S. Bernardo

S. Bernardo

Download Farsi Persian Subtitle

Release info

Sao Bernardo (1972) WEB-DL
A Commentary by hamlethamletian

Tags

Web-DL
web-dl
web
WEB-DL
Published on: 2023-02-27
Downloads: 34
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

«« سـائــو بـرنــاردو »»

در ادامه .مي‌خواهم داستانم را نقل‌نمايم

.البته دشوار است

ممکن است ... جزئياتي اضافي را

که ضروري به نظر نمي‌رسند .حذف نمايم

همچنين، با توجه به اينکه معمولاً ... با روستاييان سر و کار داشته‌ام

ممکن است به درک و فهمِ مخاطب ... اعتماد نکُنم

و وقايعِ کم‌اهميت را .تکرار نمايم

،ضمناً همانطور که مي‌توان مشاهده نمود .هيچکدام از اين وقايع، دارايِ نظم‌و‌ترتيب نمي‌باشند

.اهميتي ندارد

به‌قولِ ... دورگه‌هايِ اطرافم

تمامِ راه‌ها .به ميخانه ختم مي‌شود

هدفِ من در زندگي .دست‌يافتن به زمين‌هايِ «سائو برناردو» بود

،برايِ ساختنِ اين خانه ... کِشتِ پنبه

و نيز گياه کرچک، و همچنين تأسيسِ يک کارخانه‌يِ چوب‌بُري ،و يک کارخانه‌يِ پنبه‌پاک‌کُني

و نيز توسعه‌يِ ميوه‌کاري و پرورشِ ماکيان ،در اين پهنه‌يِ دست‌نخورده

و فراهم‌آوردنِ رمه‌اي خوش‌نژاد .از احشام

تمامِ اينها به‌نظر ... آسان مي‌رسد

پس از اينکه کار انجام‌شده .و پايان يافته‌باشد

اما هنگاميکه در ابتدا ... اطرافتان را مي‌نگريد

و نمي‌دانيد از کجا ... شروع‌کُنيد

مشکلات بسيار وحشتناک .به‌نظر مي‌آيند

اگر سعي مي‌نمودم ... از کودکيم برايتان بگويم

مجبور بودم .دروغ بگويم

اما به‌گمانم بجز ول‌گشتن .کاري نمي‌کردم

مردِ نابينايي را بخاطر مي‌آورم ... که گوشم را مي‌کِشيد

و «مارگاريدا»يِ پير را .که شيريني مي‌فروخت

آن مردِ نابينا .فوت کرده است

اما «مارگاريدا»يِ پير همينجا ... در «سائو برناردو» زندگي مي‌کُند

.در يک خانه‌يِ نُقليِ پاکيزه .هيچکس مزاحمش نمي‌گردد

،هنگاميکه 18 ساله شدم ... کج‌بيل‌هايِ بسياري را فرسوده ساخته‌بودم

،و در ازايِ 12 ساعت کار .دستمزدي 5 سنتي مي‌گرفتم

سپس اولين اقدامِ به‌ياد‌مانديم را .انجام دادم

در حينِ يک شب‌زنده‌داري ... که دستِ‌آخر به الم‌شنگه‌اي تبديل‌گشت

ژرمانا» را قاپيدم» ... که عروسکي بود خوش‌آب‌و‌رنگ

و از کپلِ گُنده‌اش .نيشگوني محکم گرفتم

و اين، آنقدر وي را خوش‌آمد .که خودش را خيس نمود

اما سپس در رفت .و با «ژائو فاگوندس» جماع نمود

«در نتيجه، به «ژرمانا ... درِ گوشي زدم

و «ژائو فاگوندس» را .با کاردم زخمي نمودم

بنابراين .بازداشت شدم

به‌شدت تنبيه گشتم ... و کتک خوردم

و برايِ 3 سال و 9 ماه و 15 روز .به زندان فرستاده شدم

،در زندان ... ژوآکيمِ» کفاش»

،بوسيله‌يِ يک انجيلِ کوچکِ پروتستان .خواندن را به من آموخت

... ژوآکيمِ» کفاش مُرد»

.و «ژرمانا» فاسد گشت

هنگاميکه ... بيرون آمدم

ژرمانا» فاحشه‌اي ارزان‌قيمت بود» .و نيز مبتلا به ناخوشي

ليکن آن‌موقع ،ديگر به او فکرنمي‌کردم

بلکه به فکرِ .پول‌درآوردن بودم

خود را در کمپينِ انتخاباتي ... جا نمودم

و آقايِ «پره‌يرا»يِ رباخوار ... و از کله‌گُنده‌هايِ سياست

مبلغِ 100 هزار رئال با بهره‌يِ ماهانه 5 درصد .به من قرض داد

قرضش را تأديه نمودم و اين بار 200 هزار رئال دريافت‌کردم .با بهره‌اي کاهش‌يافته به 3 درصد

کمتر از آن .ميسر نگشت

سپس حساب آموختم .تا به‌راحتي کلاه سرم نرود

،در ابتدا .پول از من مي‌گريخت

،من با بيقراري در شکارش بودم .و در اين دشتِ بکر، مدام مشغولِ سفر مي‌گشتم

ننو، احشام، تمثال‌هايِ مقدس، تسبيح .و از اين قبيل خُرده‌ريزها مبادله مي‌نمودم

در يک جا پول درمي‌آوردم .و در جايي ديگر، پول از دست مي‌دادم

با پولِ قرضي کار مي‌کردم .و سفته امضاء مي‌نمودم

معاملاتي شديداً .پيچيده و بغرنج بودند

،گرسنه و تشنه مي‌گشتم ... در بسترِ رودخانه‌هايِ خشک مي‌خوابيدم

،و با مردمان نزاع مي‌نمودم .طوريکه کار، به داد و فرياد مي‌کِشيد

بعضي بده‌بستان‌ها نيز در‌هم مي‌پيچيدند .و کار به اسلحه‌کِشي منتهي مي‌گشت

منظورت از عدالت چيه؟ !اصلاً همچين چيزي وجود نداره

مگه هيچ مذهبي نداري؟ !بايد 30 کونتويِ منو پس بدي

و همينطور 6 ماه !بهره‌اش رو

پول رو پس بده، وگرنه پوستت رو !غلفتي مي‌کَنم

تصميم‌گرفتم در همين سرزمين ،مستقر شوم

.«در «ويسوزا»، «آلاگواس

و طرح‌ريزي نمودم تا آن مزرعه‌يِ ... سائو برناردو» را بخرم»

همانجاييکه سابقاً در ازايِ روزانه 5 سنت .کار مي‌کردم

،بدونِ فاش‌نمودنِ اين موضوع ... به ديدنِ «لوئيس پاديليا» رفتم

.«مالکِ «سائو برناردو

.معذرت مي‌خوام

«چرا برايِ «سائو برناردو کاري نمي‌کُنين؟

ببخشيد؟

،منظورم آوردنِ دستگاه درو و تراکتوره .راه‌اندازيِ يه کشاورزيِ درست‌حسابي

هيچوقت تابحال درباره‌اش فکرنکردين؟

،فکرش رو کردين که درصورتِ عملي‌شدنش چقدر محصول و بازدهي خواهد داشت؟

.«وحشتناکه، آقايِ «پائولو

فضاحت‌آور .و مايه‌يِ ننگه

.دستگاه درو

هيچي مثلِ .دستگاه درو نميشه

منم به دستگاه درو .فکرکردم

.به يه مزرعه‌يِ مکانيزه

.و کارخونه‌يِ آردسازيِ مدرن

!پول

!اگه فقط پول داشتم

.اين يارو «پره‌يرا» يه ابلهه .يه ابله

من مفصلاً و باجزئيات ... قضيه رو براش شرح‌دادم

و ثابت‌کردم که .تجارتِ فوق‌العاده‌اي ميشه

.ولي اون هيچي نفهميد !ابله

،اينجا هيچکسي وجود نداره که درک‌کُنه .«آقايِ «پائولو

اين سرزمين .فلکزده‌ست

اينجا فقط ميشه سياست‌بازي .و بي‌شرمي پيدا کرد

!«آقايِ «پائولو

شايد اين معامله .برات جالبِ‌توجه باشه

.مبلغِ 20 کونتو

من به 20 کونتو .نياز دارم

!«پاديليا»

شما هيچوقت تابحال سيگار درست‌کردين؟

آسون‌تر اينه که بصورتِ حاضر‌و‌آماده .خريداريش کرد

ولي البته گرون‌تر .آب مي‌خوره

اگه فقط يه نخ سيگار ... درست مي‌کردين

اونوقت مي‌فهميدين که درست‌کردنش .به تعدادِ 1000 نخ دشوارتره

و به همين ترتيب، بدست‌آوردنِ 10 سنت ... دشوارتره

تا درست‌کردنِ .يه نخ سيگار

... يک کونتويِ رئال

به ارزشِ 1 هزار .اسکناسِ 10 سِنتيه

... و 20 کونتويِ رئال

به ارزشِ 2 هزار .اسکناسِ 10 سِنتيه

به‌نظر مي‌رسه که اين رو .ناديده مي‌گيرين

شما طوري ميگين ... مبلغِ 20 کونتو

که انگار منظورتون صرفاً .مُشتي کاغذِ کثيفه

.درحاليکه پول پوله - .«مي‌تونم برات حساب‌کُنم، آقايِ «پائولو -

آخه هزينه‌يِ !... دستگاه‌هايِ درو

فکرمي‌کُنين که من يه سرمايه‌دارم؟

مي‌خواين منو خونه‌خراب کُنين؟ - .نه، نه -

نظرت چيه که «سائو برناردو» رو هم بصورتِ رهن برداري؟

.مزخرفه

«از «سائو برناردو .هيچ چندرغازي درنمياد

.حق با «پره‌يرا»ست

... پدرت

اين ملک رو .نابود کرد

،مبلغِ 20 کونتو .«آقايِ «پائولو

اينطوري همه .منفعت مي‌برن

،«خواهيم ديد، «پاديليا .خواهيم ديد

.پول پوله

،پاديليا» 20 کونتو را دريافت کرد» .منهايِ آنچه به من بدهکار بود و بهره‌اش

او چاپخانه‌اي خريد .و روزنامه‌اي تأسيس نمود

روزنامه‌يِ مستقلِ .«کوره‌يرو ده ويسوزا»

که پس از تنها 4 شماره .ورشکسته شد

،درخصوصِ زراعت ... پاديليا» در انتظارِ»

،کاتالوگ‌هايِ ماشين‌آلات بود .که البته هرگز نيامدند

پس کم‌کم شروع به .مخفي‌نمودنِ خود از من نمود

هنگاميکه به يکديگر برمي‌خورديم .او سعي مي‌نمود مرا نبيند

موعدِ سررسيدِ آخرين برات .به يک روزِ زمستاني افتاد

اينجايي؟ حالت چطوره؟

.خوبم. متشکرم

.درباره‌يِ اين معامله خيلي فکرکردم .درواقع درباره‌اش کُلي فکرکردم

حتي ديگه .خواب به چشمم نمياد

مي‌خواستم ديروز ... ببينمت

.اما نتونستم .بخاطرِ اين بارندگي

بارندگي رو .فراموش‌کُن

راستش من .مشکلاتِ جدي‌اي دارم

مي‌خواستم ازت درخواستِ ديرکرد .همراه با بهره بکُنم

.آخه منابعِ مالي ندارم - پس کارخونه‌يِ آردسازي چي شد؟ -

و دستگاه‌هايِ درو؟

.زمستوني مثلِ اين، همه‌چيز رو ضايع مي‌کُنه .بنابراين هيچ منبعِ درآمدي ندارم

پيشنهادم ديرکرد .همراه با بهره‌ست

.به دردسرش نمي‌ارزه .بهتره تسويه‌حساب کُنيم

منظورت چيه که تسويه‌حساب کُنيم؟ .بهت که گفتم نمي‌تونم

مگر اينکه .چاپخونه رو برداري

چاپخونه به چه دردي مي‌خوره؟ !واقعاً که بيشعوري

،خُب آدم هر کاري که مي‌تونه انجام ميده .و از چيزي که داره استفاده مي‌کُنه

،درسته .من بهت بدهکارم

ولي نمي‌تونم همينجوري .قرضم رو پرداخت‌کُنم

و اگه اينطوري ... بايستي رويِ کَله‌ام

.حتي يک سِنت هم دستت رو نمي‌گيره .چون فعلاً ورشکسته‌ام

اين طرزِ حرف‌زدن .اصلاً صحيح نيست

،«ببين «پاديليا .موعدِ قولنامه سراومده

.قبلاً که بهت گفتم ورشکسته‌ام مي‌خواي برم دزدي کُنم؟

،نمي‌تونم !همين و تمام

چي‌چي رو تمام؟

،اين تازه شروعشه! من همه‌چيزو ازت مي‌گيرم فهميدي، سگِ نجس؟

کاري مي‌کُنم که فقط !شورتت برات باقي بمونه

.«صبوري کُن، آقايِ «پائولو .با سر‌و‌صدا به هيچ‌جا نمي‌رسيم

.قرضت رو ميدم، يه چند روزي صبر کُن - .حتي برايِ يک ساعت هم صبر نمي‌کُنم -

،من جدي هستم .و اونوقت تو مزخرفگويي مي‌کُني

اگه مي‌خواي به يه راه‌حلِ ... دوستانه برسيم

رويِ ملکت .يه قيمت بذار

سائو برناردو» برايِ او» ... چيزي بلااستفاده بود

،و عليرغمِ اين .نگهش داشته بود

زيرا در آنجا ... تلخي و فقر را پنهان مي‌ساخت

،به شکارِ پرندگان مي‌رفت، شنا مي‌کرد .و مي‌خوابيد

،بسيار زياد مي‌خوابيد .«از ترسِ ديدارِ «مندونسا

قيمت‌گذاريت رو !انجام بده

آقايِ «پائولو»، من هميشه مي‌خواستم .مزرعه رو نگه‌دارم

برايِ چي؟

.سائو برناردو» بي‌ارزشه»

،دارم به‌عنوانِ يه دوست حرف مي‌زنم .به‌عنوانِ يه دوست

دوست‌ندارم مردي رو ببينم .که يه طناب دورِ گردنش انداخته

اون وکلا درست عينِ .گرگ‌هايِ گرسنه‌ان

اگه «نوگه‌يرا» رو ... بندازم به جونت

آخرش به جايي مي‌رسي که تمامِ داراييت .تويِ يه کوله رويِ پشتت جا بشه

.«کُلي مخارج و هزينه داره، آقايِ «پاديليا .کُلي مخارج و هزينه

.يالا، قيمتت رو بگو

.مبلغِ 80 کونتو - مگه ديوونه‌اي؟ -

،مدت‌ها قبل پدرت 50 تا مي‌خواست .که همون موقع هم خيلي زياد بود

.خيلي‌خيلي زياد

،در حالِ حاضر .آسياب ويرانه‌ست

گله‌هايِ همسايه‌ها .دروازه‌ها رو شکستن

خونه‌ها .رو به خرابي هستن

و «مندونسا»؟ پس قرضِ اون چي ميشه؟

.من بهت 30 کونتو ميدم

.آقايِ «پائولو»، 70 تا

.پس 32 تا

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left