The first 200 lines.
*همراز*
!اين که عاليه، آقاي رستم
تا حالا نديديم کسي در اين مدت کوتاه اينقدر پيشرفت داشته باشه
فکر ميکنيد دروغ ميگم؟
کارن مالهوترايي که دربارهـش حرف ميزنيد
...يک سال پيش
عادت داشت با جيپ قراضهـش دور خونهـم تاب بخوره
دور خونهتون؟ آره، تازه بهش فحش هم ميدادم-
,آره، خانوم مهرا، پريا هست ...که با کارن ازدواج کرده
اون هم مستاجر ما بود واقعا؟-
اون دختر پسرا رو ميبينيد؟
عضو گروه کارن بودن ...گروهي که کارن و پريا
قبلا توش آهنگ ميخوندن
!وواي، کارن و پريا معرکه شدن
سلام -تبريک ميگم کارن مبارک باشه-
حالتون چطوره؟
تبريک ميگم کارن -مبارک باشه خيلي ممنون-
ممنونم، ممنونم
تبريک ميگم کارن ممنونم
!عروسيتون رو تبريک ميگم ممنون -ممنون-
...آقاي کارن از يه گروه رقص کوچيک
به همچين خونه بزرگي؟ بخاطر پشتکارتون بوده يا سرنوشت؟
اعتبار هه موفقيتهام فقط به پريا ميرسه
من فقط روياهاي بزرگي داشتم
...اگه اون کنار من نبود روياهام رو نميفهميدم
خيلي خوش شانسيد خانوم مالهوترا
همسرتون اعتبار همه موفقيتهاش رو به شما داد
چون دوسم داره اينجوري ميگه من که کاري نکردم
فقط مسيري رو که اون نشونم داد، رفتم
فقط يه سوال ديگه، لطفا ديگه کافيه-
کارن، ما خيلي خوشبختيم به هر چيزي که ميخواستيم، رسيديم
من خوشبختم که تو اين همه مدت کنارم بودي
کارن، هميشه همينقدر من رو دوست داري؟
هميشه همينقدر برات عزيز ميمونم؟
پريا بلند شو
ساعت 8
بايد به تمرينت برسي
کارن، چرا صدات اين شکلي شده؟
!کارن؟ پريا، من کاجالم نه کارن !بلند شو
پريا بيدار شو....بيدار شو
تو...؟ از دست تو کاجال، خواب به اين خوبي ميديدم، چرا بيدارم کردي آخه؟
کارن خيلي وقته پايين منتظرته
برو چي؟-
!اينقدر بوق نزن....نزن بابا
عمو رستم، چرا روم آشغال ميريزي؟
نکنه انتظار داري گل رز بريزم؟
...چند بار بهت گفتم
اول صبحي اينقدر بوق نزن و آلودگي ايجاد نکن
ولي ميتونستين با دهنتون بهم بگيد
!از بس که گفتم زبونم مو در آورد
چون نميذاري برم بالا مجبورم بوق بزنم
چند بار بهت گفتم که اينجا خوابگاه دخترونه ست
اگه بذارم بري طبقه بالا اگه اتفاق اينجوري بياُفته چي؟
صبح بخير عمو
چي چي و صبح بخير !زد صبحم رو خراب کرد! گمشو
ميرم. ميرم پريا کجاست؟
پنج دقيقه ديگه آماده ست
پس من ميرم. بهش بگو زود آماده شه و بياد
باشه، خداحافظ خداحافظ عمو-
اينجارو ببين، امروز سي اُم ماهه
به پريا بگو ساکش رو ببنده اتاقم رو خالي کنه
ديگه بسه هر چقدر عذاب کشيدم
کل شب رو آهنگ ميذارين !نميذارين کپه مرگم رو بذارم
...اين هم که ساعت 8 صبح مياد و
!با بوق زدنش کل خوابم رو بهم ميريزه !رستم-
چيه؟ صبحونهـت حاضره-
چرا اول صبحي از بچهها عصباني ميشي
تو از من عصباني !من از اونا عصباني ام
خفه شو و بيا تو صبحونهـت حاضره
!صبحونه حاضره !همون نون و تخم مرغ هميشگيه
...اگه دخترارو فراري بدي
از کجا بليط رايگان براي کروز گير بياريم؟ *کروز: کشتي تفريحي*
!بذار اول تو کشتي کار گير بيارن
يک...دو...سه...چهار
آديتي، چت شده تو؟ چي شده؟-
حرکاتتون خوبه !...ولي حالت چهره تون
!سلام بچهها سلام -سلام کارن-
پريا، الان وقت اومدنه؟
!گفتي پنج دقيقه، الان يه ساعت شده ببخشيد کارن، ناراحت نشو-
يه چيز مهمي ميخوام بهت بگم بيا...بيا...زود باش
!بشين، بايد يه چيزي بهت بگم
ميدوني چيه؟ امروز تو کت و شلوار خيلي خوش تيپ شده بودي
من که يه ساله کت و شلوار نپوشيدم کي من رو تو کت و شلوار ديدي؟
تو خوابم! امروز يه خواب خيلي خوب ديدم
,خواب ديدم يه ويلا داريم ماشينهاي وارداتي داريم
تو هم رئيس کمپاني موسيقي هستي
!ازدواج هم کرديم کارن
ميدوني تو مراسم عروسيمون کيا اومده بودن
!آدماي بانفوذ و ثروتمند بمبئي اومده بودن
خوابت حتما به واقعيت تبديل ميشه
فقط گروهمون بايد براي اجرا توي کشتي انتخاب بشه
مطمئنم که گروه براي اجرا توي کشتي انتخاب ميشه
...زياد نگران گروه نيستم
ولي تو آزمون، جوجو فرناندز رقيب اصلي مونه
خيلي باتجربه ست خب که چي باتجربه ست؟-
!ما هم شور و هيجان داريم
!روز و شب سخت تمرين ميکنيم
!به اين ميگن روحيه
:ترجمه تخصصي از رسانه فرهنگي هنري ما مترجم: سميرا
نيازي به تمرين نيست آزمون کنسل شده
چرا؟ ...مديريت بدون هيچ آزموني-
جوجو فرناندز رو انتخاب کرده... ولي آخه چطور ممکنه؟-
...اين همه شب و روز
براي آزمون تمرين کرديم...
اونوقت اونا جوجو فرناندز رو انتخاب کردن؟
انصاف نيست کارن
خودم شخصا ميرم صاحب کشتي سينگاهانيا رو ميبينم
ملاقات راج سينگاهانيا خيلي خيلي مشکله
مرد پر مشغله ايه
بايد از چند هفته قبل قرار ملاقات بگيري
هر چي بشه...حتما بايد ببينمش
صبح بخير مامان بزرگ حالتون چطوره؟
من خوبم سريع کامپيوترت رو روشن کن
ميخوام ببينمت
از آخرين باري که ديدمت يه هفته ميگذره
باشه مامان بزرگ يه دقيقه صبر کنيد
اينم از اين مامان بزرگ
وب کمت رو روشن نميکني؟ ببخشيد مامان بزرگ-
!چرا اين شکلي شدي ...موهات...لباست
نه مامان بزرگ داشتم ورزش ميکردم واسه همين اينجوري شدم
ولي شما مثل هميشه خيلي خوشگل و معرکه اين
نميخواد اينقدر زبون بريزي بگو کي مياي جيپور؟
مامان بزرگ هفته ديگه کشتي راه اندازي ميشه ...روزي که برگرده
مستقيم ميام جيپور
دارشن چطوره؟ مراقبت که هست نه؟
مراقب من باشه؟ من بايد ازش مراقبت کنم مامان بزرگ
ميدونيد درباره هر چي يه داستان عجيب ميگه
اگه ازش بپرسم چرا؟ ميگه اگه اتفاق افتاد چي؟
ميدونم ولي دل مهربوني داره
و اينکه خيلي وفاداره
هر چي شما بگين مامان بزرگ
بايد برم مامان بزرگ
دوست دارم مراقب خودتون باشين
خداحافظ پسرم خداحافظ-
دارشن و ساکسنا اومدن؟ آره قربان-
تو سالن منتظرتون هستن
بعضي چيزارو بايد مثل راز نگه داشت
راج هم اين اخلاق من رو خيلي دوست داره
اين چه کاريه خانوم بريگانزا؟
..چندين ساله تو اين خونه کار ميکنيد
اين وضع سرو کردن چاييه؟ !ريختين که
چيزي نيست آقاي دارشن اين که عاديه. الان پاکش ميکنم
اين عاديه؟
همين اتفاقهاي ساده و عادي خونه رو به آتيش ميکشن
آتيش؟ !دستتون در نکنه
با چايي ريختن چجوري خونه آتيش ميگيره؟
منطق ساده
,اگه چايي روي من بريزه رو لباسم لکه ميندازه
...با اون لکه برم خونه
زنم فکر ميکنه جاي رژ لب و بهم شک ميکنه
باهام دعوا ميکنه چون فکر ميکنه با يکي رابطه دارم
بعد سعي ميکنه خودکشي کنه
!خودش و خونه رو با هم به آتيش ميکشه
ولي داداش دارشن شما که مجردين کي عروسي کردين؟
اگه عروسي کرده بودم چي؟
خونهـم نميسوخت؟ !اينم حرفه ميزني
مگه نه؟ ...بله-
درباره چي حرف ميزني دراشن؟ خونه کي آتيش بگيره؟
هيچي داداش راج داشتم بهشون يکم منطق ياد ميدادم
,اگه هنوز متوجه نشن ...يه روزي تو اين خونه
سيل بزرگي مياد...
!ولي ازم نپرس چطوري آخه مگه ديوونهـم که ازت بپرسم؟-
!ميخواي بپرسي بپرس....مطمئن باش يه سيل مياد
دارشن، ماشين ساکسنا رو بگير و به آژانس تبليغاتي برو
از آقاي جيکوب اخبار و اطلاعات رو بگير
باشه
ساکسنا، تو با من بيا چشم قربان-
صبح بخير قربان صبح بخير-
... و اينکه، ساکسنا
امروز چند تا کپي از ...قراردادمون با کشتي ستاره
براي سنگاپور، مالزي... و خود بانکوک بفرست
امروز صبح يه ايميل بهم دادن چشم قربان-
صبح بخير قربان صبح بخير-
صبح بخير قربان صبح بخير-
اين هفته نميتونيد آقاي سينگهانيا رو ملاقات کنيد
هفته ديگه هم با کشتي ميرن
آره، خب در مورد همون موضوع بايد ....يه چيز مهمي بهشون بگم. لطفا اگه ميشه
متاسفم، واقعا متاسفم
...درود بر الهه
هي داداش...کجا؟ اين آسانسوره رئيسه
آسانسور عمومي اونطرفه برو
...ببين داداش...شيو پراساد گوري شانکار هستم-
خب گوري شانکار يا شيو پراساد چه فرقي ميکنه؟
!دوتاشون اسامي الهه شيوا هستن
!درسته. درود بر الهه شيوا ...آقاي گوري شانکار-
نميخواستم سوار آسانسورتون بشم ...ميتونيد بهم بگيد
آقاي سينگهانيا کدوم طبقه پياده شدن؟
ببين داداش، قوانين شرکته
نميتونيم به غريبههاي چيزي ...درباره رئيس بگيم. ببخشيد
نميتونم بهت بگم که آقاي سينگهانيارو طبقه بيستم پياده کردم
باشه، بهم نگو ...حداقل ميتوني بهم بگي
کدوم بخش رفته؟ !بابا تو ديگه کي هستي-
وقتي بهت نميگم رئيس رو طبقه بيستم پياده کردم
...چطور بهت بگم که...
رئيس به بخش حسابداري رفته؟...
الحق که خيلي قوانين شرکت رو رعايت ميکني
مجبورم بابت اين چيزا خيلي سختگيرم
ولي نميدونم چجوري
ولي هر کسي مياد ..همه چي رو درباره رئيس ميفهمه
مثل همين اتفاق امروز همسر آقاي چوپرا اينجا بود
No comments yet. Be the first to leave one.