The first 200 lines.
ارتش هوايي و زميني ايالات متحده
مجموعه اي از حملات را بر عليه ...تشکيلات تروريستي اعمال کرد
پرواز شماره 103 خطوط سراسري امريکا .در شهر "لاکربي" سقوط کرد
وي دستور چندين عمليات تروريستي
.در آفريقا، اروپا و خاورميانه را داده است
.تجاوز به خاک کويت، بدون پاسخ نخواهد ماند
.اين انجام بي امان و بي رحمانه ي ترور
...ما هيچ تبعيضي قائل نخواهيم شد
ناو رزمي "يو اس اس - کول" در حين
.سوختگيري در بندر "عدن" مورد حمله قرار گرفت
.اين يک عمليات تروريستي بود
.عملياتي پست و بزدلانه بود
آهنگ بعدي اي که براتون ميخونيم
.يکي از آهنگ هاي خوب و محبوب قديميه
.تا زمانيکه يه چيزي جلوشو بگيره...
.فقط دارم مطمئن ميشم که دوباره بهمون حمله نشه
.اين هواپيما به برج هاي دوقلوي مرکزتجارت جهاني اصابت کرد
.هزاران نفر در حال فرار کردن هستن
بايد در وطن و خارج از وطن، گوش به زنگ .باشيم و همينطور هم خواهيم بود
داري چه غلطي ميکني؟
!لعنتي
.من قبلاً يه بار يه چيزي رو از دست دادم
...نميخوام .نميتونم بذارم که اين اتفاق دوباره بيوفته
.قضيه مال 10 سال پيش بود
.اون روز هرکسي يه چيزي رو از دست داد
.من که هرکسي نيستم
...آنچه گذشت
.فاطمه، چيزي که راجب "ابونظير" ميدوني رو بهم بگو
.اون فردا به ملاقات شوهرم ميره
.همينجا توي بيروت
.ميتونين جفتشون رو بکشين
.از همون اولشم نميخواستم بياد اينجا
.اون حالش خوب نيست
نميدونم اصلا اين زن واقعيه
.يا که "کري" ميخواد اون واقعي باشه
،الا با اين وضعيتي که دارم .خودمم به خودم اعتماد نميکنم
،اما اون "کري" ـي که فاطمه رو استخدام کرد
.من به اون اعتماد دارم
."سلام "رويا
."جناب نماينده ي کنگره، "برودي
.من يکي از دوستان "نظير" هستم
من به شما براي کشتن .انسان هاي بيگناه کمک نميکنم
.من ديروز با يه مرد جوون آشنا شدم
.جفت دست هاشو توي عراق از دست داده بود
،يه مراسم خيريه داره راه ميوفته
و با خودم فکر کردم که .ميتونيم باهمديگه ميزباني کنيمش
تيم قرمز شماره 2، به هر هدف 2 بار شليک ميکنيد
.اهداف 2 عدد عبا پوش هستن
.لعنتي، خودشه
.شليک
.يه نفر بهش هشدار داده
.من يه نماينده ي کنگره ـم
وقتي که دور و برم يه مشت فرمانده ي لعنتي هستن
.که نميتونم اس ام اس بدم
کسي توي آپارتمان هست؟ - .نه -
.کليدات رو بده من - .کري -
.همين الان "ابونظير" از چنگمون در رفت
.بيا توي ماشين !برگرد توي ماشين
نميتونيم اينجا رو بدون بدست آوردن چيزي .که اون توئه ترک کنيم
.کري
.دارمت
.اسم من "نيکولاس برودي"ـه
تا الان که اين رو مشاهده مي کنيد
.خيلي چيزا راجب من خوندين
مترجمين Arian Drama , Foad.r
اين کيف واضحا به عنوان يک کيف ديپلماتيک علامت خورده
.بازش نکن
.کليد، لطفاً
.ساول برنسون
يهودي هستي، آره؟
.امريکايي
يه مقام امنيتي لبناني
بايد خيلي بهتر از اينا بدونه
.مگر اينکه براي يه نفر ديگه کار بکنه
.مثل، نميدونم... حزب الله
اگه اونو برنگردوني سرجاش
و بهم اجازه ندي تا به پروازم ادامه بدم
باعث ايجاد يک بحران جدي
.و فاجعه بار ديپلماتيک با ايالات متحده ميشي
.پس خواهش ميکنم يکم فکر کن
.با دقت فکر کن
.هيچوقت به لبنان برنگرد
قربان، ازتون ميخوام که اون کيف رو در حين
.بلند شدن هواپيما، در محفظه ي بالاي سرتون قرار بدين
.چشم. فقط يه لحظه صبر کنين
خداي من، پدر، چيه؟ - داري چه غلطي ميکني؟ -
اصلاً ميدوني الان ساعت چنده؟
.دارم يه گزارش مينويسم
ساعت 3:20 دقيقه صبح؟
تمام شب بيدار بودي و مشغول نوشتن گزارش؟
،بايد اينو بذاري کنار .و برگردي بخوابي
.نميتونم. هنوز نه بايد اينو تموم کنم
.و بايد به درستي هم تموم کنمش - .محض رضاي خدا -
.کري"، تو يه بيماري داري"
.پدر، خواهش ميکنم. الان نه
و در صورتي که چيزي که من ميدونم رو فراموش کردي
دکترت ميليون بار بهت گفتش... خواب
،يکي از مهمترين ...البته اگر مهمترينش نباشه
.ميدونم
.ميدونم. ديگه آخراشه .قول ميدم
چقدر ديگه مونده؟
.نهايتا دو ساعت ديگه
.يک ساعت. فقط يک ساعت ديگه
.خيلي خب - نميتوني -
.اين بلا رو سر خودت بياري، عزيزم
.نميتوني ديگه
.من روبراهم
.حقيقتش، خيليم حالم خوبه
.تو هيجان زده اي
.فرق داره
.متوجه شدم
.فقط يک ساعت ديگه
.يک ساعت ديگه
شرمنده. من فقط... اين روي ...ميز بود و، آمم
و يهو افتاد توي دستت؟
خب، من ميدونم که تو چقدر
.از صحبت راجب اين چيزا توي جمع متنفري
من فقط کنجکاو بودم
.بدونم برنامه ـت براي سخنراني امشب چيه
نظرت چيه؟
،در سومين سال اسارتم"
ميدونستم که من همينجا خواهم مرد
که بايد اين رو قبول کنم
،و باهاش کنار بيام .و همينکار رو هم کردم
".من براي مرگ آماده شدم
.اما من نمُردم"
يجورايي، تونستم برگردم خونه پيش همسر و دو فرزندم
که مدام به خودم مي قبولوندم، بدون من
نه تنها مشکلي براشون پيش نمياد
.بلکه بهتر هم زندگي ميکنن
"منظورم اينه که، چطور ممکن بود اونا منو ديگه بشناسن؟
زياد رويه؟
...خب، اين فقط
.اولين باره که همچين چيزي رو ميشنوم
...من، آمم
.نميدونستم تو همچين احساسي داشتي
.آره
.حق با توئه .زياد دوست ندارم راجبش صحبت کنم
.برودي - چيه؟ -
...ببين
...نميخواستم که
."چيزي نيست، "جس .روبراهه
.نه، نه، نه. اينطوري نيستش
...هي
.ميدونم داري به خاطر من توي اين مراسم شرکت ميکني
.ميخوام بدوني که بابتش ممنونم
.ممنون
.هي "جس"، صبر کن. صبر کن
.صبر کن
جدي ميگي؟
ميخواي اينکارو نکنم؟
.نه
.بيا دنبالم
.هي
...برودي
.آروم بگير، آروم بگير
.منو نگاه کن
.آروم کارتو بکن
.آره
.همينطوري
.آره
سلام، امروز زودتر از هميشه برنگشتي خونه؟
.امروز روز کنفرانس معلما بود
بهانه ي خودت چيه؟
.سلام - .زندر -
تو هم امروز تعطيل بودي؟
يه چيز تصادفيه ديگه، نه؟
.شايدم نه
.من سال پيش فارغ التحصيل شدم .ديگه مدرسه نميرم
...خب، آمم
امروز کنگره دير شروع ميشه، پدر؟
...يا اينکه - تو مگه -
درس و مشق نداري؟ - .قبلا انجامش دادمشون -
.از سر کار تماس گرفتن
اين همون ليوانيه
که "کريس" براي پدر درستش کرده بود؟
.لعنتي
.من پيامکت رو گرفتم
يه مشکلي داريم و وقتي هم نداريم
.پس خواهشا فقط گوش کن
الان وسط پردازش CIA اطلاعاتي هستش
.که از عملياتشون در بيروت بدست آوردن
خيلي نزديک به پي بردن به وجود
.دوستمون در "گتيسبورگ" هستن
خياط؟
بايد همين حالا بري اونجا
و به مخفيگاهي که در 60 مايلي
.غرب هستش منتقل کني
خب، چرا يه تماس باهاش نميگيري و به خودش نميگي که بره اونجا؟
.چون ممکنه بي دليل عصبي کنمش
بايد مستقيم توش چشماش نگاه بشه و بهش اطمينان داده بشه
.که در دستان امني قرار داره
چرا من؟ چرا خودت نميري؟
.چون اون منو نميشناسه .تو رو ميشناسه
.تو تنها کسي هستي که اون ميشناسش
CIA از کجا مطمئني که تا همين الان هم
يه نفر رو اونجا نفرستاده باشه؟ - .چون مطمئنم -
اونا اي-ميلي رو مبني بر اشاره
.به يه رابط در "گتيسبورگ" پيدا کردن اونا فعلا فقط مشغول
.جمع کردن يه ليست از افراد مشکوک در اون منطقه ـن
No comments yet. Be the first to leave one.