Homecoming

Homecoming

Download Farsi Persian Subtitle

Season 1

Release info

Homecoming S01E06 720p WEB H264-iNSiDiOUS
Homecoming S01E06 WEB H264-iNSiDiOUS
Homecoming S01E06 720p WEB HEVC x265-RMTeam
Homecoming S01E06 480p WEB x264-RMTeam
A Commentary by _SinCities_
▒░╠▷ زیرنویس از سـینـا صداقت ◁

Tags

web
720p
720
x265
HEVC
x264
480p
480
Published on: 2018-11-08
Downloads: 14
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

وزارت امور کهنه‌سربازان به مراقبت برجسته متعهد است

...لطفاً همچنان منتظر بمانید، و ما

.سلام، خانم موریسو ممنون که منتظر موندید

من الان دارم به پرونده‌ی والتر نگاه می‌کنم

گفتید اسم اون برنامه بازگشت به میهنه؟

بله. بازگشت به میهن - ...خیلی‌خب، بله -

،من دو هفته‌ست هیچ خبری از پسرم ندارم

و سعی می‌کنم باهاش ...تماس بگیرم، ولی

آره، خب، خانم، اون برنامه مربوط به امور کهنه‌سربازان نیست

از چی حرف می‌زنید؟

...آره، الان دارم نگاه می‌کنم

...تحت اداره‌ی یک پیمانکار خصوصیه

گروه نوبنیاد گایست

گایست؟

آره. اینجا در امور کهنه‌سربازان قرار نداره

ما در این حد اطلاعات داریم

در خصوص دیگه‌ای می‌تونم کمک‌تون کنم؟

نه

« SinCities زیرنویس از سـینـا صـداقـت »

گلوری؟ حاضری؟

دیرمون می‌شه‌ها

این چیه؟ - گایست -

خب؟ چی شدن مگه؟

تمامش رو اونا درست کردن؟ - نه -

ولی محصولات خانگی درست ،می‌کنن، مثل شامپو، جرم‌گیر لوله

...مواد رخت‌شویی - خب؟ -

و اونا فقط می‌خوان اون در مورد احساسات‌ـش حرف بزنه؟ نه

اون کیه؟ از چی حرف می‌زنی؟

والتر. مکانی که فرستادن‌ـش

با عقل جور درنمیاد

می‌دونم ناراحتی، عزیزم

می‌دونم دلت براش تنگ شده

منظورم این نیست

چرا یه شرکت که شامپو و ...جرم‌گیر لوله درست می‌کنه

گلوری، تو خواهرمی و دوسِت دارم

...ولی موقعی که اینجوری می‌شی - لزومی نداره تو رو متقاعد کنم -

کجا می‌ری؟ - تمپا -

الان؟ خبر داره داری میای؟

خواهش می‌کنم! من مادرشم

...لزومی نداره اطلاع بدم کِی

اون تا اون سر دنیا فرار کرد تا از چرندیات تو فاصله بگیره

!اِویتا

حقیقته

اون چهار هفته‌ی دیگه برمی‌گرده خونه، گلوری

چی واسه گفتن داری که از پشت تلفن نمی‌تونی بگی؟

من هیچی نمی‌گم

منظورت چیه؟ - برش‌می‌گردونم خونه -

هی، من بهت بدهکارم

ببخشید؟

من... تو توی اون غذاخوریه برام پیشخدمتی ...کردی، و من یه انعام بهت بدهکارم، پس

اوه، نیازی نیست

بیا، خواهش می‌کنم. اصرار دارم

اونطوری یه لطفی در حقم می‌کنی

اونطوری می‌تونم به خودم بگم چه آدم خوبی هستم

البته. ممنون

ممنون از تو

خب، هنوز کسی گنج پیدا نکرده؟ - هوم؟ -

طلای سیاه؟

قضیه‌ی شیشه‌ـه؟

اوه، نه. نه هنوز

اوه. خب، در هر صورت چند تا دونه کارت بیشتر هم توی شیشه نبود. درسته؟

منظورم اینه، این آدما کی هستن؟

تابحال دقت کردی؟

آه... نه

...آخه عجیبه، چون

...یا پیغمبر، پسر. اوه

چی؟ - ببین، شرمنده -

من تازه از افغانستان برگشتم، حدود 72 ساعت پیش، و مشخصه که یادم رفته

چطوری یه گفتگوی عادی داشته باشم... ببخشید

توی ارتش بودی؟

بودم. دیگه نیستم

الان بیشتر قراردادی کار می‌کنم

خب، به میهن خوش برگشتی

ممنون. من هانتر هستم

از آشنایی باهات خوشوقتم - هایدی -

می‌تونم یه سؤالی ازت بپرسم؟

فقط کنجکاو بودم بدونم اون‌روز زیاده‌روی کردم یا نه

زیاده‌روی؟

...با اون پرنده؟ من

...اوه، نه، مشـ... مشکلی نـ منظورم اینه، مشکلی نیست

خیلی‌خب، چون به‌نظر می‌رسید - یه خرده دلخور... - نبودم

بله، هایدی هستم

باشه. الان میام

آم... می‌تونی همینجا بمونی؟ من باید برم یه چیزی رو بررسی کنم

آره

خانم، این رویه‌شه

من این خطی مشی‌ها رو ننوشتم

...باید یه فرم پُر کنید

از نظر من که روحتم خبر نداره

هایدی. سلام... ما یه مشکلی داریم اینجا

چه مشکلی؟ بهم توضیحش بده

ایشون مادر والتر هستن

عجب. بله. سلام. من هایدی برگمن هستم

بهشون گفتم که نمی‌تونیم ملاقاتی‌هایی ،که وقت نگرفتن رو قبول کنیم

ولی به‌نظر میاد از نظرشون من از کارم سر درنمیارم

شما مسئولی؟ شما برای گایست کار می‌کنی؟

اونا هستن که اینجا رو اداره می‌کنن، درسته؟

همه‌چیز مرتبه؟

اگه وضع اضطراری‌ای ...به وجود اومده، می‌تونیم

اوه، وضع اضطراری‌ای وجود نداره

اون پسرمه

می‌خوام ببینمش

داری بهم می‌گی اجازه ندارم؟

به چه دلیل؟

خب، هدف این مرکز اینه که تحول والتر رو راحت کنه، و اون اوضاعش عالی بوده

فقط اینکه ملاقاتی‌ها، مخصوصاً ...از اعضای خانواده، می‌تونن

من از ایالت جورجیا تا اینجا رانندگی کردم

من 28 تا برگه واسه تصحیح‌کردن دارم و جایی هم واسه رفتن ندارم

باید با حراست تماس بگیرم؟ - ...نه، نه، بیا -

هایدی، تمام درخواست‌های ملاقاتی باید از قبل تأیید شده باشن

،خب، الان دیگه اینجاست و جایی هم نمی‌ره

عیب نداره

خانم موریسو، چطوره همراه من بیاید، لطفاً؟

عیب نداره

از این طرف

قضیه چی بود؟

توی "والدستا" زندگی می‌کنید، درسته؟

رانندگی چقدر طول کشید؟

باید سه ساعت طول می‌کشید

ترافیک بود؟

نه. آدرس رو نداشتم

چطوری پیدامون کردید؟

،والتر گفت یه پارک اداری بیرونِ تمپا

حوالی یه مرداب و یه جامعه‌ی بازنشستگی

باید کُلی از اونا وجود داشته باشه - فقط هشت تا -

...پس شما - اینجا ششمی بود -

مامان؟

مامان، تو... تو اینجا چی‌کار می‌کنی؟

فقط می‌خواستم ببینمت

چطوره همگی بشینیم و صحبت کنیم؟

والتر... لطفاً به این زنه بگو بره

حله. هوم

هایدی، شرمنده

...من مدتی می‌شه مادرم رو ندیدم، پس اشکالی نداره یه لحظه تنهامون بذاری؟

چرا که نه. البته

پس، یک ماه پیش، من حدود ،‏150 کیلومتر بیرون قندهار بودم

،وسط ناکجاآباد، زنگ زد گفت طلاق می‌خواد

عجب - نه؟ -

گفت خیلی بهش سخت می‌گذره

به اون سخت می‌گذره

خیلی سخته

خب، ببین، حقیقتش زیاد هم عصبانی نشدم

...من... بیشتر مثل این بود که

کونِ لقش؟

آره، دقیقاً. کونِ لقش

خب، ببین، من انقدر ازش دور بودم که حتی ،نمی‌تونستم به یاد بیارم چطوری باهاش صحبت کنم

می‌دونی، یا اینکه حتی چطوری باشم، حقیقتش

شاید اون... شاید اون دقیقاً کاری که من می‌ترسیدم بکنم رو کرد

الان دارم کشف می‌کنم

مطمئنی شغل جانبیت مشاور زوجین نیست؟

فقط آخر هفته‌ها

اوه

از یک گذشته. دارم از گرسنگی تلف می‌شم

تو همسایگیِ اینجا یه رستورانِ چینی هست

خب، تو چطور؟ گرسنه‌ای؟

ببخشید

می‌دونی، احساس خیلی خوبی داره راجع به این مسائل صحبت کنی

فرصت، فرصت زیادی گیرم نمیاد

ببخشید

چرا که نه. می‌تونم یه غذایی بخورم

...پس، می‌دونی، من ،بعد از دوره‌ی مأموریت آخرم

اومدم خونه، می‌دونی، سعی کردم ،دوباره خودم رو با اوضاع وفق بدم

روابط، کار، ولی... وفق پیدا نکردم، می‌دونی؟

درنتیجه برگشتم. خیلی از ما اونجائیم؛ سربازهای سابق که قراردادی کار می‌کنن

کارمون رو بلدیم

ازش خوشت میاد؟

بد نیست

یه جورایی دلتنگی‌آوره - حتماً همینطوره -

اونقدر دور

کشور زیبائیه. قضیه اون نیست

می‌دونی، من توسط افراد حکومت احاطه شدم

و آدم باید حواسش به تمام چیزهایی که می‌گه باشه

حقیقت آخرین چیزیه که دلت می‌خواد بهشون بگی

چرا؟

چون بر ضدت ازش استفاده می‌کنن

اوه، جوری رفتار می‌کنن که انگار فقط ،دارن وظیفه‌شون رو انجام می‌دن

ولی وظیفه‌شون اینه که یکی رو پیدا کنن تقصیرها رو بندازن گردنش

...جوری می‌گم که باعث می‌شه

نه. می‌دونم منظورت چیه

می‌دونی؟

آره

کسی اونجوری ازت سؤاستفاده می‌کنه؟

چی؟

می‌دونی، اذیتت می‌کنه، سعی می‌کنه یه چیزی ازت بگیره؟

نه

...چون همین الان گفتی

فقط داشتم ادب به خرج می‌دادم

دوباره دارم اون‌کارو می‌کنم - چی‌کار؟ -

حالت بازجویی - چی هست؟ -

هیچی. کارمه، می‌دونی

اطلاعات گرفتن از آدما

فقط گاهی اوقات بدون اینکه متوجه بشم می‌رم توی اون حالت. ببخشید

خب، چیزی برات ندارم

راجع به طلاقم نق می‌زنم و حالا دارم سوال پیچت می‌کنم

ای‌بابا، پسر، قرار اوله

چیِ اوله؟

و در اون مورد، به نظرم وقتشه که اولین نوشیدنیم رو سفارش بدم

...احتمالاً بهتر باشه من - چی؟ منظورت چیه؟ -

بدشانسی میاره، می‌دونی

چی؟

More Farsi Persian subtitles for Homecoming

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left