The first 200 lines.
Dark Passenger Memento
آیوفیلم تقدیم میکند
کار کنی؟ اونم تو؟
یس. تولد جون نزدیکه میدونی که؟
میخوام بهش هدیه بدم ولی پول ندارم
میدونی دبیرستانیها مجاز به انجام چه شغلهایی هستن؟
!!معلومه که میدونم
یکی بود که میرفتی ...میگفتی «خوش اومدید» و این صحبتا
بهش صنعت خدماتدهی میگفتن، نه؟
در جریانی که اگه از رئیست یا مشتریا خوشت نیاد، نمیتونی بگیریشون زیر مشت و لگد دیگه؟
چطوره اول یه مشت به خودت بزنم؟
.فکر کنم چارهای ندارم
ها؟
اینکه بفرستمت تنهایی کار کنی ،نگرانم میکنه
.برا همینم منم باهات میام کار کنیم
!واقعاً؟
!دم شما گرم! این باعث میشه خیلی بهتر شم
.بزارید منم بیام
اوه، تو هم میخوای بیای سر کار پاره وقت؟
!بعله
جاااان؟ تو هم میخوای بیای سر کار؟
...پس چرا همگی
نمیآید پیش من کار کنید؟
:مترجمان
Dark Passenger Memento
آیوفیلم تقدیم میکند
موقع مشت زدن ضربههام بهت میخوره
،ولی وقتی قلبتو هدف میگیرم همیشه خطا میره
موازی، زیگزاگی، ناهنجار، نامنسجم
وقتی بهم نگاه میکنی و میای نزدیکم
میدونم معناش واسه تو فرق داره
ولی کاش برای همیشه همینطوری میموندیم
احساسات در حال تغییر من مرا دیوانه میکند
وقتی چشم تو چشم میشیم خودت تلپاتی احساستم رو بفهم
اگه جفتمون میتونستیم یه احساس داشته باشیم
میخوام این ظرافت بازی مزاحم رو کنار بزارم
،من میخوام همه چیز رو بدونم من میخوام همه چیز رو بدونم
نمیتونم تا ابد گولت بزنم
نمیتونم پنهانش کنم
میخوام رازمو فریاد بزنم، آههه
بفهمش! تلپاتی
ت-ت-ت-ت-تلپاتی
تلپاتی
من پارهوقت اولین شغل
«اولین شغل پارهوقت من»ش
تاتسومی رامن خدای
!خوشاومدید! این رستوران خانوادگی ماست
.تاتسومی در مورد شما سه تا بهم گفته
تاتسومی رامن خدای
.من پدرشم، تاتسورو
.خوشحالم که اینجایید
!س-سلام
.ممنون که اجازه دادید اینجا کار کنیم
!مرسی ممنون
بچهها نمیدونید چقد از اینکه اومدید قدردانم
،من و زنم باهمدیگه این رستوران رو راه انداختیم
...ولی این اواخر، اون
!رفت خونشون خانوادش رو ببینه
!!برگرد پیشم کیومی
.زیاد اهمیت ندید بهش. همش اینطوری میشه
...هی
واقعاً باید تو این لباسا کار کنم؟
!واهای! این خیلی نازه
خوشحالم که اینا رو خریدم با اینکه !هیچ دختری کمکمون نکرده بود تا حالا
!این ایده تو بود؟
!!این خیلیم شبیه یونیفرم رامن فروشی نیست
در این صورت، مشکلی ندارم که .دیگه رامن فروشی نباشیم
!!رئیسسسسس
.این لباس فرممونه .چاره دیگهای نیست
.فقط گاله رو ببندید و بپوشیدش
!پسر چرا خودت اینو نمیپوشی؟
!!خیلی خب، باز کردیم
!!مشتری داریم!! خوش اومدید
...اوه...خوش...اوم
.خیلی خوش اومدید
صندلی جلو پیشخوان رو دوست دارید؟
.اوه چرا که نه
سلام. چی میل دارید؟
...ها؟ اوه
خودتون چی پیشنهاد میدید؟
پیشنهاد؟
بعله. به نظرتون کدومشون خوشمزهتره؟
.اوه! خب من کیک دوست دارم
ها؟ شما کیک هم دارید؟
.شرمنده نداریم
رامن تاتسومی خدای رایگان پنج چاشنی
جداً که تو مواجهه با مشتریا بدردنخوری
رامن تاتسومی خدای رایگان پنج چاشنی
.پس حداقل پاندا شو
.چشم
...هی تومو-چان
پانداها چه صدایی در میارن؟
ها؟ خب اونا شبیه خرسن پس... فکر کنم غرش کنن؟
!غرش
.ممنون از حمایتتون
!بازم بهمون سر بزنید
،وقتی اینطوری کنار هم کار میکنیم
!جوریه انگار با خانواده ما ازدواج کردی
.شرمنده. متوجه عرایضتون نشدم میشه یه بار دیگه بگیدش؟
!گفتم جوریه انگار با خانواده ما ازدواج کردی
.یه بار دیگه
...این... جوریه که انگار
میشه بازم بگی؟
.ب-بخشید
.یه کاسه میسو رامن لطفاً
!الان براتون میارم
...خوش
!تومو؟
!هی کوبوجون! خوبه بازم میبینمت
هی تانابه... اینجا چه خبره؟
.یکی دیگه هم بیرون وایساده
...خب در واقع
.خوش اومدید
.بزارید به سمت صندلیتون راهنماییتون کنم
تو... گوندویی؟
صورت دوست دوران بچگیت رو فراموش میکنی؟
،بابت بیادبیم منو ببخشید قربان ولی شما ماهیی چیزی هستید؟
.بفرمایید. میتونید اونجا بشینید
.آره خودشه، گوندوعه
هی تانابه منظورت از «بازم» چی بود؟
!اون معمولاً میاد اینجا؟
.آره، هفتهای یه بار اینا
!چرا زودتر بهم نگفته بودی؟ !تیکه تیکهت میکنم
...ببخشید
خب؟ نظرت در مورد تومو تو لباس پیشخدمتی چیه؟
...یکم غافلگیر شدم، ولی .منظورم اینه که... فکر کنم قشنگه
فکر کنم قشنگه؟ فکر میکنی منظورش چی بود؟
.فکر کنم یعنی خوب بود
.بفرماییید اینم رامن شما
...ممنون
.اگه میخوای بخندی راحت باش
ها؟
خب میگم، تو این لباس مسخره شدم، نه؟
.نه، من... فکر نمیکنم بد شده باشه
بد نیست؟ به نظرت منظورش چی بود؟
.فکر کنم یعنی خوب بود
.نوش جان
.خیلی خیلی ممنونیم. لطفاً بازم بیایید
یکم عجیبه نه؟
تا کی قراره اینجا کار کنی؟
.ها؟ تا آخر تعطیلات
.باشه، فردا برمیگردم پس .به کارت ادامه بده
.مشتری آوردم
.ممنون که صبر کردید
!مشکلی نیست
تاتسومی رامن خدای
روز بعد 3
.همتون عالی بودید
.این چند روز خیلی خوش گذشت
.اینم حقوق شما
!رئیس... بابت همه چی ممنون
!یوها! پول
این بیشتر از اون چیزی که بهمون قول داده بودید نیست؟
،از اونجایی که همگی حسابی کار کردید .یکم بهش اضافه کردم
،فکر کنم با توجه به نتیجهمون .این قابل انتظار بود
...در-درسته
الان تحت فشارش گذاشت؟
مغازه بدون ما مشکلی براش پیش نمیاد؟
.نگرانش نباش! دیگه وقتشه مامان برگرده
بخوام راستشو بگم، دوست دارم ...شما به کار کردن تو اینجا ادامه بدید
.ماهم خوشحال میشیم گهگاهی بیاییم کمکتون
!چی؟ واقعاً؟
.کارفرماهای زیادی نیستن که به کارمندا آزادی بدن
!منم دوست دارم دوباره برگردم
.حس میکنم با خود شیطون قرار گذاشتم
جون؟
.هی
امروزم وایسادی بعد کار منو ببینی؟
.خب،تومو تو مدرسه میبینیمت
!اوهوم
.من با میسوزو-چان میرم خونه
.نچسب بهم
.تو هر روزی که اونجا کار میکردیم اومدی
حوصلت سر رفته بود؟
.چون تو اونجا بودی اومدم
،گفتم اگه یهو وحشی شدی
.یکی رو لازم دارن که بتونه از پست بربیاد
ها؟ دقیقاً در مورد من چه فکری میکنی؟
...بعدشم
،من صدها بار از اون رامن خوردم
ولی بنا به دلایلی، وقتی تو برام میآوردیش .خوشمزهتر بود
...پس... میدونی
.کارت خوب بود
.م-ممنون
!واقعاً اینو میدیش به من؟
.اوهوم. این کادو تولدته
.هرچند این یه ارزونشه
!!مشکلی نیست! این عالیه
.اتفاقاً خودمم یکی از اینا دارم
اذیتت که نمیکنه؟
!معلومه که اذیتم نمیکنه
از اونجایی که تویی، اگه سر تا پامون !هم ست بشه من مشکلی ندارم
!سر تا پامون ست بشه؟
منظورم اینه که باحاله نه؟ .انگار باهم تیمیم
.اوه... درسته، تیم
.خیلی وقت بود اینطوری نشده بود
،فکر میکردم این اواخر عوض شده .ولی حدس میزنم جون همون جونه
.تازه کیک هم خریدم
میخوای یه تولد بگیریم خونتون؟
.مامانم امشب دیر میاد خونه
No comments yet. Be the first to leave one.