The first 200 lines.
برترین های سینمای هند در بالیوود وان
"بخاطر خانواده" ترجمه ای از وبسایت بالیوود وان
پروندهه 3000کروری زمین خواری که به تازگی کشف شده است
رهبران مخالفان و مردم از دولت
خواستار رسیدگی شدند
و همچنین از دولت خواسته اند
که با خاطیان به شدت برخورد بشه
و تهدید کردن که در صورت عدم رسیدگی لازم
که دست به اعتصاب و تظاهرات میزنن
اگه بفهمن که ما هم توی این کلاهبردارسی دست داشتیم
اونوقت مجبوریم باقی عمرمونو بریم پشت میله ها
این فقط یک قسمت کوچیک از کارهای من برای وزیر شدنه
ما باید یه فکر اساسی بکنیم
باید اذهان عمومی رو منحرف کنیم
ولی چطوری؟
حمله ی تروریستی
قربان ، مقدمات لازم فراهم شده
کی میتونه این کار و بکنه؟
یک تروریست محلی هست
اون پول رو بیشتر از کشور دوست داره
نه اون شما رو میشناسه نه مردم اونو میشناسن
اون همه جای اینترنت نفوذ داره
حتی حاضره برای پول پدر و مادرشو بکشه
اسمش هست نایک
از کی کارشو شروع میکنه؟- همین الانم شروع کرده-
حالا فقط بشینید و اخبار فوری تلویزیون و ببیند
مترجم : موسی
اونجا رو ببین ، باهوبالی بیا یه عکس بگیریم
داداش ، میشه یه عکس از ما بگیری
رانجیت ، اوضاع چطوره؟- همه چی مرتبه-
خوبه
بگو
همه چی آماده است
...یه بار بهش بگو
رانجیت ، بمب مرکز خرید منفجر نشد
زود باش ، دست بکار شو
قربا ، چه کسی پشت این انفجار هاست؟
کی اینکارو کرده؟
ما بزودی کسایی که توی اینکار دست دارن رو دستگیر میکنیم
ما یکی از بهترین مامور های خودمون و مسئول رسیدگی کردیم
"افسر ویژه "جی دی شاستری
من از همه شما انتظار حمایت دارم زنده باد هند
مردم از اینکه افسرفاسد ...شاستری مسئول
برای حل این پرونده منصوب شده..
به همین خاطر انتقاد ها از دولت بالا گرفته
که چنین تصمیاتی از طرف دولت باعث صدمه دیدن مردم خواهد شد
چه اتفاقی افتاده؟ فکر میکنن این یه بازیه؟
زودباشین بچه ها ، بریم سرکار
تارون کیه؟- من تارون هستم قربان-
از من خواستن که به شما گزارش بدم باشه-
و اینم تیم ما
ما فیلم دوربین های مدار بسته رو کاملا بررسی کردیم
اونا سه تا بمب کار گذاشتن ولی دوتا منفجر شده
تا امروز صبح زندگی من پر از شادی بود
پدر و مادرم سی امین سالگرد ازدواجشون رو جشن می گرفتن
خواهر ، برادر، دوست دخترم
همه خیلی خوشحال بودیم
ولی توی یک لحظه همه چی نابود شد
هیچ خبری در مورد پدر و مادرم ندارم
نمیدونم چطور پیداشون کنم
من همه ا رو برای پیدا کردنشون زیر و رو کردم
ولی هیچ اثری پیدا نکردم
چرا برگشتی؟
آقا ، چیزی در مورد پدر و مادرم یادتون اومد؟ بشین-
ببین ، توی حیدرآباد چهار منطقه وجود داره
توی اون12 بخش و 60 اداره ی پلیس
در صورتی که خبری از پدر و مادرت بشه
حتما بهتون خبر میدن
فقط 5 ساعت
با اینجا اومدنت هیچی درست نمیشه
آقا ، ما همه ی سردخانه ها و بیمارستانها رو گشتیم
ولی ما نتونستیم پیداشون کنیم
روزانه چندین نفر گم میشه
من کارم همینه
فعلا بزرگترین نگرانی ما انفجار بمب عه
من نمیگم نمیتونی پدر و مادرتو پیدا کنی
ولی مدتی زمان میبره
بهتره خونسردیتون و حفظ کنید
....قربان در واقع-
یه لحظه
الو بگو- اینطور نیست-
اونا قبلا غیب نشده بودن
قبلا بدون هماهنگی آب هم نمیخوردن
امروز سی امین سالگرد - ازدواجشونه من درک میکنم-
ولی در حال حاضر فقط همین کار از دستم برمیاد
من تمام سعی ام رو میکنم به تحقیقات سرعت بدم
به محض خبر جدید بهتون زنگ میزنم، باشه؟
باشه
نمیدونم باید چیکار کنم
ولی تا زمانی که پدر و مادر و پیدا نکنم به خونه برنمیگردم
بوجی- اگه اون میخواد بزار بره مدرسه- درس بخونه
وایسا دخترم- بوجی-، کجا میری؟
!بوجی !بوجی
ببین ، تو یه دختر کوچیک در حال دویدن این اطراف ندیدی؟
اینطرفی رفت؟ بله-
هی ، داداش بله-
تو یه دختر کوچیک در حال دویدن؟ از اونطرف-
آره
چرا گریه میکنی ؟چی شده؟
اگه من سرطان بگیرم میمیرم؟
کی اینو بهت گفته؟
تو در مورد سرطان چی میدونی؟
بهم بگو، چند تا پسر بد توی کلاس گفتن؟
آره ..شینو ، سورش ، چاندو
وقتی اونا اذیتت کردن چیکار کردی؟
به معلم گفتم
و معلم چیکار کرد؟
معلم اونا رو تنبیه کرد و از کلاس انداخت بیرون
دقیقا ،حالا بزار این داستانو کمی تغییر بدیم ، باشه؟
حالا تصور کن بدن تو کلاس هست
و پسرهای بد سرطانی هستن
و من؟
معلم
بله ، من معلمم حالا باید چیکار کنم؟
حالا برو ، ولی دیگه نیازی نیست از کسی بترسی
اونقدر سریع برو که کسی نتونه جلوت و بگیره
من اهل جاگیتال هستم نزدیک کریم ناگر
من یتیم هستم ، خانواده ایی ندارم
وقتی بچه بودم خونه ایی برای زندگی نداشتم
من یک ولگرد خیابونی بودم که دنبال غذا بودم
توی یک لحظه خانوم منو دید
اون منو به اینجا آورد
اون لحظه زندگی من تغییر کرد
اون ازم مراقبت میکرد
اون منو به مدرسه فرستاد و من الان دکتر شدم
من آقا و خانوم رو باعث و بانی این زندگی که دارم میدونم
خانوم ، من هم میخوام مل شما به روستا ها برم و به افراد فقیر کمک کنم
من تمام تلاشم رو میکنم بهشون کمک کنم
شما الهام بخش من بودی ، خانوم
من سالگرد ازدواج شما رو تبریک میگم و برای شما آرزوی موفقیت میکنم
واو! تحت تاثیر قرار گرفتم
چرا نباید تحت تاثیر قرار بگیری؟ حرفای من از ته دل بود
ببین الکس حرفاش رو ضبط کن اونا عمو و خاله ی تو هستن
ولی اونا پدرو مادرتن تو باید اول ضبط میکردی
درسته ولی اونا پدر و مادر من هستن چطور باید ازشون تعریف کنم؟
فیلم قبل از جشن آماده میشه؟ آره-
بیا- بیا-
بیا اینجا بشین- من نمیتونم-
میتونی- این مخصوص توعه-
همه چی رو ضبط میکنیم شروع کن
آماده ایی- شروع کن-
مشکل حرف زدن نیست
...اگه احساساتی بشم
پدرم گوش میکنه دیگه تا آخر عمر همش بهم تیکه میندازه
حالا کی گفت احساساتی بشی حرفای خوب بهتری هم هست
یه چیزی بگو دوربین روشنه
چرا اونطرفو نگاه میکنه؟
...اوه ، نه
بنظر شما هم چهره اش نافرم بود؟
آها
اون باید بعد از دیدن تو اینجوری شده باشه
اون سعی کرده با اینکار خودشو همسطح تو کنه
بیخیال اون حاضره واسه من هرکاری بکنه
مگه شما نیومدی فیلم جشن و بسازین؟ پس چرا دارین وقتو هدر میدین؟
به چی نگاه میکنی؟
بریم سرکارمون- دست بکار شیم-
!سلام
چی شده؟
احمق کیه که پشت سرم وایستاده؟
چی شده؟ چرا داری میلرزی؟
هیچی ، من اومدم ازتون بپرسم اون دختر کیه؟
اون دختر ، بیا اینجا
آنجلی- اوه ، آنجلی-
اون یکی از دخترهای کالج دوستم ماهش هستش
اون برای گذروندن دوره ی کارآموزی همراه مادرش اومده سلام-
سلام- اون خانه ییلاقی کنار خونه ما یادت هست؟
ایشون همونجا رو رزرو کردن
آره یادمه-
آها- دو ماه اونجا هستن-
بریم
موضوع چیه؟- هیچی-
باشه
بپر بالا
چطور شده که حیدرآباد و انتخاب کردین؟
بخاطر دوستی و آشنایی خانوادگی که پدرم داشت اینجا اومدم
من رو حرف پدرم چیزی نگفتم
خاله شخصیتش به من خیلی نزدیکه
بخاطر همین من حضور در اینجا رو برای خودم خیلی خوب میبینم
عالیه
حال رادیکا چطوره؟
و خواهر کوچیکترت دانو - هر دو خوبن-
رادیکا تازه یک پسر بدنیا آورده
آره پسر داره ولی تازه بدنیا نیومده ، پنج سال پیش
پس توی خانواده ما همه رو میشناسی بجز من
آره ، چون قبلا هیچوقت ندیدمت
آره راست میگی
اگه همو دیده بودیم منو یادت بود
بعدا میبینمت ، شب شیک
خداحافظ- خداحافظ-
سلام ! چی شده؟
فکر کردم شاید چمدانهات زیاد باشه و دست تنهایی بیام کمکت
پس بهتره بیام کمکت
خیلی خوشحالم ، ممنونم
شاید فک کنی دیونه شدم ولی تا حالا دختری به زیبایی تو ندیدم
از بس چشات قشنگه حس میکنم دارم توشون غرق میشم
چرا اینقدر دیر کردی؟
آنجلی ازم خواست توی کارا بهش کمک کنم
همه چی اوکی کردی؟
تو اتاق خودت تخت خوابت رو مرتب نمیکنی
و میخوای باور کنیم که به آنجلی کمک کردی؟
No comments yet. Be the first to leave one.