The first 200 lines.
وقتی منبع انگیزهم
،که پارک مرکزیه رو پیدا کردم
.طراحی این لباسا خیلی برام آسون شد
.و نیازی نبود چیز خیلی پیچیدهای باشه
:به اعضای تیم گفتم ،بیاین یه لباس شیک»
،و پر زرق و برق طراحی کنیم»
«.که مثل یه اثر هنری به نظر بیان میفهمی منظورمو؟
و این دوست عزیزمون کیه؟
.ایشون آقای اسپاگوتیـه .اون یه ستارهی راکه
.بچهها مثل یه الههی سکس عاشقشن
اون یه طراح سنتی مانگا اهل تل آویوه
که باهامون توی طراحی لباسای ورزشیمون .همکاری کرده
قراره نقاشیهاشو
.اینطوری به مجموعه اضافه کنیم
،با ژاکارد
و همینطور شمارهی 5 روی قسمت پشت
.به نشانهی سالگردمون
.برای این دختر یه سیگار بیارین .داره یخ میزنه. زود باشین
.خب، به اندازهی کافی وقتتو گرفتم
.میذارم کارتو بکنی
.خیلی خوشحال شدم دوباره دیدمتون، جناب رئیس
.اوه، تا یادم نرفته، یه چیز دیگه هم هست
.نوهی من طرفدار پر و پا قرصته
آره، شنیدم. به محض اینکه اومدن
.براش یه نمونهی امضا شده میفرستم
.مطمئنم خیلی خوشحال میشه
،اونا خیلی زود فروش میرن .حتی برای کسی مثل من
.انیولا یه بسته میفرسته
.خیلیخب. باشه
دانلود فیلموسریالهای روز دنیا، بدونسانسور و حذفیات، بهمراه زیرنویسچسبیده اختصاصی، تنها در رسانه اینترنتی نایت مووی
.:: ارائه ای از تیم ترجمه رسانه اینترنتی نایت مووی ::.
!واو
!خیلی خفنه
« ما را در تلگرام و اینستاگرام دنبال کنید »
«مترجمین: علیرضا شیخ عارفی و پویا مزروعی» ::. A.SHRFE & Pooyamaz .::
اون قضیهی تامی هیلفیگر رو یادته؟
-پسر، تامی هیلفیگر
رئیسش سفیدپوسته؟
.حتما هندیه - .حتما هندیه -
.هی، مثل دراپ دد فِرِد از پلهها میاد پایین
.صبح بخیر - .سلام. - صبح بخیر -
.سلام - .سلام. صبح بخیر -
.اوه
خیلی ممنون
.که اینقدر لحظه آخری اومدین
.از دیدنتون خیلی خوشحالیم
،من یه خرده-- ببین
میشه قبلش یه چیزی بخوریم؟ چون من
،به جز اون صبحونهی انگلیسی چیزی نخوردم ،و اصلا سیرم نکرد
.برای همین یه غذای واقعی میخوام
.باشه، هر چی میخواین بفرمایین
.یه سفارش غذا داریم
خیلیخب. آمادهای؟ - .اوهوم -
میشه برام گوشت دندهی دودی ادویهدار بیارین؟
،و همینطور، اومم
.یه ماکارونی و پنیر ساده، لطفا .ممنون
چشم. تو چیزی نمیخوای، ارن؟
.اوه، نه، ممنون
دریوس، چیزی میخوای؟
.بله. پلو جولاف
.جولاف؟ تا حالا اسمشو نشنیده بودم
انگار یه شاهزادهی نیجریهای توی کنسرت برنا بوی
داره گیرندههای چشاییت رو .تحریک میکنه
.خیلیخب - .یه دونه از همونا، لطفا -
.آره، آا، جولآف برای دریوس
،حالا که گفتیم ناهار رو برامون آماده کنن
.احتمالا از اشتباه کوچیکمون خبر دارین
.آره. آره - ...آره. آره -
ببین، ما میخوایم به طرز مناسبی و با کمک شما
.از مردم عذرخواهی کنیم
خیلیخب، حالا من باید چیکار کنم؟
.هیچکاری .همینه که قشنگش میکنه
چند وقت دیگه یه نشست مطبوعاتی هست که اونجا ما شما
و بقیهی اعضای هیئت مشاورهی گوناگونی نژادیمون رو
.به عنوان همکارای جدیدمون معرفی میکنیم .و انیولا هم رابطتون میشه
حالا این همکاری برای ما چه نفعی داره؟
،نمیتونیم بهتون پول بدیم
چون در اون صورت کارمون .ریاکارانه به نظر میرسه
اما میتونیم به هر موسسهی خیریهای
.که خودتون خواستیم پول اهدا کنیم
.خیلیخب. باشه
آا، اما من یه دست لباس جدید
.برای نشست مطبوعاتی میخوام
.یه دست لباس جدید. باشه
.آره - .باشه -
.سه دست
.خیلیخب، باشه. سه دست. باشه
.چندتا لباس دیگه هم میخوام
.مجانی
.آا، باشه - .خیلیخب -
.سه سال. به مدت سه سال - .واو -
سه؟ توی استودیو یه عالمه لباس .عوض میکنیم
.یه عالمه لباس. آره. اوهوم - .باشه. خیلیخب -
.خیلیخب. خیلیخب - .هزینهی دوخت هم ازمون نگیرین -
.باشه، باشه
میگم خیاط بره طبقهی بالا و بعدش میتونین... خب؟
.آقایون، از ملاقات باهاتون خوشحال شدیم
.خیلی ممنون
.خوشحال شدیم دیدیمتون
هر چی توی این سالنه مال خودتونه، خب؟
حتی این؟ - .نه، نه. اون نه -
.منظورت چیه، پسر؟ بیخیال - .خیلیخب. خداحافظ، خداحافظ -
.این گرونترین چیزیه که دارین
چه خبر؟
.میتونیم بعدا حرف بزنیم - .نه، داداش، همین الان بگو -
.پسر، اون حتی اصلا بلد نیست انگلیسی حرف بزنه
مثل یه رویداد عکسبرداری .برای سیاهپوستاست
چرا میخوایم این کارو بکنیم؟
پسر، خودت میدونی برای من چهقدر سخته
که توی آتلانتا از طراحام
طراحی لباس مجانی بگیرم، مگه نه؟
.اینطوری میتونم همیشه لباس جدید بپوشم
.آره، اما میتونی همهی اینا رو خودتم بخری
.نیازی نیست
.ما خیلی سخت تلاش میکنیم
،اینطوری هدیهی رایگان ،صندلی ردیف جلو
و کیف دستیهای شیک .برای خانوما هم نصیبمون میشه
.لعنتی، قراره کلا از این رو به اون رو شم
نگران نیستی
که مردم چی میگن؟
مردم؟
.کون لق مردم .پسر، من کلی آدم کشتم
.تموم. حدودا دو ساعت دیگه آماده میشه
.خیلیخب. ممنون
.شهرت یعنی میگی
هیچکدوم از این
هدیههای رایگان طراحی لباس رو قبول نمیکنی؟
کفش مجانی؟
اگه من بودم؟
...آره، شاید بازم همین کارو میکردم، ولی
مطمئن میشدم منو حداقل 5 سال
عضو هیئت مشاوره کنن .تا بتونم چیزای پایه رو یاد بگیرم
.بعدشم برنامهی خودمو شروع میکنم
مثلا به سیاهپوستا یاد میدم چهطور
.توی جوامعشون سرمایهگذاری کنن
یا به کارآفرینا
.و صاحبای کسب و کار سیاهپوست کمک میکنم
«مثلا یه کمپین «در محلهی خود سرمایهگذاری کنید
.یه چیزی که واقعا برای مردم نفع داشته باشه
،اووه، خدای من، نمیدونم چرا این سوالو پرسیدم
چون میدونستم قراره باز
مثل مارتین لوتر کینگ
.کسشر انگیزشی-فلسفی ببافی
.خدای من، پسر
و میدونی که هر دفعه .با یارو چیکار میکنن
.آره - .بیا با هم بگیم -
.میکُشنش
.ممنون، پسر
.اون کفشا رو بپوش
،سلام. من شارن هستم .مدیر بخش مهمانداری
شما دریوسی؟ - .آره -
سلام. اومم، یه ایمیل درخواست
.جولاف به دستم رسید
.آره - .خیلی عجیبه -
من و شوهرم تمام رستورانای ،باکیفیت شهرو بلدیم
.اما این غذا اسمشم تاحالا به گوشم نخورده بود
غذاـه برای کشور غناست، مگه نه؟
.نه، نه
کی همچین چیزی بهت گفته؟ یارو خودش غنایی بوده؟
.نه. نه
.اومم، اشتباه شد
رستوران خاصی هست که میری؟
یه جا اون سر شهر هست .که خیلی عالیه
...فقط خیلی دوره، ولی
.اوه، میتونیم ببریمت
جدی؟ مطمئنی؟ - .آره -
.شغل من همینه، جیگر
،ساکهای هدیه رو میاریم
و زنگ میزنم ماشین بیاد، خب؟
.بریم - .عالی -
.سلام، سم - .سلام، بو -
.اووه، چه خوشگل شدی
.ممنون
آا، چهطور سرما نمیخوری؟ شلوارت کجاست؟
.فعلا که خیلی داغم
.خلیل، عجب دروغگوی نابکاری هستی
.زیبایی جز درد و رنج هیچی نداره
.دمارکو
.اون رُزه
.صداش مثل صدای فرشتههاست
--سلام، من خلیلم .کنشگر اجتماعی، نویسنده، عشق غذا
.میشناسمت، پسر
این اولین بارته به خاطر سفیدپوستا عذرخواهی میکنی؟
عذرخواهی؟ - .آره. این بهترین کلمهایه که میشه راجع بهش گفت -
.شامهای اینجا فوقالعادهن
از 73تا تیراندازی پلیس قبل تا الان .پول یه وعده غذا رو هم ندادم
.اوه، فکر کنم نوبت ماست
.میبخشمت
.احتمالا کسشره
من از همهی افراد توی این اتاق ،کمتر پیشداوری شدم
.حتی کمتر از تمام مردم دنیا
حالا من باید چیکار کنم؟
فقط چندتا آهنگ بخونم؟
،بعد از اینکه عذرخواهی بوشت تموم شد
.اجازه میدن سوالاشونو بپرسن
،فقط بگو منظوری نداشتن
.لبخند بزن و عکس بگیر
،باید منعکس کنیم
.و دست از کار نکشیم
.هی. آروم باش، رفیق
No comments yet. Be the first to leave one.