The first 200 lines.
دراکولا
تيــم ترجــمــه .:: قــقــنـوس ::. .تـقـديـم مـي کـنــد
!چيه؟چيه؟اينجاست!اينجاست
!دريا!بندازش تو دريا
عجله کن
!گير کرده
سربازان مسيحي جلودار
!برگرديد!برگرديد
آماده ي جنگ بشين !همشون ديوانه اند
!برين بيرون
سويل!بخاطر خدا به اين بدبختهاي فقير کمک کن
کمي تنتورافيون اعصاب داغونشونو آروم ميکنه
!اونا هيچي نميخورند دکتر سوارد !خب چيزديگه اي بهشون بده
نمي تونم فرارکن بجنب
دکتراسوارد!دکتر سوارد خانم لوسي کجاست؟
خانم لوسي کجاست که به نوزادم کمک کنه؟
خانم گلووي دخترم کجاست؟
خانم لوسي طبقه ي بالاست تو اتاقه.آقا
داره از دوستش مراقبت ميکنه
فرصت خوبيه که ما رو بذاري و بري سويل دارم ميام پايين
!سويل آمدم پايين برين کنار !همه ساکت باشن آقا
در هر حال لازم نيست نگران باشي
به محض اينکه دانشکده حقوق رو تموم کردي
من مطمئنم توي يک ثانيه تو شرکت ما استخدام ميشي
هي
لقب قشنگي رو براي شرکت اسنادگراس ميسازي ,شيلينگ وشلاق
!اوه!اوه!خداي من!عجله کن
!اوه!اوضاع خوبه
آره خوبه
مي دوني،لوسي تو خيلي شجاعي
و من از پس همه ي اون مردها بر ميام
ولي فکر نميکني براي چيزايي که دربارش حرف ميزنيم، بايد کمي نفوذ داشته باشيم ؟
از اون گذشته ، ما برده نيستيم - ما برده نيستيم-
نه.ميدونم ما برده نيستيم- خانم لوسي-
بله؟
پدرتون همين الان در بيمارستان بهتون نياز داره
باشه.الان ميام - بايد الان بري لوسي؟ -
آره.برو تو تختت- باشه -
اينجا بخواب ممنون
حالا,به خاطر بسپار ، مينا
اگر استراحت نکني,تا آخر زمستون تو اين اتاق زنداني ميشي
باشه.حق کاملا با تويه
تو برو پايين پيش اونا. من خوب ميشم - شب بخير ,عزيزم -
شب بخير
لوسي بايد کارمونو متوقف کنيم
ببخشيد پدر , اما حال مينا امشب اصلا خوب نيست
ميدونم که او دوست ماست, اما, راستش او هيچوقت خوب نيست
الان پدر اين منصفانه نيست
ما دعوتش کرديم اينجا تا درمانش کنيم و ما بايد مواظبش باشيم
اوه آني , نگران نباش , من هواشو دارم
بزار من ببرمش, عزيزم. ما اينجاييم
اوه, از اين بدتر نميشه
!زنگ ها
چي, زنگها؟
!زنگهاي تو خالي! گوش کنيد
زنگهاي غرق شده
زنگهاي خالي.ديونه شدي، سويل؟
اون فقط زنگ کليساست که به کشتي ها هشدار ميده فقط همين
فقط همين - کمي بيشتر . باشه -
بجنبيد, شما دو نفر, دستتونو از جيبتون بيرون بياريد
!نه نه نه
بگو, کمي از چوبها را جدا نگه دارند
بگو اگر زنها کمک نميکنند ازسر راه برند کنار
يخ ميزنه مگه نه!يخ ميزنه
بيخيال پسر , حالا اينو نگهدار و بکش
اين چندتا لباس تميز به مادرمون ميده .مگه نه پدر؟
هي مواظب اون بمب باش!اون کله ي پوکتو مي ترکونه
... احتمالا. نکته درباره ي اين خرابيها
!هي ،اين چيه
او توي اون وسيله ي چهارچرخه
شايد از پسش بر نياي.اما مشكلي نيست
چشم
... ما نبايد اونا رو بکشيم بيرون
همه رو بزارين اونجا
صبح بخير آقا
.خوشتيپه - خودشه! اون خوشتيپه-
ببخشيد, هيچ کس اجازه ي رفتن به عرشه رو نداره. - من روي عرشه کار دارم -
چي کار داري؟ - من يک مشاور حقوقي هستم ،جاناتان هارکر -
و تمام شب از لندن تا اينجا توي راه بودم
!جاناتان مشکلي نيست, بزار بياد
بله.بفرماييد
اينجا چه غلطي ميکني؟
شرکت ديروز تلگراف زد
که اين کشتي اوايل هفته پيدا شده
اوه خدايا
اون مردي که ما توي خريد و فروش مشاهده کرديم
...در کارفکس ابي کنت دراکولا
!کنت دراکولا, البته
چقدر من احمق ام! تقريبا فراموش کرده بودم- اون سالمه؟ -
کي؟ - دراکولا -
اوه .آره. او تنها کسيه که زنده است
مينا جوان ديشب توي ساحل پيداش كرد و ما هم گذاشتيمش توي تابوت
... در حالي که بقيه ي خدمه کشتي
ببين
چه اتفاقي افتاده؟
ما نمي دونيم شايد الوار کشتي بهمون بگه
بسيار خوب ، اون وسط آويزونشون كن ، هري
عذر مي خوام.همه ي محموله همينه ؟
خب , بيشترش اون پائينه
اما بقيه ي جعبه ها در اثر برخورد با صخره ها شکستند
و با کثافتهاي مختلفي پر شدند
کثافت؟ چي هست؟
هرچي که است, من ميبرمش. ميذارمش تو واگنم
نميتوني اينكار را بكني ، رنفيلد
کنت اينجا نيست که ثبتشون کنه
و اونا اينجا مي مونند تا خودش بياد
ببخشيد سرکار , اما ... حق مالکين کشتي
کاملا از بين رفته...
.چونكه افسار اين كشتي به دست يك مرده افتاده ...
اما بقيه ي جعبه هاي دراکولاها کجاست ؟ ميخوام اونا رو هم بررسي کنم
بيا اين طرف - هارکر -
تو علنا خونم رو زير نظرخودم و خودت فروختي
تا بتوني اون كنت پير را با زبان نقره ايت راضي كني ...
!رنفيلد
من نصف تمرکزم رو گذاشتم که بگم دراکولا حالش خوب بود
!آقاي رنفيلد
ممنون ميشم تا وقتي كه كنت بيدار ميشه تا ازش سوال كنيد ، اينجا بمونيد
شايد بتونه امشب براي شام در سالن بيلربك به ما ملحق بشه
چي؟توي اون آشغالدوني ؟
بياخونه ي من آقاي رنفيلد
خب ، پيغام را بهش ميرسونم
اما من فکر نميکنم به امور اجتمايي اهميت بده
يکم بيشتر
صبح بخير خانم
!جاناتان
!خدايا شکرت.تو اينجايي ...ما داشتيم بيشترين
اونجا ، اونجا,بسه ديگه
بقيه اش را بگذاريد واسه بعد ازدواج
نميتونم بهت بگم چقدر ترسناک بود
...مينا رفت - آروم باش,لوسي, لوسي, لوسي -
لوسي آروم باش مجبور بودم بيام اينجا تا همسايه جديدتو ببينم
خيلي ترسناک بود. مينا اونو بيهوش در ساحل پيدا کرد
اين معجزه هست که نمرده
خدا.توخيلي دوست داشتني هستي لوسي
من وحشتزده بنظر ميرسم. من تمام شب رو نخوابيدم
حالا . حالا . واسه پله ها
اين آخريشه
و خوش به حالت, چون من يک موجود خونخوار نيستم
حتما گير طوفان افتادند ، شك نكن
چجور طوفاني گلوي كاپيتان را پاره ميكنه
تا حالا چنين چيز هولناکي نديده بودم
اوه ، خواهش ميكنم جاناتان نه قبل از شام
عذر ميخوام
.و دکتر سوارد,ميتونه گرگ يا سگ يا هرچيزه ديگه اي باشه
اوه يک سگ بوده .من مطمئنم
شايد نظر قرباني کشتي بوده
امروز صبح زود, اون سگ بزرگ
که مال نظافتچي بود پيدا شده
اون مثل اسکلت خشک شده بود
گلوش پاره شده
پاره شده؟ - آره -
اونا ميگن، توسط يك پنجه ي بيرحم ,
کنت دراکولا
شب بخير
خانم اسوارد- شب بخير کنت-
دکتر اسوارد. خانم ون هلسينگ
ناجي من
ميبينم كه بهبود پيدا کرده ايد
اوه آره ممنون
من فکر نميکنم اصلا خوب شده باشه
خوب شايد کمي رنگ پريده باشند
کنت دراکولا ، تابحال سعادت آشنائي نداشتم
اه درسته اه
بله جاناتان هارکر مشاور حقوقي انگليسي جديدم
از وجه اشتراکمون خوشحال شدم
ومنم همين طور, من بايد بگم
بايد بخاطر پيدا كردنم از شما تشكر كنم
يک خونه ي فوق العاده ،اينجا در ويتباي
باعث افتخاره
متاسفم
اما چرا من كس ديگه اي را نميبينم
احتمالا بجز ميلو رنفيلد
.كه بتونه حتي يكروز را در كليساي كارفاكس بگذرونه ...
يک خونه , خانم اسوارد, نميتونه براي يک روز قابل زندگي باشه
و در مجموع چگونه چند روز ميتونه يك قرن را تشكيل بده
متاسفم ، من متوجه نميشم
من از يک خانواده ي قديمي هستم
زندگي در يک خونه ي جديد ميتونه براي من غير ممکن باشه
!من شام رو داغ ميخورم, اگه کسي اهميت ميده
من اهميت ميدم, اقاي سوالز. عجله کن, لوسي
همراه من بيا، کنت، غذا
خانم ون هلسينگ
برام سخته که دقيقا بگم
اما از موقعي که وارنا رو ترک کرديم انگار کشتي داشت عذاب ميکشيد
کنت ,آه , کمي شراب ؟ ... شما نميخواهيد
نه ممنون دکتر ,من اصلا مشروب نمي خورم
... قبل از اينکه شما تشريف بياريد , ما به دفتر کشتي نگاه ميکرديم
اون تو دريا گم نشده؟ - نه-
آخرين کلمه وارد شده خيلي عجيبه
کلمه اي که مينا فکر ميکنه به معناي " ناميرا "ست
ناميرا ؟
آره نوسفراتو
اه!يعني اجتناب ناپذير
حق با شماست
با اجازه ي شما وتمام احترام به خانم ون هلسينگ , نه
اره من کاملا سير شدم ، ممنون يک فرقي وجود داره
... عبارت نمردن ميدوني !لعنتي
...يک معني ساده رو ميده...
مرگ, ناميرا , من اهميت نمي دم همش من رو مي ترسونه
اوه من دوست دارم که وحشت زده بشم
No comments yet. Be the first to leave one.