The first 34 lines.
همونجا بمون، دور شو
...باید فاصله بگیرم، دیروز بهت گفتم
یکم سرعت رو بیار پایین
ولی بعدش چهرهت رو دیدم
میشه فردا انجامش بدیم؟
آخه تو داری الآن وارد میشی
روی پوستِ من
من با لب هام عقب میرم
برخلاف عقیدهی بهترِ من میشه
آخه من، آخه من میخوامش، آره
و واسه یه دیقه قراره اینجا کلیشه باشم
و بهت بگم که قبلا درد و رنج کشیدم
پس فک کنم باید یه وقت دیگه ...نیاز داشته باشم که
دیگه درد و رنج نکشم
آخه تنها کاری که میکنم اینه که میپرم بغلت
هردفعه که میبینمت خودمو دورت میپیچونم
آره، داخل یه چیز واقعی میپرم
حتی با وجود اینکه آدم محتاطی هستم باز هم از حسش خوشم میاد
،وقتی فقط خودمون دوتاییم ...عزیزم وقتی فقط خودمون دوتاییم
باعث میشی که فراموش کنم که هنوز واسه عاشق شدن آماده نیستم
میپرم
بم نگاه کن، نرم باش
تمومش کن، دارم عقلمو از دست میدم
نمیتونم روی لمس کردنات قیمت بزارم
فقط دارم خودم رو بهت میبازم
من این احساسات رو نمیخوام ولی خودم باعث و بانیشونم
ولی میدونم که وقتی اسیرشون شدم [تو کاملا میدونستی [که اسیرشون شدم
...ولی اغلب سعی میکنم که بهش فکر نکنم ولی
آخه تنها کاری که میکنم اینه که میپرم بغلت
هردفعه که میبینمت خودمو دورت میپیچونم
آره، داخل یه چیز واقعی میپرم
حتی با وجود اینکه آدم محتاطی هستم باز هم از حسش خوشم میاد
،وقتی فقط خودمون دوتاییم ...عزیزم وقتی فقط خودمون دوتاییم
باعث میشی که فراموش کنم که هنوز واسه عاشق شدن آماده نیستم
No comments yet. Be the first to leave one.