Agatha Christie's Poirot

Agatha Christie's Poirot

Download Farsi Persian Subtitle

Season 9

Release info

Poirot S09E04 - The Hollow
A Commentary by Red2008
red2008 کاری از مجتبی imdb-dl گروه ترجمه

Tags

other
Published on: 2013-06-01
Downloads: 52
Hearing Impaired: Yes

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

سلام عزيزم موفق شدم بزنم به چاک

اما فکر کنم مچ دستم رگ به رگ شد

اوه جان

اوضاع کار چطوره ؟

خوبه ممنون . دارم يه کار عالي براي نمايشگاه بين المللي ميزنم

اوضاع کار تو چطوره ؟

توي درمان بيماري ـه "ريجوي" يه کم پيشرفت داشتم چنين بيماري اي وجود نداره و )) (آگاتا کريستي از خودش اختراع کرده

من يه بيمار در بيمارستان "هامراسميت" دارم "خانم "کرابتري

فکر کنم همسر يه راننده ست

در اثر بيماري "ريجوي" داره ميميره

اما بهم اجازه داد درمان جديد رو روي خودش امتحان کنم

خداي من عجب روحيه اي داره

پيرزن بيچاره خيلي ترسيده

اونوقت تنها چيزي که گردا بهم گفت اينه چرا ديروقت مياي خونه ؟

خب بعضي وقتا که پيش مني

آره اما هميشه شوهر گردا هستم

اين چيزي ـه که تو ميخواي مگه نه ؟

آره ميشه آخر هفته بيام ببينمت ؟

آره ميخواي بياي ؟ - آره -

خب خيلي عالي ميشه - آره هنريتا , بيا اينجا -

آره حتما اون هم بايد باشه

خيلي بي ادبيه که جان رو بدون اون دعوت کنيم

از طرف ديگه يه کم عجيب به نظر مياد مگه نه ؟

يه نفر به خوبي گردا بايد فاقد از هر گونه ذکاوت باشه

بعضي وقتا فکر ميکنم اگه اين روحيه رو نداشت جلو نميومد

البته هنريتا کمکش ميکنه

عجيبه که هنريتا انقدر با گردا مهربونه

درباره ي چي داري حرف ميزني لوسي ؟ - آخر هفته داره ميرسه ميج -

مهمون ها هر لحظه ممکنه برسن

من اطمينان دارم که هنريتا سر صحبت رو باز ميکنه

چون جان و گردا

چه کابوسي جان و گردا

لوسي ميدوني الان ساعت چنده ؟

متاسفم عزيزم اصلا نميدونم چه ساعتي ـه

شش و ربع

اوه ميج متاسفم چرا بهم نگفتي ؟

زودباش به خوابت ادامه بده شب خوش

حالت خوبه ؟

من خسته ام

آخر هفته در حومه ي شهر باعث ميشه حالت بهتر بشه

آره متاسفانه گردا قراره رانندگي کنه

ويکتور - آقاي پوارو , سفر خوبي داشتيد ؟ -

بله بدون حادثه بود ممنون

ويکتور اين بوي چيه ؟ - بو ؟ -

من هيچ بوي به مشامم نميخوره به جز هواي تازه روستا

کولي" داخل مطب يه شماره ي تلفن گذاشتم"

اگه مشکلي پيش اومد باهام تماس بگير

هيچ مشکلي نخواهد بود دکتر کريستو

خداحافظ بچه ها - خداحافظ بابا -

بچه هاي خوبي باشيد

ماشين روشن نميشه

از احتراق استفاده کن گردا

ببخشيد من خيلي احمقم - فقط راه بيوفت بريم باشه ؟ -

اي کاش ميشد بمونيم خونه آنگکاتل" منو ميترسونه"

خداحافظ بچه ها خداحافظ مامان -

اخبار گفت هواي آخر هفته آفتابي ـه

همه چيز توي کلبه روبراهه

زنم ترتيبش رو داده

مطمئنم اونجا آسوده خواهم بود

دارم راحت ميشم , بالاخره از اون هواي کثيف لندن خارج شديم

داره با سرعت باد ميره

چرا انقدر وقتت رو توي بيمارستان ميگذروني

وقتي مطب به اين خوبي توي خونه داري ؟

به خاطر تحقيقات ـه گردا قبلا هم بهت توضيح دادم

چرا انقدر آروم ميري ؟ - چراغ ميخواد قرمز بشه -

ولي هنوز که نشده الان سبزه - ببخشيد -

...کم کم دارم قانع ميشم که

خداي من , گردا

"گاجن"

سلام ميج خوشحالم که ميبينمت

چه ماشين باحالي - لاگوندا" ـه"

مثل باد ميره

ممنون گاجن

سلام لوسي - هنريتا -

خوشحالم ميبينمت

فکر کنم بهتره اين وسيله ي نقليه فوق العاده ت رو ببري اسطبل

تا يه دستي به سر و روش بکشي

نهار حاضر ميشه

کيا قراره بيان ؟ - کريستو -

ادوارد هم بعد از نهار مياد - خوبه -

به نظر مياد يه همدم هم پيدا کردي آقاي پوارو

يه نفر خونه ي همسايه رو گرفته

آقاي پوارو

مفتخرم خانم

مثل هميشه همه چيز اينجا زيباست

انگار يه نفر اقامتگاه همسايه رو گرفته ؟

بله قربان يه خانم

ميگن يه بازيگره

فروشگاه لباس چطور بود ؟

کاملا مزخرف

سلام به همگي - ادوارد -

سلام ميج

سلام هنريتا

عاليه . لطفا به من بگيد خانم سيمز اين چيه ؟

انتظار نداشتم هيچ نامه اي به اين آدرس بياد

براي خانم آنگکاتل اومده

براي همين امشب ـه ؟

اوضاع در" اِينرويک "چطوره ادوارد ؟ به زيبايي همينجاست ؟

چرا خودت يه سر نمياي ببيني ؟

هميشه قدمت روي چشم ـه

هر وقت

هر وقت که خواستي

خيلي لطف داري

و اينزويک بهترين جاي جهان ـه

درخت مخصوص خودمون رو يادته ؟

ايگرازيل " علامت مخفي که قبلا همه جا" اونو ميکشيديم

بهتره همينجا بشينيم

خداي من ايگرازيل کي اينو کشيده ؟

تو کشيدي

خب از آخرين باري که ديدمت چيکارا کردي ؟

هيچي

به نظر ... آرام بخش مياد

تو ميتوني آرامش رو پيدا کني

در اينزويک کنار من

اي کاش منم انقدر بهت علاقه داشتم ادوارد

برام خيلي سخته که بهت بگم نه

منظورت اينه که به خاطر جان کريستو نميتوني با من ازدواج کني

اصلا چرا اون يارو زنش رو طلاق نميده ؟ - ...چون

همين ـه مگه نه ؟

اگه جان کريستو در اين دنيا وجود نداشت

تو با من ازدواج ميکردي

من قديما تعطيلاتم رو همراه ادوارد در اينزويک ميگذروندم

اونجا به نظر خيلي پهناوره

چهارده هکتار زمين بايدم پهناور باشه چطور من از دستش دادم

چرا تو اونجا رو به ارث نبردي لوسي ؟ - ميج -

خودت خوب ميدوني که دخترا ارثيه نمي برن قانون دنيا همينه

ادوارد حتي فاميل نزديک من هم نيست

اما ارثيه به اون ميرسه

اينزويک داره از بين ميره

تو به اين خاطر ناراحت نيستي ؟ - نه البته که نه -

من اون مرد کاراگاه رو براي شام دعوت کردم

ببخشيد ؟

به همين خاطر بود که صبح زود اومدم اتاقت

از قبل بهش فکر کرده بودم

سر شام قراره همه بزنن تو سر و کله ي همديگه

پس بودن اون ميتونه حواس پرتي ايجاد کنه

کدوم کاراگاه لوسي ؟

وقتي هري در بغداد کميسر ارشد بود اونم اونجا بود

الان تو يکي از اون کلبه هاي پائين کوه اقامت داره

يادمه روي جيب لباسش يه گل صورتي داشت

و داشت يه چيزي رو حل ميکرد که دقيقا يادم نيست چي بود

البته من اصلا تمايلي ندارم بدونم کي , کي رو کشته

منظورم اينه که وقتي بميري ديگه مردي

ديگه اهميتي نداره چرا مردي مگه نه ؟

من توي هيچ کاري خوب نيستم

نميدونم اصلا چرا با من ازدواج کردي

يه نفر بايد ازت مراقبت کنه به همين خاطر باهات ازدواج کردم

من سعي دارم همسر خوبي باشم جان

..احتمالا الان موقعش نيست که بهت اينو بگم

تو ميدوني که من عاشقت ام مگه نه ؟

البته که ميدونم ولي بايد ... بهت بگم که

هيچکس ديگه به جز تو

با دنده 3 نميتوني بيشتر از اين بري

تيراندازي خوبي بود ادوارد

حالا نوبت توئه هنريتا

ببين ميتوني يه دزد رو بکشي يا نه

عالي بود - نه از کنارش رد شد -

سلام به همگي , سلام هنري

اينم از کريستو - خيلي ببخشيد دير کرديم -

نه اصلا براي تمرين تيراندازي درست به موقع رسيديد

خوشحالم ميبينمت جان گردا بيا جلو

سعي کن به چشم شليک کني

من تاحلا تيراندازي نکردم

سلام عزيزم - سلام -

حتما قبلا با ميج هارکاسل آشنا شدي - البته -

و البته پسر عموي ناتنيم ادوارد رو هم ميشناسي

حالت چطوره ادوارد ؟ - سلام جان -

اينجا چه خبره ؟ - هنري توپخونه ش رو آورده -

واقعا ؟

مچ دستم رگ به رگ شد

مراقب باش

تيرم خطا رفت ؟ ميدونستم خطا ميره

نوبت من شده ؟

گردا چقدر از ديدنت خوشحالم

ممنون هنري

بيا کنار گاجن

! آفرين لوسي

اين که چيزي نيست يادمه يه بار وقتي توي آسيا بوديم

من با چند تا آدم کش درگير شده بودم

ما داشتيم توي خاک غلط ميخورديم بعد يه دفعه ديدم

لوسي به پاي يکيشون و سينه ي اون يکي شليک کرد

چطور شد که تيرش به من نخورد , فقط خدا ميدونه

کاملا ساده ست

تو خيلي سريع حرکت ميکني و درموردش فکر هم نميکني هنري

باورتون نميشه

آقاي پوارو چه توانايي هايي داره

بايد گفت کاملا بي نظيره

کاملا درست ميگه . کارهايي که توي بغداد ميکرد

آقاي پوارو با اون سلولهاي سبزش

خاکستري , خانم

منو ببخشيد . ما واقعا خوشحاليم که همچين کسي در همسايگي مونه

منظورم براي وقتي ـه که يه اتفاقي بيوقته

اگه ازت بخوام بي خيال همه ي اينا ميشي

و مياي باهام زندگي کني ؟

نه

نه ؟

اين چيزي نيست که تو واقعا ميخواي

نميشه فقط يه بار بهم دروغ بگي ؟

چرا ؟ - چون من عاشقتم هنريتا -

اما تو خيلي .. خيلي از من جدائي

More Farsi Persian subtitles for Agatha Christie's Poirot

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left