Vikings

Vikings

Download Farsi Persian Subtitle

Season 4

Release info

Vikings S04E04 720p HDTV x264-KILLERS
Vikings S04E04 HDTV x264-KILLERS
Vikings S04E04 720p HDTV HEVC x265-RMTeam
Vikings S04E04 480p HDTV x264-RMTeam
Vikings S04E04 720p HDTV x265-YSTeam
Vikings S04E04 720p HDTV x265-BvS
Vikings S04E04 720p HDTV x265 HEVC 225MB-ShAaNiG
Vikings S04E04 720p HDTV 2CH x265 HEVC-PSA
Vikings S04E04 HDTV XviD-FUM
Vikings S04E04 XviD-AFG
A Commentary by MohamadRivaz
‖╣ ترجمه ≈ محمد ریواز ╠‖ @Forum.Dvbfilm12.In ‖╣

Tags

XviD
Published on: 2016-03-11
Downloads: 49
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 179 lines.

‌‌‌...آنچه در «وایکینگ‌ها» گذشت

بهش نگفتي، مگه‌نه؟

.دخترمون مرده

اين‌ها کي هستن؟ - اون‌ها پاريسي هستن. برای فروش گذاشته شدن - اون هم به قیمت بسیار خوبی

!به من دست نزن !من طلاق می‌خوام

بايد جلوي رفتنش رو بگيريم

!آه، مي‌فهمم .مي‌خواي به زبان ما حرف بزني

"ملکه "کوين‌تريث خدا رو شکر، شما آزاد شدين

اين "مگنوس"ـه - "پسر "رگنار لوثبروک -

«و وارث سلطنت «مرسيا

بيورن لوثبروک" از «کاتگات» رفته"

بهترين فرصت براي کشتنش‌ـه

و من هم بهترين آدم رو براي اين کار سراغ دارم

اگه کسي جلوت رو گرفت، مي‌گي که حلقه‌ي شاه "هوريک" رو دستت داري

بيورن دلاور" رو بکش"

مي‌خواي چيکار کني؟ - "تو به اندازه‌ي کافي زجر کشيدي، "هلگا -

دي‌وي‌بي فيلم با افتخار تقديم مي‌کند

‖╣ Mr.Robot ترجمه ≈ محمد ریواز ╠‖

Vikings » Yol

~ Enjoy !

نمی‌تونم دست از فکر کردن درمورد مرگ بردارم

مرگ من رو گرفتار خودش کرده

مرگ بچه‌ها

مرگ دوستان

اما مرگ خودم مرتب از دستم فرار می‌کنه

در دنیای من، مردم بر این باور هستن که روز مرگ انسان مقدر شده

دوست داری روز مرگ خودت رو بدونی؟

در دنیای من، قبل از این که حتی بتونی به مرگ فکر کنی

باید زندگی ارزشمندی داشته باشی

در دنیای من، همیشه تو فکر کشتن خودم هستم

یا افرادی که احاطه‌ام کردن

من یه برده هستم

.پس منم همین احساسات رو دارم

یه شاه و یه برده

وظیفه‌ی هر دوی ما اینه که به بقیه خدمت کنیم

چه خوشمون بیاد چه نیاد

اسمت چیه؟

."ایدو"

.آمین - .آمین -

.آمین

وقتی دوست و متحد من برای ولادت عیسی مسیح حضور پیدا می‌کنه، حیفه که

باید با خوردن حریره جشن بگیریم

،"خب، ملکه "کوين‌تريث

مثل این که برای جشن آزادی شما از اسارت هم از راه رسیدیم

.بله

اما این اتفاق چه معنایی برای «مرسیا» داره؟

و این که چطور حقانیت رو به همچین فرمانرواییِ از هم گسیخته و زخم دیده‌ای برگردونیم؟

خب، باید دست به حمله بزنین

«نورتامبريا» و «وسکس» باهمدیگه باید شورای حاکم رو شکست بدن

و شما یه بار دیگه ملکه می‌شین

.البته

با تشکر از شما

"و پسر شما "مگنوس

وارث سلطنت خواهد بود

"پسر "رگنار لوثبروک

من در مقابل خدا و تمام فرشتگانش قسم خوردم

که یه روزی "رگنار لوثبروک" رو

به‌خاطر انتقام حمله‌ی بی‌دلیل و بی‌رحمانه‌اش به فرمانروایی‌ام می‌کشم

و پسر حرومزاده‌اش رو هم می‌کشین؟

!بجنب

!براتون کنده‌ی کریسمس* رو آوردیم

!ستایش شایسته‌ی خدایان است

مردم! امیدوارم کنده‌ی کریسمس در تمام «*یول» شعله‌ور باشد

و گرما و روشنایی‌‌اش را به این روز‌های تاریک بیاورد

و برای شاه "رگنار" و خانواده‌اش

امیدوارم گرمای آتش را حس کنند !مانند عشق مردم

!زور بزن

.آیوار" بیدار شده" .با گریه سراغ شما رو می‌گیره

.هی، مراقب باشین

.نمی‌تونم برای رفتن به «پاریس» صبر کنم - .ببرش بالاتر -

!آیوار"! سلام" - .اوبه". بالاتر" -

.نگاه کن، این «دارواش»ـه

می‌دونی چیه «دارواش»ها خاص‌ـه؟

.جادویی هستن

.بیا ببینم - .مراقب باش -

.این یکی رو بگیر

.بیا، این رو بگیر

پسر خوب، بذارش اونجا .مثل برادرهات

.بذارش اونجا - .نمی‌خوام -

پسر خوب. نه، از پسش بر میای چیزی نیست

بذارش! جا نزن - آیوار" رو بده به من" -

چیکار می‌کنی؟ - .دلش نمی‌خواد این کار رو بکنه -

جوری باهاش رفتار نکن انگار که !یه مرضی داره

بذار بره پیش بقیه پسرها و مثل بقیه پسرها باشه

!ولی اون که مثل بقیه پسرها نیست

اون فرق می‌کنه. نمی‌تونی .اون رو به‌زور تبدیل به چیزی کنی که می‌خوای

.نمی‌تونی اون رو مثل خودت بکنی !اون شبیه تو نیست

،اگه باهاش مثل یه چلاق رفتار کنی .تا آخر عمرش چلاق می‌مونه

تو نگرانش نباش

،مسئولیت "آیوار" با من‌ـه .نه تو

من هم به اندازه‌ی تو دوستش دارم

رفتارت که یه چیز دیگه می‌گه

حالا کیه که آرامش من رو برهم زده؟

.پس، بالاخره اومدی

.خیلی وقته منتظرت بودم

،منظورت چیه خیلی وقته منتظرم بودی؟

صدها سال

در حالی که بر روی زمین خیس دراز کشیدم

در فضای بین زندگی و مرگ منتظر موندم

منتظر موندی؟ - دقیقاً می‌دونی منظورم چیه -

بازی در نیار

منتظر موندم و درک می‌کنم

بهم نشون بده که تو درک می‌کنی

بهم نشون بده که کی هستی

،"دوک "رولو

با قدرتی که پاپ مقدس به بنده اعطا کردن

اومدم تا اوراق ابطال ازدواج شما رو تحویل بگیرم

به طور رسمی به ازدواج شما با شاهدخت "گیسلا" خاتمه بدم

از اونجایی که ازدواج تا بدینجا قانونی نشده

تحت قوانین مسیحیت وجود خارجی هم نداره

البته درک می‌کنم راهب بزرگ "لوپوس" که این

!شمالی حرف‌های من رو نمی‌فهمه

تو چی می‌دونی، پیرمرد؟

.می‌فهمم .من زبان شما رو یاد گرفتم

،"شاهدخت "گیسلا

.بهتون التماس می‌کنم این کار رو نکنین

می‌دونم سرنوشتم اینه که با شما باشم

و قسم می‌خورم که، مثل شما

آماده‌ام تا پای مرگ از «پاریس» دفاع کنم

.تنهامون بذارین

...من این همه راه رو از «رم» اومدم. مسلماً

مسلماً در جای دیگه‌ای از کاخ نوشیدنی پیدا می‌کنین

به خاطر زحمت‌تون ممنونم هر زحمتی که کشیدین

.تنهامون بذار

پس، به عشق و فداکاریت اعتراف کردی

"بذار یه چیزی ازت بپرسم، "رولو

حالا که می‌تونیم باهمدیگه حرف بزنیم

و وانمود نمی‌کنم این که زبان ما رو یاد گرفتی من رو تحت‌تأثیر قرار نداده

بذار ازت بپرسم چه چیزی برات مهم‌تره

...ازدواج ما، مقامی که امپراتور بهت داده

یا روح وایکینگی‌ات؟

مگه من همه‌ی جنگجویان خودم رو نکشتم؟

درسته، ولی به‌نظرم این کاری‌ـه که وایکینگ‌ها توش مهارت دارن، نه؟

.کشتنشون از روی خصومت شخصی نبود

مطمئن نیستم که اصلاً برات اهمیتی هم داشته یا نه

.این برای من اهمیت داره

این

.یه چیز شخصی‌ـه

.هر کاری دلت خواست باهاش بکن

وقتی داشتی به برده‌ام ایدو" نگاه می‌کردی، دیدمت"

.می‌دونم می‌تونی صدام رو بشنوی

دوست داری باهاش وقت‌گذرونی کنی؟

اگه آره، می‌تونم ترتیبش رو بدم

و من هم ناراحت نمی‌شم

آزادی که بری پیشش

.من حسودی نمی‌کنم

اگه تو می‌خوای باشه

تعریف کن چطوری برده شدی

می‌دونم که دختر یه برده نیستی

چون مشخصه زیاد توی این کار ماهر نیستی

با اعضای خانواده‌ام سوار کشتی بودم

دزدان دریایی حمله کردن بعضیامون رو کشتن

و بقیه رو برای فروش نگه‌داشتن

من رو از برادرهام جدا کردن

...و اون‌ها

بهت تجاوز کردن؟

.نه

.جرأت نکردن بهم تجاوز کنن

چرا جرأت نکردن بهت تجاوز کنن؟

من رو به یه سفر طولانی بردن

روزها و هفته‌ها

و بعدش من رو به «فرانک»ها فروختن

و حالا، اینجام

اینجام، حالا «اینجا» هرجا که هست

و از زمانی که می‌دونستم کجام

یا به کجا تعلق دارم، زمان زیادی گذشته

به‌گمونم احمقانه‌ست که یه برده نگران همچین‌ چیز‌هایی باشه

یه برده در اصل وجود نداره

می‌خوام یه چیزی بهت نشون بدم

اینجا کجاست؟

.مال من‌ـه

گرچه تا حالا هیچکس اینجا نیومده

تنها جایی‌ـه که توش احساس تنهایی نمی‌کنم

اگه بخوای، می‌تونی هر وقت دوست داشتی بیای و بری

و این کار چطور ممکنه؟

.من شاه هستم

.هر کاری ممکن‌ـه

و وظایف من به عنوان یه برده چی؟

.دیگه نیازی بهشون نیست

More Farsi Persian subtitles for Vikings

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left