The first 200 lines.
Provided by ShaimB
من ساخت این فیلم را در ایران در سال 2009 آغاز کردم
و از آن زمان هزاران کیلومتر دورتر
به دنبال شاهدان و مطالب بایگانی رفته ام
در سال 2012 من یک سخنرانی تِد داشتم
که در آن برای اولین بار به طور عمومی در مورد ساخت این فیلم صحبت کردم
کودتای 53
من قصد دارم داستان این مرد را بگویم
دکتر محمد مصدق
او اولین نخست وزیر ما بود که به روش دموکراتیک انتخاب شده
و نزدیک ترین حالت ایران برای داشتن "مهاتما گاندی" خودش بود
به پایان رساندن فیلم من آنقدر طول کشید
که برخی از افرادی که با آنها مصاحبه کرده ام فوت کرده اند
در سال 1952 مجله تایم او را مرد سال انتخاب کرد
چون او نفت ایران را ملی و وینستون چرچیل را عصبانی کرده بود
و شرکتی که نفت ما را کنترل می کرد
شما اکنون آن را به عنوان بی پی می شناسید
بنابراین در آگوست 1953 آیزنهاور و چرچیل
کودتا کرده و مصدق را سرنگون کردند
در سال 1953 ایالات متحده به همراه انگلیس
در حمایت از
کودتا در ایران مشارکت داشتند
که از شر مصدق که رهبر چپ گرای ایران بود خلاص شده
و شاه را به قدرت در ایران بازگرداند
من در ایران قبل از انقلاب بزرگ شدم و تحت حکومت شاه
به مدرسه رفتم و اکثر معلمان فعال سیاسی بودند
اغلب توسط ساواک : پلیس مخفی، دستگیر می شدند
زندگی من در زمان شاه در سال 1975 هنگامی که
برای تحصیل به انگلستان اعزام شدم به پایان رسید
ناگهان در 15 سالگی فرهنگ کاملاً جدید ، محیط جدید ، زبان جدید
و اطرافیان جدیدی که باید درک می کردم: انگلیسی ها
اما برخلاف آمریکایی ها
دولت بریتانیا هرگز به طور رسمی
نقش خود در کودتا را نپذیرفته است
باید تأکید کنم که فکر نمی کنم در هیچ زمانی ما واقعاً کودتا را برنامه ریزی کرده باشیم
مصدق به طور بالقوه پدر ایران دموکراتیک آینده بود
ایران که در آن یک پسر بچه 12 ساله
مجبور نبود دستگیری معلم هایش را ببیند یا از خواندن کتابی بترسد
هیچ چیز در حرفه 30 ساله من به عنوان مستندساز
مرا برای کشف قابل توجهی که قرار است
در این سفر انجام دهم آماده نکرده است
شواهدی که این پتانسیل را دارد که فصل تاریکی از تاریخ را
زیر و رو کند
من معاون مدیر و مدیر تحقیقات
آرشیو امنیت ملی هستم
که یک سازمان غیردولتی است و در دانشگاه جورج واشنگتن مستقر است
بنابراین ، من بر بسیاری از پروژه های تحقیقاتی مان که به دنبال اسناد طبقه بندی نشده
از ایالات متحده و سایر بایگانی ها هستند
نظارت می کنم ، و خودم هم چند پروژه دارم
اصلی ترین موضوعی که من روی آن کار می کنم روابط ایالات متحده و ایران است
و زمان زیادی را صرف بررسی این موضوع تاریخی می کنم
خب این مقاله هایی است که من منتظر دیدن آنها بودم
آنها را بارها و بارها دیده اید؟
آره. چی داری؟
خوب ، همه چیز از کل دوران پس از جنگ
روابط ایران و آمریکا که ما در این سالها جمع آوری کرده ایم
در میان چیزهای دیگر ، من مجموعه کوچکی از موارد مربوط به سیا را در اختیار دارم
احتمالاً
حدس می زنم شاید 200: 300 صفحه از پرونده های سیا که منتشر شده اند
به طور رسمی در طول سالها منتشر شده اند
200و 300 ؟ چیزی شبیه به آن ، بله
آنها حداقل سه سابقه داخلی هستند که سیا تهیه کرده است
احتمالاً در اواخر دهه 1970 ، یکی از این اقلام تولید شد
این چیزیست که موقع درخواست اطلاعات ، برایشان می نویسی؟
این جواب نامه ای ست که می گوید
"ما سندی را که شما درخواست کرده اید ضمیمه می کنیم"
و این هم خود سند که نامش " نبرد برای ایران" است
نبرد برای ایران! که هنوزم در جریانه!
این چیزیه که در این نسخه جدیده: اقدام مخفی
در نسخه های قبلی که خواهید دید ، همه اینها حذف شده است
- اینو نگه دار - پس می تونیم اینو نگه داریم
بازم هست. از این واقعیت که هنوز صفحات سفیدی هست خوشم میاد
اون صفحه ها بهت میگن قبلا اونجا چی بوده ، درسته؟
چیزی که پیدا کردیم جدید بود من تهران بودم
در 60مین سالگرد کودتا
در 19 آگوست 2013 ، من تهران بودم
چیزی که جدید بود اساساً این صفحه بود
کودتای نظامی که مصدق و کابینه ملی او را سرنگون کرد
تحت هدایت سیا انجام شد
تا جایی که من می دونم اونها هیچوقت رسما نقش خودشون رو نپذیرفتند
- درسته - در کودتا
بخش اول این جمله رو می بینی
در راستای سیاست خارجی آمریکا
در بالاترین سطوح دولتی تایید و تصویب شد
این راه حلی ساده انگارانه نبود ، که مخفیانه به آن رسیده باشیم
بلکه اعتراف رسمی ایالات متحده و بریتانیا بود
که روشهای عادی منطقی ارتباطات و تجارت بین المللی
شکست خورده است
مثلا مصدق در راه بود
-و حتی نقش انگلیس را پذیرفت -درسته
پس این کار ، جلو زدن سیا از بریتانیایی هاست
که هیچوقت به کارشان اعتراف نکردند
درسته می دونی چیه مالکوم؟ هوم
من ایستاده م
جلوی قفسه بایگانی
یک کشو پر از اسناد
که اساساً سرنوشت کشورم
و سرنوشت من را تغییر داد: آنچه برای من اتفاق افتاد برای خانواده ام ، برای من
مثل این بود که زندگی شما ، تقدیر شما ، سرنوشت شما چگونه
- محصور شده - بله ، در یک کشوی فایل
اینجاست. این ایران را تغییر داد
این جعبه کاغذ
شما یک میلیون دلار پول نقد برای کودتا داشتید ، درسته؟
درسته و ما حدود شصت هزار دلارشو استفاده کردیم. فقط همین
- داری می گی فقط 60 هزار دلار خرج داشت؟ -آره
من نمی دونم پول چی شد
و نپرسیدم چون ، لعنتی اینقدر کم بود که
هیچکس درباره اش ازم سوالی نمی کرد
تنها چیزی که از من می پرسیدند این بود که چطور اینقدر کم خرج کردی
برای آن عده از شما که درباره ی کودتا می دانند
نام کرمیت روزولت مترادف با وقایع سال 1953 شد
روایت او از داستان کتابها و مستندهای تلویزیونی
برای دهه ها نگرش پذیرفته شده بود
اما آنچه ما در ساخت این فیلم در حال کشف آن هستیم
تاریخ سرکوب شده ای از آنچه واقعاً اتفاق افتاده و اینکه چه کسی مسئول آن بوده را آشکار می کند
این مهمترین سندی است که فیلم ما
در تاریخ نه ساله تولید خود کشف کرده است
این روند 50-60 ساله که در جریانه
که ایالات متحده در سرنگونی دولتها مشارکت داشته
مصدق در 1953 هیچکس نمی دونه مصدق کی بود
نخست وزیر منتخب دموکراتیک ایران
او بخاطر منافع آمریکا و بریتانیا برکنار شد
زیرا او منافع نفتی انگلیسی ها را تهدید کرد
و در نتیجه آن ، شاه ایران وارد بازی شد: یک دیکتاتور وحشتناک
نتیجه آن هم وقوع انقلاب ایران بود
و حالا ما هم اینجاییم
عصر بخیر
در روز سی و هفتم تسخیر سفارت آمریکا
و ربوده شدن گروگانها
ایالات متحده در حال حاضر بحران را به مرحله مقابله سوق داده است
برای اکثر آمریکایی ها ، داستان ایران در سال 1979 آغاز می شود و بحران گروگانگیری
که جهان را 444 روز درگیر کرد و برای جیمی کارتر به قیمت ریاست جمهوری اش تمام شد
اما برای ما ایرانیان ، داستان به سال 1953 برمی گردد
و کودتای سیا/ام.آی.سیکس که دموکراسی را در سرزمین ما نابود کرد
بر اساس تخمین محافظه کارانه ، سیصد نفر کشته و صدها نفر زخمی شدند
مصدق و دولتش به نفع ژنرال زاهدی از قدرت کنار رفتند
مردی که در وهله اول توسط شاه منصوب شد
افکار انگلیس به طور غریزی به آبادان معطوف شد
آن بنای یادبود مهارت های مهندسی و سرمایه گذاری بریتانیایی
نیروی رها کردن آنچه در بیابان ساخته بودیم
آیا این زیادی امیدوارانه ست
که بار دیگر نفتکش های انگلیس را در آبادان ببینیم؟
شاید هنوز عقل حاکم شود
و ایران و انگلیس با هماهنگی پیش بروند
می دونی ، من زودتر اومدم و عناوین این جعبه ها را بررسی می کردم
ایران - کنترا
جواهرات خانواده سیا
روابط ایران و آمریکا
لانه جاسوسی ، اسناد از ایران ، شیلی شیلی
مطالعه رفتاری ، کنترل ذهن. و قانون آزادی اطلاعات ورودی وجود دارد
- این بدان معنی است که چیزهای جدیدی وارد می شوند - درست است که ما هر روز چیزهایی به دست می آوریم
زیرا ما سالها ست که درخواست ها را ثبت کرده ایم
این شبیه یک قطار باری است یا فقط می آید و همچنان می آید
اشکالی ندارد اگر مدتی را صرف بررسی اینها کنم؟
ابدا قراره همین کار رو بکنیم ، راحت باشید
خیلی متشکرم نمی دونم از کجا شروع کنم
-باشه -شاید یه روزی برنده ی "جنگ برای ایران" شدم
اگر بتونم به اندازه ی کافی اینها رو بخونم
- خوش بگذره - خیلی متشکرم ، مالکوم
نبرد برای ایران
این پرونده ی کامل مصدق در سیا هست
قدرت مصدق از توانایی کامل وی در
جلب توجه به خواسته ها و احساسات ملی برخاسته بود
واقعیت فوق برای توضیح رفتار غالباً عجیب و غریب او به عنوان یک سیاستمدار بسیار کم است
ما او را از برخی جهات دمدمی مزاج میدانستیم
اما او بی شخصیت نبود برخی از افراد بسیار معتدل پارلمان
هنگام صحبت او گریه می کردند
حتی با آنکه به خوبی می دانستند که این برای کشور آنها ویران کننده
و غیر عملی است
سبک زندگی و ظاهر او را نمی شد منسوب به
شخصیتی دانست که بشود به او به چشم یک نخست وزیر نگاه کرد
منظورم این نیست که چون او شلوار راه راه نمی پوشید
در حقیقت او همیشه پیژامه می پوشید
و این حرکت عجیبی برای
نخست وزیر آینده بود
عموی من آدمی بود که با رسومات اینچنینی کنار نمی آمد
او همان کسی بود که بود
و بخاطر لباسش
فکر نمی کردند آماده ی ایجاد تغییر هستند
البته این اولین باری بود که سران کشورها یا سیاستمداران
به تخت نخست وزیر می آمدند تا با او درباره سیاست صحبت کنند
بنابراین ، در نگاه غربی ها بسیار عجیب بود
مصدق واقعاً شخصیت قابل توجهی بود
پدرش دهه ها وزیر دارایی ایران بوده است
مادرش یک شاهزاده خانم از سلسله قاجار بود
در حالی که هنوز نوجوان بود
او رئیس اصلی جمع آوری مالیات برای استان خود شد
و مردم را با صداقت
جدیت و کارآمدی خود بسیار تحت تأثیر قرار داد
او تحصیلات عالی را پشت سر گذاشت وی اولین ایرانی بود
که از دانشگاه های اروپایی دکترای حقوق دریافت کرد
او احتمالاً تحصیلکرده ترین ایرانی در نسل خود بود
من فکر نمی کنم در 50 سال گذشته
کسی معتبرتر از مصدق در تاریخ کشور وجود داشته باشد چرا؟
از یک جهت: مصدق فساد ناپذیر بود
مورد دوم این بود: او مخالف قدرت بود
همیشه در برابر قدرت ایستاد
پایان امپراطوری یک مجموعه تلویزیونی مهم چهارده قسمتی بود
که بیانگر از هم پاشیدن امپراتوری بریتانیا کشور به کشور بود
اگرچه ، ایران از نظر فنی بخشی از امپراتوری ای نبود
No comments yet. Be the first to leave one.