The first 200 lines.
سوگونان؟
چرا دير کردي؟
سوگونان، ماشين پيدا کردي؟
نتونستم جيپ آچايان رو بگيرم، دامودارتا
حالا ديگه هيچ ماشيني گيرمون نمياد
چرا؟ به نظر مياد يه نفر راجيو گاندي رو به قتل رسونده-
توي شهر مشکلات زيادي هست
گاندي به قتل رسيده؟ آره-
سوگونان ها؟-
بايد ساراسو رو به بيمارستان ببريم
و تو همينطور اينجا وايسادي؟
دامدارتا، الان نميتونيم به بيمارستان بريم
سانکاني رو خبر کردم
به زودي با لاکشمياما مياد اينجا
سوگونا، تو چي فکر ميکني؟
...الان ديگه دههي 1930 نيست
بايد ببريمش بيمارستان
پس يه کاري کن
توي اين بارون سنگين تو برو به بازار پولينارد رو برگرد
منم همينجا تو اين راهرو با نگراني قدم ميزنم
شوخي ميکني؟
درسته دامورتا
بيناي ما توي بيمارستان به دنيا اومده
اما الان درد زايمان زودتر از موعد اومده، نه؟
اون هم وسط اين همه مشکل
چرا راجيو گاندي رو به قتل رسوندن؟
سوگونا ...ها...؟ -چيزي-
نگران نباش
من و آبجي اينجا به دنيا اومديم ديگه؟
هيچ اتفاقي نمياُفته نگران نباش
تلاش کن
آروم پات رو بيار بالا
يه کم
دستهام رو ول کن
همينطور، آره
بذار بچه بياد بيرون
آروم...آروم زور بزن
آروم باش
...دارم بهت ميگم
من ميميرم
...آروم باش
بريم بيمارستان
من رو ببريد بيمارستان
لازم نيست بريم بيمارستان فقط آروم باش
...فشار بده...فشار بده همينطور، همينه
حالش چطوره؟
بچه...بچه گريه نميکنه
سوگونا
:ترجمه تخصصي از رسانه فرهنگي هنري ما مترجم: مهدي. ز - ويرايش: هانا
هي...در رو ببند
نذار کسي بياد اينجا بذار اون بره
لاکشمياما داره سعي ـش رو ميکنه
اما يه کم پيچيدهست
و بچه؟
...بچه
...زنده نيست
!!خداي من
...بعد از پيکاسو
بچهاي به دنيا اومد که قبل از شير مادر، به سيگار پُک زد
:اينستاگرام و تلگرام رسمي رسانه ما @BollyCineOfficial
منشي...امروز بابا مارلي و راسپوتين دارم، خوب اجرا ميکنن
حزب نياز به تغيير داره؟
...نارايان عزيز
کنجد براي تهيهي روغن خشک ميشه
اما مدفوع خشک شدهي موش چه سودي داره؟
...فايدهاي نداره
"وقتي خورشيد از افق طلوع ميکنه"
"دستهي پرندهها شروع به پرواز کردن"
"مه مثل مرواريد روي چمن ميدرخشه"
"همه اهالي روستا حالا بيدار شدن"
"مردم اومدن تا داستان روستا رو تعريف کنن"
مردمي هستن که همه چي رو" "درباره پوليناد ميدونن
"آدمهاي شجاع زيادي توي اين روستا هستن"
"آدمهاي سختکوش زيادي هم هستن"
"يک نفر داستاني ساخت"
"که تبديل به شايعه شد"
و کاملا آينده اين روستا رو" "تحت تاثير گذاشت
توي روز روشن به عنوان يه فرد خوب" "توي روستا به راه افتاد
"و احساس راحتي ميکرد"
"با سينهاي پر از دروغ همه جا پرسه ميزد"
"و ماسکي به چهره خود زده بود"
"اونايي که زير سايه غرور زندگي ميکنن"
"حتما روزي، زمين ميخورن"
"حالا حقيقت رو انکار ميکنن"
"و دروغ به دنيا حکمراني ميکنه"
آقا
اوه، بچه دزد
آقا
يه چيزي بهم بدين آقا
اينجا هيچ آقايي نيست
بهتره بري
يه دقيقه صبر کنيد بذاريد بابام رو صدا کنم
باشه
نميشنوي چي ميگم؟
بابا، بابا
برو، برو
ها؟ يه نفر اومده اينجا-
کيه؟
يه عموئه چي؟-
عمو؟
برو و بيا کي ميتونه باشه؟-
دو روزه غذا نخوردم
خيليخب، بيا بريم اين رو بديم بهش
اين عموته؟
بگير فقط يه روپيه؟-
آقا، من خيلي گرسنمه
لطفا يه کم غذا بدين بهم
چيزي نداريم، برو
گرسنمه آقا گمشو-
ببين، اگه دوباره همچين آدمي اومد
از توي اون زيرسيگاري بهش پول بده
کدوم؟
همون زيرسيگاري روي ميز که توش سکه هست
آها آره، از اون-
عه، اينجا سيگار ميکشي؟
ناهار خوردي؟
...آها باشه، باشه
هي، بدش من
توي خونه شما پول رو کجا ميذارن؟ توي زيرسيگاري؟
نه
پس کجا ميذارن؟ داخل مجسمه راماياناي مقدس-
چي؟ رامايانا؟ آره-
سافان... ها -نوبت توئه-
نه، نوبت بينيش ئه
بکش، بکش
به کسي نميگيم، بکش
بکش
دايي سوگو...بينيش داره سيگار ميکشه
هي...تخم سگ
اوه
بينيش...بيا اينجا
"به هيچکس نگو "تخم سگ
فقط پسرهاي بد از اين کلمات استفاده ميکنن
...اگه بخواي ميتوني صداشون کني
شوانا *کلمه سانسکريت به معناي سگ*
شوانا
!!!شوانا؟...اسم قشنگيه
شيريني ميخواييد؟ بله-
يه پاکت سيگار براي من بخريد
بقيهش رو براي خودتون شيريني بخريد
اگه بهتون سيگار نداد
اسم من رو بهش بگيد، باشه؟
سريع بريد...بريد
تو بمون...بيا با هم گولي بازي کنيم
اگه همهتون با هم بريد ديگه به اين زوديها برنميگرديد
داداش، يه پاکت سيگار بده و بقيهش رو شيريني خامهاي بده
داداش يه پاکت سيگار بده و بقيهش رو کيک بده
بفرماييد
داداش، يه بسته سيگار بده و بقيهش رو شکلات بده
داداش، يه پاکت سيگار بده و بقيه رو شيريني بده
داداش، يه پاکت سيگار بدين ...و بقيهش رو
بقيه نداره، قيمت سيگار رفته بالا
بينيش، سافار شروع به سيگار کشيدن کرده
کدوم سافار؟
مگه چند تا سافار ميشناسي؟
سافار خودمون ديگه
نه بابا؟ دروغ نگو
دروغ نميگم بابا سيگار ميکشه
آره، مادهو هست، دوست بابات؟ آره-
سافار ميره پشت خونه مادهو و سيگار ميکشه
آقاي سوانان...حتي دادگاه هم مدرک ميخواد
!!ما هم مدرک داريم سرورم
کي؟
ليباش و سوسيج
خداي من
ببين، الان که توي ماه مقدس هستيم
نميتونم از خونه پول کِش برم
...آره...اما
مامان، من پول برداشتم...باشه؟
صبر کن...از بابات اجازه گرفتي؟
نه...نديدمش که ازش اجازه بگيرم
خودت بهش بگو ديگه
من توي آشپزخونه بودم ميتونستي از من اجازه بگيري
عه، توي آشپزخونه بودي؟
بينيش، پول رو ميخواي چيکار کني؟
پدر همکلاسيم سوسيج مريض شده
به خاطر همين معلممون گفت پول جمع کنيم تا يه کم بهش کمک کنيم
مريضيش چيه؟
گرفتگي رگ
يه دختر من رو دوست داره
تو؟...باشه
سافار...بينيش اومد
داداش يه پاکت شيريني بيدي بده
نه...دو نخ سيگار
رفيق...دو تا يا سه تا؟
راستش عمو گفت که دو تا بخرم
اما سه تا هم خوبه
بذار بکشه
چرا تعداد سيگارهاش رو کم کرده؟
يه کم سينهش خراب شده
...آره ديگه اگه اينطوره که ديگه نميتونه سيگار بکشه-
بگير
ممنون خيليخب-
گرفتيم...سريع باشيد بياييد-
بياييد بجنبيد-
ساکت باشيد و بياييد داخل
...سافار هيس-
داريم کجا ميريم؟ بيا داخل-
مراقب باش نبايد اون رو ميآورديم-
سر و صدا نکنيد
No comments yet. Be the first to leave one.