The first 200 lines.
چرا اومدي من رو ببيني؟
گفتم حالت رو بپرسم
حالت چطوره؟ اوه، فقط گمشو-
من به خاطر تو افتادم زندان
و تو اومدي که حالم رو بپرسي؟
...حق داري عصبي باشي حتي يک کلمه هم حرف نزن-
کثافت، گواهينامهي شرکت حقوقي شما بايد کنسل بشه
تمام اون وکيلها بايد از کار بي کار بشن
و اون هرزه، نيهاريکا سينگ
نيهاريکا فقط با تو بازي نکرده
اون جي.جي و تمام شرکت رو هم بازي داده
چه مزخرفي ميگي؟
نيهاريکا فقط کاري رو ميکنه که شما بهش بگيد
نيهاريکا فقط کاري رو ميکنه که مادرش بهش دستور ميده
نيهاريکا شيکاوات
دختر سوريا شيکاوات از همسر اولش
اون خواهر ناتني توئه
آقاي شيکاوات خفه شو-
امروز پسر من به خاطر تو افتاده زندان
چطور تونستي؟
تو به من قول داده بودي
به من قول دادي که نجاتش ميدي
اينطور به قولت عمل کردي؟
و تو اين رو هم گفتي که دنبال هيچگونه انتقامي نيستي
پس اين چي بود؟
آقاي شيکاوات، الان اگر نيراج توي زندانه
مسئوليتش پاي خودشه
اون به جرم خودش اعتراف کرد
نمي تونيد به خاطر اين کار سرزنشم کنيد
و بهتره که الان از اينجا بريد
نه، چون حالا ديگه من بازي رو بلدم
پسرم براي تو فقط يه طعمه بود
و هدفت من بودم، من...درسته؟
يه چيزي رو بهم بگو
توي اين نقشه، تو تنها بودي يا مادرت هم نقش داشت؟
اين حرف رو نزن
شما هدف نبودين اما مطمئنا مسئول هستين
پسرتون دقيقا کاري رو کرده که 20 سال پيش شما انجام دادين
پس دقيقا مثل پدرشه
تمومش کن، ميکشمت لعنتي خداي من-
تو زندگي پسرم رو ازش گرفتي
اصلا ميفهمي چيکار کردي؟ بسه-
خواهش ميکنم تمومش کن اصلا ميفهمي لعنتي؟-
خواهش ميکنم تمومش کنيد اون زندگي پسرم رو نابود کرد-
کافيه، ديگه کافيه ديگه اين رابطهي پدر و دختري کافيه
ديگه کافيه که 20 ساله دارم احساس گناه ميکنم
تو نميدوني با کي در اُفتادي
زندگيت رو توي دهلي جهنم ميکنم، حالا ببين خواهش ميکنم، کافيه-
تا امروز فقط روي خوش من رو ديدي
اما حالا روي سگم رو ميبيني آقا لطفا تشريف ببريد-
بهتره مراقب باشي ميشه لطفا فقط بريد؟-
بهتره مراقب باشي، دارم بهت اخطار ميدم کافيه-
دارم بهت اخطار ميدم
بهتره مراقب باشي خداي من-
لعنتي
خيلي متاسفم
متاسفم
خيلي متاسفم
"غـــيــرقــانـونــي"
يک قهرمان، يک رهبر، يک افسانه يا يک مغز متفکر
جاناردان جيتلي ...خب جي.جي همراه ما هست-
کسي که مخالف مجازات اعدامه
اما اين فقط يک مبارزه
بين استاد و شاگرد نيست بلکه همکارشه-
در اينجا به عنوان حامي مرگ حاضره آيا اين يک نبرد بين ايده آلهاست؟-
9/66Aپروندهي شماره ي
ايالت در مقابل مهر سلام، دادخواست بخشش
مرگ آسان عاليجناب
ما درخواست مرگي آسان براي مهر سلام داريم
کشتن از روي دل رحمي کشتن از روي دل رحمي براي مهر سلامي-
اين يه خودکشي حرفه ايه براش
دختر احمق
کشتن از روي دل رحمي
عاليجناب، مفهمومي به نام استراتژي حقوقي وجود داره
و يک چيز ديگه هم داريم به نام رمان تعقيب نوشتهي جيمز هادلي
خانم سينگ اين دو تا رو با هم قاطي کرده
مهر سلام در يک شب به تمام اعضاي خانوادهش زهر داد اونها رو کشت
به خاطر اين کار، محکوم به مرگ شد
حالا مهر سلام اميد داره که
سريعا اعدام بشه
به همين دليل مزاحم دادگاه شده
عاليجناب، دادخواست بخشش ايشون پنج سال پيش رد شده
خب، عملا
اون پنج سال پيش به صورت قانوني مرده
مرگ آسان فقط يک روش اصلاحي براي اين هست تا اشتباهي که رخ داده رو جبران کنيم
عاليجناب قبلا توي ميروت نمايشگاهي به مناسبت اکاداشي برگزار ميشد *تعطيلات مذهبي*
يه بادکنک فروش به نمايشگاه ميومد
آدم جالب و معروفي بود
اون يه مهارتي داشت
که ميتونست با بادکنک شکل هر حيواني که مشتري ميخواست رو درست کنه
گاهي سگ، گاهي گاو و حتي بوفالو
انگار خانم سينگ هم امروز دارن همون شيوه رو ادامه ميدن
ايشون فکر ميکنن که قانون يک بادکنک بزرگه
فکر ميکنه قانون هر کاري که اون بخواد رو براش انجام ميده
قانون خيلي واضح و تميز نوشته شده عاليجناب
نه نه؟-
منظورت چيه که نه؟
نه گفتن دليل نميشه خانم سينگ
اينجا خانهي قانونه و شما يک وکيل هستين
من بايد اين رو بهتون يادآوردي کنم؟
متاسفم آقا
داشتم افکارم رو جمع و جور ميکردم
من به اندازهي شما تجربه ندارم
شما ارشد من هستين داشتم فکر ميکردم چطور بهتون يادآوري کنم که
شما يک وکيل هستين و اينجا خانهي قانونه
قانون مثل بادکنک نيست
و اون دستوري هم نيست که به صورت سياه و سفيد نوشته شده باشه
اگر اينطور بود دادگاهي وجود نداشت
فقط يک پنجره ميبود
که پشت اون يک منشي مينشست و کتاب قانون رو به دست ميگرفت
و بليطهاي "حقيقت يا "دروغ" به مردم ميداد درسته-
دادگاه وجود داره چرا که قانون نياز به تفسير داره
و تفسير شما کشتن از روي دل رحميـه
تا حالا سعي کردين اين موضوع رو به محکوم توضيح بدين؟
تا حالا مشاورهي صحيح حقوقي بهش دادين؟
نه؟
نه، من دارم ميگم که
اين بار کسي به خاطر شما زنداني نميشه آقاي جيتلي-
متاسفم...متاسفم عاليجناب
شما تقاضاي مرگ آسان براش دارين در حالي که اون هنوز فرصت داره زندگي کنه
قربان، تا حالا شما تلاش کردين از مهر سلام سوال کنيد
که چرا اينقدر عجله داره اعدام بشه؟
و يا تلاش کردين بهش بگيد که اميد هست؟
قربان، من ميدونم که شما مخالف اعدام هستين
چون وقتي دانشجو بوديم سخنرانيهاي شما رو به عنوان مرجع قرار ميداديم
اما آيا تلاش کردين کسي رو که ميخوايد نجات بدين رو ملاقات کنيد؟
تا حالا رو در رو ديدينش و ازش پرسيدين که "مهر، چرا"؟
"چرا ميخواي بميري؟"
مشکل اينجاست عاليجناب
ما فکر ميکنيم عدالت لباسيه که به تن همه يک اندازهست
اما براي ترجمهي قانون به عدالت و انصاف
ما بايد طرز فکر قرباني رو درک کنيم
و به عنوان وکيل، اين کاره ماست
شانس نجات پيدا کردن مهر سلام از يک شخصي که مرگ مغزي شده هم کم تره
مهر سلام عالي ترين کانديد براي مرگ آسان هست عاليجناب
خانم سينگ ميدونيد که استفادهي نادرست از اين قانون
اولويت قانوني به همراه داره؟
در آينده هر شخصي ميتونه درخواست مرگ آسان بده
عاليجناب اين امکان وجود داره که همچين اتفاقي بي اُفته
اما اين دليل نميشه که ما ...عدالتي که لايق مهر هست رو
بهش نديم....
که بر خلاف ماهيت قانون هست عاليجناب
ممنونم عاليجناب
جيوتي ساکسنا توي دانشگاه هم گروهي تو بود
خيلي خب خانم سينگ
دادخواستتون رو ميشنويم
تاريخ بعدي در 15 اکتبر خواهد بود
سلام سلام-
چيکار ميکني؟
داري کفشهاي پاشنه بلندت رو جمع ميکني؟
حالا چطور ميخواي زندگي کني داداش؟
همونطور که بايد زندگي کنم
پس ديگه بهشون نياز نداري،ها؟
نه
و اين...چي ميگن بهش؟
اين تغيير قلبي از کجا اومد؟
تغيير قلبي نيست، تغيير تفکره اوه-
هميشه فکر ميکردم از همه کمترم
که مشکلاتم بزرگ تز از من هستن
اما الان حس ميکنم که من خيلي بزرگتر از مشکلاتم هستم
و چطور به اين ذهنيت رسيدي؟
من حقيقتي رو در مورد حقيقت فهميديم
توي دنياي امروز، حقيقت خيلي ضعيف شده
بدون مدرک معلول شده
دروغ خيلي قوي تر از حقيقت شده
و در اين زمان، اگر ميخوام که حقيقت به گوش مردم برسه
بايد از دروغ و فريب استفاده کنم
انصاف يعني ممکنه حيله يعني لازمه
تراژدي اينه که
من فکر ميکردم با پوشيدن اين کفشهاي پاشنه بلند
حقيقت بسيار بالاتر از دروغ قرار ميگيره
من خيلي احمقم
اين آدمها خيلي کثيفن سو
اگه بخوام توي بازيشون برنده بشم
بايد از اونها هم پايين تر برم
وقتي از بنگلور اومدي اينجا
خيلي خجالتي و نگران بودي
و حالا...نگاه کن ببين به کجا رسيدي
فکر کنم جي.جي بالاخره با يکي مثل خودش رو به رو شده
جي.جي يک رقيب ساخته
و حالا من با خاک يکسانـش ميکنم
عاليجناب، اينها عکسهاي مهر سلام هستن
اين حوادث هر روز براي مهر سلام در زندان اتفاق مياُفتن
عاليجناب، در اين عکسها شما ميتونيد افسر راما و کارانتي رو ببينيد
و اين هم سورشـه...نگهبان وظيفه
مهر سلام به اونها حمله کرده
مهر سالام يک زنداني قديميه
که هر روز دعواهايي از اين قبيل رو شروع ميکنه
به همين دليل تمام پاسبانها ازش ميترسن
اما من متوجه نميشم که اين چه ارتباطي با مرگ آسان داره؟
عاليجناب، ما وقتي هر روز صبح از خواب بيدار ميشيم به آيندهمون فکر ميکنيم
دربارهي فردا فکر ميکنيم
ما اميد و آرزو داريم
مهر سلام هم همينطور
مهر سلام هم اميد و آرزو داره
اون هر روز صبح فکر ميکنه
در حقيقت اميدواره که امروز آخرين روز زندگيش خواهد بود
اون منتظر مرگيه که ما بهش وعده داديم
اما ما نميتونيم اين مرگ رو بهش بديم
عاليجناب، من با مهر سلام کاملا احساس همدردي ميکنم
No comments yet. Be the first to leave one.