Parenthood

Parenthood

Download Farsi Persian Subtitle

Season 5

Release info

Parenthood 2010 S05E19 Fraud Alert 720p BluRay DD5 1 H 264-BTN
A Commentary by warez
Translated subtitle from English to Persian فصل 5 قسمت 19 Parenthood.2010 زیرنویس فارسی سریال

Tags

bluray
Published on: 2025-11-23
Downloads: 13
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

بیرون یه عالمه بریورمن هست.

می‌تونی با اونا گریه کنی ولی پیش من میای.

من دیگه نمی‌تونم اینجا کنارت باشم، سارا.

الو؟ اینجا یه وضعیت کوچولو داریم.

ترور تو قمقمه‌ام جیش کرد. می‌کشمش.

وقتی من و بابا تصمیم گرفتیم یه مدت از هم دور باشیم...

همچنین تصمیم گرفتیم از خانواده‌های همدیگه هم دور باشیم.

اگه فقط یه فاصله گرفتید...

پس کی تموم میشه؟

جک قیمتش رو برد بالا. اوه خدای من.

تو سه روز وقت داری.

باید به زندگیم سر و سامون بدم.

من با هنک درستش می‌کنم.

خداحافظ مارک.

امبر.

آقای مارک! آقای مارک. سلام!

حالت چطوره؟

خوبم. تو چطوری؟ خوبم... امم...

اوضاع چطوره؟ داری ازدواج می‌کنی.

نه.

اوه خدای من. نه، اشکال نداره.

خوبه. این‌طوری بهتره.

ما نکردیم... ببخشید.

ما دنبال اون نبودیم. باشه.

ولی کلاً خوبه. من خوبم. خوب.

خوب، خوب. واقعا خوبم، آره.

من هنوز توی لانچونت کار می‌کنم، می‌دونی؟

عالیه. تو چطور؟

همه چی... همه چی خیلی خوبه، آره.

مادرت... مادرت چطوره؟

مامانم... خوبه.

خوبه. خوبه.

خیلی حالش خوبه.

واقعا انقدر خوبه که باورکردنی نیست.

آره، اون الان یه عکاس خیلی مشهوره.

اوه، پس هنوز با...

یعنی هنوز با هنک کار می‌کنه؟

راستش نه.

بیشتر کارای خودشه.

سرف اسپورت رو می‌شناسی؟ آره.

آره، مشتری اونه. محاله!

واو، عالیه. می‌دونم، باورنکردنیه.

و می‌دونی، آپارتمان خودش رو داره.

خیلی باحاله. باحاله.

خیلی مدرنه، آره.

خوشحال شدم شنیدم.

خب، اگه دیدیش بهش سلام من رو می‌رسونی؟

اگه دیدمش؟ تو که می‌بینیش. من می‌بینمش.

اون مادرته. حتماً می‌بینمش.

آره، حتماً. البته که سلام می‌رسونم.

آره. خب از دیدنت خوشحال شدم. آره، منم همین‌طور.

باشه، روز... روز خوبی داشته باشی... اوه.

آه، با هم گفتیم!

خداحافظ آقای مارک.

خب، چه خبره اینجا، روپوش شل و ول؟

هیچی.

ها؟ یه کم...

اون روپوش مورد علاقه‌ی منه. می‌دونم.

واسه همینه که پوشیدمش. ما خاطرات خوبی داشتیم.

ببین دیگه چی دارم. اوه، می‌بینم.

یه کم لوسیون برای اقیانوس. اینجا چه خبره؟

بیا اینجا.

عزیزم. چی؟

ما دیگه به لوسیون احتیاج نداریم.

مکس! چی؟

داری چیکار می‌کنی؟ می‌خواستم بدونی...

که من یه تصمیم گرفتم.

و الان خیلی حس بهتری راجع به این مدرسه دارم.

رفیق، اینجا خیلی از وقت خوابت گذشته. باشه؟

می‌تونیم در مورد این صحبت کنیم... تصمیم من اینه که...

که دیگه تصمیم گرفتم هیچ‌وقت برگردم مدرسه.

عزیزم، آره تو باید بری. باید برگردی مدرسه، باشه؟

نه. ببین.

ما یه قرار ملاقات با معلم‌هات گذاشتیم.

و مدیر. اونا معلم‌های من نیستن.

یا مدیر من. آره، در واقع هستن.

دیگه مدرسه‌ی من نیست. تموم شد.

باشه، خب، کجا می‌خوای بری مدرسه؟

نمی‌دونم. خب تو باید یه جایی بری مدرسه، مکس.

این مشکل من نیست.

من دیگه هیچ‌وقت به سدر نول برنمی‌گردم.

تصمیم گرفتم.

لعنتی، اینجا چقدر تاریکه.

اوووه، اوووه، اوووه، اوووه! بابا، بابا، بابا!

هی، حدس بزن چی شد، پسر؟ پیداش کردم!

چی؟ پیداش کردم! جلوپنجره‌ی GTO ام رو.

این آخرین تکه‌ی پازله. تبریک میگم. برو بیرون.

با اون یارو تلفنی حرف زدم.

گفت چند روزی صبر می‌کنه ولی یه کم مشکوکه.

پس باید فورا بریم یوجین.

یوجین؟ باید... چی؟

آره، چی؟ می‌خوای بذاری پیرمردت...

تنها بره جاده، به خاطر خدا؟

بیا دیگه، قراره از مسیر اصلی خارج شیم و آمریکا رو ببینیم.

هیچ جوره نمی‌تونم این کارو کنم.

همه‌ی اینا رو گفتم که بگم...

یه شروع زودهنگامه. ساعت شش صبح. باشه.

همه‌ش حل شد؟ می‌خوای چراغا رو خاموش کنی؟

من می‌خوام تو بری بیرون. لطفاً برو.

مسخره‌ست. می‌دونی که جون می‌کنی بری.

چی؟ آره.

نه، من نگفتم... نه، من اون حرفو نزدم.

می‌خوای بری، پس اوکیه. این هفته کاریت سبک‌تره.

فقط برو.

و تو رو تنها بذارم با این همه کار؟

آره، من خوبم. من خوبم.

و برای تو هم خوبه.

بابات بهت احتیاج داره. فقط برو.

این غذا واقعاً فوق‌العاده بود.

خب، حق‌مون بود. ما اولین مشتری‌مونو گرفتیم.

دوباره به سلامتی همین بنوشیم. آره.

دوباره بنوشیم.

می‌دونی چیه؟

اجازه بده من حساب کنم. اوه، نه.

بیخیال، این به حساب شرکته. داریم جشن می‌گیریم.

ببین، این کار برای من فوق‌العاده بوده.

و تو به من اعتماد کردی و رُک بگم،

الان تنها چیزیه تو زندگیم که معنی داره.

پس لطفاً، من اصرار دارم.

خب، ممنونم. خیلی لطف داری.

خواهش می‌کنم.

بیخیال، جدی می‌گم.

اونو دیدی؟ آره دیدم.

نه، نه. من اصرار دارم، لطفاً.

این با من.

ممنونم. ممنونم.

الو؟ الو.

از واحد حفاظت از کلاهبرداری بانک کالی‌بانک تماس می‌گیرم.

ما داریم تلاش می‌کنیم یه تراکنش اخیر روی کارتتون رو تأیید کنیم.

شما صاحب اصلی کارت هستید

که با شماره‌های ۰۴۵۸ تموم می‌شه؟

آره. آره، خودمم.

من جولیا بریورمن هستم.

خانم بریورمن می‌تونید یه تراکنش رو تأیید کنید

به مبلغ ۴۶۸ دلار و ۳۶ سنت که امشب انجام شده؟

امشب؟ نه.

من هیچ خریدی به مبلغ ۴۶۸ دلار انجام ندادم.

برای چی بوده؟ کجا انجام شده؟

این تراکنش ساعت ۱۲:۱۸ صبح انجام شده

از یه جایی به اسم شِز میشل

در بلوار سن خوزه در سان فرانسیسکو.

یه رستوران؟

باشه، خب، نه، من تو تخت خوابم. خواب بودم.

خب، آیا شخص دیگه‌ای اجازه استفاده از حساب شما رو داره؟

زیک، تو کدوم دنیا

الان رفتن به اورگون انتخاب خوبیه؟

آه، به خدا میلی، ای بابا!

این گریل‌ها رو هیچ جا پیدا نمی‌کنی.

این گریل‌ها گنج کمیابن، عزیزم.

من اینو می‌فهمم، عزیزم، ولی ما باید یه تصمیم بزرگ بگیریم، و ما...

نه، ما ۷۲ ساعت وقت داریم که اون تصمیمو بگیریم.

فقط ۱۵ ساعت ازش گذشته. بیا، ما کلی وقت داریم...

داری طفره می‌ری. ما باید در موردش حرف بزنیم.

باید همین الان در موردش حرف بزنیم.

اوه، راستی، تو دیر کردی، پس سریع ۵۰ تا شنا برو. من یکم...

امروز صبح با بی‌ادبی حرفم قطع شد، پس حالا برگشتم.

اگه وقت بدیه، می‌تونیم فقط به اون یارو زنگ بزنیم و ببینیم می‌فرستتش یا نه.

می‌خوای این کارو کنی؟ این وقت بدی نیست.

من با اون یارو حرف زدم.

اون یکم کله‌خره.

بعضی از این کارا رو باید حضوری، رو در رو انجام بدی.

باشه، پس داری میری. خب اینم داروهات.

نذار... میشه مطمئن بشی که اینا رو می‌خوره؟

باشه. چیزی هم برای من اون تو هست؟

بیا، بیا اینجا. دوستت دارم، مامان.

زود می‌بینمت. دوستت دارم.

ممنونم. باشه.

خیله خب!

آزادی در انتظار ماست.

همین که پیچیدیم، اون قرصا رو بنداز بیرون.

هی، حدس بزن چی؟ من آهنگا رو آوردم.

اوه، اینا رو ببین. از روی نوار ۸-ترَکم کپیشون کردم.

همه آهنگای هیت سال ۱۹۶۲.

آره. دیگه چی داری؟

حدس بزن دیگه چی؟ اوه، آره.

تو شیرین‌دوستِ شیطون!

باشه!

پنج‌شنبه می‌بینمت، عزیزم!

دوستت دارم!

خیلی عجیب بود. واقعاً عجیبه.

مثلاً پیر شده بود یا همون شکلیه؟

یعنی چی؟ منظورم اینه که شبیه آقای سِیر بود.

همون مدل سبیل عجیب غریبو داشت، می‌دونی؟

کچل نیست، اگه اینو می‌پرسی.

تقریباً یک سال گذشته. می‌دونم، ولی یه سال.

و معلما... منظورم اینه که خیلی چیزا می‌تونه اتفاق بیفته.

الو؟

سلام عمو جوئل. چه خبر؟

می‌تونم اینو بنوشم؟ اوه! فهمیدم.

می‌دونی، خیلی دوست داشتم ولی من امروز تا دیروقت سر کارم.

برای همین نمی‌تونم، ولی...

ولی درو می‌تونه انجامش بده. چی رو انجام بدم؟

آره، نه، نه، اون واقعاً نشسته

همین الان اینجا جلوی من.

نه، اون مثل پرنده آزاده.

ما باید حرف بزنیم. هیچ برنامه‌ای نداره.

اصلاً هیچ برنامه‌ای نداره. تو از کجا می‌دونی؟

من انجامش نمی‌دم. اوهوم.

من نیستم. آره، اون هیجان‌زده‌ست.

من انجامش نمی‌دم. باشه، عالیه.

More Farsi Persian subtitles for Parenthood

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left