The first 200 lines.
حرفهایترین اپلیکیشن پخش آنلاین ایرانی "فیلامینگو" تقدیم میکند
.دکورسی" به بروکلین برگشت تا با پدرش، "فرانکلین وارد" که در حال مرگ هستش وقت بگذرونه" برادرش "لویی"، که گروهبان ادارهی پلیس نیویورک هستش، نظرات متفاوتی دربارهی شیوهی مراقبت از .پدرشون دارن
ت...ت...تحت چه درمانی هستی؟
،شیمی درمانی، پرتودرمانی چی کار قراره بکنیم؟
.هیچی. من هیچکدوم از اینارو نخواستم
،ما قراره به خواستش احترام بذاریم
،راحتش بذاریم
.و اجازه بدیم که با توجه به شرایطش بمیره
.من مخالفم 7.5
توی اتحادیهی آزادیهای مدنی آمریکا، شبان کیز نمایندهی کارگری از کارگاه ساختمانی بیگ دیگ شده که حین کار دچار جراحت سختی شده. اون حالا باید در مقابل شرکتی که .بر ساختوساز نظارت داره قرار بگیره
.نمیخوام نگران باشی
.من قراره برای خانوادت بجنگم 9.5
.گروهبان کریس کیسن بدلیل مرگ افسر راس والاس حسابی ناراحت و سرشکسته شده .اون شک داره که افسر ریک دانلیوی، اون رو طی عملیات تیراندازی به قتل رسوند
!تفنگ
.یه افسر زخمی شده
.یه افسر زخمی شده. راس، راس
.تحمل کن، پسر. تحمل کن
.خب، جنی، امیدوارم که بتونی با پدرت صلح کنی
.تو نمیتونی با یه روح صحبت کنی
.شب بخیر، دامینیک
چطور بود؟
.خوب
.هیچ اتفاقی نیفتاد
.من از ازدواجم راضیم
.کار جدید. روز جدید
.ماشینم توی مغازست .وامدهندههای لعنتی
.سلام، کوئینسی
،خدای من
.جکی، ده ساله که تو همین شوخی رو میکنی
.شوخیهای قدیمی مثل شراب میمونن .هر دوشون با گذشت زمان بهتر میشن
.خب، تو قطعا بهتر نشدی
،گوش کن، این جنازه که داری بیرون میبریش
،دامینیک زنگی
بخاطر چی مرد؟- ،آخرین چیزی که شنیدم-
.این بود که اف بی آی تو رو توی فاضلاب انداخت
.تو دیگه اجازهی دریافت اطلاعات پزشکی رو نداری
فیلومینا، بعد از این همه سال
،و این همه جنازه که با هم به اشتراک گذاشتیم
واقعا می خوای منو پس بزنی؟
،من طبق قوانین پیش میرم
.بخاطر همین هنوز شاغلم
"بیخیال، فیل، یادن نمیاد که چقدر شب قتلعام "بلکفرایز
خوش گذروندیم؟
،تو چقدر پیرمرد دلنازکی هستی، ولی بگو ببینم
چرا اینقدر به این جسد بخصوص اهمیت میدی؟
.کار جدید گرفتم، به عنوان گارد امنیتی، محله ی بیکن هیل
البته، اسم خانواده رو نمیتونم بگم، ولی
.آشنای اون مرحوم بودن
.من فقط، میدونی، میخوام بفهمم که چه اتفاقی افتاد
،گزارش من سه هفتهی دیگه به اطلاع عموم میرسه
.بر اساس رویهی استاندارد
نمیشه فقط همین یه دفعه کمتر استاندارد باشی؟
این دلقک داره مزاحمتون میشه، دکتر؟
.مشکلی نیست، فرناندو
.آقای رور داشتن میرفتن
.سلام، خانوم دیگز
بابا؟
.هی، ب...بابا، بابا
هی، حالت خوبه؟
.من خوبم
کی میخوای قبول کنی که باید توی بیمارستان باشی؟
...من 47 سال روی این تخت
.خوابیدم
.میخوام همینجا بمیرم
اینقدر برات سخته که اینو بفهمی؟
.چیزی که نمیتونم بفهمم اینه که چرا داری تسلیم میشی
خیلی چیزا رو نمیفهمی، مگه نه؟
.م...من میخوام دوباره بخوابم
آزمایشگاه گلولهشناسی اسلحهی تو رو با گلوله ای که به
.افسر راس والاس اصابت کرد و کشت، مطابقت داد
میخوای توضیح بدی که چه اتفاقی افتاد؟
،توی تیراندازی، تیر کمونه میکنه
.قطعات گلوله ممکنه برخورد کنه
،تیراندازی با دو تا تفنگ حس این رو میده که انگار با ده تا تفنگ تیراندازی میشه
.پنج تا تفنگ حس پنجاه تا رو میده
،پس، افسر والاس
بخاطر یه تیراندازی دوستانه مرد؟
.نمیدونم که اون لعنتی چجوری مرد
.تو گفتی که آزمایشگاه گلولهشناسی اسلحهی من رو مطابقت داد
،اگه فراموش کردی باید بگم که
.از طرف یه مبارز داشت بهمون تیراندازی میشد
.متوجهم
سنبورن، درسته؟
بازجویی با افسر دانلیوی چطور بود؟
.شما مامورای طفرهروی بخش داخلی منو می کشین
همتون یه مشت انگلین، میدونستی؟
،با توجه به اینکه این فاجعه تحت فرمان تو اتفاق افتاده
.سعی میکنم این واقعیت که پروتکل رو زیرپا گذاشتی رو نادیده بگیرم
،احتمالا حس یه تیکه آشغال رو داری
،ولی اگه الان راهت رو نکشی و بری
.بخاطر دخالت توی بازجویی گزارشت میکنم
.چ...چه پروتکلی؟ من فقط داشتم قهوه میگرفتم
،تو همین الان با یه پلیسکُش بازجویی کردی
که همکار خودش رو کشت تا علیه
.سافرین" شهادت نده"
،منظورم اینه که، شاید فکر کنی دیوونم ولی
.فکر میکردم شاید توی لعنتی یکم دل و جرئت داشته باشی
من از هرناندو خوشم میاد، ولی اون میلهی کوفتی
.بخاطر اینکه خودش گند زد، توی مغزش رفت
،لوازم حفاظتی رو نپوشیده بود
.و مشروب خورده بود ،الکل خونش روی 0.05 بود
.خیلی کمتر از حد قانونی
.درضمن، بنظر نمیاد که همهی مشروبا رو تنهایی میخورد
.من هشت ساله که عضو انجمن الکلیهای گمنام هستم
.بچههایی که دیشب سرکار بودن، اینا رو اینجا گذاشتن
،یه چیزی رو بهم بگین، آقای کریا
به کارکنان شیفت کاریتون اهمیت می دین؟
.من به تکتک اونا اهمیت میدم
.هرناندو مرد خوبی بود
.مست یا هشیار، این پلاستیک جلوی میله رو نمیگیره
.میتونی یه چیزی بهم بگی
.همین الان اینکارو کردم
هر کدوم از این کارگرا حاضرن که
.به ادارهی ایمنی و بهداشت حرفه ای بگن، این محوطه مشکل داره
این یعنی چی؟
.آقای کریا
.بفرما
به لوازم تمیز احتیاج داری؟
.دخترم عضو انجمن معتادان گمنام هستش
.آره، تقریبا هیجده ماهه که پاک و هشیاره
.من هیچ سرنگ آلودهای ندارم که تعویض کنم
.نه، اشکال نداره
...امممم
،وقتی کارت باهاشون تموم شد
.اونا رو همینجا برگردون و توی سطل قرمز بندازشون
.ممنون
.دخترم میگه که خجالت هیچ کمکی نمیکنه
.خوشبحالش که شما رو داره
.ولی اومدنت به اینجا، نشون میده که اهمیت میدی
.ممنون
.هی، پدر دویل
.دارمود- .دارمود-
.درسته
چای میل دارین؟ .نه، ممنون
...اممممم
...اون دختری که باهاش صحبت میکردین
هومممم؟- ،راستش، قصد فضولی ندارم
.ولی فکر کنم که همیشه یجورایی اینکارو میکنم
حالش خوبه؟
.دختر همسایهی منه
.بدون اینکه بخوام به اعتمادبهنفسش آسیب بزنم، فکر کنم حالش خوب میشه
فقط احتیاج داشت که یکی بهش بگه که
.احساس سردرگمی اشکالی نداره
،خب، بهعنوان کسی که مدام احساس سردرگمی داره
.خیلی خوشحالم که اینو میشنوم
بعضی وقتا سردرگمی همون ترس
.توی لباس گوسفند هستش
تصمیم قطعی گرفتی که پدرت رو نبینی؟
.من میخوام که اون بخواد من رو ببینه
.خب، شاید بخواد
.نه. مجرمهای باهوش به صحنهی جنایت بر نمیگردن
.اون من و مادرم رو ترک کرد
.میدونی، تنهامون گذاشت تا همدیگه رو متلاشی کنیم
،بههرحال ممنون
.برای اینکه پرسیدین، پدر
.کیسن- .سلام-
.میدونستم هنوز توی دفتری
.ببین کی داره این حرفو میزنه
.بااینکه دو تا ایالت اونورتری، نمیتونی کار نکنی
.مچم رو گرفتی
هی، پسر، قضیهی دانلیوی
و بچه های امورداخلی چطور پیش رفت؟
کریس؟- ...هاه-
یجوری از بازجویی اومد بیرون که انگار
.به پایان خوش خودش رسید
پدرت چطوره؟
،میدونی، م...من مدام از خودم میپرسم
،که چی باعث میشه که بعضی از پلیسا
،به پلیس بودن خودشون افتخار کنن و ازش دفاع کنن
باوجود اینکه میدونن، همکارشون کار غیرقانونی انجام داده؟ چی باعث میشه؟
مثلا قدرتنمایی؟
روانشناسی جمعیت؟ ...چی مثلا
،اگه هفتهی پیش دربارهی وفاداری پلیسا ازم میپرسیدی
،ازت حمایت میکردم
،آمادگی اینو داشتم که کل این بخش اداره رو به آتیش بکشم، ولی اخیراً
.اینجوری بنظر میاد من اون دیوونه ای هستم که توهم توطئه داره
پسر، تو باید یکم استراحت کنی، باشه؟
.خیلی خوب بنظر نمیرسی .آره، باشه
.سلام
مامور میلانی، درسته؟
.رامین میلانی. جکی رور
.میدونستم که چهرت آشناست
این همون ماموری هستش که بخاطر رابطه داشتن با وکیل مدافع آمریکا
.و بیهوش شدنش بخاطر مصرف کوکائین، اخراج شد
.خب، اولاً، من استعفا دادم
دوماً، من همچنین همون ماموری هستم که مسئول سرنگونی
باند دزدی بانک چارلزتاون
...و برادران آنچولیو بود
.تاریخ باستانی- و شما کی باشی؟
.ژانگ وو- .خدای من-
چه اتفاقی برای اداره افتاد؟
از کی تا حالا اف بی آی هم جزو دنیا شده؟
من یه عالمه کار بابت اون شواهد
.روی سرم ریخته
هی، روی چه پروندهای داری کار میکنی؟
.محرمانست
.هی، بیا اینجا، بیا اینجا
.بزار یه چیزی ازت بپرسم .بیا اینجا، بیا اینجا
هی. روی پروندههای قدیمی من به کجا رسیدین؟
چه ارتباطی بین ترنت هاینک
No comments yet. Be the first to leave one.