The first 191 lines.
!اونی، زود بیا اینجا
!من با دویون منتظرت می مونم
!هیون هو
!دویون غیب شده
!چی؟
!دویون
!دویون کجاست؟
-حالتون خوبه؟ -خانم هواسون؟
دونگ ریم بود؟
یه تابلو دیدم که روش نوشته بود "صنایع شیمیایی موجی"
تانک های محتوی نیترژون مایع هم همون دور و برا بود
!صنایع شیمیایی موجی در واقع یه مجتمع صنعتیه
همینطوره، پارسال یه گزارش نشتی هم داشتن
خود منم حضور داشتم
!به چه دلیل رفته جایی که نقطه ضعفش اونجاست؟
!فکر نکنم قصد بازی کردن با ما رو داشته باشه
...این نوید بخش اینه که
!میتونیم جلوی چشمای خودمون نابودش کنیم
!این یعنی اون مکان یه تله اس
...اگر بریم اینجا، شاید عاقبتِ
!دویونم اونجاست !من باید برم
ما هم باهات میایم !راه بیفت
!منم باهاتون میام
!ایست! افسر چو چند بار باید بهت بگم؟
!تو که تنها نیستی، مرد
!همین جا بمون و از زنت و بچه ها مواظبت کن
...بازم...منم
!یکی باید بمونه اینجا و از بقیه مواظبت کنه
!آجوشی
!بفرمایید
باید این همراهتون باشه !تا اون هیولاهه نتونه بهتون حمله کنه
!مرسی، قول میدم که حتما دویونُ با خودم برگردونم
!تو نگران نباش
!بریم
✺✴ گودال تاریک ✴✺
-!هیونگ -!ته هان
!هیونگ، تو خوبی؟
!ای زالوی لعنتی
!دست از سرم بردار
...اون یارو موتور سواره
!یهو از ناکجا آباد سر و کله اش پیدا شد
چرا منو بابت مرگ برادرت
!سرزنش میکنی؟
اگر احیانا چیزی پیدا کردید !لطفا باهام تماس بگیرید
!این داداش همون پسره است که مُرده
!تا اون سر دنیا هم دنبالت میاد !حالا میخوای چیکار کنی؟
!به نظرت باید چیکار کنم؟
!باید کاری کنم که دیگه نتونه دنبالم بیاد
!اسمش یو ته هانه !یه جوری جلوه بده انگاری رشوه گرفته
!این تمام کاریه که باید بکنی
!چطور پیش رفت؟
!پرسیدن داره؟
-!اخراج شدم -!متاسفم
!واقعا از روت شرمنده ام
...پس یعنی تو بودی که
!برادر منو کُشتی؟
!مردک عوضی
!یه بار دیگه بهم بگو
!تو کانگ سو رو کُشتی؟
!آره، من کُشتمش
!چیه؟ تو هم میخوای منو بُکُشی؟
!پبداش کردم
!سوار شید
!تو حالت خوبه؟
!متاسفم
-اسلحه ها تو پاسگاهه؟ -آره
این روزا فصل شکاره !باید یه چند تا اسلحه شکاری اونجا باشه
!بیا اول بریم سمت پاسگاه !راه بیفت
!باشه
!دونگ ریم اونی؟
!اونی، اینکارُ نکن
!بیا برگردیم پیش خانم بازپرس
!نگران نباش
...همین که پای اون بازپرس به اینجا برسه، تو
!و این دختره دیگه برام بی مصرف میشین
!نه! خانم بازپرس میاد منو دونگ ریمُ نجات میده
!بچه جون، اون بازپرس مال منه
...میخوام از این بدن نحیف خارج بشم
!و وارد جسم اون زن بشم
!اینکارُ نکن
!اینکارُ نکن
!به نظرت داری چیکار میکنی؟
!دویون، زود باش از اینجا فرار کن
!دهنتو ببند
!تو همین الانشم با من یکی شدی
!نمیتونی ازش فرار کنی
!بگیرش
!فشنگ
!بفرمایید
اون بچه... به نظرتون میتونیم پیداش کنیم؟
!باید پیداش کنیم
!خیله خب، بریم
!باید راه بیفتیم
!اینطرفیه
!برق هست
!حتما چند تا بازمانده اینجا هست
!یه آدم اینجاست
!مطمئنید جهش یافته نیست؟
!یه ماسک گاز رو صورتشه
احتمالا او شخص دویون رو دیده باشه !باید بگیریمش و ازش بپرسیم
-!از اون طرف -!باشه
!هی، همونجا وایستا
!هی، تو که ماسک زدی
!هیِ یه دیقه وایستا
!هی، نمیشه جون مادرت وایستی؟
!ایست
!آیگو، از نفس افتادم
!بهم شلیک نکنید
!ماسکتو دربیار
!چی؟! این که یه بچه اس
!من جهش یافته نیستم
!پس چرا تعقیبمون میکردی؟
!میخواستم چک کنم شما آدمای خوبی هستید یا نه؟
!پاشو
-چی؟ -!نمیخوام که بهت شلیک کنم! پاشو وایستا
-چند سالته؟ -نوزده سالمه
اینجا تنهایی؟
تمام مدت اینجا تنها بودم
"Compliment"
"Compliment"
!یعنی تعریف
"Compliment"= تعریف
!تحسین کردن
!مین گیو
!بازم داری درس میخونی؟
!بزودی قراره امتحان بدم
چیزی نیاز دارید؟
!امروز باید خودت تنها کار کنی
!خودم تنهایی؟
مین گیو، اگه مشکلی پیش اومد !بهم بیسیم بزن، باشه؟
!چشم
!آجوشی، برق اینجا رفت
!آجوشی، شنیدید چی گفتم؟
-!فرار کنید -!چی شده؟
-!زود باشید -!همگی فرار کنید
-!زود از اینجا برید بیرون -!فرار کنید
!تو همونی هستی که پهباد رو برداشت، مگه نه؟
...بله
!اون مال شما بود، آجوشی؟
!پیش خودم فکر کردم که حتما تیم نجات فرستادتش
در هر حال، خدا رو شکر که یه پسر بچه !اینجا جون سالم به در برده
احیانا تو این دور و اطراف
!یه دختر بچه ندیدی؟
...خب راستش
دوربینهای امنیتی دفتر نگهبانی تصویرشون خیلی تار بود
!نمیدونم پسر بود یا دختر؟
!اما یه بچه کوچولو تو دوربینا دیدم
-دفتر نگهبانی؟ -ته هان، تو کجایی؟
!اون پسره رو گرفتم
!داره میگه دویونُ تو دوربینای مداربسته دفتر نگهبانی دیده
!تو کجایی؟
من بیرون اتاق ماشین آلاتم
!اینجا یه ردی از دویون زدم
!فورا خودمو میرسونم اونجا
!نه، ته هان
!تو برو و دوربینای مداربسته رو چک کن
!ببین میتونی دویونُ پیدا کنی یا نه؟
!پس ما میریم سمت دفتر نگهبانی
!مراقب باش
!باشه
!اینه هاش
!دویون، بیا پیش من
!اونی
حالت خوبه؟
-صدمه که ندیدی؟ -نه
بیا بریم
!زود باش
!دویون
دویون، خوبی؟
!بریم
!ته هان، من دویونُ پیدا کردم
!تو الان کجایی؟
!من تو کارگاه کانال شعاعی ام
!چطور میتونم خودمو برسونم پیشت؟
!اونا اونجان
-!پیداتون کردم -اگه بپیچن به چپ، بعدشم به راست
میخورن به پله های اضطراری طبقه 3
بپیچید به چپ و بعد از اون گوشه بپیچید
!تو خروجی اضطراری می بینمتون
!این دیگه چیه؟
!حالا باید چیکار کنیم؟
!هی، هی !هی، داری کجا میری یو ته هان؟
!همین جا بمون
بازم برمیگردی دیگه؟
!آره، بازم برمیگردم
به هیچ وجه بیرون نیا، متوجه شدی؟
بله
دو یکی دو تا
دو دو تا، چهار تا
دو سه تا، شش تا
دو چهار تا، هشت تا
No comments yet. Be the first to leave one.