DAHMER - Monster: The Jeffrey Dahmer Story

DAHMER - Monster: The Jeffrey Dahmer Story

Download Farsi Persian Subtitle

Season 3

Release info

Monster 2022 S03E03 The Babysitter 720p NF WEB-DL DDP5 1 Atmos H 264-FLUX
A Commentary by warez
Translated subtitle from English to Persian فصل 3 قسمت 3 Monster 2022 زیرنویس فارسی سریال

Tags

webdl
Published on: 2025-11-22
Downloads: 21
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

بلند شو

تنهام بذار

بلند شو!

بس کن. از این خونه برو بیرون

اون بو چیه؟

دوباره خودتو خیس کردی. باز اونقدر خوردی که از حال رفتی

متأسفم

وقتی نیستی، نگو متأسفی. تو برای مستی‌ت پشیمون نیستی

تو متأسفی چون کف آشپزخونه خودتو کثیف کردی

سلام، بابا

نتونستی خودتو به دستشویی برسونی؟ ها؟

خب، پس دیگه شایسته نیستی که داخل خونه باشی

از امروز، دیگه هرگز پاتو توی این خونه نخواهی گذاشت

می‌ری بیرون توی انبار بخوابی

برو اونجا خودتو کنار سم‌داران کثیف کن

نمی‌تونی منو بیرون کنی

این خونه‌ی منه، زن!

تو حتی یک سکه هم برای این خونه به دست نیاوردی

هرگز برای این کار دست به سیاه و سفید نزدی

نه!

نه

من... متأسفم، آگوستا

متأسفم

جورج گین، اگه دوباره پاتو اینجا بذاری

این آخرین کاری خواهد بود که انجام می‌دی

ادی، تو هرگز نباید به هیچ زنی دست بزنی

می‌شنوی؟

این همون اتفاقیه که می‌افته

تو هرگز نباید بار بچه‌ای رو به زنی تحمیل کنی

باید تو رو خصی کنم

بریم اون رو تمیز کنیم

ادی!

این آخرین باریه که مجبور می‌شیم این کار رو انجام بدیم

اوه!

ادی!

یه کم موسیقی می‌ذارم

بله؟

ادی گین؟

بله، قربان؟

کلانتره

اوه. باشه

می‌خواین بیاین دم در؟

البته

آهان

فقط یک لحظه

سلام، کلانتر

اوه! هوا خنکه

چه کاری می‌تونم براتون انجام بدم؟

خب، ادی، می‌خوایم در مورد مری هوگان ازت بپرسیم

آخرین بار کی دیدیش؟

اوه، آم...

مادر!

اون قراره یادش نیاد

پس مری رو اخیراً دیدی؟

آره. آره، احتمالاً یه هفته پیش

پس دیشب بار نبودی؟

نه. نه، من اینجا پیش مادر بودم

چون کسی که اونجا بود گفت یه وانت شبیه مال تو دیده

نه، مال من، ام...

من دیروز نتونستم ماشینمو استارت بزنم

پس دیشب تو میخانه مری نبودی؟

نه. دوست دارین با مادرم صحبت کنین؟

می... می‌تونم بیدارش کنم. اونم همین حرف رو بهتون می‌زنه

نه. نه، نه. بیدارش نکنین

حالش خوب نبوده، درسته؟

اوه، حالش دیگه روز به روز عوض می‌شه

هیچ‌وقت نمی‌دونی هر صبح قراره چه حالی داشته باشه

بله. خب، بسیار خب. ممنون از وقتتون

خواهش می‌کنم

اوه، کلانتر

چی شده؟

مری به دردسر افتاده؟

ما فکر می‌کنیم دیشب کسی بهش شلیک کرده، اِد

بهش شلیک کرده و جسدش رو یه جایی برده. ما هنوز نتونستیم پیداش کنیم

نه. نه

می‌دونیم دوست شما بود. اوه، مری

آره، متأسفم که مجبور شدم این خبر رو بهت بدم

آره

اون یه گذشته‌ای داشت، می‌دونی

توی شیکاگو

عناصر مشکوکی که شاید هنوز باهاشون درگیر بود

آره. آره، ما هم همین فکر رو می‌کنیم

واقعاً از شنیدن این خبر متأسفم

خب، حالا مراقب خودت باش، اِد

چشم حتماً

داری چیکار می‌کنی؟ بلند شو

فکر کردم اون وانت بیرون برام آشناست

تو زنده‌ای؟

چی؟ من فقط...

فکر کردم دیگه هیچ‌وقت نمی‌بینمت

می‌دونم

حس بدی داشتم که اونطوری ترکت کردم

اما من فقط...

اِد، فقط یه کم ترسیده بودم. وحشت کرده بودم

تقصیر من بود. من داشتم خیلی تند پیش می‌رفتم

منظورم اینه که خونه‌ات واقعاً آشفته‌ست

و مادرت؟

اون حتی حاضر نشد برگرده نگاهم کنه

باور کن در موردش حسابی باهاش صحبت کردم

اون گفت متأسفه

او این کار را کرد؟

بله، کرد. قول داد دفعه بعد بهترین رفتارش را داشته باشد.

بسیار خب، خوب است.

می‌دانید، حالش خوب نیست.

منظورم این است که بخشی از قضیه همین است.

همین باعث می‌شود بسیار بدخلق شود. اوم...

ممنونم، ادی.

همین که در موردش صحبت کردم، حالم بهتر شد.

من هم همین‌طور.

واقعاً برای یک لحظه فکر کردم شما را از دست دادم.

خیر. خلاص شدن از دست من به مراتب سخت‌تر از این حرف‌هاست.

اوه، نگاه کن.

این خانم کیست؟

کریستین یورگنسن. حالا به این یکی نگاه کن.

اوه.

و این کیست؟ این همان شخص است.

چه؟

من متوجه نمی‌شوم.

صبر کن.

او لباس زنانه می‌پوشد؟

نه، او یک...

آن را تراجنسیتی می‌نامند.

او به دانمارک رفت و آن‌ها...

اندام تناسلی‌اش را قطع کردند.

و پستان‌هایی کامل به او دادند.

شوخی می‌کنی؟

نه، حقیقت دارد. نه، واقعاً حقیقت دارد.

چه؟ چه؟

من یک فکری دارم. بسیار خب.

جمعه. می‌خواهم شما را غافلگیر کنم.

قبول.

خداحافظ.

جمعه.

آه بله.

او عاشقش خواهد شد.

شیک و مجلسی. درست است.

ممنونم، آقا.

من قبلاً هرگز شراب نخورده‌ام.

من هم همین‌طور.

اوه خدای من.

به سلامتی ما.

به سلامتی ما.

اوه. خوشایند است. اوم...

آن‌ها واقعاً از پای برهنه برای لگدمال کردن انگورها استفاده نمی‌کنند که؟

بله. حداقل من اینطور فکر می‌کنم.

بیا بفهمیم.

منظورم این است که بوی پا می‌دهد. کمی.

مزهٔ پا می‌دهد؟

من نمی‌دانم.

امیدوارم آن محل هنوز برقرار باشد.

اوه، ادی. اینجا گورستان است؟

قطعاً همین‌طور است. بیا. یالا. خوشت می‌آید.

اوه.

اوه، ادی.

این چیست؟

خب، من، آ...

می‌خواستم شما را به جای خاصی بیاورم تا بتوانم چیزی از شما بپرسم.

بیا، بنشین.

ادی، داری مرا مضطرب می‌کنی.

خب، چون خودم مضطرب هستم، دلیلش همین است.

اگر ننشینی، من را عصبی‌تر می‌کنی.

حالا، من...

می‌دانم مدت زیادی نیست که با هم هستیم و...

یادت هست از من پرسیدی که از زندگی‌ام چه می‌خواهم؟

خب، من... فکر می‌کنم حالا می‌دانم.

آیا با من ازدواج می‌کنی؟

اوه.

اوه نه، نباید این کار را می‌کردم.

نه، نه، نه. من... فقط غافلگیر شدم.

من... اصلاً تصوری نداشتم.

خب، به شما گفتم که قصد داشتم غافلگیرتان کنم.

اوه، ادی. نمی‌دانم چه بگویم.

بله، بله. البته که با شما ازدواج خواهم کرد.

دارم می‌لرزم.

بسیار خب. حالا ثابت بمان.

اوه، زیباست.

بله. خیلی بزرگ است.

بله، انگشتان آن خانم خیلی چاق‌تر از مال شما بود.

کدام خانم؟

خانمی که آن را به من فروخت.

یک الماس است. و این‌ها چیستند؟ زمردند؟

هوم. نمی‌دانم.

اوه، ادی.

اوه.

نه. صبر کن. صبر کن، صبر کن، صبر کن.

متأسفم.

چه اتفاقی افتاد؟

من نمی‌توانم، می‌دانی، همخوابگی کنم.

چون مادر همیشه می‌گوید نباید همخوابگی کنی...

مگر اینکه قصد ساختن یک بچهٔ کوچک را داشته باشی.

من فقط خیلی نگران پدر شدن هستم، همین. چون...

می‌دانی، اینکه ما داشتیم مثل قبل پیش می‌رفتیم...

و من قطعاً می‌خواهم، فقط حواسم پرت شد که داشتم به آن فکر می‌کردم.

و می‌دانی، پدرم هم...

ادی. ادی، بس کن. اشکالی ندارد. فقط...

من درک می‌کنم.

شما برای بچه‌دار شدن مضطرب هستید، چون مثل اکثر مردانی که خانواده‌های بزرگی ندارند...

شما هرگز در کنارشان نبوده‌اید.

من یک ایده دارم.

سلام.

DAHMER - Monster: The Jeffrey Dahmer Story subtitles in other languages

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left