The first 200 lines.
قــتــک: مـــهــلــک
شنيديم که اسم اعضاي حزب شما داخل دفتر خاطرات جين هست
خب مگه چي شده؟
بذاريد يه دفتر ديگه باز بشه بعد ببينيد اسم کي ازش در مياد
چي؟ قراره يه دفتر رسوايي ديگه باز کنيم؟
مشکل از دفتر خاطرات نيست، از سياستـه روي همه سياستمدارها سياه شده
حالا همه سياستمدارها بخاطر رشوههايي که گرفتن زندوني ميشن
پس ما بايد چيکار کنيم؟
بيايد يه شرکت بسازيم همه دارن همين کار رو ميکنن
و اين شرکت ميتونه پول کثيفتون رو به آسوني تميز کنه
...بيايد فيلم و سريال بسازيم هميشه ميتونيم داستان به درد بخور پيدا کنيم
...اون رو بيخيال اول بيا اين داستان رو فيصله بديم
من آمادهام، آقا فقط منتظر شروع شدن خشونتام
...ما تسليم نميشيم" "زمينهامون رو به کسي نميديم
اسمت چيه؟ ساچدِو-
تو 3 ماه گذشته 13 بار شما رو ديدم
و هر بار اسمم رو پرسيدين
موقع انتخابات که اسمم رو خوب يادتون بود
حالا همه چيز رو يادتون رفته از جمله مشکلات ما رو
مشکلاتتون رو يادم هست ...شما مالکيت زميني رو ميخواين که وسط يه جايي
نه يه جايي آقاي پاتل فقط "گل چوک" رو ميگم
جايي که تو اين ده سال باهاش خرج زندگيمون رو در مياريم
اون زمين 150 تا خانواده رو سير ميکنه
و اونجا قبلا چي بود؟
آشغالهاي کل شهر رو اونجا مينداختن فقط مار و عقرب اونجا پرسه ميزد
مردم از رفتن به اونجا ميترسيدن
ماها عرق ريختيم تا به اونجا احترام بديم
ما خودمون اون آشغالها و فضولات رو جمع کرديم
درسته ...و حالا-
ما رو از اونجا بيرون کردن
فقط بخاطر اينکه کاتيا بتونه اونجا يه مجتمع تجاري بسازه؟
چرا نميتونيد مسئله رو درک کنيد؟
پرس و جوهاي دولتيـه مشکلـش چيه؟
ميخواي درمورد چي پرسوجو بشه؟
...اگه واقعا اينقدر مشتاقي
برو و يه نگاه به خونههامون بنداز چند روزه که غذا درست نکرديم
آقاي پاتل، ما با دستمزد روزانهمون زندهايم
و 20 روزه که مغازههامون بستهست
...اراذل کاتيا تو روز روشن با لات بازيشون
رفت و آمد رو واسه زن و بچههامون مشکل کردن
بهت راي داديم و کمکت کرديم تا انتخابات رو برنده شدي
که پليس بدون شنيدن حرفهامون کتکمون بزنه؟
انتظار داري وقتي مردمـت سنگ ميندازن ساکت بمونيم؟
لاتهاي شما بودن که سنگ انداختن نه ما فهميدي؟
حالا وايسا آروم باش
ساچدو، آروم باش
اينا همهشون آدمهاي کاتيان
توي پاساژي که قراره بسازه سهم دارن
سر عقل بيا ...تويي که بايد
سر عقل بياي، بازرس...
خوب گوش کن آقاي پاتل
ما اونجا ريشه دوونديم
نميتونيد همين طوري از "گل چوک" بيرونمون کنيد
جلوي چشم خود شما ..با زن و بچههامون
اعتصاب غذا ميکنيم...
اگه سرنوشتمون مرگه خودمون انتخاب ميکنيم چطور بميريم
باقيـش ديگه دست خداست
:ترجمه تخصصي از رسانه فرهنگي هنري ما مترجم: اسکايلر - ويرايش: هانا
به مشکل خورديم بايد زود کاتيا رو ببينيم
کاتيا چه خري باشه که براي سرنوشتمون تصميم بگيره؟
اين مغازهها، اين زمين، زحمتهاش همهش مال ماست
پس چرا بايد خودمون رو جلوي کسي کوچيک کنيم؟
کوچيک کردن کجا بود؟ تو درست قضيه رو نفهميدي
پيشنهاد من اينه که بدون جر و بحث قضيه رو ختم به خير کنيم
بخاطر کارهاي شماست که به اين روز افتاديم
وقتي برادر کاتيا براي اولين بار اومده بود تا دو روپيه رو وصول کنه
اون موقع هم باهاش مخالف بود
قاطعانه بهشون نصيحت کردم که پولي نپردازن
ولي اون موقع گفتن بحث سر دو روپيهست
و بهتره بدون دعوا ختم بخير بشه
ولي بحث فقط سر دو روپيه نبود
بحث به رسميت شناختن حکومت کاتيا بود
داشتيم جلوي قدرتـش تعظيم ميکرديم و آخر سر همين اتفاق افتاد
دو روپيه شد 10 روپيه، 10 تا شد 50 پنجاه تا هم شد صدتا
و به جايي رسيد که امروز ميخواد ما رو از جامون بيرون کنه
ولي تو چي فکر کردي که اعتصاب غذا همه چي رو درست ميکنه؟
...ماها که رهبر سياسي نيستيم
که وزير بهمون آب ميوه تعارف کنه تا اعتصاب رو تموم کنيم
درست ميگه- ...ما فقط اينجا ميپوسيم-
و مثل سگ ميميريم پس برو بمير-
بايد بهشون ثابت کنيم که حاضريم بميريم
که نميتونن با تهديد مرگ ما رو بترسونن
هر اتفاقي ميخواد بياُفته ما اينجا رو تخليه نميکنيم
...به نظرم ما بايد
اين سرباز مخصوص کاتياست
نترس...بخاطر اين اينجاست تا ما رو پيش کاتيا اسکورت کنه
اين آدم از چيزاي زيادي خوشش مياد چطور همهش رو برات بگم؟
....اين طرف برنامهي مخصوصي اون داخل در جريانـه
برنامه؟ اونجا کابارهست؟
شانس آوردي که سربازش اين حرفت رو نشنيد وگرنه لهـت ميکرد
کاتيا با فيلم و ويديو و کاباره حال نميکنه
پس با چي حال ميکنه؟
اون با ديدن جون دادن مردم کيف ميکنه
اون آدم رو روبهروي آدم حيوون رو روبهروي حيوون
و گاهي حيوون رو مقابل آدم قرار ميده
با ديدن ريختن خون خوشحال ميشه
به اونايي که پيروز ميشن پاداش ميده
و توي گروهـش عضو ميکنه
اونايي که ميبازن چي؟
سگـت به من باخته کاتيا
کسي رو داري که به اندازه کافي براي شکست دادنم قوي باشه؟
نگهـش دار
...چند بار بهتون گفتم
استفاده از سلاح بزدلها
شما رو شجاع دل نميکنه؟
چينا
چينا
چينا
چينا
:اينستاگرام و تلگرام رسمي رسانه ما @BollyCineOfficial
با چشمهاي خودت قدرت بازوهاي کاتيا رو ديدي؟
اينا شيراند هر 6 تا برادرم شيراند
جرات کردي تو لونهي خودم من رو به چالش بکشي و باختي
ساماجا
اون رو بنداز تو قفس شيرها
...و تو
با اينکه آدم من بودي تسليم دشمن شدي
جونت رو ارزشمندتر از آبروي من دونستي
و هيچ نيازي به زنده بودنت ندارم
ساماجا
اگه واقعا اعتصاب غذا کنن خيلي برامون سخت ميشه
اونا هميشه اونجا موندن، آقاي کاتيا
اگه بيشتر از اين تحت فشار قرار بگيرم اونوقت ديگه چارهاي ندارم
خيلي ترسونديمشون
ولي اين ساچدو بيدي نيست که با اين بادها بلرزه
داماد جان، دچار فلج شدي
اين چه مزخرفاتيـه؟ ...مزخرف نيست، واقعيتـه-
پليس و سياست هميشه 2 بازوي دامادجان بوده
وقتي هيچ کدومشون کار نکنن مگه معنيـش فلج شدن نيست؟
جلوش رو بگير اين حرفها چيه؟
پيش ما ميمونه و بعد زرنگ بازي در مياره
...اگه وقتي خواهرت مُرد پرتت ميکرديم بيرون
الان مجبور نبوديم... چرت و پرتهات رو بشنويم
همين الان اين رو از اينجا ميندازم بيرون و يه جشن مفصل ميگيرم -گمشو بيرون
داماد! من دامادم رو تنها ميذارم
خواهرم قبل از مرگـش گفته بود هميشه به داماد خدمت کنم
و کنار پاش خودم رو جا بدم
نميري گم بشي؟ بس کن...کافيه-
گفتين اسمـش چيه؟
چه لزومي داره تو رهبري اين اعتراض رو به دست بگيري؟
حالا چي شده؟
بلايي که سر بقيه مياد سر ما هم مياد
رهبر شدن ديگه چه صيغهاي بود؟
نميخوام رهبر جايي بشم ولي بالاخره يه نفر بايد اين مسئوليت رو قبول کنه
بايد صدامون رو به گوششون برسونيم هر چي ميخواد باشه، خوشم نمياد-
خوشت نمياد يا ميترسي؟
هر دوش
...آدم اگه ميخواد تو اين دنيا زندگي کنه کاري به بقيه دنيا ندارم-
فقط همين قدر ميدونم که دنياي من تويي
و هميشه نگرانت ام
و خداي بالاسري هم نگران همهست
نگران نباش...فکر کردي اگه چيزي بشه خدا ازشون ميگذره؟
حساب کارهاشون رو ازشون ميگيره
و تا جايي که مربوط به منه فقط دارم وظيفهام رو انجام ميدم، مالتي
بيا باقيـش رو به خدا بسپاريم
زود باش وسايل رو بذار خونه اونا حتما تا الان شروع کردن
و حتما قبل از اومدن کلي آب بخور
اين که روزه نيست اعتصاب غذاست
"اين زمين رو خالي نميکنيم"
صاحب اين زمين ماييم" "اين متعلق به ماست
نه
نه...نکنيد
نه! اين اتفاق نميتونه بياُفته
يکي نجات بده اون داره ميميره
صدام رو بشنويد گوش کنيد، لطفا
اينطوريه که انگار داروهاي من فعلا روش جواب نميده
ولي پسرم، ميتوني هر طور شده اون رو فورا به بمبئي ببري
و اونجا تو يه بيمارستان بزرگ بستريش کني
فورا حالش خوب ميشه
و حقيقت اينه که برادرت شيو هم اونجا زندگي ميکنه، نه؟
کاملا درسته
شما هر چي خواستين رو گفتين
ولي مگه نميدونيد که بابا از داروهاي خارجي متنفره؟
ادعاي شجاعتـش ميشه ولي از آمپول ميترسه
به علاوه، کي قراره بهش بفهمونه؟
شما ميتونيد راضيش کنيد، البته من؟-
من نه....تو ميتوني راضيش کني
من؟- فقط خودت ميتوني-
هر چي باشه باباته و تو ازش مراقبت ميکني، نه؟
پس حله، تو برو راضيـش کن منم برم يه مريض رو ببينم
واقعيتـش هم همينـه آقاي دکتر-
حالا شماها دارين بهم ميگين، آره؟
بهداشت فقط پوشيدن لباس تميز نيست
محله رو هم بايد تميز نگه داريد
...اگه هر کدوممون محلهمون رو تميز نگه داريم
کل شهر تميز ميشه...
من همراه با جناب گاندي
کثيفترين مکانها رو هم جارو کردم
...و شماها
...اگه از اين کارها شرمتون مياد...
فردا خودم شخصا اينجا رو جارو ميکنم...
...نيازي نيست، آقا- خودمون جارو ميکنيم-
اون کوچه چطور، قربان؟- کوچهي منتهي به مدرسه-
بايد زودتر از همه تميز بشه...
برو ديدن افسر جديد شهرداري
بايد همه چيز رو درباره من بهش بگي
من همراه با آقاي گاندي تو نبرد آزادي شرکت کردم
حتي يه نامه سپاسگذاري هم دريافت کردم
ببين وقتي اسمم رو بياري چقدر زود کارت راه مياُفته
بريد
No comments yet. Be the first to leave one.