The first 200 lines.
تیم ترجمه ققنوس پریسا یادکوری . هادی علیزاده . مهدی علیزاده
اگر درباره سي، چهل سال پيش حرف مي زني .....کي مي دونه؟
اگه در مورد ده سال پيش حرف مي زني فکر میکنم زیاد تفاوتي نمي کنه
. صبح بخیر آقای استراوس کاون درباره سر و کله زدن با مشکلاتي حرف مي زني
از نابساماني سال ۲۰۰۸ شروع شد و صنعت سرمايه گذاريو جادو کرد
... سخنرانی که نباید انتظار داشته باشه محبوب باشه. سیاستمداران محافظهکار …
و خیلی از سرمايه گذاران این نوع تغییري رو که ميخواد رو نمي خوانIMF مدير
من قبل از طلوع خورشید بيدار ميشم و به تاریکی خیره میشوم
بدنم خوابآلوده، اما ذهنم خواب آلود نيست
اگر چه من صورت شیطان را نمیبینم . میدونم که اون میتونه صورت من رو ببینه
من نمیتونم قایم بشم
. بازی بیا موضوع را تکرار کنیم
در مورد چی حرف میزنی؟ من دوست ندارم این طوری برنده بشم
من بهت هیچی یاد ندادم؟ هیچکس اهمیت نمیده که تو چطوری برنده میشی در ضمن، دفعه بعد دهنتو سرویس میکنم
تو حواست به بازي نبود
نینا خودکشی ادو خيلي سخت گرفته . میدونی اون چقدر به "کلر" و بچهها نزدیکه
. کلر" ندیده که این اتفاق بیفته"
کسی ديد؟ فکر کنم تو هیچ وقت نمیدونی کدوم شیاطین اونو شکنجه کردن
شاید به خاطر خجالتي بوده که بخاطر جعل مدارک مي کشيده
تو چی گفتی؟ تمام این مدت فکر میکردم ما هستيم که توي تجارت پول زيادي به دست آورديم
...تا از دست دادن همه ضرر سازمان "اد" رو لاپوشونی کنيم
میدونی چیه؟ ، میدونم که ناراحتی اما سو ظن هاتو براي خودت نگه دار
و محرمانه نگهشون دار
... جالبه که ببینیم چقدر دلار روي همه چيز تاثير متفاوتي داره
کری چطوره؟ دکترها گفتن تو کماست
متاسفم. واقعا.کاش بهم گفته بودي که اون برگشته
می تونستم به هيئت مديره قبل از اينکه بفهمن خبر بدم
اونا نميخوان من بفهمم، اون یکی يارو . مرده و من هنوز نمیفهمم
ما از پس اين کار براومديم . بهم بگو که میمونی
. من شغلمو مديون توام "دومینیک"، خودت اينو می دونی
اما مي تونم معاون مدیر عامل باشم . فقط همين. هنوز نمي تونم
من باید به واشنگتن برم بگذار وقتي برگشتم در اين مورد صحبت کنيم
سرمایهگذاریهای کشتی سیاه . لی چنج "، خواهش میکنم"
یک لحظه
. متاسفم، آقای "چنج" الان سرش شلوغه
میدونم سرش شلوغه. بهش بگو "ماسیمو روگرو" تماس گرفت
. بله، آقای"روگرو". ممنونم
تو از من سو استفاده کردی و یکی از همکارانت خودشو کشت
در مورد چی حرف میزنی؟
روز بعد از اين که داستان ويونپرت همه جا پخش شد ادوارد استوارت پريد و خودشو کشت. داستاني که تو بهمون دادي
گوش کن ببین چی میگم گوش کن ببين چي ميگم
هیاتمدیره هنوز اونو به معاون رئیس هیاتمدیره ارتقا داده بنابراين، این داستان هيچ ربطی به مرگ اون نداره
پس چرا اون پريده؟
از دکترش بپرس من اونو نمي شناختم
از بين نگهبان ها، کسي رو مي شناسي؟ شايد بشناسم
خوبه. باهام در تماس باش برای خودت در تماس باش
تو و دوستان هرج و مرج طلبت مي خوايد شيطنت کنيد، درسته؟
چرا بايد اطلاعات بانک خودتو فاش کني؟
بهم بگو
فکر میکنی اونا درباره "داونپورت" با ما حرف میزنن؟ چرا یه کم بلندتر فریاد نزنیم تا همه بتونن بشون؟
پليس به عنوان بخشي از تحقيقاتش
در مورد اون اتفاق تراژدیک با چندتاتون صحبت کنه
مي دونم که هنوز همه رو جريحه دار مي کنه اما خوبه
کریس "داره به دفتر" اد رسيدگي مي کنه" کیت؟
دومینیک چی گفت؟ چيز زيادي نگفت
اون داره وقتکشی می کنه هرچي بیشتر بمونم، ضعیفتر به نظر میرسم
ای کاش می تونستی ما رو با خودت ببری . "من دارم روش برنامه ريزي مي کنم،" پائول
ما نمی تونیم اين کارو بکنيم ما نبايد رقابت کنيم . خودم ترتیبشو میدم
اگر همه شما با من باشيد البته که هستیم
خوبه. ممنون. برگرد سر کارت
مردم میگن اد خودشو به خاطر داونپورت کشته به خاطر گندي که ما زديم
این دقیقا بيشتر کار دوستانه هیاتمدیره بوده، مگه نه؟ ... کسی که مجبورش کرد ۵۰ میلیون ضرر کنه
مسئله این نیست
بانک داشته ضررهاي اونو باپوشاني مي کرده ...تمام سال سود و زيان رو ثبت می کنن
روزنامهها رو خوندی؟ پس چي اون رو به لبه پرتگاه رسونده؟
نميدونم کاليم، بگذار سريعا برم دفترشو بگردم و بفهمم
نمیتونی، پلیس اونجاست يک جورهايي منظورم همین بود
و اگه داشته چيز بزرگي رو مخفی میکرده چرا باید اون رو توي کامپیوتر کارش نگه میداشته؟
کلیم، حرف نزن
... ماسیمو "، اگر همين الان بريم" یه جورایی گناهکار به نظر نميايم؟
مثل اينکه داريم از صحنه جرم فرار مي کنيم؟
تنها کاري که ما کرديم اين بود که بيماري يک مردو افشا کرديم بیماری ای که نهایتا به هر حال آشکار ميشد
اين يک جلسه خیلی گرون شده برگرد سر کارت
دومینیک "؟" سلام. من فرود اومدم، الان تو واشنگتن هستم
کلر چطوره؟
اون توي شوکه همش زير گريه مي زنه
تو دوست خوبی هستی مطمئنم برات سخته
من مي دونم که غم و اندوه چيه، همين
این سفر به طرز بدي زمان بندي شده .. من به کمکت احتیاج دارم نمي دونم چي کار مي تونم بکنم
ماسیمو "به تو اعتماد داره" تشويقش کن که به من اعتماد کنه
پس تو میتونی اونو تحتتاثیر قرار بدی؟ بنابراين من مي تونم کاري کنم که مرتکب اشتباهي نشه
بعضی وقتها می تونم باور کنم که واقعا به موسيمو اهميت ميدي
البته که اهميت ميدم
دومینیک، تو واقعا به کسی اهميتي نميدي اين چيزي فراتر از درک توئه
آرون اسوارت گفته: " اطلاعات قدرته." اما مثل تمام قدرت ها
کسانی هستند که میخواهن اون رو براي خودشون نگه دارند
چرا تشويق به فاش کردن اطلاعات محرمانه کار درستيه؟
بايد از خودت بپرسي که امروزه چه نوع اطلاعاتي براي کل دنيا مهمه؟ چي باعث اختلال ميشه؟
به زمانی فکر کنید که آدم هاي داخل يک سازمان خاص
براي پنهان کردن کاري که انجام ميدن، صرف مي کنن واقعا اونها خدايان مدرن هستند
کساني که نبايد نگران مسائل کوچيکي مثل سیاست یا دموکراسي باشند
چون اونها اين بالا هستند
اونها اين بالا هستند
اونها قوانين خودشونو مي سازند
هرم اجتماعيو خراب کنند
و عملا آينده رو براي نسل بعدي مي کشند
اونها واقعا خدايان مدرن هستند
... آینده را برای نسل بعدی را میکشد
دنيل، بايد بريم بله، دارم میام
باید سریع باشی داري مياي؟
...اومدم چون مي خواستم می دونم. متاسفم
درست به محض اين که اون ويدئو پربازديد بشه اونها منو احاطه مي کنند ...بنابراين
برات درستش مي کنم اين چيه؟
... ماسیمو روگرو "از من میخواد" با نگهبانان در تماس قرارش بدم
اون چي دستگيرش شده؟ NYL خاک بر سر
نگفت چه جوري، اما کاري کرد که بد به نظر بياد
اون باید بیشتر از اینها به ما بگه اون اين کارو نمي کنه، اين بازي اونه نه بازي ما
چرا حس میکنم تو می خوای به این یارو کمک کنی؟
احمق نباش
! دنیل "باید بریم" . آره، دارم میام
دیوونگیه، نه؟ این شهر یه زمانی بر جهان چیره شده بود
با "هیلاری میسون" در تماس باش، باشه؟
. دومینیک "گفت که کری توی بیمارستانه" منو شبو کنار تخت اون گذراندم
من نميخوام نگرانت کنم، اما تو باید واقعا مراقب خودت باشی
دومينيک فکر مي کنه ميخوام به بانک دستبرد بزنم
اون میخواد من متقاعدت کنم تا بهش اعتماد کني
البته که همين طوره ماسيمو مي دوني که مي تونن باهات چي کار کنن
بهم قول بده که هيچ کار احمقانه ای نمیکنی
نه اونجوری که اون فکر می کنه به کمکت احتیاج دارم
اسپرسو، لطفا بله... حتما
قهوه میخوای؟ من چيزي نمي خوام
چه اتفاقی افتاده؟
وقتی پروفسور وید بهم شانس کار کردن با تو رو داد
فکر کردم این فرصتيکه که تمام عمر منتظرش بودم
خیلی خوب و حالا؟
من نمیخواهم هیچ کار ديگه اي با تو بکنم تقلب توی امتحان ها یک چیز بود
اما کاري کني که يک مرد خودشو بکشه
من کاری نکردم که "اد استوارت" خودشو بکشه
میخوام بهم کمک کنی ثابت کنم که من توي مرگش نقشي نداشتم
نه، کارم تمام شد
نمی خوای بدونی واقعا چرا مرده؟
ازت میخوام که به این آدرس بري
بله، دومینیک مورگان.. ممنون
درباره "اد" شنیدم. خیلی متاسفم بله، خیلی متشکرم مارگارت
خب، اون سخنرانيشو خوندي؟ خواندنشو تازه تمام کردم
فکر کنم یک مشکلی داشته باشیم
جهانی سازی صدها نفرو از فقر نجات داده
اما این جهانی سازی یک جنبه تاریک داره شکافی بین ثروتمندان و فقرا
تمایل به بي اهيميت نشان دادن برابري متوجه منظورم ميشي؟
تا اون رو به شکل شيطاني لازم سر راه ثروتمندان ببيني
من نمي دونستم که اون یک کمونیست لعنتی بوده
ما به یک شکل جدید جهانی نیاز داریم شکلي منصفاته تر از جهاني سازي
جهانی شدن با چهره بيشتر انساني
... سیستم مالي روی قدرت یک دلار متمرکز شد
... ایده ما اینه که روي یک سبد واحد پولی تکيه کنيم
،ترکیبي از دلار ، یوان ین و مهمتر از همه یورو
این میتونه يک محکم کاريو تضمین کنه، هر دو ثابت و کاملا عاري از نوسان، حرکت کنیم
به "بکر" نگاه کن. داره اون رو میخوره واحدهاي پولي يک ملت ما رو
از خودت بپرس که توي چه دنياي مي خواي زندگي کني؟
مطمئنا يک دنياي هوشمندانه تر
منصفانه تر و پرهيزگارتر از دنياي قبلي
خیلی ممنونم
اونها به همه اجازه ورود به اين چيزها را ميدن
دومینیک.تو همکاران من رو از بانک "رنیتالر"میشناسی نیکلاس لنگ و کارل هافمن
آقایون میشه من شما رو بدزدم؟ بله، البته
متاسفانه فردا نينا نميتونه به ما ملحق بشه اون بايد فعلا نزديک کلير بمونه
البته. از اخبار شوکه شدیم دومینیک.. فقط شوکه شديم
متوجه شدم که تو موافقتو با تکان دادن سرت نشون دادي . خب، میدونی … حق با اونه
ما بايد گندي که زديمو درست کنيم
و ارز جایگزین براي هممون خوب خواهد بود
يک ذره … رادیکالی به نظر نمیاد؟ رادیکالی؟
هيچ کس راديکالي تر از نيکسون نبود که استاندارد طلا رو به 71 رسوند
اين طور فکر نمي کني؟
توي فرانکفورت مي بينمتون
تو سخنرانی "استراوس" رو شنیدی در معرض خطر قرار گرفتن دلارمون چقدره؟
حدود ۷۰۰ میلیون، رئیس
دلارو بلوکه کن و بيش از 50 درصد يورو بخر
در عرض 15 روز آينده اين کارو با دقت انجام بده
متوجه شدم
دیگه چی کار میکنی، "ماسیمو"؟ تا از آيندمون مراقبت کني؟
صبح به خیر
تام، اونجا چیکار میکنی؟ ! همین الان از اینجا برو بیرون! بیرون
بايد بچه ها رو از کتابخانه اد دور کني
خانم استوارت؟ الیور" همینجا منتظر باش"
فقط چند ساعت وقت داری
... فقط چند ساعت وقت داری ماسیمو "اینو روشن کرد"
شانسی برای پیدا کردن رمز داری؟ فکر نکنم
بهتره پيداش کني قبل از اين که هممونو بکشم، جک
هیچوقت فکر نمیکردم اینو ببینم "ماسیمو روگروي" بزرگو
توي هواپیمای خودم ببينم آقاي اچانگ، از مهمان نوازيتون سپاسگزاري مي کنم
اما لازم نیست.. ممنونم
باید اعتراف کنم که از علاقتون سورپرايز شدم
هر بانکي خودشو در معرض سقوط قرار ميده تا تو رو استخدام کنه
کشتي سياه، دومين سرمايه گذاري بزرگ جهانه
يک سرمايه اعتباري به مزاجم خوش مياد انتظار دارم که براي من اون قدري که روش وقت گذاشتم ارزشمندش کنيد
مردها وقتي به جايي مي رسند که پول بيشتري از مخارجشون داشته باشند
بعد، مشتاق قدرت ميشن
کي ميگه من مثل بقيه مردهام؟ اوليور من دنبال چي مي گردم؟
نمي دونم، بايد يک چيزي توي اين باشه یک چیزی که اد روش کار میکرده
من بايد برم
اخيرا شوهرت تحت فشار خاصي قرار داشته؟
از زمان تصادف چند سال پيش اوضاع سخت بوده
اما مخصوصا توي این چند هفته اخیر بدتر بوده
چرا مخصوصا بدتر بوده؟
شوهرم ترفیعي که واقعا دنبالش بود رو گرفت
... این به خاطر اين رقابتش
رئیس تجارت" ماسیمو روگرو"؟
فکر کنم تا حدودی
این تجارته ديدم که داره اذيتش مي کنه
میدونیم که الان زمان سختیه
No comments yet. Be the first to leave one.