It's Always Sunny in Philadelphia

It's Always Sunny in Philadelphia

Download Farsi Persian Subtitle

Season 10

Release info

It's Always Sunny in Philadelphia - 10x09 - HDTV - TvWorld
A Commentary by Thorin
TvWorld.iNFO

Tags

HDTV
hdtv
HD
Published on: 2015-03-13
Downloads: 34
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

.ما فکر ميکنيم يه گودال باشه .معرکه است

.راستش اون قدرها هم معرکه نيست

!دارم ديوونه ام ميکنه - چطور يه گودال تو زمين -

ديوونه ات ميکنه؟ - ببين، منم يه ذره -

اولش شک داشتم، اما الان تقريبا 3 ساعته که داريم باهاش

.بازي ميکنيم، و خارق العاده است

شرمنده، اما ميتونم بپرسم با يه سوراخ چه طور ميشه بازي کرد؟

اولش با انداختن آت آشغال شروع کرديم و

.بعدش صداي برخوردش رو نشنيديم فقط صداي برخوردش با در و ديوار

.شنيده ميشد - بعدش يه چراغ قوه برداشتيم -

تا ببينيم ميتونيم تهش رو ببينيم .يا نه. نتونستيم

بعدش چراغ قوه رو پرت کردم پايين .تا، ميدوني، بهشون ثابت کنم

چي ثابت کني؟ - فکر کنم درباره اين بود که -

چطور سرعت حرکت فلزات از نور بيشتره يا...؟

نه، درباره اين بود که نور .يا روشنه يا خاموشه

.نور سرعتي نداره بيشتر يه چيز ضد علم

.بود - اين گودال، خيلي -

."هيجان انگيزه "دنيس منظورم اينکه نماينده ي احتمالات

.نامحدوديه. بي پايانه - اگه مثلا يه -

جهش يافته اون پايين زندگي کنه چي؟ ميتوني بياريمش بالا

.تا با ما زندگي کنه - همين الانش هم يه جهش يافته داريم -

.که تمام وقت تو بار پلاسه

هي، "فرانک" شنيدي چي

گفتم؟ الان يه گفتگوي مسخره رو

.به مسخره کردن تو تبديل کردم - .ام... چيز -

.هاه؟ اوه، آره - فرانک" نظرت درباره" -

اين گودال چيه؟ خيلي باحاله، هاه؟

مبخواي کاري باهاش کني؟

.نه. نميخوام راستش، همين الان فکري به ذهنم

.خطور کرد .با بکشم کنار

چي؟ چي؟ چي داري ميگي؟

.هيچ اهميتي به اين گودال نميدم

.بي علاقه ام - منظورت چيه "فرانک"؟ -

"بدين وسيله از بار "پدي .استعفا ميدم

«وقتي فرانک بازنشسته ميشه»

«هميشه در فيلادلفيا آفتابي است»

« تـي وـي وُرلـد با افـتـخـار تـقـديـم مـي کـنـد »

تــرجــمــه از: اشــکــان Chandler Bing

باشه، خب حالا که "فرانک" داره بازنشسته ميشه، ميدونم که همگي

يه ذره نگران هستيم که اين روي سهم .بقيه چه تاثيري ميذاره

فرانک" سهم 51%ي از بار "پدي" داره"

.و ما سهم 46 درصدي

.خب، ما داريم، "دي" نداره

دي" اندازه پشکل" .هم سهم نداره

.آره، ميدونم .لعنتي

.آره، آره

و "چارلي"، تو در واقع بيشتر

سهمت رو براي ساندويچ ها

و خوراکي هاي مختلف و

...و چيزهاي ديگه بخشيدي و

فرانکيتو" ديگه چيه؟" نوشته "فرانکيتو" سه درصد از

بار "پدي" رو صاحبه؟ - .اوه، آره، نميدونم -

احتمالا يکي از شرکت هاي عجيب .غريب "فرانک"ـه

مهم نيست. کي اهميت ميده؟

.تنها سه درصده هرکس که 51درصد "فرانک" رو بگيره

.سهامدار اصلي ميشه .اونه که بار رو کنترل ميکنه

.اون شخص روي تخت پادشاهي ميشينه - اوه، تخت پادشاهي داريم؟ -

اوه، ببخشيد. نه، منظورم از تخت پادشاهي

صندلي اتاق پشتي بود، به خاطر اينکه .رئيس اونجا ميشينه

اوه، چندش. اون صندلي .بوي کون "فرانک" رو ميده

،راستش بوي کون "فرانک" نيست فکر ميکنم

ترکيبي از بوي کون همه مونه، ميدونيد؟

.بدتر شد - .آره -

چرا کسي دلش اون صندلي رو ميخواد؟

.نه، نه، خود صندلي بي اهميته

.چيزي که صندلي نشون ميده مهمه .اون صندلي نشونه قدرت ـه

.خيلي خب، باشه "چطوري حالا سهم "فرانک

تقسيم کنيم؟ - ...اوه... باشه، خب، ام -

.من همه اش رو قبول ميکنم - تو؟ تو؟ -

،فکر ميکني ما همه اش رو به تو ميديم مردي که ميخواست

از اون حفره يه جهش يافته بکشه بيرون و باهاش تو

بار زندگي کنه؟ - خيلي خب، باشه، ببين، من -

دارم سعي ميکنم يه سيستمي اينجا .داشته باشيم

...بايد سيستم داشته باشيم - !صبرکن، صبرکن، صبرکن -

.براي اين وضعيت يه سيتسم داريم ،"برنامه جانشيني "پدي

يادتونه؟ - .اوه، آره. درسته -

.آره، درسته ."برنامه جانشيني "پدي

شبيه وصيت نامه اي بود که نوشتيم تا مشخص کنيم در صورت مرگِ

،نابهنگام هر يک از ما سهم مون به

.چه کسي ميرسه، درسته

سه بطري "تکيلا" نوشيديم و بعدش شروع کرديم

درباره ميراث مون و اينکه چقدر .برامون مهمه صحبت کرديم

.اوه! بايد ميراثي از خودت داشته باشي - .اوه، پيداش کردم -

.اوه، آره، باشه - روي بشقاب کاغذي، هاه؟ -

!بخون! بخون! بخون !بخون

.برنامه جانشيني پدي" بار پدي ميراث مان را

را اکنون، از اين پس و در آينده از طريق حق تولد

".فرزند ارشدمان ادامه ميدهد خودکار دست کي بوده؟

.درسته .ان بازي درنيار

يعني اينکه سهم هرکس ميبايست به فرزند ارشد

.برسه - .درسته! درسته! فرزند ارشدمون -

سهم به فرزندان ارشد ميرسه؟

.آره - "ما فرزندان ارشد "فرانک -

.هستيم - ،خب، يه لحظه صبر کنيد -

.اين يه سند رسمي نيست - خب، با خونت -

.امضا کردي - ...اوه، اوناهاش، آره، اين -

.کاري" که با خون نوشته شده" - اوه آره، اون موقع -

اسم "کاري" رو انتخاب کرده بودم، مگه نه؟ نه، نه، نه. داشتي سعي ميکردي -

بنوسي "چارلي"، به جاش نتونستي ."و نوشتي "کاري

.نه، اون موقع اسمم "کاري اعظم" بود

بعد از اينکه اشتباه نوشتي .اين از خودت درآوردي

خب، ببين، منظورم اينکه نميتونيد بار رو بر اساس يه بشقاب

.کاغذي بگيريد - ."شرمنده "چارلي -

.من طرف "دنيس" و "دي" رو ميگيرم .من خادم محقر تون هستم

همينجوري ميخواي بدي بهشون؟

.اين يه قرارداد تعهدآور ـه .خب؟ که با خونت نوشتي

اين تو دادگاه اعتبار داره و من ميدونم که کي طرف

.کسي رو بگيرم .پس دارم طرف "دنيس" و "دي" رو ميگيرم

.وايسا، صبر کن ببينم شما اصلا بچه هاي

.فرانک" نيستيد" ،بچه هاي "بروس متيس" هستيد

درسته؟ و من ممکنه واقعا

.بچه ي "فرانک" باشم - چارلي" من با تو" -

.بيعت ميکنم - .نه، نه، نه، نه -

.يه لحظه صبر کن، نه اما "فرانک" يه "ريلنودز"ـه

.و ما هم "رينولدز"يم - .آره، ما "رينولدز"يم -

،آره، اسمه که حسابه نه اينکه شايد

.بچه حرومزاده يه نفر باشي - .هميشه انتخابم شما بوديد -

.گولش زدم، گولش زدم .هميشه انتخابم شما بوديد

.ارتباطه خونيه که مهمه و خونش در رگ هاي من در جريان ـه

.و من اثباتش ميکنم

يه ذره سخت شد

به خاطر اينکه اينکه شايد .برنده بشه آخه حرف حساب ميزنه

...اما شما هم شايد برنده بشيد - ما اهميتي نميديم که -

!چي داري ميگي - مهم نيست، مهم -

.نيست

.سلام .رفيق خودمي

هي "فرانک" يه گوشت مشتي گذاشتم برات روي گاز کباب بشه، خب؟

،سوسيس دارم، گوشت کنسروي دارم .بيکن دارم

همه اش رو تو يه پنکيک ژله اي پيچيدم و با يه قالب کره

.دارم سرخش ميکنم - ."نميخورم "چارلي -

.دارم سعي ميکنم لاغر بشم يه مقاله خوندم که نوشته

به محض اينکه مردها بازنشسته بشن بدن شون به يه کوه

.ان تبديل ميشه - اوه، آره؟ -

.بايد روش کار کنم - ،باشه، خب ميدوني -

.يه گاز بزن، شايد خوشت امد

،اوه، هي، گوش کن مرد ميشه يه سوالي کنم؟

چي؟ - تو... ام، بابامي؟ -

چي؟ - ...تو الان... مثلا -

باباي من و از اين حرفا؟ - .صحبت کرديم در اين باره -

.آره - .مامانت يه جنده به تمام معناست -

.درسته - نميخوام دوباره اعصابم -

،"خرد بشه "چارلي .بازنشسته ام. تنهام بذار

.ميخوام تلويزيون ببينيم - .آره. باشه -

.چارلي"، هي... اوه" ميشه يه دقيقه باهات

حرف بزنم؟ - .آره. بيا تو -

.هي، يه نقشه خيلي توپ کشيدم رفيق

آره؟ - .ميخوام دو طرفه بازي کنم -

چرا به من داري ميگي؟ - نبايد ميگفتم؟ -

اگه ميخواستي يه راز باقي بمونه احتمالا نبايد

.ميگفتي، خب، الان ميدونم ديگه - بايد... بايد به اونا -

ميگفتم؟ - نه، فکر نميکنم بايد به-

هيچکس بگي، به خاطر اينکه اگه ميخواي دو طرفه بازي کني و اونوقت

هر دو طرف ميدونن و اينجوري .کسي رو بازي نميدي

الان بايد چيکار کنم؟ - ...به من چه -

اينجا چيکار ميکني؟

.امدم تا بيعتم به تو رو ثابت کنم

به خاطر اينکه معتقدم تو .وارث بر حق هستي

.باشه، هرچي تو بگي - ...باشه، خب، ميبينم -

.ميبينم که حرفم رو باور نميکني - چرا بايد باور کنم؟ -

.پس آماده ام که باهات پيوند خونين ببندم

!اوه، خداي من !اوه، خداي من

.اوه، خداي من، رفيق .اوه، چاقوي ناخن هاي "فرانک"ـه

.اوه، خيلي درد ميکنه .خيلي خب،زودباش، دست بده

.نه، من دست به خونت نميزنم

...چيزي داري که باهاش بايد اين زخم رو

.ببندم - .بيا، ببندش -

اصلا به اون اندازه که فکر .ميکردم باحال نبود

اما اين جوراب احتمالا بدتر .عفونيش ميکنه

،خيلي خب، ببين، ببين، ببين .ببين

.بايد ثابت کنيم که "فرانک" پدرته

رفيق، اصلا نميخواد در اين رابطه باهمديگه صحبت کنيم

ميفهمي چي ميگم؟ و مطمئنا حاضر نيست که

آزمايش بده، ميدوني؟ واقعا در برابر اين داستان

.از خودش مقاومت نشون ميده - خيلي خب، باشه، پس -

.بايد خودمون ازش آزمايش بگيريم

آره؟ - تو 4 ثانيه ميتونيم يه نفر رو -

.بيهوش کنم - اوه، واقعا؟ -

آره، فکر کنم ميتونيم اين ...امتحان کنيم، يا

.باشه - ميدوني، احتمالا ميتونيم همين الان -

.هم ازش خون بگيريم .بيهوش شده

.داره بهمون نگاه ميکنه

آره، اخيرا اينجوري با چشم هاي باز خوابش ميبره

اما بيهوشه. ميتونيم .کرم بريزيم

.هيچي حس نميکنه !فرانک

بو نميده؟

!هيچي .يه ذره هم بو کون نميده

چطور ممکنه؟ - .نميدونم -

.يا از کون طرفه يا مارک صندلي

بايد مارکش باشه، مگه نه؟

خيلي خب، بايد يکي از اينا .براي تخت پادشاهي مون بگيريم

.آره! سلام - .سلام -

سلام، چي شد دکي؟ راي ـت چيه؟

فرانک باباي چارلي هست يا نه؟ - .نميدونم -

.نميدونم کي ميگي اما چيزي که ميدونم اينکه امروز صبح به

سر کارم امدم و اين سطل خيلي بزرگ .پر از خون رو تو آزمايشگاهم پيدا کردم

...آره، خب، بديهيه که اين نمونه خونمونه، و

ميدوني، اگه يه ذره زياده، به خاطر "اينکه "فرانک

.يه ذره نشتي داره - .آره، اصن يه وضعي بود -

.مثل چي داشت خونريزي ميکرد - ،همه جا خوني شده بود -

.اما فکر ميکنم به قدر کافي جمع کرديم

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left