The first 44 lines.
نا نا نا نا نا نا نا نا نا نا
نا نا نا نا نا نا نا نا نا
نا نا نا نا نا
حسم مثل "وووی"ه
ترا لا لا لا لا لا لا لا لا لا هاها
روز مرگ مبارک
بدترین روز مبارک مبارک
حسم مثلِ
ترا لا لا لا لا لا لا لا لا لا هاها
روز مرگ مبارک
(بدترین روز مبارک مبارک (روز
من امشب یه دلقک تولدم
با اینکه لبام لبخند میزنن
حس جشن ندارم
همه مثل منن
(این حوصله سربره حوصله سربر حوصله سربر (خمیازه
توی یه اتاق پر از وسایل
با صدای تشویق بی مفهموم
شمعارو فوت کن
یک، دو، سه
همه یه چیزی کم دارن
یه جشن بی احساس
حتی وقتی شمعا خاموش شدن
بازم همین چهره رو حفظ میکنن
تولد، این تولد توعه
صدای موسیقی که با آتیش بازی خفه شده
بدترین روز، این بدترین روزه
صدای خندهی دلقک به نرمی اکو میشه
ترا لا لا لا لا لا لا لا لا لا هاها
روز مرگ مبارک
بدترین روز مبارک مبارک
حسم مثلِ
ترا لا لا لا لا لا لا لا لا لا هاها
روز مرگ مبارک
بدترین روز مبارک مبارک
از این چیزای مصنوعی خسته شدم
از این چیزای مصنوعی خسته شدم
از این چیزای مصنوعی خسته شدم
از این چیزای مصنوعی خسته شدم
فرار کن برای زندگیت فرار کن
فرار کن برای زندگیت فرار کن
روزی که 8 سالم بود رو یادمه
هیچ خنده ای دور میز نبود
در برابر کیک خشک شده
No comments yet. Be the first to leave one.