The first 131 lines.
Anime Lord
جهت دانلود دیگر انیمه ها به صورت کاملا رایگان مارا در تلگرام به آدرس anime_lord_ir دنبال کنید
این انتقام افراد شیطان صفت نبود.
اون توسط یکی دیگه ساکت شد.
تویی که آقای میکامی رو کشتی!
به هیچ وجه! من هرگز اونو نمی کشم!
من از اینجا مراقب اعمال و نظرات همه هستم!
آتش افروز تو محل آتش سوزیه.
به همین خاطر اونو کشتی، مایلز؟
مایلز مورگان.
اپیزود 9 بدون درک اشک های ریخته شده
نزدیک ترین بین همه ی خودی ها.
یه پلیس از اداره مبارزه با شیطان، شاهنشاهی عضوی از افراد شیطان صفت بود.
تو چیزی برای گفتن داری، رئیس؟
خب؟
چرا اون خائنه؟
اولش شک کردم...
وقتی که من یه چیز مشترک عجیب رو تو اتفاق درست بعد از وقوع خطرات شیطان پیدا کردم.
تو بیش از نیمی از حوادث...
اداره ضد شیطان وابستگی: مرد متاهل. همسر و سه دختر داره
و تو هر موردی به عنوان یه خطر حیاتیه ...
متوجه شدم که اولین افسری که به صحنه میرسه...
افسر مورگانه
اگه فقط این بود ، می شد گفت که اون به سادگی یه افسر باهوشه.
من واقعا نمی تونم بگم که قطعیه.
آتش افروز در محل آتش سوزیه.
چی؟
البته ماهم شواهد قاطعی پیدا کردیم.
دو نفر از جنایتکاران...
چند روز قبل از هر حادثه با افرادی با همین خالکوبی تماس گرفتن.
همه اعضای اداره مبارزه با شیطان این فرد رو افسر مورگان شناسایی کردن.
اوه
پس آکینو هم می خواد منو بکشه؟
اونا اینجا کاملاً به من درمان وی آی پی ارائه می دن.
هی شو، سر من چقدر می ارزه؟
نمیدونم. اِی اِی اِی شرکتی بود که برنده مزایده شد، می تونی از رئیس اونا بپرسی.
که اینطور. امیدوارم حداقل یه میلیون دلار به جیب زده باشم.
منظورم اینه که ممکنه با من به عنوان یه کلاس بی رفتار بشه، اما من تقریباً در سطح کلاس اِی هستم.
میخائیل هاچیسوکا
منظورت از این چیه؟
تو میتونی بپرسی معنی این چیه
اما چرا حراج رو تموم نکردی؟
چرا بلافاصله این موضوع رو گزارش نکردی؟
من نمی تونم اجازه بدم که چنین حراج مسخره ای رخ بده!
یعنی تو به من میگی که اِی اِی اِی تنها با یه دلار اون شخص شیطان رو شکست میده؟
می دونی که اگه با یه قیمت منصفانه به ما غرامت بدی، من مشکلی ندارم.
چی...
این همون چیزیه که به همه ی شرکتهای دیگه قول داده بودی، درسته؟
تا بتونی از شرشو و من خلاص بشی.
می خوای آقای اوگاتا رو از حراج حذف کنی؟
اِی اِی اِی هم خوب به نظر نمی رسه.
میدونم. با شرکت های دیگه تماس بگیر و اونارو با کمترین قیمت تو مزایده ببر.
بعدا جبران میکنم...
بدون توجه به قیمت
چرا این کار رو می کنی؟
مدیرکل، این تو نبودی که اطلاعاتی رو به آقای اوگاتا دادی؟...
برای تمام این مدت اونو به عنوان یه مهره ی پیاده حرکت دادی؟
واقعا همینطوره
برای خرد کردن هر مینیون آسمودئوس و مهر و موم کردن دوباره اون،
من به قدرت اون و همکارش نیاز داشتم.
ولی اگه هدف نهایی، والدین رضاعی اون باشه، موضوع کاملاً متفاوته.
من نمی تونم اجازه بدم قهرمان شهر به صلیب کشیدن پدر و مادر خودشو تحمل کنه.
تو اینطوری فکر میکنی؟
از آشیا شنیده بودی، درسته؟
این یه کار سخت برای تو و بچه هاست. بنظرت تو تصمیمم اشتباه کردم؟
درسته که از نظر سطحی، این یه داستان الهام بخش به نظر می رسه
اما لطفا نگران نباش. ما حرفه ای هستیم
چه یه دوست باشه یا یه والدین رضاعی،
ما اون جنایتکار نفرت انگیز رو شکست میدیم
هدف واقعی تو چیه؟
چی رواز من پنهان می کنی؟
مدیرکل، دقیقا چی رو پنهان می کنیی؟
چی؟!
تو تمام این مدت به شو تکیه کردی،
اما تو در نهایت از اون فاصله می گیری . دلیل واقعی اون چیه؟
چند بار باید بهت بگم؟ من اونو نمیخوام
بعد، اجازه بده من جواب تو رو بدم
تو واقعاً می دونی که خانواده شو در حال حاضر کجا هستن، نه؟
و از این می ترسی که مایلز مکان دقیق رو به اون بگه.
چون قصد نجات خانواده شو رو نداری.
نه، این همه چیز نیست. اگر فشاری بیاد اونارو رها میکنی.
این بحثی نیست! چه مدرکی برای چنین ادعایی داری؟
شواهد و مدارک؟ البته من همچین چیزی ندارم این فقط یه حدس و گمان بود.
که اینطور
اما با این عکس العمل تو الان قانع شدم.
تو سعی می کنی تهدیدآمیز به نظر بیای و نشون بدی که رئیس پلیسی،
اما وقتی نوبت به مذاکره می رسه، سطح واقعی خودتو نشون میدی-
که اینطور؟
تلفن رو قطع کرد.
این وحشتناکه. نمی دونم که باز هم مزایای بازنشستگی میگیرم یانه.
در بدترین حالت،ما تو رو استخدام میکنیم، پس نگران نباش.
Anime Lord چنل انیمه ها AMLDsub چنل زیرنویس JJ & FRI ترجم
مدیر کل! وضعیت اضطراری داریم!
این بار چیه؟
چرا مایلز...
وقتی پدرم فوت کرد، تو مراقب من بودی.
وقتی هیچ اقوام و خویشاوندی نداشتم به من لطف داشتی.
بعد از این همه، چرا با یه شیطان طرف شدی؟
در نهایت نسبت به آقای میکامی خیلی کوتاه می یای.
اون فقط از پاها و عقلش استفاده کرد تا راهشو به معنای واقعی ویدا کنه.
من باور داشتم که تنها کسانی هستش که می تونه از من پیشی بگیره
رئیس من میشه که من همیشه به اون گزارش می دم یا هر کسی بالاتر.
اما در واقع یه نفر بیشتر بود.
یه نفر دیگه که همیشه اطلاعاتم رو با اون به اشتراک می ذاشتم.
درسته.
همکار من...
تو!
جونیا هانامورا
وقتی اسمش تو تحقیقات ما مطرح شد...
حدود 15 دقیقه طول کشید تا من به رئیسم گزارش دادم،
یه حکم بازرسی دریافت کن و اعزام بشید.
اگر تو یه جن زده بودی...
این زمان برای کشتن اون و برگشت کافی بود.
دوازده سال پیش.
درست زمانی که ماجرای پدر آقای اوگاتا اتفاق افتاد،
بیماری دخترت بدتر شد
شنیدم که حتی توی یه مقطع زمانی دچار ایست قلبی شد.
اما از اون زمان بهبودی معجزه آسایی داشت.
از خدا خواستم...
همراه با یه موجود دیگه
باید دعای تو مستجاب شده باشد
تو یه اهداکننده مشابه برای اون پیدا کردی و عمل جراحی موفقیت آمیز بود.
نمی تونم تصور کنم چقدر معجزه داشتی.
خب از اون موقع بود؟
تو هم درگیر پرونده پدر آقای اوگاتا بودی؟
یه چیزی بهم بگو
آسمودئوس دقیقا چیع؟
نیکوکار من من اونقدر بدهکار هستم که حتی اگه جونم رو هم تقدیم کنم نمی تونم به طور کامل جبرانش کنم.
که اینطور.
مایلز، تو با این موضوع کنار نمی یایی.
در اون صورت چی کار میخوای بکنی؟
No comments yet. Be the first to leave one.