The first 200 lines.
(تمامی شخصیت ها، مکان ها، سازمان و حوادث غیر واقع و ساخته ذهن نویسنده میباشد)
راست میگی من ازت خیلی خیلی بدم میاد
تو میدیدی که چطور به خاطر دوست داشتن تو بهم سخت میگذشت
..از همه چیز خبر داشتی
برای اینکه حتی اون موقع هم بهم دروغ گفتی ازت بدم میاد
و از این میترسم که همه چیز به خاطر تو خراب بشه
..اما
..الان بیشتر از هرچیزی
نگران تو ام
میترسم که آسیب ببینی
..فکر کردن به اینکه تمام این مدت تنهایی اذیت میشدی
..باعث میشه حس بدی داشته باشم
و قلبمو به درد میاره
..میدونم خودخواهیه
..کیم آ جین
من عاشقتم
تو حق نداری حقیقت رو فاش کنی
فکر کردی کی هستی؟
کیم آ جین تو مگه خبرنگاری؟
میخوای گزارش بنویسی؟
چه حقیقتی آخه؟
..به بیننده هایی فکر کن که پا به پای برنامه تو
خندیدن و گریه کردن میخوای احساس حماقت کنن؟
حقیقت؟
..چرا؟ دلت میخواد از دستت ناراحت
و عصبانی بشن؟
میخوای تصوراتی که در مورد برنامه دارن رو خراب کنی؟
خدای من
..توی این موقعیت
کاری که باید برای بیننده هایی که ..به برنامه ات عشق ورزیدن انجام بدی اینه که
اینه که تمام تلاشتو بکنی تا این برنامه به خوبی و خوشی تموم بشه
فهمیدی؟
..اما
نمیشه اینطوری برنامه رو ادامه بدیم
کی گفته نمیشه؟
تصمیم گیری برای این قضیه به شما دو تا ربطی نداره
دیگه کی در این باره میدونه؟
فقط کارگردان برنامه اعضای تیم هنوز خبر ندارن
.. اگه خوراکی های شیرین رو زودتر از موعد تموم کنیم
سی کی خیلی ضرر میکنه
خیلی از تبلیغات رو از دست میدیم
..اما اگه برنامه رو ادامه بدیم
..ممکنه کم کم کنترل اوضاع از دستمون خارج بشه
به نظرم بهترین کار اینه که برنامه رو همینجا تموم کنیم
آخه به چه بهونه ای زودتر تمومش کنیم؟
..خب میگیم که فصل یک فقط هشت قسمته
و در آینده ای نزدیک با فصل دوم برنامه بر می گردیم
فکر میکنم این بهترین راه حل باشه
باشه پس همینکارو بکن
بله - ..آخه رییس -
نمیشه که همینطوری بیخیالش بشیم
..با توجه به وضعی که پیش اومده
یه نفر باید پاسخگو باشه
..به محض اینکه اوضاع مرتب بشه
..من از مقام
سرپرست اصلی استفعا میدم
خدای من
آخه چرا میخواین برنامه رو کنسل کنین؟
میزان بیننده های این برنامه از ..همه برنامه های سی کی بیشتره آخه چرا
هی تو چرا هیچی نمیگی؟
اینطوری قسمتایی که ضبط کردیم هم هدر میره
حالا همچین از روی عشق و علاقه هم عضو تیم نشدیا
فقط داشتی از دستورات من پیروی میکردی حالا چرا یهو زبون باز کردی؟
..خب آخه چیزه
انگار اینجا فقط منم که نمیدونم دلیل این کارتون چیه
خواهش میکنم بهم بگید سرپرست
منم یکی از کارگردان های این برنامه ام
نام گیو جانگ
..من حقیقت رو بهت میگم
ولی به هیچکس نگو
چشم
پارک جین سونگ بهمون دروغ گفته
گی نیست
چی؟
کی فهمیدی؟
زبونتو موش خورده؟
هی کیم آ جین
..من واقعا
معذرت میخوام
برنامه بخاطر تو از دست رفته. معذرت میخوای؟
ها؟
فکر نکنم معذرت خواهی کفایت کنه
چجوری مسئولیتشو قبول می کنی؟
میخوای چیکار کنی؟ حرف زدن بلد نیستی؟
گیو جانگ بهش سخت نگیر
کارگردان کیم خودشم بابت این قضیه ناراحته
هیونگ چطور میتونی ازش دفاع کنی؟
فکر میکنی بخاطر کیه که آبروی من در خطره؟
وایسا ببینم
هیونگ تو هم خبر داشتی؟
فقط من بودم که خبر نداشتم؟ واقعا؟
پس همتون دستتون تو یه کاسه بوده؟
خدای من واقعا که
ببین من درکت میکنم
حتما شنیدن این خبر خیلی غافلگیرت کرده
چیو درک میکنی آخه؟
چطور میتونی درک کنی که چقدر حالم بده؟
هی چی شده؟ - هیونگ -
چت شده؟
کیم آ جین
لال شدی؟ چرا چیزی نمیگی؟
اینا همش تقصیر توئه چرا انقدر مظلوم بازی در میاری؟
هی هی هی - ولم کن -
کارگردان خودشم قربانی این ماجرا ئه
من حرفی برای گفتن ندارم
من واقعا معذرت میخوام
داری اعتراف میکنی که اینا همش نقشه ی تو و پارک جین سونگ بوده نه؟
نمیخوای جواب منو بدی؟
این همه سر و صدا برای چیه؟
نمیخواین برگردین سر کارتون؟
نمیری خونه؟
منتظر تو بودم
تا دیروقت سرکار موندی نگران شده بودم
ای بابا
تا همین دیروز تیم تولید برنامه های تلویزیونی تو اوج خودش بود نه؟
حتی برای جشن گرفتنش یه شام گروهی بزرگ هم داشتیم
نمیدونم چیشد که کارمون به اینجا کشیده شد
اشکالی نداره؟
چی؟
استعفا دادنت از مقام سرپرستی
..راستشو بخوای
خیلیم اشکال داره
..من زودتر از بقیه متوجه شدم
اما نمیدونستم چی باید بگم
ببخشید
سونبه تو هم کاری از دستت بر نمیاد
راستشو بخوای
نمیشه گفت من کاملا بی تقصیرم
..پیدا کردن آشپز معمولیش هم سخته
..اما من مجبورش کردم
که یه شبه یه سرآشپز گی پیدا کنه
خودتو سرزنش نکن
..کاش این قضیه با استعفای من ختم به خیر بشه
اما بعید میدونم
من دیگه میرم
این هفته دیگه قسمت آخر خوراکی های شیرین بود
از هفته دیگه برنامه ی سونبه سانگ یونگ پخش میشه
آجین - این اتفاق خوبیه -
کسی آسیب ندید
اشتباه میکنی
خوراکی های شیرین با ارزشت از دست رفته
حتی اگه کل روز بخاطر کار استرس داشتی ..و گرسنگی میکشیدی
..اما بخاطر داشتن برنامه ای که به اسم خودت بود
خوشحال بودی
..اما الان من
..اون چیز با ارزش رو
ازت گرفتم
اصلا اینطور نیست
سونبه
الان دیگه مطمئن شدم
کیم آ جین تو پارک جین سونگ رو مجبور کردی که نقش یه سرآشپز گی رو بازی کنه
کارگردان نام
آ جین هم از چیزی خبر نداشت
انتظار داری بعد از چیزی که الان دیدم حرفتو باور کنم؟
پارک جین سونگ
فکر میکنی من احمقم؟
کارگردان کیم واقعا از چیزی خبر نداشته
واقعا؟
یه چیزی هست که این وسط نمیفهمم
هی
..اگه واقعا خبر نداشتی
نباید اینطوری واکنش نشون میدادی
..باید معرکه راه مینداختی
و بخاطر از بین بردن برنامه ی عزیزت سرش داد میزدی
.. چطور میتونی اینجا بشینی و - سونبه -
بیاین بریم من براتون توضیح میدم
ولم کن - ..من براتون توضیح -
گفتم ولم کن
آ جین
بس کنین بابا فکر کردین وسط یه فیلم ملودرامیم؟
میخواین بگین طی تمام این ماجراها عاشق هم شدین؟
نمیدونم چطور تا الان با شما دوتا کار میکردم
هی کیم آ جین
..تو فقط
دلت میخواست شروع به کار کنی نه؟
هی
تو هم فقط میخواستی یه پولی به جیب بزنی نه؟
خوراکی های شیرین واقعا برای من مهم بود
..چرا منو قاطی بازی های خودتون کردین
و انقدر منو عذاب دادین؟
چرا؟
چرا؟
بگین دیگه. چــرا؟
کارگردان خوراکی های شیرینه نه؟
اصلا باورم نمیشه
خودشه؟ - آره -
چه عجب بالاخره اومدی
هی
سرپرست به خاطر یه کارمند قراردادی مثل تو مجبور شد از مقامش استعفا بده
چی؟ - چی؟ -
تازه فهمیدی باهامون چیکار کردی؟
بیا تو
.. سرپرست
چیه؟ چته؟
من حالم خوبه
چرا؟
چرا شما مسئولیتشو قبول کردین؟
به عنوان سرپرست این وظیفه ی منه
جدی میگم. اینم جز وظایف یه سرپرسته
..وظیفه ی من اینه که به آدمایی مثل تو فرصت بدم
No comments yet. Be the first to leave one.