The first 200 lines.
"کاراگاه" زمانبندي شده توسط ياسين
پدر ، تولدن مبارک
تولدت مبارک عزيزم ممنون عزيزم
سيدو"، عجله نکن"
کجا ميره؟
اين چيه؟- يه کادو براي بابا-
برو بهش بده
خيلي با ملاحظه باهاشون رفتار کن
تولدت مبارک پدر بهت زنگ ميزنم
اين ديگه چيه سورپرايزه پدر
خيلي ممنون
بازش کن
...پدر ....پدر
...پدر
ولم کن، مامان
چرا منو نيشگون گرفتي؟
فکر کردي چون مَردي هر غلطي دلت بخواد ميتوني بکني؟
من کِي نيشگون گرفتم؟چرا منو ميزني؟- !سگ صفت-
چرا دروغ ميگي؟ فکر کردي من خرم؟- !فکر کردي خيلي سکسي هستي، ها؟ عذرخواهي کن-
اگه معذرت خواهي نکني، اوضاع خيلي واست ناجور ميشه- ازش بپرسين که چيکار کرده، جناب-
!گم شو بفرماييد، خانم
امان از مردايي مثل اون
برگرد سر کارت
اون کي بود، پدر؟- هيچکس، عزيزم. يه آدم عوضي بود-
چه اتفاقي افتاد؟- هيچي. حس کردم يه مورچه گازم گرفته-
ميرم خوراکي بگيرم
.نه بابا، من چيزي نميخوام بيا برگرديم داخل، مامان حتما منتظره
بسيار خب- آره، بابا-
!"پاول"
!چه اتفاقي افتاد؟ پاول
!بدش من
!مزهي شاش اسب ميده
چي؟- !خداي من-
يه پرونده. فقط يه پرونده
مشکلت چيه؟
من فقط يه پروندهي جذاب ميخوام
.سه هفته گذشته !ولي هيچ کس يه پرونده به من نداده
!شايد برم تو کار آرد فروشي
!مغزم ديگه کار نميکنه
!از سر راه برو کنار
!پاشو، کاني
يه مشتري اينجاست
...تو سه روز گذشته، همسرم
اون سه روزه گمشده
شما جفتتون از يه عينک مطالعه استفاده ميکنيد
اون ? ساله که داره ازش استفاده ميکنه
فريم شکستهاش با يه کِش به هم چسبيده
.پس، همسرت کار نميکنه اون فقط خونه ميمونه و آشپزي ميکنه
،تو به پليس ها چيزي نگفتي چون اگه خانوادهات ميفهميدن، خجالت زده ميشدن
بعد از اينکه اون تبليغ رو توي روزنامهي ديروز ديدي، اومدي پيش من
شوهرت تا فردا يا تا همين امشب به خونه برميگرده
.چون اون کسي رو به جز تو نداره خب حالا ديگه ميتوني بري
دستمزد شما چقدره؟- پروندهتون چيه؟-
دخترم گمشده
اسم شما چيه؟- "مادهوان"-
چند روزه گمشده؟
با امروز يازده روز
پليس چي ميگه؟
نميتونم به اونا اعتماد کنم
کِي فهميدي که گمشده؟
اون رفت دانشگاه ولي ديگه برنگشت
دوست پسري داره که...؟
!نميدونم
ده هزار روپيه
،اگه بتوني دخترم رو پيدا کني اين پول مال تو ميشه
دخترت رانندگي بلده؟- چي؟-
نه، بلد نيست
کي اونو تا دانشگاه ميرسونه؟
يه راننده داشتيم
داشتين"؟"- !اون آدم سرکشي بود-
فرار کرد
چند تا راننده استخدام کردي؟- سه تا-
چرا با وجود اونا، خودت تا اينجا رانندگي کردي و اومدي؟
کسي نميدونه که من اومدم اينجا
کي آدرس اينجا رو بهت داده؟- مدير برنامههام-
من در حال حاضر سه تا پروندهي در جريان دارم واسه همين نميتونم پرونده شما رو قبول کنم
!بيست و پنج هزار روپيه
ميتوني بري
چه مرگته، کاني؟
اين چک سفيد امضا رو بگير
!هر چقدر دلت ميخواد بنويس !دخترم رو پيدا کن
پيشتر واسه اينکه پرونده نداشتي به زمين و زمان گير ميدادي
!و حالا يه پرونده رو رد ميکني و به دروغ ميگي که سرت شلوغه- ما به اون پرونده نيازي نداريم-
بحث ?? هزار روپيه بود- عيبي نداره-
چي چي رو عيبي نداره؟
بيشتر مردم واسه اينکه زاغ عروس و دوماد رو قبل عروسي چوب بزنن، کارآگاه استخدام ميکنن
تو دوست داري اينجوري استخدامت کنن؟ تو ميتوني اين پرونده رو دو روزه حل کني
اون بهت چک سفيد امضا پيشنهاد داد !و تو اونو انداختي بيرون
ازش خوشم نيومد- !کي به اين قضيه اهميتي ميده؟-
مهم پرونده است
فقط دخترش رو پيدا کن،کاني
اون ميميره، مرد- چي؟-
،اگه دخترش رو بهش برگردونم خودش اونو ميکشه
چي داري ميگي؟
اون دختره عاشق راننده بوده و با هم فرار کردن
توجه کردي که اون يارو چجوري از پاش استفاده کرد تا سوييچ ماشينش رو برداره؟
اون به خاطر گم شدن دخترش خشمگينه، نه ناراحت
اگه من دخترش رو پيدا کنم، به دو روز نکشيده جنازهاش رو توي يه چاه يا روي ريل قطار پيدا ميکنن
يا شايدم حلق آويز شده، توي خونهاش پيدا کنن
و بعدش ميگن خودکشي بوده و پرونده بسته ميشه
حالا فهميدي چرا اين پرونده رو قبول نکردم اره
هميشه دير ميفهمي
چرا عجله ميکني؟
تو چرا ميخندي؟
!جادو
چه جادويي؟
پنج ثانيه پيش
پنج ثانيه پيش چي شده مگه؟- هنر جيب بري-
جيب کي رو زدن؟- تو رو-
کيف پولم که همين جاست
پولات هم توشه؟
من چهار هزار روپيه داشتم !الان فقط دو هزار روپيه اينجاست
چطور ممکنه؟
وانمود کن داري با گوشي حرف ميزني
سلام خانم! "پريادارشام" هستم
من حالم خيلي خوبه. شما چطوريد؟
اوضاع کسب و کار چطوره؟
همين الان ميخواستم بهتون زنگ بزنم که شما زنگ زدين
بله، يه محموله از پارچه رسيده
امروز صبح واستون يه نمونه فرستادم
لطفا يه نگاهي بهش بندازين و تاييد کنيد
خواهر، يه مرد کچل عينکي با يه پيرهن سبز و يه کيف داره مياد
يه چک معوقه هنوز پرداخت نشده، خانم
اگه بتونيد اونو پاس کنيد عالي ميشه
و همچنين اگه حساب کتاب اين محموله رو هم بکنيد که ديگه نور علي نوره
بله، خانم
هيچ مشکلي در اون مورد وجود نداره، خانم من خودم ترتيب همه چي رو ميدم
مثل يه دختر پولدار لباس پوشيدي که جيب بري کني، ها؟
...چي؟ من از خانوادهي قابل احترامي هستم که- !خفه شو-
!خانوادهي قابل احترام، ارواح عمهات
همين الان ديدم چيکار کردي
چقدر از اون بابا دزديدي؟
اينا ديگه کين؟ چي ميخوان؟
!ما يه جعبه شيريني ميخوايم !راه بيفت بريم پاسگاه پليس
آقا، لطفا اينکارو نکنيد من پولو پس ميدم
لطفا زياد شلوغش نکنيد- شلوغ نکنم؟! به همه زنگ ميزنم-
از کارت خوشم اومد، فردا بيا به اين آدرس
پول هم مال خودت
!تو به يه جيب بر آدرس مارو دادي
اگه تو اونجا نبودي، اونا را تحويل پليس ميدادم
چي شده بچه جون؟ چرا اينجايي؟
اومدم عمو کارآگاه رو ببينم
خب، به من بگو. چي شده؟- نه، ميخوام عمو کارآگاه رو ببينم-
من شبيه يه کارآگاه نيستم؟
نه. تو يه آشپزي
بوي پياز ميدي
پاشو بيا
بشين، بچه
وقتي کلمهي کارآگاه رو تو آيپد بابات تايپ کردي
کلي آدرس پيدا کردي. چرا تصميم گرفتي بياي اينجا؟
بقيهي تبليغات هاي کارآگاه ها مثل پوستر فيلمها بود توش کاپتان بود و اسلحه و ژست هاي عجيب
"ولي مال تو فقط نوشته بود "کارآگاه کانيان پونگوندران
وقتي اونو ديدم، تصميم گرفتم بيام اينجا
تو مدرسه رو پيچوندي تا بياي اينجا؟- آره-
اسمت چيه؟
"ناوين"
ديشب چه اتفاقي افتاد؟
خونهي ما تو "نيلانکاراي" هست يه خونهي تکي نزديک ساحل
تقريبا چقدر تا ساحل فاصله داره؟- 343 فوت-
من و خواهرم چند وقت پيش اون فاصله رو اندازه گرفتيم
اسم سگ ما "نيمو" ئه
هر شب ساعت ?:?? من در رو باز ميکنم تا بزارم اون بره بيرون
اون ميره جيش ميکنه و ساعت ?:?? برميگرده
اما ديشب اون برنگشت
اوه، يه سگ گمشده؟
نه. يه سگ مُرده
نيمو تا نيمه شب برنگشت
من اين موضوع رو به مادرم گفتم
،اون بهم گفت نيمو آخر شب برميگرده و اينکه من بايد برم بخوابم
من فقط همينجوري به بيرون پنجره خيره شده بودم
،ساعت ? نصف شب من و خواهرم پدر و مادرمون رو بيدار کرديم
پدرم در باز کرد و رفت بيرون
حدود ?? فوت دورتر از در، ما جسد نيمو رو پيدا کرديم
،وقتي نور چراغ قوه روش انداختيم ديديم جنازهي نيمو غرق در خونه
نيمو از چه نژاديه؟- "پومرانيان"-
من و خواهرم تمام شب رو گريه کرديم
من از پدر و مادرم خواستم که به پليس زنگ بزنن
يه افسر ساعت ?:?? نيمه شب اومد
اون گفت که خيلي سرش شلوغ بوده و اينکه لازم نيست خيلي قضيه رو بزرگ کنين، درسته؟
بله، قربان
اون گفت که اگه ما بخوايم دپارتمان پليس يه سگ ديگه برامون ميخره، و بعد رفت
پدر و مادرت سگ رو توي باغچهي خونه دفن کردن
درسته؟- بله، قربان-
پدر و مادرم امروز صبح به يه مراسم عروسي رفتن
خواهرم گفت ميخواد نيمو رو ببينه
من يه ميله برداشتم و شروع کردم به کندن
وقتي پدرم نيمو رو خاک ميکرد اونو توي يه پارچهي سفيد پيچيده بود
و داخل اون نيموي من بود
همينطور که ما بهش خيره شده بوديم پدر و مادرم برگشتن
پدرم کلي مارو دعوا کرد
من نيمو رو داخل گودال گذاشتم و پدرم با بيل روش خاک ريخت
باشه، آروم باش- صبر کن-
وقتي داشتيم اونو تو گودال برميگردونديم من دستم رو روي بدن خونيِ نيمو گذاشتم
و اينو پيدا کردم
کاني، اين يه گلوله است
من سريال "شرلوک هولمز" رو ديدم
اما، اون واقعي نيست
من بايد قاتل نيمو رو پيدا کنم
اما نميدونم چطور پيداش کنم ميتوني اونو واسه من پيدا کني، لطفا؟
اين پول تو جيبيايه که پدر و مادرم بهم دادن
No comments yet. Be the first to leave one.