The first 200 lines.
اصلا تو ميدوني طلاق يعني چي؟
مسئوليت و خانواده مهمه
ولي بچههاي امروزي که اين رو نميفهمن
همهي مردها مثل ويکرام نيستن، نيتيا
پس لطفا اون رو با معيار من نسنج
اين رفتار بوپاليت رو تموم کن
سبيلـت رو بردار و از اينجا برو
مثل بازيگراي احمق خرپول اينقدر خجالت نکش
و بهتره زودتر يه حرکتي بزني
شوهر سابق نيتيا به زندگيش برگشته
مارليني داشت ميگفت که بايد ببرمت سر قرار
ميخواي با ويوان وقت بگذروني؟
پس، فردا شب بيا خونه تا ازش نگهداري کني
چون دارم ميرم سر قرار با آقاي دکتر
لاســـي خـنـک و چـيـکـن ماســالا
تصميمم رو گرفتم
ميخوام براي مردان جنبش #مي_تو راه بندازم
حله
رفيق، فکر کنم من تو اين جنبش بهت ملحق شم
زنهاي لعنتي مزخرفن، رفيق
درسته؟
چند بار بايد عذرخواهي کنم؟
با اينکه تقصيرم نيست بازم هم عذرخواهي ميکنم
همه تصميمها رو اون برام ميگيره
و هر چي ميگه گوش ميدم
از رژيم غذاييم بگير
تا انتخاب جورابهام و رنگ لباس زيرم
خيلي نا اميدم
اون يارو حتي نميتونه رنگ جورابش رو هم انتخاب کنه
ولي همهشون ميخوان يه زندگي زناشويي ديگه داشته باشن
اوه، حالا اين خائن ميخواد براي شام من رو ببينه
پيش خودش چي خيال کرده؟
ميخواد با زبون ريختنش جرمهاش رو بپوشونه؟
چه جرمهايي رو بپوشونه؟
مگه کارآگاه جنايياي؟
گوش کن به نظرم داره سعيش رو ميکنه
تا باهات حرف بزنه
و بايد باهاش حرف بزني
پس حالا همدست شکار شدي
من هميشه کنارتم، گوري
ولي
ولي ديروز که داشتي با دي.جي لاس ميزدي
صورتش رو ديدم
خيلي دپرس بود
چي بگم داداش؟ من خودم دپرسم
سفرهي دلم رو براش باز کردم
و ميدوني اون چي گفت؟
نميتونم باهات قرار بذارم چون سرم شلوغه
پس، پيچونديش؟
نه
اينقدر سرم شلوغه که حتي وقت ندارم لنگام رو اصلاح کنم
گوري، واقعا از مردايي که پشماي لنگاشون رو ميزنن خوشت مياد؟
دختر، من فقط يه بار آنيل کاپور صداش کردم
و تا اومدم بفهمم چه خبره ديدم تبديل به سونام کاپور شده
به اين ميگن عشق، دختر
مردها ديوونه اند
خداييش، نميدونم چرا کيزاد اينقدر رفتارش عجيبه
بهش گفتم که دنبال متعد شدن نيستم
...هي، ولي
ولي از من ميخواست که بهم متعهد بشيم
...اين مردها فقط- ميشه خفه شين؟-
هر دو تون خُلين
جفتتون ديوونه شدين
تو
ميخواي جنبش #مي_تو راه بندازي؟- آره-
بخاطر اون، بايد جربزه داشته باشي
اما حتي عرضه نداري يه سوءتفاهم کوچيک رو برطرف کني
و تو آقاي دختر باز
به جاي شورتت يه خرده هم با مغزت فکر کن
چرا از دست تانوري عصباني هستي؟
چون براي اولين بار يه دختر، تو رو بازي داد
زد رو دستت
حتي فکرشم نميکردي که عاشقش بشي
دختر باز، درسته؟
خب بچهها براي امروز کافيه
فردا همين موقع، همين جا
باي باي
ولي هيچوقت حرفي از عشق نزد
خب خودتم نزدي
ميدونم که شما برنامهتون اين نبود
ولي عشق اتفاق ميوفته
تانوي، ميدونم که اهل ازدواج نيستي
ولي عاشق که شدي، نه؟
پس، انکارش نکن
ازش فرار نکن
همين الان به کيزاد زنگ بزن و باهاش حرف بزن
...گرنه- وگرنه چي؟-
يه داستاني رو گوش کن- داستان؟-
بخاطر خوبي خودته
تعريف کن
يه مادر بود
يه بچه کوچيک داشت
پسره بزرگ شد و رفت لندن
ولي مادرش چندماهي زنگ نزد
بچه نگران شد و برگشت
بيرون از خونه
در رو باز کرد
و اون چي ديد؟- چي؟-
اسکلت
اسکلت؟ گرفتي ما رو؟
توي دست اسکلت يه ريموت بود
و يه گربه هم اونطرفش
آبجي- هووم-
تنهايي زندگي کردن کار سادهاي نيست
بخاطر همين ميخوام با کارن برم سر قرار
اوه، لعنتي
ويکرام اصلا خوشش نمياد
چه خبر شده؟
داري چيکار ميکني؟
مگه کنار خيابون چرخ دستي زديم؟
داريم يه رستوران مديريت ميکنيم، ويون
چي بهت ياد دادم؟ همه چيز رو يادت رفته
خاموشش کن
اون چش شده؟
من که ميگم، يه نفر آماده قرار گذاشتنه
خيالم راحت شد که بالاخره داري ميري سر قرار
ميدوني، من و جرج به کليسا ميريم و شمع روشن ميکنيم
...ولي راستش ترجيح ميدادم
که بجاي دکتر با يه آشپز قرار بذاري
هوم، حيف شد
يه نگاه به اين مرد بنداز
دستاش رو ببين
چرا دستها؟
آره مرد، چه دستاي کشيدهاي
ديدي؟
خداييش؟ خبر نداري؟
که اگه يه مرد دستاي بلند و انگشتان کشيده داشته باشه
معنيش چيه؟
باشه، بذار برات بگم
...ميگن مردايي که دستاي دراز دارن
...چيزشون...- اوه لطفا-
چيه؟- رو-
گوش کن اين که ديگه داستان نيست
خب؟ اين علمه
ميدوني، شوهرم جرج- نميخوام بدونم، نه-
...هي، گوش بده- نچ-
خيلي خب
...خب، چيزي که داشتم ميگفتم اينه که
جرج دستاي خيلي کوچيکي داره
پس، برو...مهمون رو تحت تاثير قرار بده
چشم، رئيس
دستاي کارن از دستاي سرآشپز ويکرام بزرگترن يا کوچيکتر؟
مثلا توي آشپزخونه ايم، رو
خب؟- ...هرچي، تو مثل
اونجا جلسه گرفتين؟
ميشه لطفا درخواست کنم ادب رو رعايت کنيد؟
امروز چش شده؟
امروز زده تو کانال شخصيت تو
زود جوش
هوم
غذايي که براي ديون پختي، خيلي بوش خوب بود
داخل جعبه چيه؟
برگر براي ويوان
...اون دوست داره. منم فکر کردم
براش يه برگر ببرم
ولي لازم نيست ببري
تا برسي خونه، اون شامش رو خورده
چرا با آشپزي وقتت رو حروم کني؟
برو براي قرارت حاضر شو
خودم ميتونم
جدي ميگم لازم نيست به خودت زحمت بدي
آره، البته که ميتوني- آره
خب، قراره چي بپويشي؟
برند يه طراح مشهوره
ميدوني، ميخوام يه دامن سکسي که به تو ربطي نداره بپوشم
و يه پيراهن قرمز توري، تو چه بازندهاي هستي
و داره ديرم ميرم تو دير نکن. خب؟
شرمنده نميتونم تضمينش کنم
من يه آشپزم، نه پرستار بچه
خب؟
چي شد؟
زودباش. بدو
امشب قرار داري برو
درضمن
دستاي کارن از دستاي تو بزرگ ترن
:اينستاگرام و تلگرام رسمي رسانه ما @BollyCineOfficial
از ماشين برو بيرون
داري چيکار ميکني؟
اولين باره تو زندگيم که کيزاد سونوالا رو اينقدر مضطرب ميبينم
طلسمت رو به کار بگير
داداش
نه، رفيق. فکر نکنم از پسش بر بيام
داري چيکار ميکني؟
چرا مکالمه به اين سادگي رو اينقدر پيچيده ميکني؟
فقط برو سمتش و بهش بگو
که از اين رابطه چي ميخواي
و بقيهش رو به خودش بسپر چون از تو باهوش تره
آره
همه چيز درست ميشه
آهان راستي بگو ببينم معني دستاي بزرگ چيه؟
چي؟
زندگيم داره زير و رو ميشه اين چيه ازم ميپرسي؟
...گوش کن
گوش کن، بهم بگو داداش خواهش ميکنم
سلام
خدارو شکر که با گل و شکلات نيومدي
چون رفتارت خيلي عجيب غريب شده بود
ميشه بشينم؟
آره
يه نوشيدني ميل داري؟
No comments yet. Be the first to leave one.