Moonshine

Moonshine (꽃 피면 달 생각하고)

Download Farsi Persian Subtitle

Specials

Release info

🌻 Moonshine E06 sunflowermag 🌻
A Commentary by zshkoo
کاری از تیم ترجمه مجله گل آفتابگردان

Tags

other
Published on: 2022-01-11
Downloads: 27
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

اين طرف؛ بانوي من

این همون بارئه

اون بار؟

بعد از حمله همین طوری رها شده

برای همین خریدمش

.... اعلی حضرت؛ الان بیشتر از 50 سالشون هس

و روز به روز دارن ضعیف تر میشن

در همین حال؛ ولیعهد یه مشروب خوار قهاره

.... قانون ممنوعیت

قراره چند سال دیگه برداشته بشه

، وقتی اون روز بیاد

چه چیزی توی هانیانگ خیلی پول سازه؟

مشروب؛ البته

اینجا تبدیل به بزرگترین بار در رودخانه غربی میشه

... اینجا رو

مملو از مشتری تصور کنین

منو ببخشید

چی فکر می کنین؟

این واقعا امکانش هست؟

شما هنوز درک نمی کنین

در مورد چنین چیزی نباید سوال کرد

باید نسبت بهش طمع داشت

.... اگه من بُردم؛ شما بهم به عنوان معلمت احترام میذاری

و توی درس های من شرکت میکنی

من اینجا متوقف نمیشم

، اگه کاری کردی که من جلوت زانو بزنم

من تو رو به عنوان ارشدم صدا میزنم

بهتره سر حرف تون بمونین؛ عالیجناب

می بینم که شمشیر زنیت بهتر شده

من همیشه سریع یاد می گیرم

تا کی می خوای دفاع کنی؟

من ... فکر کردم این فقط یه مبارزه با شمشیره

من هیچ وقت نگفتم شمشیر تنها سلاح مونه

چه خبره؟

، من هیچ وقت نگفتم می خوام با شمشیرم جلوم زانو بزنی

دوست من

بازرس نام برنده شد

این که با عقل جور درنمیاد چطور نمی تونی به یاد بیاری؟

وقتی با ارشدت حرف میزنی یکم احترام نشون بده

سطح دوستی مون؛ فراتر از تشریفاته

چی؟

نگاهت هم به همون اندازه؛ بی احترامی ئه

پس بهم بگو

نمی خوای جواب دوست جوانت رو بدی؟

، وقتی افسردگی در درون جمع میشه

اون ضربه منجر به از دست دادن حافظه میشه

به عنوان زوال عقل هم شناخته میشه

مغز فرد انتخاب میکنه تا خاطرات دردناک رو فراموش کنه

پس یه بیماری ئه که ذهن فرد رو آزاد میکنه

این بیماری به این دلیل ایجاد میشه چون ذهنت داره رنج میکشه

پس این یه نعمته

... خاطراتی که فقط درد رو برات تداعی میکنن

بهتره که فراموش بشن

... نادانی مانع راه شماست

که شما رو از رسیدن به پایان باز میداره

، تا زمانی که گیر کرده باشی

اون رنج ادامه خواهد داشت

... گاهی وقتا همه چیز

توی این دنیا به همین شکل تموم میشه

... بعضی چیزا برای موندن باید توی تاریکی باشن

حتی اگه به این معنی باشن که گیر کردن

منظورت چیه که اون بدهی تسویه شده؟

گه سانگ موک حافظه اش رو از دست داده

اون حتما سفته رو گم کرده

و همین طور به خاطر جراحت سرش هیچی رو به خاطر نمیاره

مطمئنم بدهی تو رو هم فراموش کرده

چطور همه اینا رو میدونی؟

شنیدم مردم توی بازار در موردش حرف می زنن

پس دیگه نیازی نیست نگران باشی

این طوریه؟

! بیاین بیرون

و شما کی هستین؟

! خدای من؛ ارباب نام

نتوسته یه جای بهتر برای موندن پیدا کنه؟

از این مهمان نوازی محقر عذرخواهی میکنم

اصلا مشکلی نیس

من باید به خاطر این بازدید غیرمنتظره عذرخواهی کنم

! پدر

یونگ

، پدر

انتظار نداشتم شما رو این جوری ببینم

... من باید درباره منصب جدیدت به عنوان استاد

از زبان پسرعموت می شنیدم

اینقدر سرت شلوغ بود که حتی یه نامه بفرستی؟

پدر؛ عذرخواهی میکنم

می خواستم یه پیغام بر استخدام کنم

چطور بوده؟

... از چیزی که شنیدم؛ ولیعهد

یه تهدیدی هست که می تونه کشور رو به پایین بکشه

خب اون هنوز کاری نکرده که کشور رو دچار مشکل کنه

... پدر؛ لطفا مالک خونه ارباب کانگ

و خواهرشون رو ببینید

... ما قبلا با یکدیگر چهره به چهره

رو به رو شدیم؛ البته این بی ادبی هست که با بانوی آشپزخانه

این جوری رو به رو بشیم

باید جایی بریم؛ پس آماده شو

وزیر جنگ منتظر ماست

وزیر جنگ؟

یه پیشنهاد ازدواج توسط وزیر جنگ داده شده

ازدواج؟

اون می خواد رسما به داماد آینده اش سلام کنه

وزیر جنگ پیشنهاد یه ازدواج رو داده؟

بله و این خبر داغی ئه

از چیزی که شنیدم رئیس شورای ایالتی ترتیب این کارو داده

عموی من این خبر رو ساده نمی گیره

باید برم بیرون

کجا می خواین برین؟

اجازه نمیدم که امروز جایی برین

، اگه دلتون می خواد چیزی بنوشین؛ براتون مشروب پیدا می کنم

پس توی اقامتگاه خودتون ازش لذت ببرین

من مشتاق مشروب نیستم

چیزی که می خوام ببینم یه چهره اس

... دادخواست بازرس نام

سطح استعداد اونو ثابت میکنه

حقیقتش کارم احمقانه بود

داشتن یه شخصیت جسور بهتر از خجالتی بودنه

جناب وزیر؛ موافق نیستین؟

البته؛ مشخصه

، اون احتمالا کتاب های کافی مطالعه کرده

ولی هنوز راه های زمینی رو متوجه نمیشه

فقط امیدم به راهنمایی شماست

... شنیدم اولین جلسه درستون رو

با عالیجناب برگزار کردین

چطور بود؟

پیشنهاد یه ازدواج داده شده

ایشون ازت سوال کردن

عالیجناب بهتر از چیزی بودن که انتظار میرفت

از شنیدنش خوشحالم

... چیزی که درست نیست

باید به راه درست تنظیم بشه

.... فقط امید میره که شما بتونی

عالیجناب رو به مسیر سالمی هدایت کنین

بله؛ سرورم

توسط وزیر جنگ یه ازدواج پیشنهاد شده

چقدر با طراوت

اگرچه با یکم مشروب بهتر میشد

چی شما رو اینجا کشونده؟

خودت که می بینی؛ یه شایعه شنیدم

بازرس نام قراره با دختر وزیر جنگ ازدواج کنه

! بیا و اینو بگیر

انگار همه چیز اینجا با مشروب خوبه

با بینداتوک؛ باید تاکجو بنوشی

مشروب درست کردنت تموم شد؟

تقریبا

من عاشق مشروبی هستم که تو درست میکنی

یه چیز شیرینی در موردش هس

و من فکر می کردم شما طرفدار سوجوی قوی باشی

سوجو هم لذت بخشه

... وقتی می خوای چیزایی رو که توی زندگیت رخ میدن فراموش کنی

هیچی بهتر از این به درد نمی خوره

چندتا پیک میزنی و حس خوب مستی میاد سراغت

البته اگه با یه دوست مشروب بزنی ...زودتر مست میشی

چون طعم شیرین الکل رو بهتر میچشی

یه دوست؟

شما بانوی من شما رفیق هم پیاله‌ی من هستین

وقتی ممنوعیت برداشته بشه

با کمال میل هم پیاله تون میشم

امکان نداره همیشه ادامه پیدا کنه

به هر حال

مشروب زدن رو میذاریم واسه یه وقت دیگه

هر کدومو میخوای انتخاب کن

حاضرم هر چی دارم رو هم بفروشم تا درست حسابی مهمونت کنم

این چطوره؟

به نظر خوب میاد- واقعا؟-

منظورت چیه که اینجا میمونی؟

اون کوتاه نمیومد

من چطور میتونستم قبول نکنم؟

...بعدشم واسه مردی با این استعداد

طبیعیه که مهمون دعوت کنه

ولی من یه بازرس ساهنبوام

ممکنه فکر کنن به بعضیا لطف خاصی نشون میدم

چشماتو باز کن یونگ

توقع داری کل زندگیت یه بازرس بمونی؟

به محض اینکه با یه خانواده وصلت کنی

ترفیع میگیری و پیشرفت میکنی

...یه نفرو فرستادم که

وسایلتو از جایی که زندگی میکنی جمع کنه

منظورت امروزه؟

...شایعه درباره تو و همچین خانواده ای

فقط به موقعیت های آینده ات لطمه میزنه

تاریخ عروسی فورا تعیین میشه

پس خودتو جمع و جور کن و به وظایفت برس

!بانوی من

خب؟ دیدیش؟

تبریک میگم بانوی من

خیلی خوش قیافه اس عین یه شاه بلوطه که خوشگل تراش خورده

بلوط، بلوطه دیگه هر چقدرم خوشگل باشه فایده نداره

نمیتونم اینجا بمونم باید خودم ببینمش

!وای خدا، بانوی من

...اون مرد

یعنی چی؟ اون که شاه بلوط یکی دیگه ست

کجا رفت؟ یادمه همینجا گذاشتمش

!گیوم

!نه، گیوم

!بانوی من

لعنت بهش

وای نه

!هی

...اون درمانگر زنی که

به ضیافت تولد بودا تو خونه‌ی منشی ارشد سلطنتی رفت، کجاست؟

More Farsi Persian subtitles for Moonshine

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left