The first 190 lines.
آنچه در قسمتهای قبل «کراس» گذشت
شاهدی داری که بتونه لادونا رو تبرئه کنه؟
شنیدم رفیقم بهش میگفت «قطار شب»
قبلاً هیچوقت ندیده بودیش؟ مطمئنی؟
این همون زنیه که اومد دیدنت؟
یه عکس از پشت این پرتره برداشت
به لطف سناتور اشفورد، حالا یه لیست مرگ داریم
از این چهرههای جدید چی میدونیم؟
نوری موهیندرا شرکتی رو میچرخونه که
نیروی کار کودک رو تأمین میکنه
گریفیت استوکر، لابیگر و کارچاقکن واشینگتن
داره طبق ترتیب داستان میکشتشون
که یعنی جیلانی میشه «معمار». اوهوم
همونی که کل نقشه کار اجباری کودکان رو کشید
پس نفر بعدی توی لیست مرگه، درسته؟
چند روز پیش یه اسلحه پیدا شد
که به گروه «بد ریلیجن» ربط داره
دارن کنکاش میکنن و باید مطمئن شم که چیزی پیدا نمیکنن
وقتی «مغز متفکر» رو دیدی بهش بگو دست از سر خانوادهم برداره
مارگارت، نه! نه
مگی مغز خودشو ترکوند
همیشه یه ذره بیقرار بود
فیلمها کجاست؟ فیلمها کجاست؟ کایلا، بسه
بس کن! وایسا
اون... اسناد اصلی توی یه انبار امن هستن
سی طبقه زیرِ دفترِ رئیست
فقط اون وامونده رو از بدنم بکش بیرون
اوه
لعنت
پرونده «دوراند» بدجوری گره خورد
ولی دمت گرم که اون فیلمها رو به چنگ آوردی
حالا دیگه «بد ریلیجن» دوباره میشه یه خاطره تلخ
در ضمن، هیچوقت بهت شک نکردم
حتی برای یه لحظه. این چیه؟
دوست من، این همون «باریکلا»ییه که منتظرش بودی
فقط باید مطمئن میشدیم، که حالا هستیم
داری بهم میگی که همه اینها
همه اینها فقط یه امتحان بود؟
خب، روی لو رفتن اون اسلحه حساب نکرده بودیم
ولی وقتی فرصت رو دیدیم، آره، ازش استفاده کردیم
من یه قاتل رو از زندان کشیدم بیرون
آینده شغلیمو به خطر انداختم، به کسایی که برام مهم بودن دروغ گفتم
و جلوی چشمم مرگ مارگارت رو دیدم، همهش برای یه امتحان کوفتی؟
و تو قبول شدی
تبریک میگم، شغل مال توئه
کدوم شغل؟ تو
قراره معاونِ مدیرِ جدید باشی
به سلامتی. ولی من نیستم
چی گفتی؟
من معاونت مدیریت رو نمیخوام. من «مغز متفکر» رو میخوام
اون کثافت از من برای شکنجه اون سربازها استفاده کرد
میشه یه لحظه فقط از این موقعیت لذت ببریم؟
نظرت چیه بگی «حق با تو بود روی»؟
درباره معاونت مدیریت
درباره هَمِت
درباره تکتک اون چیزهای لعنتی
حتی درباره اینکه تو کیس مناسبی برای الکس کراس هستی
یه لحظه صبر کن
مارگارت تنها کسی بود که شنید من درباره «کیس مناسب» چیزی بگم
واو. پس یعنی بعد از اینکه خودکشی کرد باهاش حرف زدی
اوه، واو. باید میفهمیدم
اینکه اونطوری پشت تلفن مغز خودشو ترکوند
مارگارت همون «مغز متفکر»ـه
نرو سراغ این حرفها
سمتِ معاونت رو قبول میکنم
و حالا گمشو از خونهم بیرون
اوهوم
دوشنبه میبینمت
بله؟
هی. یه چیز آخری ازت میخوام
دیگه چیزِ آخری در کار نیست
میدونم، ولی از این یکی خوشت میآد
قول میدم
آمار کامیون رو گرفتن. باید راه بیفتیم
برو اون پرونده رو برام پیدا کن. ببین
حواست بهش باشه. هر چی پیدا کردی بهم بگو
حله. اکبر، تو چی داری؟
اوکی، ممنون
دوربینهای پلاکخوان جای کامیون «هیز» رو پیدا کردن
مامورها تا «رولینز پارک» تعقیبش کردن
ما الان میریم اونجا. اگه آدرسی پیدا کردی، من همون حوالیام
جان باید تیم ضربت رو با خودش ببره
نمیخوایم اگه سوژه رو پیدا کردیم، منتظر اونها بمونه
داریم روی آدرس دقیق میشیم. صد یاردیِ هدف
حرکت
افبیآی
سمت راست پاکه! سمت چپ پاکه
اینجا پاکه. اتاق خواب پاکه
اه، لعنتی
الکس، چی پیدا کردی؟
جیم شدن، ولی یه کیسه پر از سوغاتی گذاشتن
انگار انگشتهای جیلانیـه
و یه عکس با دوراند، هلویگ، جیلانی
لعنتی، همهشون هستن
شاید مال ده بیست سال پیشه
انگشتها رو میفهمم، ولی عکس برای چی؟
فکر نکنم برای ما گذاشته باشتش
روی کارت نوشته: «برای نوری»
همونطور که میدونید، تلاشهای مشترک پلیس متروپولیتن
و افبیآی تا به این لحظه برای بازداشت مظنونین بینتیجه بوده؛
یعنی «لوز پوراس» و «دانی هیز»
منابع من بهم گفتن که
قاتل سه تا از انگشتهای جیلانی آمادو رو قطع کرده
و این با امضای قتلهای اخیر همخوانی داره
درسته، مامور مکالهانون؟
من نمیدونم منابع شما کی هستن، اما خیلی شفاف اعلام کردم
آیا یه قاتل سریالی فعال فراریه؟
و اگه هست، شما وظیفه ندارید به مردم اطلاع بدید؟
ما در حال حاضر از محل اختفای لوز پوراس خبری نداریم
اما فهمیدیم که چطور تونسته به
سیستم امنیتی افبیآی نفوذ کنه
منظورم اینه که اون چند ماه پیش پول کلاسهای سامبای منو داد
باورم نمیشه که هویتم رو هم دزدیده
خیلی زن مهربونی بود
تکتیراندازی که مامور گاف رو کشت
احتمالاً همون دانی هیزه
ما همچنین تصاویری از کامیون و پلاک تکتیرانداز به دست آوردیم
اون تصاویر حدود یک ساعت پیش منجر به حمله افبیآی شد
متأسفانه مظنونین قبل از اینکه دستگیر بشن، فرار کردن
بعد از اعدام آمادو، معتقدیم که
چهار هدف دیگه توی لیست مرگ لوز پوراس باقی مونده:
نوری موهیندرا
گریفیت استوکر
نات گانکارز
و لنس دوراند
از اونجایی که نتونستیم امنیت بقیه قربانیها رو تامین کنیم
چهار هدف باقیمونده رو قرنطینه کردیم
توی پایگاه ارتش «کمپ هریسون»
اگه لوز اونها رو میخواد، باید از سد ارتش آمریکا و ما رد بشه
ممنون، کارآگاه
خب، برنامه بعدی چیه؟
خب، کارآگاه هاردی و اکبر یه خلاصهای از
تمام اقداماتی که تا الان انجام دادیم رو آماده کردن، قربان. اوهوم
خلاصهی کارآگاه کراس بیشتر از حد کافی بود، روی
همین الانش میدونم چی جواب نداده
رئیس، فکر کنم وقتشه که پلیس متروپولیتن فرماندهی عملیات رو به دست بگیره
فکر نمیکنم تیم من اون کارایی لازم رو
برای این تحقیقات نشون داده باشه
خب، با این حرفت نمیتونم مخالفت کنم
و فکر هم نمیکنم دیگه بخوای
چهرهی اصلی این تحقیقات باشی، مدیر هَمِت
در هر صورت، پلیس متروپولیتن خوشحال میشه وظیفهشو انجام بده
کارآگاه کراس، ریش و قیچی دست توئه
قدم بعدی چیه؟
باز هم همهمون دور هم جمع شدیم، درست مثل قدیما
هیچچیزِ این مثل قدیما نیست، لنس
نوری، درباره شوهرت شنیدم
متاسفم. اون چهار سال پیش مُرد
لابد کارت تسلیتت به دستم نرسیده
فقط به خاطر اینکه اینجا با هم حبس شدیم
دلیل نمیشه تظاهر کنیم با هم دوستیم
خداروشکر که اینو گفتی
خب، ببینید، ما هم همون پیامکی رو گرفتیم که شما امروز گرفتید:
«به جنایتهاتون اعتراف کنید یا ۲۰ میلیون بدید.»
فکر کنم همهمون منظورِ «وگرنه»ای که پشتش هست رو میفهمیم
به نظرت کلاً ۲۰ میلیونه یا نفری ۲۰ میلیون؟
به نظر من که همهش مزخرفه
و به نظرم لنس باید همهشو بده، حتی اگه ۸۰ میلیون باشه
برای اون که پولی نیست
میلیون منو ورشکست میکنه ۲۰
دیگه راهی برای تامین مخارج خانوادهم ندارم
هی بچهها، کسی قرار نیست پولی بده، باشه؟
ما اینجا جاش امنه
همینجا سر جامون میشینیم و اجازه میدیم پلیس بگیرتش
«سر جامون بشینیم»؟
من باید برگردم پیش خانوادهم
باشه، باشه، ببین
نمیخواستم اینو یادآوری کنم، ولی یه لیستی وجود داره
یه لیست مرگ
و نوری، نفر بعدی توی لیست تویی
بعدش گریف، بعدش نات و آخر سر هم من
من همهچیز رو درباره این لیست میدونم. فقط نمیخوام ماهها اینجا بمونم
آره، ماهها طول نمیکشه، باشه؟ اینو بهت قول میدم
بیخیال لنس، این قولو بهش نده
هنوز بعد از این همه سال داری اراجیف تحویل ملت میدی؟
آره، فکر کنم من بودم که پولدارت کردم
نه؟ من پولدارت کردم
من همهمون رو پولدار کردم. کجای این اراجیفه؟
من همهمون رو جمع کردم، ولی همهمون با نقشه موافقت کردیم و اون نقشه هم جواب داد
پس ما هیچ پولی نمیدیم. پولمون رو نگه میداریم
به هیچ کوفتی هم اعتراف نمیکنیم
و پشتِ سرِ این آمریکاییهای غیور با مسلسلهاشون میشینیم
و امنیتِ کوفتیمون رو تامین میکنیم. امنیت داریم؟
مگه جیلانی امنیت داشت؟ آره
دقیقاً
حالا اون داره یه راه فرار جلوی پامون میذاره
حداقل باید پیشنهادش رو بررسی کنیم. حق با توئه، باید همین کار رو بکنیم
بذار ببینیم. هلویگ... اون پولشو گرفت
عاقبتِ اون معامله براش چی شد؟
فک کردی با تو جورِ دیگهای رفتار میکنه؟
No comments yet. Be the first to leave one.