異世界美少女受肉おじさんと
The first 200 lines.
زندگی با یه مرد معمولی که به یک
ناک اوت کاملاً فانتزی تبدیل شد
.خیلی آسون بود
!پس مهارت اغوا گری تاچیبانا اینجوری ـه؟
.حسابی بدردم خورد
!کلکی چیزی سوار کردی؟
.فقط یذره دستکاریش کردم
،با افزایش سطح اغواگریش .کاری کردم تا از لحاظ جسمی ضعیف بشه
.به این میگن یه تیر و دو نشون
در حال حاضر، پادشاه نزدیک پایتخت داره .با آشوبگرها سر و کله میزنه
ما تا جایی که فرصت داریم باید بذاریم .آدمها همدیگه رو بکشن
.الحق که خیلی بدجنسی
!سرخدمتکار، وضعیت اورژانسی
ارتباطمون با گروهی که به سمت .پایتخت پیشروی میکرد قطع شده
!همشون نابود شدن؟
،راستش، طبق تحقیقاتی که کردیم ... همگی سر زندگی عادیشون برگشتن
!آزادی احساس
!هی هو
.و لخت مادرزاد دارن مزارع رو شخم میزنن
!حالا چرا لخت مادرزاد؟
حتی گزارش شده تمام خاطرات چند روز .اخیر رو از یاد بردن
تکنیکی که فوراً کنترل ذهنی !چند صد نفر رو از بین میبره؟
!غیر ممکنه
!مشکلی پیش اومده؟
اگه تمام افرادی که مجذوب اغواگری شده باشن رو
به سمت یک هدف خاص هدایت کنیم !و طلسم همگی از بین بره ... چه اتفاقی میفته؟
چی؟! با این وضعیت تمام زحماتی که ... کشیدیم یهو پودر میشه میره هوا
!اینجوری که خیلی وحشتناکه؟
!به نظرت الان وقت کیک خوردنه؟
!غیر ممکن. من یه سال سر این موضوع وقت گذاشتم
من با کارهای که ازشون متنفر بودم شروع کردم .و همیشه سخت تلاش کردم
سیبزنمینی پوست کندن توالت تمیز کردن کفش تعمیر کردن
و با برنامه ریزی دقیقی که کردم .تونستم اعتمادشون رو جلب کنم
شرخش وضعیت روزگار
این نقشه بالاخره بعد جمع آوری .... کلی اطلاعات به مرحله اجرا در اومد. ولی
در این حین اصلاً متوجه فردی توی .پادشاهی نشدم که میتونه کنترل ذهنی رو خنثی بکنه
!اصلاً معلومه چجور آدمی همچنین کاری رو انجام داده؟
!حالا باید چیکار کنیم؟ !اوضاع حسابی خیطه! بدجور
!هی، میخوایی چیکار کنی؟
.انگار دیگه چاره ای ندارم .وقت اجرای نقشه" افسون قلمروی پادشاهی" فرا رسیده
!میخوای چیکار کنی، ها؟! این وضعیت خیلی بده
!اوه، هنوزم نقشه ای تو چنته داری؟
.دیگه از دست و پا زدن خسته شدم
.بیا کل این کشور رو نابود کنیم
!یو چان، اینجا دیگه کجاست؟
.اینجا زرادخانه زیرزمینی کشور منه
.پرنسس، ما دیگه چاره ای نداریم
،با دخالت یه نیروی مرموز .نقشههامون شکست خورد
،تنها چیزی که باقی مونده .متوسل شدن به آخرین برگ برندهست
چی؟! توی تنها نقشهمون گند زدی !و راه حل جایگزین نداری؟
.معلومه که توی برنامه ریزی مشکل داری
میمیری فکر کنی که هنوز !یه برگ برنده داریم؟
ولی بخاطر لجبازی ناچیز خودم نمیتونم ... از سنگ بنای دفاع کشورم
!پرنسس، واقعاً از این بابت مطمئن هستید؟
تو تمام این مدت به تنهایی !خیلی چیزها رو تحمل کردی، مگه نه؟
... درست مثل یه اسباب بازی
.به نظرم تو حق استفاده ازش رو داری
... اون دنیایی محدود، سرد و خسته کننده
!بازم میخوای به اون قلعه برگردی؟
... ولی ... این نشان
.به دوتا عضو خاندان سلطنتی نیاز داره
.نیازی به نگرانی نیست
... چون ما یه نفر کاملاً مشابه
.اینجا داریم
.زودباشید، قهرمان، نوبت شماست
.آه، ببخشید. اصلاً حواسم به حرفاتون نبود
!مگه بهت نگفتم؟
راه قویتر شدن
.و اینکه چطوری بهش برسی رو بهت نشون میدم
بیایید با کمک پرنسس بریم .جینگوجی ساما رو شکست بدیم
!جینگوجی؟
!بذار ببینم، دفترچه راهنما، دفترچه راهنما ... آه، ایناهاش
!با این میخوای چیکار کنی؟
من زیاد از ایده استفاده .از نیروی نظامی خوشم نمیاد
.چی داری میگی؟! همه چی کاملاً واضحه
توی یک سال گذشته با چه جراتی !این همه ازم خر حمالی کشیدی؟
وقتی بیدار بشی، خواهی دید که .کشورت چطوری به تلی از خاکستر تبدیل شده
.پس توی این همه مدت داشت خودخوری میکرد
!هی. با این یکی میخوای چیکار کنی؟
!آه، قهرمان؟ .اون منبع انرژی ماست
بیا از تموم انرژی خرکی الههش استفاده کنیم
!انرژی؟
!انرژی خرکی دیگه چیه؟
!حالا برو خوش بگذرون، ویزد چان
!سوئيچ آن
قسمت 11
مردی که به عنوان ناک اوت کاملاً فانتزی . و یک سلاح برای نبرد نهایی تناسخ پیدا کرد .
!این دیگه چه کوفتیه؟
!جینگوجی سان، اونجا
!سگ مست
!سگ مست
!هی، شن، این دیگه چیه؟
!خب، سوال خوبیه
!الان وقت مسخره بازی ـه؟
سردرگمیش اینقدر زیاد که داره .تبدیل به خشم میشه
... اون
!بازجو، تو چیزی در موردش میدونی؟
.خیلی خوشگله
!گرفتی مارو؟
منظورم اینکه ... شبیه موجودی که .خیلی وقت پیش توی کتابی دیده بودم
!غرش! غرش! غرش
موجودی که به عنوان خدای نگهبان .این پادشاهی محسوب میشه
.... منظورت از خدای نگهبان یکی از اوناست که
.گوشهای بلند و بدن بسیار بزرگی دارن
و میگن با پرتاب کردن لیز از دهنشون .از مردم با ایمان محافظت میکنن
!پس، اون چیز تهدیدی برامون محسوب نمیشه؟
... خب، ظاهراً قرار ازمون محافظت کنه
!غرش! غرش! غرش
!حتی ممکن برامون خوش اقبالی بیاره
!واقعاً؟! لطفاً ما رو قرین رحمتت کن
.نه، اونطور که فکر میکنی نیست
!سگ مست
!شوخیش گرفته، مگه نه؟
.من که اصلاً هیچ حسی از مورد رحمت قرار گرفتن ندارم
ایناجا چه خبره؟! خدای نگهبان پادشاهی !اینجا چیکار میکنه؟
!اعلیحضرت؟
!میتونی بیشتر در موردش بهمون بگی؟
.این سلاح دفاعی باستانی کشورمونه
!میپون
ظاهر زیباش نه تنها میتونه ،روحیه جنگندگی دشمن رو تضعیف بکنه
!همچنین قدرت از بین بردن کل زمین رو داره
!این یه یادگاری که الهه بهمون سپرده
!ایووووول
!خوشگله، مگه نه؟
!این شد یه جواب قابل قبول برای طراحی مضحکش
!خوشگله، مگه نه؟
بازم با این حال، برای فعال کردنش به .دو نفر با نشان سلطنتی نیازه
.وگرنه هرگز فعال نمیشه
!پس چطوری؟
... پس با این وضعیت
.پرنسس و تاچیبانا این کارو انجام دادن
... تاچیبانا
!به هر حال، راهی برای شکست دادنش هست؟
!هیچ نظری ندارم
لعنتی! هدایت کردنش سختتر از .چیزی که فکر میکردم
.اصلاح مسیر
!هی، موقع شلیک بیشتر از اینا روی هدف تمرکز کن
!اولین شلیک با همچنین سلاح قدرتمندی خیلی مهمه
!خفه شو! دفعه بعد به هدف میزنم
!دوباره داره میاد
!اعلیحضرت، لطفاً فرار کنید
!جینگوجی سان، داری چیکار میکنی؟
شوارتز، افرادی که من به عنوان "بزرگسال" میشناسم .موجودات بسیار پیچیده ای هستن
... وقتی صحبت از روابط عاشقانه پیش میاد
.تاریکی عمیقی جریان داره. واقعاً
وقتی یه فرد خوشتیپ از این حرفا میزنه .جریان بل کل عوض میشه
.و تاچیبانا هم از این امر مستثنی نیست
.حداقل این چیزی که تا چند لحظه پیش باور داشتم
،در ظاهر شاید مضحک به نظر برسه
.ولی این وسیله بدون شک یه ماشین کشتار دست جمعی ـه
تاچیبانا هرگز دوابطلبانه .چنین کاری رو انجام نمیده
... جینگوجی سان
مهم نیست که اون وسیله از کنترل خارج شده
... یا اینکه یکی داره کنترلش میکنه
!من وظیفه دارم جلوش رو بگیرم
به هیچ وجه بهت اجازه نمیدم تنهایی تمام .توجهات رو به خودت جلو کنی
... شوارتز
احتمالاً توی این قلعه ما تنها کسانی هستیم .که میتونه جلوش رو بگیره
،اگه ما جلوش قد الم نکنیم !کی اینکارو انجام میده؟
!منظورت همینه، مگه نه؟
!آره، همینطوره
.خب، بقیه اش رو میسپرم به خودت
!جان؟
،من وقتی از تاچیبانا دور میشم .قدرت ماوراییم رو از دست میدم
.خیلی ضعیفم
.در حال حاضر کاملاً بدرد نخورم
!چی؟! واقعاً؟
.بیخیال، جینگوجی سان، ما داریم در مورد تو صحبت میکنیم !تو بدون شک نقشه ای داری، مگه نه؟
.مطلقاً هیچی ندارم
!شوخیت گرفته؟
!شمشیر اون میتونه همه چیزو ببرِ، مگه نه؟
!پس، شاید بتونه اون پرتو رو هم قطع کنه؟
.که اینطور. بیا یبار امتحانش کنیم
!چـــــی؟
!نه، وایسا، صبر کن
!به نظرتون این نقشه دیوانه بار جواب میده؟
.ما انتخاب دیگه ای نداریم
!الان وقت فکر کردن رو نداریم
.موفق باشی
.موفق باشی
!صـ...صبر کن
،گوش کن، اگه شکست بخوری .همگی اینجا میمیریم
!از این طرف! نترسید
!آتش
!نجات پیدا کردیم ... مگه نه؟
.اوه، پس تونستی به شمشیر مسلط بشی
کاملاً متوجه شدم. فقط کافیه !اون اشعه رو از وسط جر بدم، مگه نه؟
اگه این کارو نکنم، کلی آدم !میمیرن، از جمله خودم
!الان رفتارت دقیقاً شده عین قرمانها
!خفه شو
!آدمیزاد، از اینکه تونستی جلوی این ضربه دووم بیاری حسابی جا خوردم
!بهتون تبریک میگم
!این صدا دیگه چیه؟ !از درون اون ربات داره میاد؟
.حس میکنم این صدا رو یجایی شنیدم
.به عنوان پاداش، اسمم رو بهتون میگم
!من ویزد بی همتا هستم
!یکی از فرماندهان ارشد ارتش پادشاه شیاطین
انسانها، من شما رو به عنوان سوغاتی .به عالم اموات میبرم
.اوه، پس خودشه
اگه طرفمون مبروهای ارتش پادشاه شیاطینِ .پس دلیلی نداره که عقب نشینی کنیم
No comments yet. Be the first to leave one.