The first 200 lines.
... آنچه در کتاب سياهان گذشت
اسم من ساموئل فرانسيس هست ولي ميتونيد من رو سم سياهه صدا کنيد
الان وقت جنگه
و ما بايد آزاد بشيم
اگه الان از اينجا بري، ليندو وقت نداره تا پيدات کنه
حالا که از شر ليندو خلاص شدي چيکار -ميکني؟ ميرم کانووستاون -
من پيش بقيه سياهها ميمونم
اين مرد رو ميشناسي؟ - سم وقتي به يه دوست نياز داشتم تنهام نذاشت -
انگليسيها قول آزادي دادن. من هم مثل هر انسان ديگهاي براي آزادي ميجنگم
انگليسيها يورکتاون رو واگذار کردن
سولومون ليندو برميگرده سراغت
"کتاب سياهان" "فصل اول - قسمت چهارم"
شورشيها براي رفتنِ انگليسيها پايکوبي ميکردند
که آزاديمون برگشته، پيمان صلح معناي فاجعه داشت
بردهدارهاي آمريکايي و نمايندههاي جستجوگرشون
تا جايي که ميتونستن بردههاي فراري رو ميگرفتن
و من به فکر سولومون ليندو افتادم
اون هم به نيويورک برميگشت و مدعي من ميشد
و من رو برميگردوند به چارلستون؟
تمام زندانيهاي دوطرف بايد آزاد بشن
و بريتانياي کبير بايد، بدون هيچ وقفه
و بدون هيچ کم و کاستي
از سياهها
گرفته تا باقي اموال آمريکاييها
رو از از ارتش خودش جدا کرده
و تمامي اونها رو به ارتش ايالات متحده تحويل بده
خانم مينا؟ منظورش از
سياهها و باقي اموال چيه؟
سياههايي که به بريتانيا کمک کردن
ما براي اونجا جنگيديم و جون داديم
يعني آمريکاييها آزاد هستند که دوباره بردههاي فراري يا آزاد رو به بردگي بگيرن
اين هموني هست که من درمورد انگليسيها بهتون گفتم؟
شکارچيها تمام شهر رو دارن ميگردن و سياهها رو ميگيرن
و اونها رو به جنوب ميبرن
به زبون ساده الان نيويورک جاي خطرناکيه
و حتي خطرناکتر از موندن تو نيويورک، رفتن از اينجاست
و من يه زن آزاد هستم
اما بيشترِ ما بردههاي فراري هستيم
نميخوام هيچ صاحب مزرعهاي
من رو از خونوادهام جدا کنه
ژنرال واشنگتون
به کت قرمزها تا آخر نوامبر فرصت داده تا برن
حالا، نيويورک تنها جايي هست که توسط انگليسيها اشغال شده
تا زماني که اونها کاملا برن
شما تحت محافظت هستيد
نه. بيايين خودمون از خودمون محافظت کنيم از خانوادهمون حفاظت کنيم
بياييد تيم گشت درست کنيم
نذاريم مزاحمها کاريمون داشته باشن، سفيد يا سياه
اين کاري هست که بايد بکنيم
داري ميري ميخونه سم؟
نه. دارم ميرم هولي گراوند
يه زن اونجا نياز به کمک داره - من باهات ميام -
نه
نيازي نيست - همه جا الان آدمرباها هستن -
من ديشب دو تا مرد سفيد ديدم که اين دور و بر ميچرخيدن
فکر کنم، شکارچي انسان بودن
همه من رو ميشناسن
تو هولي گراند
چيزيم نميشه
قبل از تاريک شدنِ هوا حتما برگرد
برميگردم. چيزي نيست
بذار برم
برگههاي آزاديت کجان؟ - چي؟ -
ميتونيد با ما مودب باشيد يا ميتونيم اوضاع رو براتون سخت کنيم
گردن کلفتها
بذار بره وگرنه شليک ميکنم
بعدي مستقيم ميخوره وسط مغزت
من اجازه دارم که اون رو
به عنوان برده فراري بگيرم - و منم اجازه دارم که شليک کنم -
همين الان بذار بره
شنيدي که چي گفت
شما خوبيد، خانم ديالو؟ - خوب ميشم -
من تو کانووستاون دنبالتون رفتم
بهم گفتند که اومديد اينجا، تو هولي گراوند
من ديگه براي شما کار نميکنم، ستوان واترز
اينطور که فکر ميکنيد نيست
کاپيتانِ من ميخواد
کسي رو که به مينا يک پوندي معروف هست رو ببينه
آميناتا ديالو
تعريف شما رو زياد شنيدم
ممنون
ستوان، شما ميتونيد بريد
شما آزاديتون رو داريد؟
من تو نيويورک آزاد بودم
الان هشت سال ميشه
اونها به من گفتند که شما ميتونيد بخونيد و بنويسيد
حسابها رو انجام بديد
و اينکه به دو زبان آفريقايي صحبت ميکنيد
بله - شما با بخش -
هفت پيمان موقت صلح آشنايي داريد؟
من نيمي از اون رو تو کانووستاون ياد گرفتم
سياهها با اون احساسِ خيانت ميکنن
اما اگه اونها براي حداقل يک سال در خدمت انگليس بوده باشن
پس اونها آزاديشون رو دارند
اين هدف بريتانيا براي نگه داشتنِ قول خودش به سياهها هست؟
نيروي دريايي ما قصد داره تمام سياهانِ وفادار رو به نوا اسگوشيا ببره، جايي که اونها آزاد خواهند بود
نوا اسگوشيا؟ لندن نه؟
نوا اسگوشيا يکي از مستعمرههاي بريتانياست
تو اين نوا اسگوشيا، ما آزاد خواهيم بود؟
کاملاً، بله
اما قبل از اون، بايد سخت کار کنن
به سياهان زمين داده ميشه و انتظار ميره که کشاورزي کنن
چرا من رو آوردين اينجا، کاپيتان کلارکسون؟
خانم ديالو
من شما رو ميخوام
که دنيا رو در بين
مردمتون گسترش بديم
ما بايد کمک کنيم که سياهها ثبتنام کنن
من دوست دارم شما رو استخدام کنم، اگه موافق باشيد
براي جمعآوري اسامي و سنها و هرکاري که انگليسها بايد ارائه بدن
ما ميخوايم بدونيم چند نفر دوست دارن به اين سفر برن
و ما بايد تقريبا بلافاصله حرکت کنيم
اگه موافقت کنيد، براي هر هفته يک پوند نقره حقوق ميگيريد
کار ثابت هم براي شما ميشه
و تمام اطلاعات شما تو يه دفتر نگهداري ميشه
اسم اين دفتر چي ميشه؟
کتاب سياهان
من ميخوام برم به اين نوا اسگوشيا، با همسرم
براي شما دوتا تضمين ميدم
من پشت شما هستم، خانم ديالو
پس قبول ميکنم
عاليه
و من يه نقشه آفريقا ميخوام
نقشه شما افتضاحه
ممنون، خانم ديالو. ممنون
دوباره اسمِ اين کتابي که اسممون توش ميره بگو
کتاب سياهان
اون همين الان سه بار اسمش رو بهت گفت، انقدر اذيتش نکن
فقط دارم ميپرسم. من هيچ وقت کتابي نديدم
که انقدر بزرگ باشه که اسم همه سياههاي نيويورک توش نوشته بشه
کله کدو
... خانم مينا
چرا تا به حال در مورد آشناييت با مردت، چکاوارا بهمون نگفتي؟
آره، خانم مينا
اولين بار کِي چکاوارا رو ديدي؟
من چکاوارا رو
وقتي يه دختر کوچولو تو آفريقا بودم ديدم
چطوري؟
وقتي من يه دختر کوچولو بودم
تاجرهاي برده ميومدن و
سياهها رو از روستاها، فولا، بامانا
ميبردند که مهم نيست کي بودن. يه شب
اونها من رو گرفتن
من چکاوارا رو
وقتي داشتيم ميرفتيم سمت دريا ديدم
من به تاجرهاي برده کمک ميکردم که آفريقاييها رو بگيرن
اينطوري شد که ما هم رو ديديم
تو به اونها کمک کردي که ... خانم مينا رو از خونوادهاش جدا کنن؟
اون با من مهربون بود
اون همراه من بود
بعد از اينکه بريتانيا تسليم شد، صاحبان بردهها شروع کردن به پرسه زدن
تو کانواستاون
چيه؟ چي؟ چي شده؟
اونها کليبورن رو بردن
اون رفت
کليبورن کجاست؟ کليبورن کجاست؟
من هرکاري که بتونم ميکنم خانم ديالو - باشه -
کليبورن
برتيلدا - آقا، من ستوان واترز هستم -
براي ارتش سلطنتي کار ميکنم
شما کسي رو به اسم کليبورن ميچل رو روي عرشه داريد؟
خب اين چه ربطي به شما داره؟
کليبورن ميچل داوطلبانه به مدت دوسال براي جوخه من کار کرده
،با توجه به متن توافقنامه صلح
هر سياهپوستي که براي يک سال درخدمت ارتش سلطنتي بوده باشه
آزادي خودش رو به دست آورده
اون يه مرد آزاده - خب، برو و بيارش -
،آقا
جنگ
تموم شده
و ما يه پيماني رو با نمايندگان شما امضا کرديم
اون سگ
قانوناً متعلق به کسي هست که من رو استخدام کرده
آقاي
سم استيون از جورجيا
اون وقتي 13 سالش بوده فرار کرده
اما ما الان گرفتيمش
اون براي آزاديش جنگيده. تو هيچ حقي نداري که اون رو دستگير کني
اگه يه بار ديگه با من حرف بزني، کاکاسياه همونجا که وايسادي ميکشمت
روز خوش
منم ببر تو کشتي. منم ميخوام باهاش برم
تو خودت رو با يه بچه ميفروشي؟ اين خيلي بده
آقاي استيون زنِ هر سياهي رو که بخواد رو برميداره
حداقل بذار باهاش خداحافظي کنم
تو هنوز شمشيرت به کمرت بستي انگار که اين کشور رو تصاحب کردي
شمشيرت رو تحويل بده
يالا
من چهارسال
براي کتقرمزهاي بزدلي مثل تو برده شکار کردم
اين کاکاسياه وطنپرستهاي خوب رو کشته
بلايي که سرش مياد حقشه
اونو بيارين بالا
يه دقيقه وقت داري که خداحافظي کني
آخر کار خودت رو کردي و خودت رو گرفتار کردي
آره
تو اينطوري ببين
گوش کن، ميخوام تو و سارا
بريد نوا اسگوشيا، شنيدي؟ - دهن گشادت رو ببند -
من و تو و سارا، الان يه خانواده هستيم
شنيدي چي گفتم
No comments yet. Be the first to leave one.