشت نگاهم میکرد؟
اون یه تیکهآشغاله
همین که تمریناتش رو شروع کنه، جرئت نمیکنه چپ بهت نگاه کنه
به محض اینکه آموزشش شروع بشه
مثل یک خدا بهم احترام میذاره
استاد
بهم نگو استاد
من بهت آموزش نمیدم
فکر میکردم به توافق رسیده بودیم؟
یه نفر بهتر پیدا کردم
یه بومی؟
یه بومی
قصد نداشتم به این موضوع اشاره کنم، اما
تیانجین نوزده تا آکادمی داره
بعد از اینکه شاگردت هشت تاشون رو شکست داد
رؤسای آکادمیها یه قهرمان انتخاب میکنن
تا شاگردت رو شکست بده
و اونها برای همیشه از تیانجین تبعیدش میکنن
اما پیروزیش بر اون هشت تا آکادمی قطعی خواهد بود
تو هم بهعنوان استادش، میتونی بمونی و آکادمی خودت رو راه بندازی
اون موقع وینگ چون به شهرت و افتخار میرسه
و تیانجین هم آبرویش حفظ میشه
مردی که انتخاب کردم حاضره برای همیشه از تیانجین بره
چرا یه نفر دیگه رو قربانی کنیم؟
در واقع، اون آدم پستفطرتیه
که میتونه بدونِ دلسوزیِ ما بمیره
من همون قهرمانی میشم که آکادمیها انتخاب میکنن
من پیر شدم
قبل از بازنشستگی، یه پیروزی بزرگ میخوام
این دیگه نورِ علیٰ نوره
برای آخرین نبردم، هیچچیزی نباید خراب بشه
من تمامِ امتیازهایی رو که شاگردت داره، میخوام
امروز، تو رو بهعنوان استادم به رسمیت میشناسم
تیانجین یه نوع چالش داره که بهش میگن «چاقوهای فشاری»
ده سال پیش خیلی محبوب بود
ولی الان دیگه نه
مهارتهای چاقوزنیِ تیانجین کُند شده
با این حال، این رازِ تیانجینه
No comments yet. Be the first to leave one.