The first 125 lines.
اون ديگه چيه؟
انگار رئيس تکنيک ممنوعه رو گيرآورده
نگاه کن هوتارو اين با شکوه نيست؟
!اين قدرت تکنيک ممنوعه ست
.اين هنري که با هم بوجود آورديم
....نه
...امکان نداره
...نه
!نـــــــــــــه
...من...من
اوتاکاتا رو کشتم؟
...اوه، بيخيـال
...اين يه مشکله
.من يه وسيله که احساساتي ميشه نميخوام
کنتـــرل
.خب، يه بار ديگه
.اين دفعه دهکده سوچيگومو
...اون روستايي هاي آشغــال
!همشون رو خاکستر کن
!حالت چوب
!فايده اي نداره
هه! ديدي؟ .نميتوني داهاتي ها رو بزني
!واسه من که مهم نيست چه بلايي سره اين آدما مياد
.کارتون تمومه
!زديمشون
!چـــي؟
!بنتــن؟
!شما چطـــوري...؟
!اينجوري
.تکنيکي که شما چهارتا درست ميکنيد خطرناکه
ولي با شما دوتا که موندين .حريف ما نميشيــن
با اين تکنيک ممنوعه .کشورهاي کوچيک رو تصرف ميکنم
.و 5 کشور بزرگ رو ميترسونـــم
....عمـــراً
.اگه بزارم به هدفت برســي
!اوتاکاتا الان وقت خوابيدن نيست
...آره
.بايد هوتارو رو پس بگيــريم
پيف! نميدونيد وقت مردنه، مگه نه؟
دوباره دلتون ميخواد مزه تکنيک رو بچشيد؟
!انگار که من ميزارم
!تکنيک بدل
!حملـــه
!منو دست کم نگيريد
!تکنيک حروف، انفجار
!اوتاکاتا، تا وقت داري هوتارو رو بردار
!بهت اجازه نميدم
!تکنيک حروف، آتيش
چي شـــده؟
همش همينو بلد بودين؟
!نـــــه
...نميتوني از مهر خلاص بشي
!هوتارو
!لعنتـــي
تقاصشو 10برابر پس ميدي
!هوتارو
تو... تکنيک رو دوباره فعال کـردي؟
!من نيستم
...اينو ببين !دستام بنده
!پس اينجا چه خبــره؟
کي ميــدونه؟
.شايد بخاطر اينه که زيادي انرژي جمع کرده
!همين الان نگهش دار
چطوري من با اين دستها اينکار رو بکنــم؟
.آزاد
...خب، حالا
!لعنتـــي
!هي، بجنب نگهش دار
.تکنيک حروف ... اثر نميکنه
...اين
چي شـــــده؟
.اوضاع خرابــه
اگه همينجوري به جمع کردن انرژي ادامه بده
.کل شهـــر ميره هوا
چـــــي؟
....هوتارو
تقديم ميکند H . M . K ترجمه و زيرنويس از تالار گفتگوي ايرانيان
استاد و شاگــرد
!لعنتـــي
...احياء قبيله سوچيگومو
...آرزوهاي ان نو گيوجا
...و همه ي اون خواسته هاي بزرگش
!هوتارو بالاخره ازدستشون داد
خفه شو! تو آشغال در مورد هوتارو چي ميدوني؟
.اون به تنهايي تکنيک رو امن نگه داشت
.اون با تمام وجودش براي احياء قبيلش تلاش کــرد
.اون به تنهايي همه اين مسئوليت رو به دوش کشيد
...ولي وقتي اوتاکاتا رو ديد
و تو بودي که گولش زدي
.هوتارو... اون بالاخره موفق شد رفيق هاشو پيدا کنه
.مردمي که ميتونست با اونا ارتباط داشته باشه
!و تو خرابــش کـردي
رفيق ها؟ ارتباط؟ !انقدر جفنگ تحويلم نده
.منم مثل هوتارو أم
،بخاطـر تکنيک ممنوعـه
اونا شاگرداشون رو قرباني ميکردن پسر خودشون، بدون هيچ رحمي
...ميگفتن که براي نينجاها
.اين تنها راه نجاته
منم بهش اعتقاد داشتم .تا اينکه فهميدم مزخرفه
.برا همين بود که مخالفت کــردم
پدرم رو کشتم کسي که استادم بود
.و سعي کردم که تکنيک رو بدزدم
چـــي گفتي؟
...و تو که اونجايي
تو هم دقيقاً همين کا رو کــردي؟
...من... من
.تو اشتباه ميکني
ها؟
....استاد من هميشه ...به فکر شاگردشه
.به فکـر منه
...مهم نيست که چقدر از هم دور باشيم
.ميتونم هميشه حسش کنـم
!اون هر لحظه توي قلبه منه
.برا همينه بهش اعتقاد دارم
.هوتارو هم پدربزرگش و هم تونبي رو داره
و اوتاکاتا... احساسات تو هم بهش رسيده
!و توي اعماق قلبش وجود داره
حتي الان، اون به دوستاش علاقه داره ...همينطور به استادش
!همينطور رابطش
!تو در مورد اون هيچي نميدوني
!يه جور حرف نزن انگار که تو ميدوني
!خيالاتي شدي
!تکنيک حروف، شکافتن
!ناروتــو
...مرســي
No comments yet. Be the first to leave one.