The first 200 lines.
فکرشو نکن، فقط بپر
بهم نگو... نگو که بهش فکر نکنم
فکر نکن. بپر
این قراره چیکار کنه؟
اِم، همپای تو حرکت میکنه. حالا برو
باشه
اوه
ایول، عالیه! بچهها، اینو ببینین
نمای حرکتیِ خیلی خوبیه، نه؟
خیلی خوبه. خوشم اومد. فکر کنم، اِم
فکر کنم میتونیم یه ذره بهتر انجامش بدیم
راستش رو بخوای دیوید میتونه یه کارایی بکنه
هی، اون... اون اِم، خوب بود
ولی بعدی میتونه بهتر باشه
پس، دوباره برو اون بالا و یه کار متفاوت بکن
مثلاً یه معلقی چیزی بزن
وقتی به حرفت گوش میدم که
خودت هم واقعاً بپری تو آب
پسر، من فیلمبردارم. نباید خیس بشم
پهپاد چند بود؟
این «میلی» ۸۰۰ دلار بود. ولی هنوز ۵۰۰ دلارش رو بدهکارم
میلی؟
ملنیوم فالکون
شوخی میکنی
نه، جدی میگم
پسر، میتونی ۵۰۰ دلار رو جور کنی
توی مسابقه سخنرانی مدرسه
هه، من ویدیو بلاگرم
من برای تحت تأثیر قرار دادن یه مشت آدم، سخنرانی زنده نمیکنم
تو اصلاً سخنرانی نمیکنی که بخوای کسی رو تحت تأثیر قرار بدی
ببین، باشه، این یکی دیگه باید وایرال بشه، خب؟
باشه. پس یکی رو لازم دارم که
با شکم از روی صخره بپره تو آب، طوری که به نظر بیاد خیلی درد داره
دیوید، تو چطور؟
پسر، همین الانشم سرم داره درد میگیره
اِم... بذار یه چیزی بگم
چطوره از هر سه تای ما فیلم بگیری
که همزمان میپریم؟ چطوره؟
باشه، باشه. این، این جواب میده
خیلی خب، برگردین اونجا
بذار میلی رو اینجا تنظیم کنم
خب میلی، بریم که داشته باشیم
بچهها آمادهاین؟
حاضری؟
خیلی خب، بریم. سه، دو، یک
ها-ها-ها! عالی شد
نه! نه، نه، ضبط نمیکردم
آخ، بچهها، میشه دوباره انجامش بدیم؟
بیاین از اول شروع کنیم
ادامه بده، میتونی
هی، قبل از اینکه کیک رو ببریم، کادوت رو باز کن
باشه. اوه، صبر کن
میخوایم حدس بزنی
سیبزمینی سرخکرده نیست
اوم، بذار ببینم
یه گوشی جدیده
نه، ترومبون نیست
ترومبون توی اون ساک کوچیک جا نمیشه
نه عزیزم، اون اینو نگفت
اون اصلاً ترومبون نمیزنه
درسته. حق با توئه
نکته خیلی خوبیه. -حق با توئه عزیزم
عاشقش میشی. همهمون با هم پول گذاشتیم
بلیط قطار؟ شوخی میکنی
تو همیشه عاشق قطار بودی، واسه همین
با اینا میتونی هر جای آمریکا که بخوای بری و برگردی
عالیه! ممنونم. ممنونم، این معرکهست
خب، میدونی، شاید یه سفر توی تابستون، قبل از دانشگاه؟
فقط نه موقعِ سفرِ کمپینگمون
اونو با هیچی عوض نمیکنم
دیوید، برنامهت بعد از فارغالتحصیلی چیه؟
میدونین که مسابقات قهرمانی کشتی
نزدیکه و اِم، اگه همه چی خوب پیش بره
پیش میره
منظورم اینه که، شنیدم استعداد یابها دارن میان
میدونی، مطمئن نیستم که اونقدری خوب باشم
که بتونم بورسیه بگیرم ولی
گوش کن، چه بورسیه بشی چه نشی
ما خیالت رو راحت میکنیم که بتونی بری دانشگاه
میدونی، اگه... اگه جور نشد
همیشه میتونم برم پیش «نیت» و با ساختن ویدیوهای آنلاین مشهور بشم
نیت کجاست؟ فکر کردم قراره بیاد
نمیدونم. گفت سعی میکنه خودش رو برسونه
خدا یه چیز خاص برات در نظر گرفته، دیوید
از این بابت مطمئنم
تقریباً مطمئنم این فقط یه چیزیه که
پدر و مادرا دوست دارن بگن
حالا میبینیم
امروز نمیتونم پابه پات بیام عزیزم
خوبی؟
امروز تولد ۱۸ سالگی دیویدئه
اوه، عجب
این یعنی حالا دیگه میتونین با هم حرف بزنین؟
خب، از نظر قانونی اونقدری بزرگ شده که اگه بخواد با من تماس بگیره
اگه خودش دلش بخواد
اصلاً راهش رو بلده؟
«شان»، من اطلاعاتم رو بهروز نکردم
از وقتی که بچه بود. بعدش هم نقل مکان کردم و با تو ازدواج کردم
میخوای باهاش حرف بزنی؟
فکر نمیکنم اون بخواد با من حرف بزنه
احتمالاً به خاطر کاری که کردم ازم متنفره
خب، فقط یه راه برای فهمیدنش هست
پسر، قسم میخورم که میخواستم بیام
ولی خواهرم با دوست پسرش یه دعوای خفن کرد
مجبور شدم از پنجره فیلم بگیرم
همینطور کش پیدا کرد و نتونستم ولش کنم
ازشون فیلم گرفتی؟
آره، خودش نمیدونه
ولی دارم واسه کانالم ادیتش میکنم
نه! نه، نیت نمیتونی این کار رو بکنی
باشه، شاید بذارم خودش هم ببینه
ولی داشت به سمت ماشین اون آجر پرت میکرد
مگه من باید چیکار میکردم؟
دو بار زد بهش، میدونی
اوه، دیوید. میتونم یه لحظه باهات صحبت کنم؟
اوه. خب
فقط دیوید. نیت تو میتونی بری سر کلاس
خب، مگه مهمه؟ آخه منم دوست دارم بشنوم
نیت
باشه، خیلی خب، حله. فقط دارم میگم که
همین که از اتاق بیاد بیرون، خودش بهم میگه، پس
ببین، میخوام در مورد یه چیزی فکر کنی، خب؟
من مسئول برگزاری مسابقه سخنرانی هستم
و فکر میکنم باید به شرکت کردن توی مسابقه فکر کنی
اِم، چرا؟
منظورم اینه که، من جلوی جمعیت اصلاً خوب نیستم
خب، به دو دلیل، میدونی
همکلاسیهات خیلی برات احترام قائلن، خب؟
و فکر میکنم میتونی درباره موضوعی که بهمون دادن صحبت کنی
اون چیه؟
ارزش خانواده
منظورتون به خاطر اینه که من فرزندخواندهام؟
و این دیدگاهِ مهمیه، مگه نه؟
تا الان، هیچکس روی این موضوع تمرکز نکرده
آره، ولی خب
خیلی از مردم نمیدونن که من
میدونم، میدونم
فقط معتقدم که میتونی از پسش بربیای، خب؟
تازه جایزه نقدی هم داره
آره، شنیدم در موردش
هی، ببین فقط بهش فکر کن. خب؟
باشه
خیلی خب. بزن قدش
برو سر کلاس
باشه. باشه
نیت قیمتها رو میده، و
اِم، هی، میتونی یه لحظه صبر کنی؟
پسر! پسر، پسر، پسر
باشه، میدونم نباید از همه چی خبر داشته باشم
ولی همه چی رو بهم بگو
نه، چیزی نیست
فقط در مورد مسابقه سخنرانی بود
اوه، چرا میخواست در مورد اون باهات حرف بزنه؟
دوباره سردرد داری؟
آره. آره، دیگه ازشون خسته شدم
آره پسر، بهت که گفتم
تقصیر آزمایشگاهِ علومه
اونجا بوی جنازه میده
آره
هی، امیلی، چه خبر؟
من الیزابتم
چی؟ پسر، میخواستم ازش بپرسم باهام میاد جشن پایان سال یا نه
اوه، بهتره اول اسمش رو یاد بگیری
مراقب باش، حواست به پرتاب باشه
تو میتونی، دیوید
حواست به شونهش باشه! دوباره داره میاد
زانو رو بیار بالا، دیوید. زانو رو بیار بالا
آره، آره. یالا
خاکش کن، خاکش کن. آره. آره
حالا ضربهفنیش کن
نگهش دار! نگهش دار
آره
ایول! آره
ماشالله پسر خودم! هورا
دیوید، دیوید، دیوید
دیوید، این عالیه
دیوید، بهم گفته بودی که اون میبرتت
قبلاً هیچوقت نبرده بودمش
عالی بود
پسر، این بهترین لحظه کل زندگیته
نظرت چیه بریم بیرون شام بخوریم؟
تو جا رو انتخاب کن و جشن بگیریم
اوه، آره. آره
بچهها، من
خب، به طرفدارامون بگو چه حسی داری
تازه یه مسابقه بزرگ رو بردی و حالت عالیه
دیوید؟ وای خدای من
دیوید! دیوید؟
دیوید! کمک! یکی کمک کنه
خب، آیا بیماری خاصی
توی سابقه خانوادگیتون دارین؟
خب، دیوید فرزندخواندهست
متوجهم
و ما اطلاعات پزشکی زیادی از اونا نداریم
درک میکنم
خب، چیزی که اینجا باهاش روبرو هستیم
فشار بیش از حد روی مغزه
بهش میگن ناهنجاری «کیاری»
که در اون بخشی از جمجمه به مغز فشار میاره
و بافت رو به سمت مجرای نخاعی میرونه
No comments yet. Be the first to leave one.