The first 200 lines.
مجله ي آفتابگردان تقديم ميکند
!نه! بانوی من
ولم کن
می خوای به دستای من بمیری؟
از لطفم سو استفاده کردی
یه اشراف زاده احمق، که زندگی مرفهی داره
وقتی داشتم فرار می کردم، بهم شلیک کردی
و الان
در ملاعام مسخره ام کردی
می دونین اولین نفری که زخمیش کردم، کی بود؟
بانو اشین بود
با دقت
دردناک ترین کلمات رو انتخاب کردم
و بانو رو زخمی کردم
قلبش به درد اومد؟
خب
درد داره؟
باید می ذاشتی بمیرم
چون تو نجاتم دادی
امید بستم
...اون امید
باعث شد الان موهات رو ببرم
پس هرچی بشه تقصیر خودتونه
باید یکم بهم فکر کنی
اگه می تونستم برگردم به اون لحظه
باز هم نجاتت می دادم
ولی
اگه یه بار دیگه چشمم بهت بیوفته، می کشمت
حق نداری نگرانم باشی
فقط به چشم
نجیب زاده ای که تو رفاه زندگی می کنه، بهم فکر کن
الانش هم معرکه ساختین
نذار بدتر از این بشه
یه سیاه پر رو زدم
تا دیگه پرواز نکنه
انگار نتونستی سیاه پرتو زمین گیر کنی
خیلیا دارن نگاهتون می کنن
باید برید یه جای خلوت
همینجا صبر کن
کسی چه می دونست میشه از دستمال همچین استفاده ای هم کرد؟
فکر کنم قسمت بود دست تو بیوفته
بهت پسش میدم
برای امریکاییه
همونطور که گفتم، انگار قسمت بوده بیوفته دستت
موهام رو کشیدن
کَندن و قیچی کردنش
تمام زندگیت، حتماً همیشه کسایی بودن
که موهات رو شونه کنن
اگه با کوتاه کردن موهات قرار باشه دنیا به آخر برسه
چجوری می خواستی چوسون رو نجات بدی؟
ببین- ...برای همین از همون اول-
باید به جای تفنگ، این دستمال رو می گرفتی دستت
چون تو تصمیم گرفتی تفنگ بگیری سه نفر سرگردون شدن
به هر حال که چوسون میوفته دست ژاپنی ها
با کارات نمی تونی اینو تغییر بدی
همه امون تو دنیای متفاوتی زندگی می کنیم
و برای هر کدوممون یه چیز مهمه
تو دنیای من، چوسون، خانواده ام
و موهام که از طرف خانواده ام به من داده شده برام عزیزن
نمی دونم تو تو چه جور دنیایی زندگی می کنی
ولی من دارم تو دنیای خودم تمام سعیم رو می کنم
پس
جلوی من موعظه نکنین
...ولی یوجین
این برای تو بود
مطمئنی؟
اون وقت عجیب نیست که تو خونه ی اون پیدا شده؟
عجیبه
و واکنش الانت هم عجیبه
سرگرد
بانو گفتن که چیزی گم نکردن
حتی اگه گم کرده باشن هم
گفتن که شما باید برید و پس بدین
چیزی گم نکرده؟
فهمیدم
مرخصی
بله قربان
پس چرا این اونجا پیدا شده؟
دزدین؟
ممکنه خریده باشدش درحالی که نمی دونسته دزدیده شده است
چندین بار اتاقم رو گشتن
تو هم مراقب باش- دزد رو گرفتی؟-
من نتونستم ولی انگار تو تونستی
یکی از افراد تو بود
متأسفم ولی نمی تونین پس بگیرین. گفتین که دزدیه
انتظاری هم نداشتم
نگفتم، چون بانو اشین گفته بودن که راز نگه دارم
به خاطر سندی که بهتون دادم
بانو به جای من بدهیم رو دادن
بدهی؟ به کی؟
گو دونگمه
نمی دونم چرا
ولی تو جینگوگه موهاشون رو برید
چون هیچ کس دیگه ای تو چوسن
علیه اش نمی ایسته اومدم پیش شما
چرا همه انقدر ازم عصبانی ان؟
سعی می کنم و تک تک ازشون می گذرم
نگران نباش
بله قربان
وای، این همون کیک برنجیِ غربیه که مین سوک دوست داره
بانوی من
بانو اشین خوبن؟- منظورت چیه؟-
امروز گو دونگمه موهاشونو برید
همه تو هانسونگ خبر دارن. نمی دونستین؟
چی؟
مُد روز شد
بعداً برمی گردم
می بینم که داره خودشو با مُد روز وفق میده
!پدربزرگ
میگن بدنمون از والدینمون بهمون رسیده
ولی تو روز روشن
یه شمشیرزن ژاپنی، موهاش رو بُرید
شایعات همه جا پخش شدن
اول که نامزدیش رو بهم زد
و هنوز از اتفاقی که برای ششما افتاده خیلی نگذشته
...و الان- خب؟-
خوشحالی؟
بله؟
تو چه فرقی با خاله زنکای تو خیابون داری؟
به عنوان عضوی از خانواده باید ببینی حالش خوبه یا نه
!به جای اینکه بیای پیش من
...پدربزرگ، منظورم
آقا هنگرانگ، اونجایی؟
اگه یه بار دیگه به نوه ام نزدیک بشی
اونوقت این که چرا قصاب قصابه
و نجیب زاده، نجیب زاده رو
خودم بهت می فهمونم
بریم
حرفی داری بگو
خیلی کتک خوردم
چرا همچین کاری کردی؟
بهت نگفتم؟
هرکی باید سرش تو کار خودش باشه
دلیلشو پرسیدم
لی وان ایک درمورد بانو اشین اطلاعات جمع کرد
اومدم باهات بجنگم
ولی می تونیم بگیم بی حساب شدیم
دستمال گردن، دیگه مال اونه
یکی گریه اش درمیاد
یه همسنگر
یه همدم
و دونگمه
غمِ کدومشون عمیق تره؟
زود برمی گردم
بیا فقط جلوی چشم پدربزرگت نباشیم
هر روز که می گذره
بزرگتر میشم
دیگه چیکار می تونی بکنی؟
معذرت می خوام
واقعاً معذرت می خوام
...اون
موـه دیگه
حتی پادشاه هم موهاش رو می زنه
مثل پدر و مادرت
نشدی
همینقدر خوبه
زنده ای
و همینقدر خوبه
لعنتی
مطمئنم
اون ضعیفه اسم یه نفر رو آورد
...رئیس پلیس میگه
هنوز هیچ نامه ای از ژاپن نیومده
واقعاً؟
از اداره پست بپرسم؟
نمی خواد
گاهی نتایج خودشون دلیل رو توضیح میدن
چرا انقدر طول می کشه؟
معلومه جلوشو گرفتن
...باید
یه اسمی باشه که من می شناسم
...اون
اسم عموی زنت چیه؟
...اون
سانگ وان
سانگ وان؟
...سانگ وان
گو سانگ وان؟
پس همینه
اسمش تو نامه بود
اگه برادرزاده اش باشی پس باید نوه ی گو ساهونگ باشی
اینجوری به هم ربط داریم؟
...پدر و مادر اون رو
من کشتم؟
درمورد کی حرف می زنید؟
به زودی می فهمی
کتمو بیار. می خوام قهوه بخورم
...درسته. دخترعموی زنت
مطمئنی که نامزدیش بهم خورد؟
تمام روز کجا بودی؟
بیا بشین
انقدر بهم زل نزن و بشین
هی سونگ، تو هم همینطور
قهوه اتون رو نوش جان کنید و تا
یه دسته جدید برات نیاوردم، اینجا برو
منو با اینا تنها نذار
تو وضعیت بدی هستم
...اونی که سمت راسته
پدرمه
خودمم تو وضعیت خوبی نیستم
No comments yet. Be the first to leave one.