Zorro

Zorro

Download Farsi Persian Subtitle

Season 2

Release info

Zorro 1957 S02E11 The Flaming Arrow 1080p DSNP WEB-DL AAC2 0 H 264-XiBiU
A Commentary by warez
Translated subtitle from English to Persian فصل 2 قسمت 11 Zorro.1957 زیرنویس فارسی سریال

Tags

webdl
Published on: 2025-11-22
Downloads: 11
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 147 lines.

ورود

کفش‌هاتون رو واکس زدم، فرمانده.

خب، گروهبان، چطور به نظر می‌رسم؟

عالی، سرگرد، عالی.

می‌دونی، گروهبان؟

یکی از اولین کارهام به عنوان فرمانده مونتری...

...این خواهد بود که رویه بازرسی‌های روزانه رو...

...هم از سربازان و هم از اقامتگاه‌هاشون...

وای به حال سربازی که تختش مرتب نباشه...

...یا کفش‌هاش واکس نخورده باشه!

هووم

آهنگر!

آهنگر!

چیکار کردی؟

دیگو! دل آمو!

فرمانده.

دل آمو، تو دستگیری.

آه، خب ببینید، همه‌اش شوخی بود. فکر کردم شما دوست منی.

فقط یک راه برای برخورد با حماقت تو هست. زندان.

زندان؟ اوه، خب دیگو به شما می‌گه که...

دون دیگو، برگرد اینجا!

دل آمو، تو و شوخی‌هات مایه دردسر عمومی هستید.

برای ده روز آینده خودتو توی زندان سرگرم کن.

اوه، سرگرد، حس شوخ‌طبعی‌تون کو؟

ده روز زندان یا دویست پزو جریمه.

حالا، کدوم یکی رو انتخاب می‌کنید، سینیور؟

خب، امم، دویست پزو.

خب، اونقدرها هم که به نظر می‌رسه آسون نیست.

دیگو، صد پزو شرط می‌بندم نمی‌تونی به اون هدف بزنی.

حداقل نه توی سه بار اول.

چرا باید به آدمک حصیری نیزه بزنم؟ اون که کاری به من نکرده.

چت شده، دیگو؟ ترسیدی؟ چرا نمی‌زنی، دیگو؟

جرأت داری.

کاش این کار رو می‌کردی تا یه درسی بهش بدی.

چرا باید این کار رو بکنم؟

مطمئنم اینجا کنار شما خیلی دلپذیرتر خواهد بود.

نه، ریکاردو، تو برو جلو. ما تماشا می‌کنیم.

اوه، یه شانس ورزشی امتحان کن. یه شرط‌بندی کوچیک بکن.

خوشبختانه، من نیازی به پول تو ندارم.

هوم.

آنا ماریا، یه فکری به ذهنم رسید.

چرا دستمال سرت رو به عنوان یادبود یا نشانی پیشنهاد نمی‌کنی؟

اولین کسی که با نیزه‌اش دقیقاً به آدمک حصیری بزنه، جایزه رو می‌بره.

درست مثل یه شاهزاده خانم حس می‌کنم...

...که دو شوالیه با زره‌های براق دنبالش هستن.

خب، دیگو، می‌خوای امتحان کنی؟

یا هنوز فکر می‌کنی ارزش تلاش نداره؟

باشه. اول تو امتحان کن. می‌خوام ببینم چطور انجامش می‌دی.

خانم‌ها.

صبح بخیر، سرگرد.

سینیوریتا آنا ماریا وردوگو و دخترعمویش میلانا دل کارمن.

می‌تونم سرگرد لوئیس د گوئرو، فرمانده جدید مونتری، رو معرفی کنم؟

سینیوریتاها، بنده شما هستم.

شانس آوردی، دیگو. اون دفعه تقریباً بهش زدم.

داری وقتتو تلف می‌کنی، دل آمو.

بذار کسی که بلده این کارو بکنه. با دقت نگاهم کن.

همون بار اول عالی می‌زنم. نیزه، لطفا.

خب، من و دیگو داشتیم یه مسابقه کوچیک خصوصی داشتیم...

...برای جلب نظر خانم.

هر کس که شایسته‌اشه، برنده شه! نیزه، لطفا.

گروهبان! سرجوخه!

اوه، فرمانده، زخمی شدید؟

قسم می‌خورم می‌کشمش!

دفعه بعد دستم بهش برسه می‌کشمش!

فکر نمی‌کنم منظورش شما بودید، سرگرد.

اون می‌خواست دون دیگو امتحانش کنه.

اون خطر برای امنیت عمومیه! فقط یه شوخی بود، سرگرد.

صبر کن دستم بهش برسه، بهت اطمینان میدم دیگه شوخی‌ای در کار نخواهد بود.

بله، سرگرد.

می‌دونی، با توجه به حرف‌های فرمانده...

...به گروهبان گارسیا...

...می‌گم عاقلانه‌ترین کاری که می‌تونی بکنی اینه که برگردی به سان فرانسیسکو.

من فقط یه شوخی خصوصی بین دو دوست برنامه‌ریزی کرده بودم.

چرا اون باید دخالت می‌کرد؟

و من خوشحالم که این کارو کرد.

حقته اگه تو رو تو زندانش حبس کنه...

...و یک هفته اونجا نگهت داره.

می‌دونی، یه جور عدالت شاعرانه تو همه‌ی اینا هست.

اون طعمه رو گذاشت و حالا یه ببر رو از دمش گرفته.

شخصا، من کسی رو تحسین می‌کنم که مثل یه مرد رفتار می‌کنه.

نه یه دلقک. می‌دونم، می‌دونم. مثل زورو.

آیا زورو یه آدم بیکار یا شوخ‌طبع عملیه؟

تو باید از زورو الگو بگیری، ریکاردو.

و تو هم، دیگو.

آنا ماریا.

اوه! آقایان، بابت مزاحمت عذر می‌خوام.

آنا ماریا، دوباره به کمکت احتیاج دارم. نمی‌تونم درباره‌ی لباس تصمیم بگیرم.

بسیار خب، میلانا.

شما ما را ببخشید، آقایان.

عجیبه، ریکاردو. هوم؟

تو کمتر از یه ساعت، میلانا سه دست لباس امتحان کرده. نمی‌دونم چرا

خب، این برای هرکی که زن‌ها رو می‌شناسه واضحه

آخه، یه قرار عاشقانه یه لباس بی‌نقص می‌خواد

اون که چیزی درباره قرار نگفته بود

می‌دونم. رازه

اوه، رازه و تو می‌دونی، هان؟

خب، می‌بینی، اِم، بانوی زیبای ما میلانا یه نامه عاشقانه دریافت کرده

امضا شده: "زورو".

نمی‌دونم تو سرت چیه ریکاردو، ولی بهتره پاپیچ نشی

داری با آتیش بازی می‌کنی

حالا، این یه هوس بی‌خودی نیست، دوست من

می‌خوام آنا ماریا رو از یه عادت خیلی آزاردهنده خلاص کنم

توجه کردی چطور همیشه من و تو رو با زورو مقایسه می‌کنه؟

و زورو همیشه برنده از آب درمیاد؟ حالا دیگه منو کاملاً گم کردی

این چه ربطی به نامه عاشقانه میلانا داره؟

اوه، خب، داشتم همین الآن می‌خواستم، اِم، پیشنهاد کنم

که تو و آنا ماریا امشب زیر نور ماه قدم بزنید

بعد از برگشتتون به مزرعه

تصادفی میلانا و زورو رو پیدا می‌کنید

اوه، یه زوروی خیلی بی‌وفا؟

داره درست جلوی چشم آنا ماریا با یه زن دیگه لاس می‌زنه، آره؟

خب، اتفاقاً تو هم هم‌قد و وزن زورو هستی؟

اوه... فقط یه تصادف محض

حالا، حتماً با آنا ماریا اونجا باش

اوه، قدم زدن با آنا ماریا زیر نور ماه

اون بخش از نقشه‌ات رو دوست دارم، ولی در مورد بقیه‌اش

خب، من یه پیش‌بینی دارم که شاید بهتر باشه انجام نشه

مثل همه نقشه‌هات

این، دوست من، به خاطر اینه که تو به طرز وحشتناکی تخیل نداری

خب، حالا، دن دیه‌گو

فرمانده منو مقصر می‌دونه که از اسبش افتاد

و همه‌اش به خاطر دوست تو!

خب، گروهبان، دن ریکاردو

اون مثل بقیه آدما نیست، یه دلقکه. اهل شوخی‌های عملیه

کاپیتان اینطور توصیفش نکرد

و نه اینکه کاپیتان به من چی گفت

خب، معلومه که باید دوباره خودتو توی دل فرمانده جا کنی

با این حال و هوای الانش آسون نخواهد بود

گروهبان

فرض کن، بعد از این همه وقت، زورو رو دستگیر کنی؟

این تو رو دوباره عزیز دلش نمی‌کنه؟ -بله، فکر می‌کنم، دن دیه‌گو

خب، گروهبان، من این راز رو با هیچکس در میون نمی‌ذاشتم، ولی

اتفاقاً من دقیقاً می‌دونم زورو امشب کجا خواهد بود

واقعاً؟

آه، میلانا، عشق من

زورو، این مثل یه رویاست. فکر می‌کردم عاشق دخترخاله‌امی

منظورت، عاشق آنا ماریا؟

کنار تو، اون مثل زاغیه کنار یه کبوتر

دیه‌گو، اون نمی‌تونه زورو باشه!

می‌دونم ریکاردوئه. اما چرا؟ تو سرش چیه؟

صدها دوشیزه خودشون رو فدای زورو کردن

از جمله آنا ماریا

اما تو اولین کسی هستی، اولین کسی که قلبم رو تسخیر کرده

تکون نخور، سینیور زورو

گفتم، تکون نخور، سینیور زورو. محاصره‌ات کردیم

گروهبان گارسیا، اینجا چی داریم؟

دن دیه‌گو، حق با تو بود. من زورو رو دستگیر کردم

Zorro subtitles in other languages

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left