The first 200 lines.
جورج"، تو واقعاً معلول نيستي ، هستي ؟"
. مشکلات خودم رو داشتم
...ديدمت داشتي توي خيابون "آمستردام" ميدويدي
تازه يـه سـه چرخه موتوردار صد کيلويي . رو هم يـه دستي بلند کرده بودي
، "جناب "تاماسولو ... وقتي آدم در شرايط استرسزا قرار ميگيره
. ميتونـه کارهاي فرابشري انجام بده
... تا حالا
هالک شگفت انگيز" رو نديدين ؟" - . نه -
اون برنامهي قديمي و زندهي "اسپايدر من" چي ؟
جورج" ، ميدونم که باهات" . قرارداد يک ساله امضا کرديم
ولي در حال حاضر ، فکر ميکنم بهتره . هر کدوممون راه خودمون رو ادامه بديم
. متوجه نميشم
. ازت خوشمون نمياد . ميخوايم از اينجا بري
. شفافتر شد
پس هنوز توي شرکت "وقت بازي" کار ميکني ؟ - چرا نکنم ؟ -
پولش خوبه ، بيمهي دندانپزشکي ... و دسترسي خصوصي
به يکي از بهترين دستشوييهاي . مخصوص معلولين شهر رو دارم
. ولي اونا ميدونن که تو معلول نيستي خجالت نميکشي ؟
. اونا بايد خجالت بکشن
. باهام يه قرارداد يک ساله امضا کردن
، مادامي که هر روز براي کار ميرم اونجا . بايد بهم پول بدن
. سلام - . سـلـام -
. "سـلـام ، "الين
اين ديگه چيه ؟ - . يه چيز احمقانه -
. خب ، مطمئنم احمقانهست
دربارهي من که نيست ، هست ؟
. نــه - . اصــلــاً -
. بهم بگيـن - . خيلي خب -
اون دختره "کلير" کـه باهاش رفيقـَم رو ميشناسي ؟ - . آره -
خب ، اين و من دربارهي اينکه ... وقتي که ميخوابه شکمش تمام شب رو
. بيدار ميمونه و باهام حرف ميزنه ، شوخي ميکنيم
چطور حرف ميزنه ؟ - . خب ، ناف مثل دهنـه -
. حوصـلهم سـر رفـتـه
. بـاهـام حـرف بـزن
. بايد اين هشدار "چيزهاي احمقانه" رو جدي بگيرم
. "هي ، ببينين کي اينجاست. "پادي - پاديِ" من ؟" -
. ما که به هم زديم - . و اون هنوز به زندگي کردن ادامه ميده -
. "سلام، "بِنِس
حالت چطوره ؟ - . خيلي خوبم -
. عاليه
. ميبينمت - . خب ، همين بود ديگه -
. دوباره با هم دوستين
چي ؟ - . بهم برخوردن -
بهم برخوردن هميشه ختم به .تکرار حماقتهاي قبلي ميشي
. ديويد" و من پيش همديگه برنميگرديم"
. الين" ، بهم زدن مثل چَپه کردن دستگاه خريد نوشابهس" دستگاهي که در ازاي قرار دادن) (سکه در اون نوشابه تحويل ميده
. نميشه با يه هُل انجامش داد
، بايد چند باري عقب و جلوش کني . بعدش چَپـه ميشه
. قشنگ بود
خودت چي ؟ ... حتي نامزده کرده بودي
. و مثل آب خوردن تمومش کردي
. اون فرق داره . هيچ احساسي نسبت به اون افراد نداشتم
. ولي تو ، حماقتت رو تکرار ميکني
ميخواي شرط ببنديم ؟ - چقدر ؟ -
. 50تا - دلار ؟ -
خيلي خب . شاهدي ؟ - . شاهدم -
. قبوله - درصدي گيرم مياد ؟ -
. نه - . نه -
Seinfeld S09E02 : The Voice Original Air Date : 2.10.1997 Subtitle by mehrdadss & AshorroR
پس امشب بهت زنگ بزنم ؟ - . آره -
کمربندت چي شده ؟
ديشب که رفته بودم فيلم ببينم ، رفتم دستشويي ... و يه کوچولو با عجله کمربندم رو باز کردم
و سگکِ کمربند يه جورايي خورد به ...کنار کاسـهي دستشويي سرپايي
. و همين ديگه
. پس تو ديوونهاي - . آره . صداشو درنيار -
. سلام - . البته ، شرايط بي تاثير نيست -
.بعداً ميبينمت
. سـلـام - . سـلـام -
. اينو داشته باش . دارن "باشگاه ابر" رو دوباره ميسازن
همون رستورانِ توي ساختمان "کرايسلر"؟
. فکر خوبيه - . البته که فکر خوبيه . فکر منه -
. تمام پروژه رو دو سال پيش طراحي کردم
کدوم قسمت رو؟ ... "قسمت "نوسازي کردن رستوراني که مال تو نيست
يا قسمت "خرج کردن 200 ميليون دلاري که نداري" ؟
، اين ايدهها به ذهنم خطور ميکنن ... ميدونم بکرن
. ولي هيچ اتفاقي نميوفته ميدوني چرا ؟
، نه منبعي داري ، نه مهارتي ، نه استعدادي نه توانايي ، نه مغزي ، نه ... ؟
. نه . وقت ندارم
. همهش بخاطر اين کارهاي الکي و نوکرانهست
، شستن لباسا ، خريد . اومدن به اينجا و حرف زدن با تو
اصلاً ميدوني چقدر وقت تو اين آپارتمان تلف ميکنم؟
. ميتونم حدس بزنم
. سـلـام
. همينو کم داشتيم . اينم اومد . کل روزم به فنا رفته
. سلام . ديشب بهت زنگ زدم کجا بودي ؟
. با يه دوست رفته بودم بيرون
جورج" ؟" - . نه . نه . نه -
. خب ، منم که اينجا بودم . دوستات همينان ديگه
اينا همون کفشاي ديروز ـَن؟
، ميدوني . هميشهي خدا اين کفشا رو ميپوشم
. موهات ، يه جورايي لخت شدن
ميدوني ، مُد جديدـه ؟
. مثل کسايي که هروئين ميکشن
. يه لحظه وايسا
ماجرا چيه ؟ - . هيچي -
! هيچي
. لباسات همون لباساي ديروزـه
. پادي" رو ديدي" - . عجب ناکسيـه -
. بازي تمومه . بيا بالا - . نه -
. فقط يه حادثهي سکسي مجردي بود
. برنگشتيم پيش هم - پس تو اينو چي ميدوني ؟ -
ملت که همينطوري . بهم برنميخورن و بعدش هم سکس کنن
. کانال "سينِمَکس" که نيست
مسئلهي مهمي نبود ، باشه ؟
، يکمي لاس زديم ، بعدش رفتيم بيرون . يه شامي هم زديم
. شام؟ همينه ديگه
چيه ؟ - . کاملاً دوباره با هم دوست شدين -
. سکس ، بيمعنيـه . ميتونم درک کنم
. اين شامـه که سنگينـه . يک ساعتي طول ميکشـه
2.9درصد سرمايهگزاري روي . ماشين "تويوتا" با وزن يک تن
! اينم فکر من بود
. صبح بخير - . خفه بمير -
. سلام ، "آليس" . چه لباس قشنگي - . حتي بهم نگاه هم نکن -
. "سلام ، "گلن - . خفه بمير -
. اين يکي رو شنيده بودم
. خب اون اتاق خوابه . اين دستشوييـه
. بايد خودت رو با آشپزخونه آشنا کني
. آره ، برو توي بعضي از کشوها رو يه نگاهي بنداز
و شما کي باشين ... ؟ - . سلام ، "درين" هستم . تازه اومدم اينجا -
. آره ، اون "جري"ـه . نيازي نيست نگرانش باشي
چطوره بري اونطرف هال و کار اون ايميل رو شروع کني ؟
. درسته - . باشه ، خوبه -
. از اون آدماي سختکوشـه
اون کيـه ؟ - . "کارآموزم از "دانشگاه نيويورک -
، "شرکت سهاميم "صنايع کريمريکا رو يادته ؟
. خيلي خب - ... آره ، خب ظاهراً -
دانشگاه نيويورک" خيلي علاقه" ... داره کـه دانشجوهاش
تجربهي حضور توي شرکتهاي سهامي . دنياي واقعي رو پيدا بکنن
ولي تو فقط تجربهي شرکت سهامي . در جهان خيالي رو ميتوني نشونش بدي
... خب ، اين موضوع جِداً وقتم رو آزاد ميکنه
تا بتونم روي موضوعات مهمتر . مثل سيستم کيسه مثانـهم کار کنم
. خيلي خب ، وقت رفتنـه - . "نه ، "جري -
. براي مردم نيست . براي نفتکشهاست - . ميدونم -
ميدوني ، فکرم اينه که يه کيسهي لاستيکي ... مثل يـه مثانـه توي نفتکش بذاريم
، که اگه تصادف کرد . نفت پخش نشه
. راستش همچين فکر بدي هم نيست
. حالا وقت رفتنـه
الو ؟ - . سـلـام -
. سـلـام
چه خبر شده ؟ - . "حملات همـه جانبـه ، "جري -
. جدي جدي ميخوان از اينجا برم
. به يه جور انبار بزرگ تنزل رتبهم دادن
. مثل آخرين روزهاي "هيتلر" شدم
پس ميخواي از اونجا بري ؟ - . نه . بهم انرژي داده شده -
. هيچوقت نميتونن بيرونم کنن
. "مثل علف هرزم ، "جري
. فکر کردم گفتي مثل "هيتلر" در انبار هستي
. يه علف هرز در انبار "هيتلر" هستم
. يکم با اين قضيهي "هيتلر" راحت نيستم
. پشت خطي دارم . ميبينمت
الو ؟ - . سلام ، "درين" از دفتر "کريمر" هستم -
جنب آقاي "کريمر" ميخوان براي ناهار . در کافي شاپ "مانک" باهاتون هماهنگ کنن
جِداً ؟ کِي ؟ - . 10دقيقه ديگه -
آدرس بدم ؟ - . نه ، نيازي نيست -
. 5دقيقه ديگه تماس ميگيرم تا تاييد کنم - . آره ، 5 دقيقه -
. سلام - سلام . پولم کو ؟ -
. پولي در کار نيست . ديگه "پادي" از سرم افتاده
خب غذا ميخوريم يا نه ؟ - .آره ، وايسا -
. "سلام ، "درين" ، "جري" هستم از دفتر "جري
. واسه ناهار 3 نفريم
منظورت چيـه رفتـه؟
سلام ، "الين" هم باهامون مياد ، باشه ؟
چي ؟ اين کِي اتفاق افتاد ؟ - ... خب ، همين -
! "درين"
. به "پادي" زنگ نميزنم
دستکِشهامو چي کار کردم ؟
. شرط ميبندم خونهي "پادي" جاشون گذاشتم
. بهتره بهش زنگ بزنم . اون دستکشها رو ميخوام
. نه ، بهتره زنگ نزنم
. بهش زنگ ميزنم
. آه ، اون جا رو
. دستکشها اونجان . داشتم زنگ ميزدما
. و اونا اونجان . خنده دارـه
. واقعاً خنده دارـه
. خيلي خيلي خنده دارـه
ميدوني کي داستانهاي خنده دار دوست داره ؟ . "ديويد پادي"
. خب ، شرکت بازي رو شروع کرده
. دماي دفترم رو خيلي بردن بالا
. ميخواستن عاصيم کنن
بايد تمام اين چيزا رو بنويسي ؟
... خب ، آقاي "کريمر" با آقاي " لومز" جلسه دارن
. ولي نميخواستن چيزي رو از دست بدن
خب چقدر گرم شد ؟
. نميدونم ، چهل و پنج ، پنجاه و پنج درجه
بعدش چند نفر رو فرستادن تا اونجا رو . به مدت 6 ساعت تميز کنن
.فردا ، قراره پنبهي نسوز نصب کنن
گمونم ميتوني هر چيزي . جز کار واقعي رو تحمل کني
. هر چي تو چنته داري رو کن
. "سـلـام ، "کريمر - . خــوش اومــدي -
. ببخشيد . نتونستم بزنم به چاک چي رو از دست دادم ؟
خب ، بعد از سفارش دادن ، آقاي "ساينفلد" و ... آقاي "کاستانزا" دربارهي اين موضوع
... که "مرد آهني" بين پوست بدنش و لباس آهنيش
. يه جور لباس زير پوشيده يا نه بحث کردن
. هنوزم ميگم زيرش چيزي نپوشيده
. کاملاً با عقل جور در مياد - . خفه بابا -
، بعدش آقاي "ساينفلد" رفتن دستشويي ... که در اون لحظه
آقاي "کاستانزا" با دستشون ... "از توي نوشيدنيِ آقاي "ساينفلد
يخ بيرون آوردن و براي شستن دست و صورتشون . ازش استفاده کردن
: و بعدش آقاي "کاستانزا" بهم گفتن
. "شتر ديدي نديدي"
No comments yet. Be the first to leave one.