The first 200 lines.
يادم مياد
تيــــم ترجـــمه .:: قـقـنوس ::. .تــقــديم ميـــکـــند
تيم ترجمه ققنوس به عنوان بزرگترين و فعالترين تيم ترجمه کشور در حال حاضر هيچ اکانت سابسني ندارد و زيرنويس ها و کتاب ها تنها در کانال تلگرام منتشر مي شود
توضيح اينکه صد خط از اين قسمت ترجمه نشده بود که توسط تيم ترجمه ققنوس ترجمه شد به سفارش شبکه آوا فاميلي
...ديدم بيدار شده، براي همين
چطوري گاز گرفته شد؟
لطفا بهم بگو
مادرم مرده
گاز گرفته شده بود
مردنشو با چشم خودم ديدم
همين چند وقت پيش
و اون معتقد بود که ...آدما... ارواحشون
...توي بدن زامبيها گير افتاده
و کشتن زامبيها
باعث ميشه روح بتونه به آخرت بره
کارل داشت منو به جامعهتون مياورد
و من اعتقاد مادرمو براش تعريف کردم
و بعد چندتا زامبي ديديم
کارل ميخواست به مادرم احترام بذاره
فکر کنم ميخواست بهشون نشون بده که ميتونم بهش اعتماد کنم
اينطوري اتفاق افتاد
در حال احترام گذاشتن به زني
که اصلا نميشناخت مُرد
من چيزي که مادرم باور ميکرد رو باور نميکنم
من يک دکتر هستم خوب،رزيدنت
من حتي نميدونم که ما روح داريم!
اما خيلي وقت پيش من اون بيرون بودم
و در اخر همه چيزي که برام مونده بود
چيزي بود که مادرم بهم داده بود
اين فکر درباره
نوعي خوبي بود
که زندگيم رو باهاش شکل بدم و باعث شد که ادامه بدم
چه درست بود يا من...
من فقط داشتم به خاطر مادرم انجامش ميدادم
اما خطرناک بود
خطرناک بود و به فکرم نرسيد
بايد به فکرم ميرسيد
اما تمام چيزي که از آدمايي که از دست داديم باقي بمونه
...چيزي که مال خودشون بود
ايدههاشونه
ممنون
امروز شکستشون ميديم
آره
و وقتي اينکارو بکنيم، برميگردي به پادشاهي؟
ديگه فرار نميکنم
شايد
چطوري رئيس؟
اگه امروز صبح قراره آخرين صبحمون باشه
قطعا صبح بسيار خوبيه
اين آخرين گهم نيست
ممکنه براي بعضي از افرادمون باشه
من اينو قبول دارم
من گهم قبول نميکنم
صرفا قبول کردن يا بدبيني نيستش... نه
اين نيست
اما براي توجيه کردن ،تمام چيزهايي که از دست داديم
بايد از دست دادن همه چيزو ريسک کنيم
...ما گهم از دست نميديم
!جري
خيلي خب
از اين جاده بيرون نميايم و بين درختها ميمونيم
سريعتر ميرسيم اونجا
بعلاوه اينطوري حواسمونم به جاده هستش
اگه نقشهاي داشته باشن ما ميبينيم
فکر ميکني ميشه به گرگوري اعتماد کرد؟
به اون حرفهايي که زده؟
توي خونه زندانيش کردم
ميدونست نميذارم آزاد بمونه
ميدونست دوباره زنداني ميشه
طرف به هيچي جز خودش اعتقاد نداره
و بايد کلي به منجيها ايمان داشته باشه
که ما رو بندازه توي يه تله
و فکر کنه که خودشم زنده ميمونه
مگر اينکه دوايت بهش نگفته باشه
اون لاشي ميتونه بهمون دروغ گفته باشه
مورگان
مورگان، چيه؟
رفتن
دارن يه کاري ميکنن
...اونا
اونا رفته بودن... اون
داشتن ميومدن تو
از مگي پرسيدم ميخواد زامبيها رو از اطراف ديوار دور کنيم
دورشون کرديم تا اينطوري ديگه
وقتي داريم ميريم بيرون نگرانشون نباشيم
درسته
همگي آماده بشين
تيم اول 20 دقيقه ديگه راه ميوفته
گفت وقتي ما ميريم بيرون
ولي تو و افرادت نمياين
ميتونين اينجا باشين
ولي جزو ما نيستين
تا زماني که اين قضيه روشن باشه مشکلي نيست
شايد بهتر باشه باهامون نياي
بايد بيام
تا الانشم کلي زحمت کشيدي
بايد بيام
...مورگان - ريک -
...مجبورم. بايد
به خاطر خودم نيست
به خاطر بقيه ست و من زنده نگهشون ميدارم
...نميذارم هنري
...ما
...ما از چيزي که بوديم بدتر شديم من و تو
همينطوره
اونجا که توي بار به اون آدما قول دروغ دادي
...درسته که چاره ديگهاي نبود اما
اما يه چيز ديگه بود
براي تو يه چيز اشتباه بود
...و ما اينکارو کرديم ...چون... چون
جفتمون همه چيزو از دست داديم همه چيزهاي خوب
...اين
چه فرقي داره اگه چيزي که باقي مونده
رو روي زنده نگه داشتن آدما بذاريم؟
چون ما همه چيزو از دست نداديم
هنوز نه - چرا -
و نميتونيم برگرديم
پس بيا تمومش کنيم
منو ببين که دارم بهت نگاه ميکنم
در موقعيتي که به وفور پاکه
وقتي که دارم به پهناي صورتم لبخند ميزنم
بخاطر شما موجودات با شکوهه
درباره راهنمايي توي يک روز زيباست
حالا چيزي که خار هاي کوچيک ريک
عوضي و نفهم نميفهمه
اينه که هم برنده
و هم بازنده وجود داره
اگر ببازي ميميري
ببري زنده ميموني
جايزه رو ببري گوه رو ميبري
اون گوه، گوه هاي بيشتري برات مياره
ما يوجين رو از ريک گرفتيم
اون به اندازه کافي براي ما گلوله ساخت
تا دهنشونو توي استراتوسفر سرويس کنيم
ما زنده ميمونيم
اونا ميميرن
ميبيني ريکي چي رو نميفهمه
اون فکر ميکنه همه برنده ميشن
که همه دروغ ميگن
با نمکه
يه دروغه
ما به مردم حقيقت رو نشون ميديم بلکه بتونن نجات پيدا کنن
قبل از اينکه خيلي دير بشه
اين کسيه که ما هستيم
ما
بازمانده ها هستيم
خيلي بده، نه دي؟
حتي با اينکه نصف صورتت
مثل پنير آب شده
يه زماني اين آدما بهت احترام ميذاشتن
اما الان؟
الان هيچي نداري
سوارش کنين
اينم گلولهساز من
در خدمت شما
و طبق قولي که دادم سفارشتون کامل انجام شد
کيفيت تمام مهمات شخصا توسط بنده
کنترل شدن
نخوابيديم و تلاشمونو سه برابر کرديم
کار انجام شده
خودتون امتحات کنين
رجينا نقشه رو بهت گفت، درسته؟
براي همينم ميخوام باهاتون بيام
با توجه به نوع زمين و زمان
و تمام تلاشي که ميکنيم
معتقدم که بايد تو حمله اول کارشون رو سريع تموم کنيم
يه نوع آرايش حمله که جلوي احتمال بحران رو ميگيره
و ظرف کمتر از 10 دقيقه شر همهشونو خلاص ميکنه
مطمئني ميخواي همچين چيزي ببيني؟
بيشتر بايد ببينم
نگاش کن
آماده بشين و راه بيوفتين
لنس، دوک... جادهي بويلن
توي نقشه نوشتم اگه به مشکل خوردين کجا ميتونين پيدام کنين
نه، اين يکي کاملا تحت کنترلمونه استاد
معلومه که همينه
احمقها
تو هم باهامون بيا، گيبي
مسير قشنگيه
منم يه سري اعتراف دارم
پدر منو ببخش چرا که گناه کردم احتمالا
به زودي
اون آدمايي که فرستادم تو اون جاده
تا با زامبيها مسيرو مسدود کنن
نميدونن که خودشونم به زودي بهشون ملحق ميشن
چون ريک و گروه لاشيش
بهشون حمله ميکنن
ميدوني، من از قرباني کردن آدماي خودم لذت نميبرم
اينو ميدوني ديگه، درسته؟
اونايي که فرستادم، از سايمون حمايت کرده بودن
اگه قرار باشه چند نفرمون ،به خاطر کل گروه کشته بشه
بهتره اونا باشن
هنوزم نميفهمم
به ريک يه مقدار اطلاعات داده شده بود
که باعث بشه فکر کنه ميتونه بهم شبيخون بزنه
نکته اينجاست که منبعش زياد موثق نبود
براي همين اگه من جاي اون بودم، از قبل مسيرمو بررسي ميکردم
بعد از کشتن اون گروهي که جاده رو مسدود کردن
ريک فکر ميکنه داستان واقعي رو فهميده
و من واقعا کجا هستم
No comments yet. Be the first to leave one.