The first 200 lines.
آنچه در "شلدون جوان" گذشت
دکتر استرجیس قراره برای شام بیاد پیشمون
فکر میکردم تو دیونه خونه س
ما اینجوری صداش نمیکنیم
بابا اینجوری صداش میکنه
برای شروع،
به روش نیارید که تو بیمارستان چطور بوده
تو فیلم تابناک، جک نیکلسون دیوونه شده بود
و ملت رو با یه تبر دنبال میکرد
!وقتی درهای آسانسور باز شد، اوه مرد
!حمله! خودشه
!خوب بود، مسی
!اون پسرو خوار و خفیف کن
شلی، چرا اون کتاب رو کنار نمیذاری و
و بازی خواهرت رو تماشا نمیکنی؟
داره هیجان انگیز میشه
به نظر میاد همه اونجا فقط وایسادن
دو تا اوت زدن، تو زمین ها مستقر شدن،
و دور پیروزی زمین دومه
ولی اگر مسی یه پرتاب موفق دیگه داشته باشه، اونا میبرن
و بعدش میتونیم بریم خونه؟
این هیجان انگیزه
!توپ سه! شمارش کامل
!صبر کن. وقت میخوام
داری چیکار میکنی؟ براش دعا کن
درسته، مشغول میشم
چته؟
.بازی رو میبازم همه ازم متنفر میشن
به من گوش کن
فقط توپ رو به سمت صفحه بیس بال پرت کن
اون پسر قرار نیست ضربه بزنه
چرا، اینکار رو میکنه بهترین ضربه زنندشون هست
اوه، بهم اعتماد کن، خب؟
اون منتظره که راه بره (منظور از راه رفتن در بازی بیس بال اینه که پرتاب کننده توپ چهار بار توپ رو خارج از صفحه بیس بال بزنه و زننده ضربه نیازی به انجام کاری نداشته باشه)
اون نمیخواد سه بار ضربه رو مقابل یه دختر از دست بده
مطمئنی؟
کاملا فقط به طرف صفحه بیس بال پرتاب کن
اون بهش ضربه نمیزنه
باشه
بیا. بینی ت رو پاک کن
آفرین
تو موفق میشی
!بجنب مسی اون نمیتونه توپو بزنه
!از پسش بر میای
!توپو بنداز
!ضربه سه
!دختر خودمه
اوه، خدای من
تو گفتی قرار نیست ضربه بزنه
!دروغ گفتم. هی، ما بردیم
!بریم پیتزا بخوریم
!بیاین
اوه، سلام
ممنونم همگی، بزنید به بدن
حقیقت باحال: میدونستی که پیتزا
فقط یکی از تعداد زیادی از نونهای لواش مدیترانه ای هست؟
داری با من صحبت میکنی؟
شلی. اولین باره که آقای بلارد با ما غذا میخوره
بیا مطمئن بشیم که آخرین بارش نباشه
جالبه
آیا خوردن غذای دورهمی خانوادگی شدت رابطه عاطفیتون رو نشون میده؟
سوال خوبیه؟ نشون میده؟
میدونی چیه؟
چرا نمیری پیش خواهرت پشت میز بچه ها بشینی؟
از کجا شروع کنم؟ پر سر و صدا هستن، ...همشون به خاطر ورزش خیس عرق شدن
پاشو
سلام شلدون
اگه پیتزات خیلی داغه، یخ بذار روش
من اینکارو کردم
خب، جورج
چجوری اینو راضی کنم آخر هفته آینده با من بیاد ماهی گیری؟
بهت گفتم که هیچ کس نمیخواد این قیافه رو
بعد یه شب تو چادر ببینه؟
مم، هوشمندانه بود
تو که نمیخوای این لیوان ماهی ها رو بترسونه
کجا میخوای بری؟
دریاچه کانرو - اووه -
جای خوبیه برای گربه ماهی گرفتن
خب پس چرا تو باهامون نمیای؟
جورجی رو هم میتونی بیاری اگر بخوای
خوش میگذره
به نظر باحال میاد اه، مری، ایرادی نداره برم؟
تخت خواب همش برای خودم باشه؟
خداحافظ - هاا -
برنامه توپیه
یادت باشه
غذات رو بالا درخت آویزون کنی تا این نتونه بهش دست بزنه
خیلی بامزه بود - تو قیافمو مسخره میکنی -
منم مجبورم بدن بزرگ خرس شکلت رو مسخره کنم
خب، از اولین وعده غذایی با خانواده ما لذت میبری؟
خب، همه بدجنس هستن. عاشقشم
سلام
جورج؟ جان هستم
زنگ زدم تا برای آخر هفته یه زمان تعیین کنیم
برای آبجو و اجتماعی شدن
اه، لعنت
...یادم رفته بود برنامه داشتیم. امم
راستش دارم میرم گردش
باشه
خیلی متاسفم
اه، یه جورایی آخرین لحظه دعوت شدم
ممکنه ندونی، ولی من عاشق گردشم
جدی؟ - بله، البته -
من یکسال با کوله پشتی تو قاره آسیا سفر کردم
میدونی، من دوست داشتم دعوتت کنم باهامون بیای، ولی یه جورایی من این گردش رو راه ننداختم
دارم با دوست کانی میرم، دیل
اشکالی نداره
آخر هفته با یه دوست دیگه میرم بیرون
عالیه
فقط باید قبلش یه دوست پیدا کنم
بالردم
سلام دیل، جورجم
مجبورم برنامه آخر هفته رو کنسل کنم
چرا؟ همه چی رو به راهه؟
آره، آره، فقط یادم رفته بود با یه دوست دیگه برنامه داشتم
و احساس بدی دارم که آخرین لحظه کنسلش کنم
...اوه، می تونیم گردش دوست داره؟
اونو هم با خودت بیار
اه ... ممکنه یکم عجیب غریب باشه
دوست پسر سابق کانی ـه
پسر، به نظر نمیاد اهل گردش باشه
خب در واقع اون از این حرف میزد که اهل گردش رفتنه
ادعا میکنه آدم اجتماعی ـه و اهل بیرون رفتنه
جدی؟ اوه، دوست دارم ببینم
اونو باخودت بیارش - مطمئنی؟ -
آره، اگه تو طوفان و کولاک گیر کردیم
اولین نفری هست که میتونیم بخوریمش
مثل پیش غذا
چرا من نمیتونم برم ماهی گیری؟
یه آخر هفته پسرونه است
پس چرا شلدون نمیره؟
خودت فهمیدی چی گفتی؟ - میفهمی واقعا؟ -
خب، وقتی اونا میخوان خوش بگذرونن، چرا ما خوش نگذرونیم؟
اووه، فروشگاه چاکی چیز
اونجا یه کابوسه
...چیزی که میتونه باحال باشه، موزه
نه - بذار حرفشو تموم کنه -
شنیدیم که گفت موزه قرار نیست بهتر بشه
موزه ریل آهن آمریکایی
اوه، درسته، بدتر شد
به طور اتفاقی، گردش با دکتر استرجیس به نظر خیلی بد نمیاد
اه، میبخشید... گردش با کی؟
اوه، دیل نگفته بود؟
نه
حدس میزنم جان هم نگفته
نه - همم -
و تو کی قصد داشتی بهم بگی؟
اوه، هیچ وقت قصد نداشتم بگم
خب جان، شنیدم آخر هفته میخوای بری گردش
آره
با اونی که من باهاش قرار میذارم
میدونم
خیلی لطف داشت که اجازه داد باهاشون برم
و تو فکر نمیکنی یکم ضایع به نظر بیاد؟
ضایعتر از موقعیت های اجتماعی دیگه ای که درش قرار گرفتم نیست
دارم
:کبزخ" خونگیم رو میپرم"
کشمش و بادوم زمینی خوشمزه
باید دستورپختش رو بهت بدم
فکر میکنم خودم بتونم بفهمم چجوریه
گوش کن، میخوام در مورد دیل بهت هشدار بدم
اون یه جوری ... یارویه
گاهی اوقات، شوخ طبعیش ممکنه یکم از رو بدجنسی باشه
فقط نذار به احساساتت لطمه بزنه
خب، نیازی نیست برام نگران باشی
ما فیزیکدان ها با دعوای لفظی غریب نیستیم
یه بار به دکتر لینکلتر گفتم، تو آزمایش تصادفی رو نمیدونستی
:/ اگر از معقدش بالا نمیرفت
با جان بدجنس نباش
اوه، چرا باید بدجنس باشم؟
میخواید برید گردش
میخواید برید جنگل قراره مست کنی
بدون اینا هم بدجنسی
نگران نباش
میدونم با مردم چطور رفتار کنم
دونستن اینکه چطور هست و انجام دادنش دو تا مسئله مختلفن
باشه، باشه. باهاش خوب رفتار میکنم
ممنونم
با اون دوست ساده لوح کوچولوت
دیل ـه ما میخوایم بریم
بفرمایید یکم قهوه برای تو راه
ممنون - مواظب باش پدرت خیلی آبجو نخوره -
خیلی بامزه بود
مواظب باش پسرت دست به آبجو نزنه
گرفتم. خودم همشو میخورم. بزن بریم
مواظب باشید. خوش بگذره
اوه، راحت شدم
واقعا جای رو به راهیه
خب، خیلی ممنونم
اینجا از خونه خودمونم بهتره
از خونه ما بهتر نیست
ولی بهتره خیلی مطمئن نباشی
مایکروفر و کولر دارم
و یه مشت مجله قدیمی پلی بوی اون پشت تو حموم دارم
خیلی خب، شاید
هی جان اونجا وایساده
سمت راست
مطمئنی مترسک کوتوله تو باغچه نیست؟
مسی، نظرت چیه اگر جایی بود که
دقیقا مثل فروشگاه چاکی چیز، ولی به جای پیتزا و استخر توپ،
No comments yet. Be the first to leave one.