The first 200 lines.
برای "الیسون" اومده - با همین اسم منو صدا میزد -
اجازه نداشتم که اسمم "آیوی" باشه
دوسِت دارم
بعد از تمام اون سختیهایی که "آیوی" کشیده بود، آزردمش
،با یک زن دیگه رابطه داری
اینکه خونهمون رو ترک کردی ثابت میکنه ازم دست کشیدی
میدونی این کیه؟
برادر ناتنیِ "وایت"، دیلانه
،پس داخل پرونده مینویسم که هرگز ندیدیش
هیچ برداشتی نداشتی که شاید
در خیابون "کوربریج" بوده، آره؟ - آره -
!برو بیرون - انقد اونو بهونه نیار -
تو حتی اون اول فکر نمیکردی که خواهرت باشه
میمونی؟
نمیخوام تنها باشم
تيم ترجمهي لــود فـيـلـم تقديم ميکند
! تیم ترجمه لـود فـیـلـم اعلام میکند « فیلیمو حق استفاده از این زیرنویسها را به هیچ عنوان ندارند »
تـقـدیـم بـه مـردم خــوب ایـــران .:: Telegram me : LodFilm ::.
تـرجـمـه از : مـرتـضـی Morteza_Lkz
...الیوت
جات امنه مامورها بیرونن "بازرس "کارن
امیدوارم بهونهی خوبی داشته باشی
میخوام بیای اینجا، الیوت
مامان؟
یه فنجون چای میخوای؟
بیا داخل
بیداری؟
الیوت. بیا دفترم
...غیر قابل دسترس بودن توی همچین تجسسی
...قربان، اگه بذارین توضیح بدم
یک اسکلت در "کوربریج ۵" پیدا شده
چی؟
برو به مرده شوی خونه. "لیزا" بهت توضیح میده
مامان کجاست؟
...آیوی، اگه فقط بذاری توضیح بدم
کلیداش اینجا نیستن
میشه صحبت کنیم؟ - شاید فقط به زمان نیاز داره -
الوئیس، سلام
این ماجرا چقدر قراره طول بکشه؟
اینطوری بودن؟ - سکوت درمانی -
من عذرخواهی کردم، اما چیزایی هست که باید راجع بهش حرف بزنیم
یکی منو میرسونه - من میبرمت -
کریگ، تو میتونی منو برسونی؟
آره
چند وقته اون پایینه؟ - بدن با ملافه پیچیده شده -
بهتر از دوستمون اونجاست
نتایج بزودی میاد
چطور پیداش کردیم؟ - من رفتم نگاه بندازم -
بقیه "کوربریج رود ۵"، باغها، محوطهها
الان که داریم حرف میزنیم در حال بسته شدن هستن
ممکنه بازم باشه
مشکلت چیه نمیتونی گوشیت رو جواب بدی؟
با رفیقم مست کرده بودم، شارژرم نداشتم
چه رفیق خوششانسی
آیوی از این قضیه خبر داره؟
نخوابیدم
عالی به نظر میای - نگو -
پیامهام رو گرفتی؟
...وضعیت مدرسه، کار کردنِ اون
برای اون اینجا نیومدم. نمیخوام بشنوم
فقط یکی رو میخواستم تا باهاش حرف بزنم
شیرینش کردی؟ - از قبل شیرینش کردم -
نمیدونم چیکار کنم
آیوی. نمیدونم چی حالش رو خوب میکنه
درست شدن همهمون، دوباره ما رو یه خانواده میکنه
چطور کسی میتونه؟
تو همیشه به خودت خیلی سخت میگیری
این حرفو نزن. جوری حرف نزن انگار منو میشناسی
چندین سال گذشته
سیزده سال
دیشب، نباید اون حرفو میزدم
اِم رو سرزنش نکن. منو سرزنش کن
برای اخبار...
جستجو برای دختر مدرسهای گمشده در بریستول، فیبی تارل
وارد روز دیگری شده است
از زمان ربوده شدن او توسط آدمربای "سریالی "مارک وایت
نشانه ای از دختر دهساله یافت نشده است
...اون خیلی بدش میاد که تو فکر باشه از اینکه بیخبر باشه
آفرین واقعا... تنها گذاشتنِ من وقتی خودت با "آیوی" میری بیرون
من باید باهاش باشم. من باید کسی باشم که اوضاع رو درست میکنه
...من و اون، ما فقط
تو تنها چیزی که برام مهمه رو نابود کردی
چی پیدا کردیم؟
اون "دیلانه". برادر ناتنیِ وایت
سوابق مربوط به دندان منطبقه
دکتر "پرادش" میگه اون
...هفت سال توی زیرزمین بوده، یعنی
آیوی باهاش اون پایین بوده...
همهی این مدت از "وایت" حفاظت میکرده
دیلان رو کشته، خانوادهی خودشو و "آیوی" چیزی نگفته
حتی الان، وقتی "فیبی" رو داره :آیوی حرفی نمیزنه، نمیگه که
"اوه، راستی، اون قبلا کشته شده"
هر زری زده بود دروغ بود
ببخشید. بیا داخل. بیا داخل
ببخشید، بهم ریختهاس
حتی نزدیکشم نیست
کف اتاقخوابتو یادمه
تا موقعی که برگردم خونه، اینجام
،میتونم بهت قهوه یا چای بیکیفیت بدم
...یا از نوشیدنیهای دستساز خودم
از این چیزا
ببخشید دیشب جواب تلفنت رو ندادم ...داشتم
خب، مهم نیست
حالت خوب بود؟
...میدونی
نوشیدنی میخوای؟
اشکالی نداره کمی اینجا باشم؟
البته. خوشحال میشم
مشکلی نداره سیگار بکشم؟
میشه وسوسهت کنم؟ - حتما -
اگه به کارای بد وادارت نمیکردم من و تو اینجا نبودیم
پدر و مادرت کلی چیز برای سرزنشکردنم دارن
،نمیدونم چطور اینو بگم به جز اینکه فقط بگمش
متاسفم
...اوه
فهمیدم. تو با "تیم" دوستی
نه، برای اون نه ...خب، برای اونم هست، اما
نه... بهخاطر اون روز
برای اینکه تو رو ندیدم. اگه مجبور بودم - ...مجبور نیستی -
بدجوری گند زدم. تو رو ناامید کردم
اگه نتونی منو ببخشی درکت میکنم
...من - ...بس کن -
باید کاری که باید رو میکردم
باید تو رو میدیدم، اونوقت هیچکدوم از اینا اتفاق نمیفتاد - ...الوئیس -
باشه. ببخشید. تمومش میکنم. تمومش میکنم
چیزی برای بخشیدن نیست
چرا - جدی میگم -
یک میلیون چیز مختلف اونروز باعث شد توی خیابون باشم
...اگه صبحونه میخوردم
...اگه با مامانم میرفتم
...اگه اون هدفون رو نداشتم
...اگه، اگه، اگه
تقصیر تو نبود
چقدر گذاشتی تا وانمود کنم؟
خیلی بد بوئه
باید "آیوی" رو ببینیم - اینجا نیست -
میدونی کجاست؟
بهش میگم شما اومدین
ما اومدیم ببریمش بازداشتگاه، پس کجاست؟
این بیرون قشنگه
خب، هوای تازه دوای همهی دردهاست
آره. احساس سبکی میکنم
این یکی از خوشبو ترین عطرهای دنیاست
اگه بخوای، میتونم چند شاخه بهت بدم
من خیلی وقته توی باغ نبودم
صبر کن
دوباره شروع میکنیم
امم... اگه دوست داشته باشی
این یعنی "آره"؟ - آره، یعنی "آره"، هنری -
اِما، من زود برمیگردم
اونا چی گفتن؟
...یه سری کارا دارم
باشه
از جلوی راهت میبرمشون کنار
از برگشتن به خونهت باید خیلی خوشحال باشی، هوم؟
زندگیِ قدیمیت
...من
انگار هیچوقت نبودم
بودی
واقعا بودی - فقط برو -
باهامون بیا، آیوی - ما داشتیم حرف میزدیم -
و اگه "سلام" میکردین بد نبود
آیوی، اگه مشکلی نداره
من با بهترین دوستم هستم - برای اینکار وقت نداریم -
هی، چرا اینقدر خشن؟
آیوی ماکسام، من تو رو به خاطر منحرف کردن مسیر عدالت دستگیر میکنم
،لازم نیست حرفی بزنی اما حرف نزدن هنگام سوال پرسیدن از تو
دربارهی موضوعی که بعدا در دادگاه به آن متکی خواهی بود
ممکنه به دفاعیهی تو لطمه وارد کنه
هر حرفی بزنی ممکنه به عنوان مدرک ارائه بشه
این به خاطر دیشبه؟
که ازت خواستم پیشم بمونی؟
چرا گذاشتی تا این موقع بخوابم؟
فکر کردم به خواب نیاز داری
بیشتر انگار میخواستی آرامش داشته باشی
...لطفا
میشه شروع نکنیم؟ نه دوباره...
متاسفانه اینطوری جواب نمیده
موقعی که درباره این... معضلی که ما رو توش انداختی
حرف میزنیم، نمیخواد دستور بدی
گفتم معذرت میخوام. دیگه چی میخوای، یاز؟
میخوام حس کنم که قراره درستش کنی
که نسبت به اون احساسی نداره
من به اون حسی ندارم
تو زنمی
جملهت رو تموم کن
جملهت رو تموم کن، تیم
الوئیسه
باید ببینم توی راهرویی
خوابش نبرده باشه
مثل یه بچه رفتار میکنی
چی؟
به "کریستینا" زنگ زدی؟
پس، باید بریم پاسگاه
میام دنبالت
آیوی دستگیر شده
تو مسئولش نیستی
باید برم
نه، واقعا نباید بری
...اگه الان بری، اونوقت
No comments yet. Be the first to leave one.